|
|
دشمنان جنگ، پيامآوران صلح چه کسانىاند؟
فواد شمس
بياييد با هم تصور کنيم که: جوانان حاضر در جبهههاى جنگ اسلحهها را بر زمين بگذارند و از پشت سنگرهاىشان به دشت بيايند و يکديگر را در آغوش گيرند و به جاى گلوله به هم گل بدهند. زنان به فرزندان خود به جاى کينه از ديگرى درس عشق به انسانهاى ديگر را ياد بدهند. کودکان در کوچههاى شهر و مدرسهها به جاى سردادن شعار هاى مرگ بر اين و مرگ بر آن سرود دوستى و انسانيت بخوانند. تمام انسان ها وراى قوميت، مليت، نژاد، مذهب، رنگ و.... دست در دست هم پرچمهاى سفيد به دست و گلهاى سرخ بر دهان به خيابانها بريزند
جنگ را مىتوان کثيفترين کنش انسانى دانست که بشر در طول تاريخ خود آن را ديده و انجام داده است. در يک صحنه جنگ، در يک لحظه با يک انفجار بمب هزاران انسان کشته مىشوند. اگر هر انسان را يک جهان بدانيم در يک لحظه هزاران جهان نابود مىشود.
جنگ را همواره عدهاى کوچک به راه مىاندازند براى منافع کثيف خويش ! عدهاى که منفعتشان در کشتار و تخريب است. صفرهاى حسابهاى بانکىشان رابطهى مستقيمى با تعداد کشتههاى هر جنگ دارد. به همين رکى و راستى و سادگى!
اما چه کسانى بايد با جنگ دشمنى کنند؟ و به صورت عينى و واقعى و جدى خواهان از ميان بردن هرگونه جنگ و استقرار صلح شوند؟ چه کسانى به واقع پيامآوران صلحاند؟
زنان به عنوان نيمى از جامعه همواره کمترين نقش را در جنگها داشتهاند اما همواره از بزرگترين قربانيان مستقيم و غير مستقيم اين پديده شوم بودهاند. زنان نه به خاطر سرشت و ذاتشان بلکه بهخاطر نوع اجتماعى شدن و جايگاهشان در جامعه هيچگاه در جنگها نقش نداشتهاند اما همواره قربانىهاى دم دستى بودهاند. چه به صورت مستقيم تعداد کشتههاى زنان بسيار زياد است تبعات بىخانمانى و درد و رنج جنگها بر دوش زنان چندصد برابر ديگران است. و تبعات غير مستقيم جنگ چه بسا بسيار دردآورتر براى زنان است. فرداى هر جنگى تعداد زنان بىشوهر و بىبرادر و بىپسر را بشماريد تا بزرگى اين درد را در هر جامعهاى ببينيد. در کنار آن رنجآورتر از اين پديده مىتوانيد تصور کنيد حال مادرى را که پسرش را کور، بىدست، بىپا و معلول بيابد؟ يا تا آخر عمر مجبور باشد از شوهر معلولاش نگهدارى کند و تا آخر عمر خون بگريد. در مورد تبعات اقتصادى و معيشتى نيز آن قدر روشن است که نيازى به گفتن نيست!
پس زنان اين نيروى عظيم اجتماع اينان که نيمى از جامعهاند يکى از بزرگترين معترضان فعال به جنگ را بايد تشکيل دهند . زنان بايد پيشقراولان اعتراض به جنگ باشند.
اقليتهاى قومى، مذهبى و ملى هر جامعهاى که همواره به چشم بيگانه و "ديگر"ى به آنان نگريسته شده است. همواره به بهانه تجزيهطلبى و بيگانه بودن و …. سرکوب شدهاند. همواره در پس تمام جنگها همواره شعارهاى غيرتمندانه و البته دروغ و انتزاعى دفاع از وحدت ملى، دفاع از تماميت کاذب ارضى، دفاع از منافع ملى؟! و… بين قوميتهاى مختلف، مليتهاى مختلف و نژادها و مذاهب گوناگون جنگ و درگيرى ساخته شده است. همواره براى دادن نشانى دروغين از دشمن، دشمنان واقعى بشريت از اين اقليتها به عنوان دشمنان کليت انتزاعى هر جامعهاى نام بردهاند. در پس تمام جنگها شعارهاى ملى و قومى و بعضا مذهبى وجود دارد. براى اتمام جنگ بايد اين شعار هاى دروغين را افشاء کرد و اين وظيفه بر دوش فعالين اين بخش از جامعه است. اينان اگر خواهان حقوق و آزادى برابر بين تمام انسانها وراى اين هويتسازىهاى دروغين هستند بايد وراى هر "بودن" ديگرى تنها بر انسان بودن خود و انسانهای ديگر تاکيد کنند. اينان نيز در صفوف دشمنان جنگ قرار دارند.
