آذربايجان، کشورى که همه لازمش دارند

سرگئى مارکدونف
www.politcom.ru

مترجم: سيامک سلطانی

توانايى اين کشور در ايجاد فضاى "خودى بودن"، هم در واشنگتن و هم در مسکو، تبديل به مشخصه برجسته‌اى در سياست خارجى آذربايجان پساشوروى، گشته است. بر بستر حادتر شدن تشنج ميان ايران و ايالات متحده آمريکا، مقامات رسمى باکو، صرف نظر از پيچيدگى‌ها در روابط ميان آذربايجان و ايران، تلاش مى‌کنند که حتى در تهران نيز"خودى“ محسوب شوند

در روزهاى پايانى ماه آوريل و اوائل ماه مه امسال، جمهورى آذربايجان يک بار ديگر پاى‌بندى خود به سياست "نوسان" را که پايه‌هاى آن توسط سومين رئيس جمهور آذربايجان و سازنده اصلى دولت پسا کمونيستى در اين کشور، حيدر علی‌اف، ريخته شده بودند، به نمايش گذاشت. توانايى اين کشور در ايجاد فضاى "خودى بودن"، هم در واشنگتن و هم در مسکو، تبديل به مشخصه برجسته‌اى در سياست خارجى آذربايجان پساشوروى، گشته است. بر بستر حادتر شدن تشنج ميان ايران و ايالات متحده آمريکا، مقامات رسمى باکو، صرف نظر از پيچيدگى‌ها در روابط ميان آذربايجان و ايران، تلاش مى‌کنند که حتى در تهران نيز"خودى“ محسوب شوند. اين سياست براى آذربايجان دست‌آوردهاى معينى را نيز به ارمغان آورده است.
در سال‌هاى دهه ١٩٩٠ و نيمه اول دهه ٢٠٠٠، اين جمهورى ماوراى قفقاز با ابراز وفادارى همزمان به چند مرکز قدرت جهانى، سرمايه ژئوپليتيک خود را افزايش داد. بدين ترتيب، سياست "نوسان"نه تنها موجب حفظ موجوديّت کشور گرديد، بلکه امکان افزايش نفوذ آذربايجان درمحدوده پسا شوروى خاور را نيز فراهم نمود.

در آستانه ديدار رسمى رئيس جمهور آذربايجان الهام علی‌اف از واشنگتن، سرويس مطبوعاتى کاخ سفيد، به تعريف و تمجيد بسيار از وى پرداخت، و آذربايجان به عنوان "متّحد کليدى دريکى از مهم‌ترين مناطق استراتژيک جهان" و "همکارى ارزشمند" که در رابطه با عراق کمکهاى مهمى نمود، نام گرفت. تعريفاتى اين چنين خواننده را به ياد اثر کلاسيک برژينسکى، با نام "صفحه شطرنج" مى‌اندازد که در آن با وضوح تمام از آذربايجان، هم چون "چوب پنبه" که بطرى ثروتمند درياى خزر و آسياى ميانه را تحت کنترل دارد، ياد مى‌کند. به عقيده برژينسکى، "آذربايجان مستقل ترک زبان، که لوله‌هاى نفت از قلمرو آن عبور کرده و در ادامه وارد کشوراز نظر قومى خويشاوند، ترکيه مى‌شود، مى‌تواند به عنوان نيروِى باز دارنده در برابرسياست انحصارطلبى روسيه در منطقه عمل نموده و روسيه را از مهمترين وسيله تاثيرگذارى بر کشورهاى آسياى مرکزى محروم نمايد." واشنگتن که همواره به عنوان ممتحن سخت‌گيربراى کشورهاى محدوده شوروى سابق، ابرازعقيده مى‌کند، در ماه آوريل ٢٠٠٦ اعلام نمود که قصد آن را ندارد که باکو را با "سوالات امتحانى“ از قبيل وضعيّت دمکراسى در اين کشور" و "انتخابات پارلمانى ماه نوامبر ٢٠٠٥"، مورد سوال قرار دهد. هرچه "روز موعود" در قبال مسئله ايران نزديک‌تر مى شود، واشنگتن ارجحيّت را نه به تمايلات ايدئولوژيک، بلکه به سياست واقعى، مى‌دهد.

