عراق و روند آشتی ملی در اين كشور
فرخ نعمت‌پور



سازمان ملل عليرغم اينکه‌ ماندن نيروهای خارجی را تا يک سال ديگر تائيد کرده‌ است اما در همان حال با تاکيد بر پروسه‌ آشتی ملی در پی کوتاه کردن حضور نيروهای خارجی در اين کشور است و اين در حالی است که‌ طرف مقابل کماکان مشت آهنين خود را به‌ رخ ميکشد

سفر ناگهانی کونداليزا رايس وزير خارجه‌ آمريکا به‌ عراق، سفر ناگهانی وزرای دفاع ايتاليا و لهستان در همين اثنا به‌ اين کشور، و سرانجام ديدار از پيش اعلام نشده‌ آقای کوفی عنان از اين کشور جنگ‌زده‌ و غرق در نکبت و بحران، خبر از تشديد بيشتر روند حوادث در داخل اين کشور به‌ دست ميدهد. اگرچه‌ رسانه‌های خبری گفتند که‌ علل اين سفرهای ناگهانی از سوی منابع مربوطه‌ اعلام نشده‌ است، اما با توجه‌ به‌ روندهای که‌ اکنون در داخل اين کشور ميگذرد ميتوان تا حدودی آنرا سنجيد!
اين سفرها در شرايطی صورت گرفتند که‌ جامعه‌ عراق خود را برای انتخابات پارلمان اين کشور در ماه آينده‌ آماده‌ ميکند و تلاشهائی برای آغاز پروسه‌ آشتی ملی در حال شکل گيری است. از بعد خارجی مسئله نيز شورای امنيت طی قطعنامه‌ای حضور نيروهای چند مليتی را به‌ سرکردگی آمريکا را برای يک سال ديگر تمديد کرد و تلاشهای بيشتری در سطح منطقه‌ برای شکل‌گيری نهائی صلح اسرائيل/ فلسطين صورت ميگيرد.
البته‌ هر کدام از اين موارد دارای اهميت ويژه‌ خود هستند و به جای خود بايد به آنها پرداخت. در زمينه‌ انتخابات آتی ميتوان گفت که‌ نيروهای سياسی کشور يا بلوکهای ائتلافی مورد نظر خود را شکل داده‌اند و يا در حال شکل دادن آن هستند، ائتلاف کردي، ائتلاف شيعيان و نيز ائتلافی که‌ حزب کمونيست اين کشور از آن سخن ميگويد، ائتلاف ليبرال/ دمکراتيک از نمونه‌های آن هستند. از طرف ديگر همزمان با تلاشها در جهت آشتی ملي، از طرف جلال طالبانی رئيس جمهور و حتی خود نيروهای خارجی مستقر در اين کشور سخن بر سر خروج و يا چگونگی اين خروج اوج گرفته‌ است که‌ اين خود نشانه‌ ايجاد تمهيدات روانی برای به‌ انجام رساند‌ن پروسه‌ آشتی ملی است. آنها از اين طريق مي‌خواهند که‌ بويژه‌ در طيف مقاومت مسلحانه‌ بر ضد نيروهای خارجی انشقاق مورد نظر را ايجاد کرده‌ و لااقل بخشی از آنان را به‌ روند مصالحه‌ با خود بکشانند.
اما از طرف ديگر به‌ نظر من موضوع اين سفرهای ناگهانی را ميتوان عمدتا به‌ دو موضوع ربط داد: اول وضعيت امنيتی بد داخلی عراق که‌ نيروهای اشغالگر را در شرايط دشواری قرار داده‌ است و دوم وجود رقابت جبهه‌ آمريکا و متحدانش از يک طرف و جامعه‌ جهانی از طرف ديگر در قالب سازمان ملل. تاکيد رايس بر ماندن در عراق تا اتمام وظايف و کارهايشان و نيز تاکيد کوفی عنان بر پروسه‌ آشتی ملي، نشانگر دو نگرش متفاوت بر سر قضيه‌ عراق و حل آن است. سازمان ملل عليرغم اينکه‌ ماندن نيروهای خارجی را تا يک سال ديگر تائيد کرده‌ است اما در همان حال با تاکيد بر پروسه‌ آشتی ملی در پی کوتاه کردن حضور نيروهای خارجی در اين کشور است و اين در حالی است که‌ طرف مقابل کماکان مشت آهنين خود را به‌ رخ ميکشد.
اما آيا اساسا وضعيت در عراق ميتواند سرانجام به‌ راه‌ آشتی ملی و وفاق همگانی کشيده‌ شود، و يا اينکه‌ کماکان شاهد جنگ و ترور بيرحمانه‌ و سياه‌ خواهد بود؟ جواب دادن به‌ اين مسئله‌ بسيار دشوار است، زيرا که‌ پيشبرد آشتی ملی علاو ه‌بر اينکه‌ به‌ اعتماد و اطمينان طرفهای ذينفع و شرکت کننده‌ بستگی دارد، در همان حال در هر مرحله‌ آن مستلزم امتياز دهی نيروهای اشغالگر ميباشد. روند هفته‌ها و ماه‌های آتی نشان خواهد داد که آيا اين نيروها حاضر به‌ تن دادن به آن هستند يا نه‌؟

١٧ نوامبر ٢٠٠٥