جوانان به عنوان بزرگترين تشکيلدهنده بدنه مسلح و نظامى در هر جامعه و در هر جنگى هميشه در خط مقدم کشتارها حضور دارند و سريعترين و اوليهترين ضربات هر جنگى مستقيما به آنان وارد مىشود. آنان در سالهاى ابتداى زندگىشان يا کشته مىشوند و از زندگى محروم و يا معلول مىشوند و تا آخر عمر با زجر و درد زندگى مىکنند. اين امور در حالىاند که هيچ نقشى در تصميمگيرىهاى سياسى، نظامى و از همه مهم تر اقتصادى بالايىها در مورد جنگ ندارند. اينان قربانيان زيادهخواهى و دعواهاى بالايىها و بزرگ ترها مىشوند. جوانان هميشه به بهانه جنگ در سنينى که بايد عشق و دوستى، بوسه و گل را تجربه کنند کينه و نفرت، خمپاره و گلوله را تجربه مىکنند.
در فرداى جنگ نيز بعد از تخريب زيربناهاى زيست اقتصادى و اجتماعى و همچنين نابودى بخش اعظمى از نيروى انسانى، ديگر آينده چندان روشنى براى اين جوانان قابل تصور نيست!
و اما کودکان اين بزرگ قربانيان کوچک جنگ! اينان که در زمان جنگ به جاى آن که بادبادکها را در هوا ببيند و شاد شوند اف ١۶را در هوا مىبينند و مىترسند.اينانى که به جاى صداى رودخانه و گنجشکها با صداى رگبار و تکتير تانکها از خواب برمىخيزند. اينانى که زمان بازى در پارکها و خيابانهاى شهر را، در زيرزمينها و پناهگاهها از ترس بمب و موشک بهسر مىبرند. اينانى که در جهان هيچ قدرت تصميمگيرى ندارند اينانى که آينده و زندگىشان در دستان آن بزرگترهاى سودپرست و سرمايهسالارشان است. نمى دانم جواب اينان را چه کسى مىخواهد بدهد؟ جواب کودکى که ديگر پدرش را نخواهد ديد. جواب کودکى که مادرش را بدون چشم و بدون دست مىبيند. جواب کودکى که اسباب بازى و عروسکش را در زير خروار ها خاک خانهى ويرانش شدهاش خواهد جست! بياييد تمام تفنگهاى اسباب بازى را از کودکان بگيريم و نابود کنيم. جنگ بازى نيست. جنگ يک بازى جدى با زندگى انسان هاست.
کودکان را از همان کودکى بايد براى مبارزه با هر جنگى تربيت کرد کودکان را بايد دشمنان جنگ تربيت کرد!
و اما بزرگترين ضررکننده جنگها و در عين حال موثرترين نيرويى که مىتواند صلح پايدار و جاويدان را براى خود و در عين حال تمام بشريت به ارمغان بياورد همانا طبقات محروم و تهىدست هر جامعه به طور عام و طبقهى کارگر بهطور خاص مىباشد. محلات فقيرنشين شهرها راحتترين نقاط براى بمبباران هستند. بيشترين کشتهها و معلولين هر جنگ از اين گروه هستند. بيشترين انسانهايى که در ميدانهاى جنگ با تبليغات و تهييج دروغين و يا به اجبار به عنوان سربازان از جان گذشته!؟ !؟ رفتهاند از اين طبقه هستند. از طرف ديگر اينان چون توان مالى ندارند نمىتواننداز صحنه جنگها بگريزند و يا آيندهاى براى خود در فرداى جنگ دوباره بسازند. اينان پياده نظام ارزان قيمت و مفت و مجانى سرمايهداران در تمام عرصههاى زندگى هستند که در عرصه جنگ اين امر نمود عريانتر و وحشىترى به خود مىگيرد.