وليکن على‌رغم تمامى تعريف و تمجيدهاى واشنگتن، مقامات رسمى باکو سياست خويشتن‌دارى را پيش گرفتند؛ در همان آستانه ديدار علی‌اف از ايالات متحده آمريکا، آرازعظيم‌اف معاون وزيرامورخارجه آذربايجان اعلام نمود که، کشور متبوع وى قصد ندارد که "عضو پيمانى بر عليه کسى شود و خواهان برقرارى حسن هم‌جوارى با همه همسايگانش در منطقه است". يک هفته قبل از سفر رئيس جمهور آذربايجان به واشنگتن، وزير دفاع ايران مصطفى محمد نجّار به باکو سفر نمود. وى در طى اين ديدار با الهام علی‌اف، و همچنين با وزير دفاع آذربايجان صفر ابى‌يف، سخنگوى پارلمان آذربايجان اکتاى اسداف و همچنين با وزير امور خارجه ديدار نمود. وزير دفاع ايران نيزهمانند مقامات آمريکا، پتانسيل بالاى آذربايجان را بسيار مثبت ارزيابى نمود. به اعتقاد وزير دفاع ايران "رئيس جمهور علی‌اف توان آن را دارد که در رابطه با مسئله ايران و آمريکا، راه درست را به مقامات واشنگتن نشان دهد."

به هنگام ديدار از واشنگتن، الهام علی‌اف اعلام نمود که براى وى رابطه با ايالات متحده آمريکا داراى اهميّتى استراتژيک است. وى همچنين اظهار داشت که بدون کمک‌هاى ايالات متحده آمريکا، آذربايجان قادربه تبديل انرژى به شاخه پايه‌اى اقتصاد کشور، نمى‌گشت. همين قدر که به الهام علی‌اف امکان سخنرانى دربرابراعضاى شوراى روابط بين‌المللى آمريکا، داده شد، به اندازه کافى گويا است. همين شوراى روابط بين‌المللى آمريکا است که پيگيرترين منتقد مواضع ايران، و همچنين روابط ميان روسيه و ايران، و "عدول از دمکراسى“ در کشورهاى محدوده شوروى سابق، است.
الهام علی‌اف درطى ديدارش از واشنگتن، معامله سياسى مهمى را نيز به پيش برد؛ از يک سو اعلام نمود که براى باکو امکان پذير نيست که در"هرگونه عملياتى که در کشور همسايه ايران صورت پذيرند، شرکت نمايد"؛ از سوى ديگربه مقامات واشنگتن نشان داد که گسترش روابط ميان آذربايجان و آمريکا در رابطه مستقيم با مواضع آمريکا در قبال مسئله قره‌باغ کوهستانى قرار دارد. به زبان ديپلماتيک، سخنان الهام علی‌اف به اين معناست که امکان ادامه تحکيم روابط و گسترش همکارى ها ميان آذربايجان و آمريکا، بستگى کامل به موضع آمريکا در قبال قره‌باغ، دارد؛ و اين که آمريکا تا چه اندازه حاضر به اعمال فشار بر ايروان است، و آيا آمريکا حاضر است که رابطه چندين ساله خود را با لابى نيرومند ارمنستان و جامعه پر نفوذ ارامنه آمريکا در کليّت آن را قربانى نمايد. در صورت تغييرات "مثبت" در ارتباط با مسئله قره‌باغ، آن وقت باکو حاضر است که پاى صحبت در مورد "مسئله ايران" نيز بنشيند. بويژه که تا همين اواخر روابط ميان ايران و آذربايجان بسياراز آن چه که عادى مى‌نامند، فاصله داشت.

مسئله آذربايجان جنوبى (آذربايجان ايران)، حساسترين نقطه را در روابط مابين آذربايجان پسا شوروى و جمهورى اسلامى ايران، به خود اختصاص داده است. الهام علی‌اف درسخنرانى ٢٨ آوريل خود در واشنگتن، اشاره‌اى کلّى به اين مسئله داشت. از زمان کسب استقلال،، نگاه به آذربايجان به مثابه محدوده مشترک تاريخى، که به‌طورمصنوعى به دو نيمه تقسيم شده است، در ايدئولوژى رسمى و تاريخ‌نگارى جمهورى آذربايجان، نيروى غالب را تشکيل مى‌دهد.
در خاک ايران شهر تبريز قرار دارد که مرکز تاريخى آذربايجان محسوب مى‌گردد. تعداد آذربايجانى هاى مقيم ايران رقمى به مرتب بالاتر از جمعيت کشور آذربايجان را شامل مى‌شود. در ارتباط با تعداد آذربايجانى‌هاى مقيم ايران آمار يکسانى وجود ندارد. از رقم ١١٫٥ تا ٣٤ ميليون نفر ياد شده است. در سال ١٩٤٥، اتحاد شوروى تلاش نمود که در محدوده آذربايجان جنوبى دولت جمهورى به رهبرى ج. پيشه ورى را ايجاد نمايد. وليکن پس از خروج واحدهاى ارتش شوروى ازقلمرو ايران، اين جمهورى توسط حاکمين ايران نابود گرديد. نزديک به ٣٠ هزار نفر از مردم آذربايجان ايران در جمهورى سوسياليستى آذربايجان شوروى اسکان گزيدند. تعداد کنونى اين افراد نزديک به ٧ هزار نفرتخمين زده مى‌شود.
در سال هاى دهه ١٩٩٠بسيارى از فعالين سياسى و اجتماعى جمهورى آذربايجان، در رابطه با ضرورت اتحاد آذربايجان جنوبى و شمالى، موضع‌گيرى نمودند. جبهه خلق آذربايجان اين اتحاد را در برنامه سياسى خود نيز گنجاند. مقامات ايران درموارد متعدد عدم رضايت خود را از حمايت سازمان‌هاى‌ آذربايجان ايران (جنبش ملى آزاديبخش آذربايجان جنوبى) توسط باکو، ابراز داشته‌اند. در سال ١٩٩٩ حيدرعلی‌اف حکم اعطاى تابعيت آذربايجان به پ. ديلانچى، رهبر يکى از سازمان هاى آذربايجان ايران که خواهان پيوستن دو آذربايجان است، را صادر نمود. از جانب سياستمداران جمهورى آذربايجان نيز حکومت ايران متهم به حمايت از بنيادگرايان مسلمان در درون آذربايجان است. دراينجا اما لازم است قيد شود که به منظورتحقق سياست هاى "يگانه سازى“ ملى- راديکال‌هاى آذربايجان، اليت کنونى آذربايجان هنوز از منابع سياسى کافى بهره‌مند نيست.

اين امکان وجود دارد که واشنگتن در صورت اقدام به "عمليات آزاديبخش" در داخل ايران، آماده به "دادن و گرفتن مهره‌ها" در صفحه شطرنج باشد، بدين معنا که در ازاى پيوستن آذربايجان جنوبى به شمال، قره باغ را به ارمنستان بدهد. اما تحقق چنين "نقشه آزاديبخشى“ مى‌تواند به قيمت نابودى (در کمترين ميزان، وارد آمدن آسيب‌هاى جدّى) تمامى منابع انرژى آذربايجان از جانب ايران، تمام شود؛ که اين نيزمى‌تواند به از هم پاشيدگى اين جمهورى شود. به همين دليل رئيس جمهورعلی‌اف و ديپلمات هاى اودر جستجوى نقاط مشترک هم در واشنگتن و هم در تهران، در تلاش بى‌وقفه بسر مى‌برند.