از طرف ديگر همواره به بهانه جنگ اندک حقوق کارگران که دستآورد صدها سال مبارزه بىامان اين طبقه بر ضد سرمايهدارى بوده است از آنان به راحتى سلب مىشود. به بهانه شرايط ويژه جنگى اين اندک مزدشان را هم کم مىکنند و يا حتى بعضا بايد بدون مزد در راه ميهن و مقدسات "بخوانيد منافع اندک سرمايهداران قدرتمند" کار کنند. به بهانه خطر منافع ملی"بخوانيد منافع اقليت سرمايه دار جامعه" به بهانه خطر بر ضد کشور و تماميت ارضی "بخوانيد خطر براى تماميت قدرت بالايىها" و هزاران دروغ ديگر از حق هرگونه اعتصاب و يا اعتراض براى بهبود اندک وضع شان محروم مىشوند و هر صداى کوچک اعتراضشان وحشيانهتر از گذشته ساکت مىشود. در اين شرايط با انگ وابستگى به دشمن خارجى حملهکننده به مام ميهن عزيز!؟!؟ مواجه مىشوند. همواره کارگران دو جامعه را اين سرمايهداران که برخلاف ظاهرشان در تحليل نهايى جهانى مىانديشند چون سرمايه مرز ندارد به جان هم مىاندازند تا از خطر اتحاد آنان که منافع کثيف سرمايهداران را به خطر مىاندازد جلوگيرى کنند تا کارگران دشمن واقعى خود را که مرز هم ندارد نشناسند.
اما از آن طرف همين کارگران قدرت شگفتانگيزى هم دارند. اينان شريان توليد جامعه را در دست دارند و تامينکنندهى نيروى انسانى اين جامعه هستند. اگر اينان به آگاهى واقعى و وحدت لازم بين طبقه خود برسند و منافع انسانى را جايگزين تمام اين شعارهاى رنگ رو رفته و دروغين سرمايهداران بکنند آنگاه است که با توقف چرخدندههاى اقتصادى و نظامى هرجنگى مىتوانند صلح پايدارى را براى بشريت به ارمغان بياورند. مىتوانند با گرفتن قدرت از دست قدرتمدارن هر قدرتى را بىمعنا سازند. قدرت واقعى در بازوان اينان و در آگاهى و وحدت کارگران سرتاسر جهان است.
حال بياييد با هم براى چند لحظه هم که شده تصور کنيم "مىدانم شايد حتى تصور کردنش هم براىمان هم سخت باشد و هم با قوانين موجود در جهان سرمايهدارى جرم. اما لااقل اين تصور غير ممکن نيست"
کارگران کارخانههاى اسلحهسازى در سرتاسر جهان دست از کار بکشند و اسلحه توليد نکنند. همچنين شريان توليد و ابزارهاى توليد هر جامعه را خود در دست گيرند و مديريت کنند و منفعتش را به نسبت درست و عادلانه به کل جامعه برسانند! جوانان حاضر در جبهههاى جنگ اسلحهها را بر زمين بگذارند و از پشت سنگرهاىشان به دشت بيايند و يکديگر را در آغوش گيرند و به جاى گلوله به هم گل بدهند. زنان به فرزندان خود به جاى کينه از ديگرى درس عشق به انسانهاى ديگر را ياد بدهند. کودکان در کوچههاى شهر و مدرسهها به جاى سردادن شعار هاى مرگ بر اين و مرگ بر آن سرود دوستى و انسانيت بخوانند. تمام انسان ها وراى قوميت، مليت، نژاد، مذهب، رنگ و.... دست در دست هم پرچمهاى سفيد به دست و گلهاى سرخ بر دهان به خيابانها بريزند. آن گاه است که مىخواهم قدرتى را ببينم که ياراى مقابله با اين سيل خروشان انسانيت را داشته باشد؟!!!!!!!!!!
جنگ محصول دعواى قدرت عدهاى معدود است.. اما صلح نه موهبتى آسمانى و مقدس بلکه تلاش تک تک انسانهاى زمينى و معمولى همين جهان است. صلح محصول قدرت ما انسانهاى معمولى و بىسرمايه و بىقدرت، در نفى قدرت آن قدرتمداران اندک است.
پس بياييم همه با هم فرياد زنيم صلح را! بياييم روز قطعى جدال را بر پا سازيم. بياييد آخرين رزم خويش را بکنيم براى صلح تا بناى صلح جاودان را نهيم!
|
|
|