رئيس جمهور علی‌اف در طى سخنرانى خود در برابر شوراى روابط بين‌المللى آمريکا، به موازات توضيح "خطر ايران"، به خصلت سازنده روابط متقابل ميان آذربايجان و روسيه نيز تاکيد نمود. دراينجا هم عنصر شجاعت و هم ايستادگى بر پرنسيپ‌ها، همزمان به چشم مى‌خورند. صحبت کردن درباره روابط با روسيه، به مثابه حرکتى مستقل و غير وابسته به عوامل خارجى، هيچ گاه نه در واشنگتن و به‌ويژه در شورا، مورد پسند واقع نمى‌شود. نا گفته پيداست که آذربايجان به همان دلائلى که براى آمريکا جالب است، براى روسيه نيز به همان دلايل، جالب و داراى اهميّت است.
براى روسيه نيز وجود آذربايجانى شکوفا و پايدار از جنبه سياسى، و مدرنيزه، حتى اگر با روش‌هاى اقتدارگرايانه هم راه باشد، داراى اهميّت است. در سياست جنوب قفقاز روسيه، جمهورى آذربايجان از جايگاه ويژه‌اى برخوردار است. بر خلاف گرجستان، که سياست خود را آشکارا سمت گيرى به سوى جذب شدن به اروآتلانتيک و رهايى از "ميدان تاثير امپراطورى روسيه" اعلام نموده است، آذربايجان تمايل به روابط سازنده با روسيه دارد. حضور نظامى روسيه در ايستگاه راديويى گابالينسک و پروژه کاسفر، از نظر مقامات باکو به مثابه زير سوال رفتن استقلال کشور ارزيابى نمى‌شود. بسيارى از مقامات رسمى آذربايجان، حتى خود رئيس جمهور، در مقاطع مختلف، نقش روسيه در دستيابى به صلح در مورد مسئله قره‌باغ را ارزشمند، ارزيابى نموده‌اند.

با همه اين تفاسير، روابط آذربايجان و روسيه هنوز نتوانسته است به آن سطح از همکارى که ما بين ارمنستان و روسيه وجود دارد، به‌ويژه در عرصه نظامى، فرا رويد. آذربايجان عضو ساختار گوآم است که به نوعى تشکيلاتى است دربرابراتحاد کشورهاى مستقل، که آذربايجان از طريق آن به عنوان نيرويى در برابر حرکت‌هاى روسيه در جمهورى‌هاى همجوار عمل مى‌کند. به‌ويژه اگر توجه کنيم که اين روزها ساز اصلى را مخالفين اصلى روسيه در منطقه، يعنى اکرايين و گرجستان، مى‌نوازند. گسترش روابط آمريکا و آذربايجان نيزدر مسکوبا حسادت ويژه‌اى دنبال مى‌شود. ميان باکو و مسکو، اختلاف معينى بر سرهمکارى‌هاى استراتژيک ميان روسيه و ارمنستان وجود دارد.
بدين ترتيب مى‌بينيم که همه بازى‌گران اصلى صحنه سياست جهانى، از رابطه با آذربايجان کنونى دنبال منافعى هستند. ايالات متحده آمريکا به اين کشور همچون "ترکيه‌اى کوچک" مى نگرد، کشورى شکوفا با حکومتى اقتدارگرا که علاقه‌اى به صدور ارزشهاى "انقلاب اسلامى“ ندارد. روسيه که با "اسلام نوين" در داغستان و تمامى قفقاز شمالى مواجه است، دلش مى خواهد که در مرزهاى جنوبى خود حکومتى را ببيند که حاضر است در مبارزه با تروريسم يارى‌رسانش باشد. ايران تاکيدش بر تعلق آذربايجان به جهان اسلام است وعدم تمايل رهبران آذربايجان به استفاده از قلمرو اين کشوردرخدمت جنگى که نه سريع خواهد بود و نه پيروزمند.
در هر صورت علاقه عمومى به وجود کشور نيرومند و پايدارآذربايجان، منجربه تحکيم حکومت الهام علی‌اف و طايفه او مى‌شود. اما اين را نيز بايد در نظر داشت که "سياست نوسان" تا وقتى موفق پيش مى‌رود که تغييرى در شرايط بحرانى ژئوپليتيکى به‌وقوع نپيوندند، و همه چيز بلا تغيير بماند. در صورت تغيير اوضاع به هر شکل آن (مثلا آغاز عمليات نظامى بر عليه ايران)، آن وقت است که "سياست نوسان" تبديل مى شود به سياست "دوصندلى“ و مقامات رسمى باکو مجبوربه انتخاب بسيار سختى خواهند گشت.