ادامه‌ تنش، سياستى استراتژيکى
ش ـ سيامک

نظر همه‌ به‌ حق چنين است که‌ جنگ لبنان جنگى فقط مابين حزب‌الله‌ و اسرائيل نيست، و دامنه‌ حضور نيروهاى پشت صحنه‌ در اين جنگ بسيار فراتر از خود طرفين درگير است. در اين راستا با يک نظر اجمالى و سريع فورا دو جبهه‌ اصلى در مقابل هم در برابر چشم ناظران شکل ميگيرد، و آن جبهه‌ آمريکا و اسرائيل از يک طرف و جبهه‌ حزب‌الله‌، ايران و سوريه‌ از طرف ديگر است

حملات مرگبار و ويرانگر اسرائيل به‌ لبنان ادامه‌ دارد و اين جنگ نامترقبه‌ ميرود که‌ با به‌کار بردن سلاح‌هاى جديد در آن به‌ مراحل بسيار خطرناک‌ترى کشيده‌ شود. همچنانکه‌ ميدانيم رسانه‌هاى جمعى از خريد سلاح‌هاى جديد اسرائيل از آمريکا خبر ميدهند، و حزب‌الله‌ نيز سخن از آن ميگويد که‌ هنوز تنها بخشى از توان نظامى خود را به‌ کار برده‌ است. صدها کشته‌ و زخمى (به‌ويژه‌ از مردم بيگناه‌) و ويرانى زيرساخت‌هاى اقتصادى و مناطق مسکونى لبنان از نتايج بسيار اسفبار اين جنگ هستند.
نظر همه‌ به‌ حق چنين است که‌ جنگ لبنان جنگى فقط مابين حزب‌الله‌ و اسرائيل نيست، و دامنه‌ حضور نيروهاى پشت صحنه‌ در اين جنگ بسيار فراتر از خود طرفين درگير است. در اين راستا با يک نظر اجمالى و سريع فورا دو جبهه‌ اصلى در مقابل هم در برابر چشم ناظران شکل ميگيرد، و آن جبهه‌ آمريکا و اسرائيل از يک طرف و جبهه‌ حزب‌الله‌، ايران و سوريه‌ از طرف ديگر است.
در مورد جبهه‌ اسرائيل ـ آمريکا ميتوان گفت که‌ آمريکا علاوه‌ بر پشتيبانى سياسى از طرف اسرائيلى و حمايت از حملات اين کشور به‌ لبنان، حتى از تجهيز تسليحاتى بيشتر اين کشور نيز ابائى ندارد، و به‌طور علنى آنرا به‌ پيش ميبرد. در مورد جبهه‌ حزب‌الله‌، ايران و سوريه‌ بايد گفت که‌ حمايت ايران و سوريه‌ از حزب‌الله‌ حمايتى سياسى است و حمايت مالى و تسليحاتى آن نه‌ به صورت علنى که‌ به شکل مخفی به‌ پيش برده‌ ميشود. همچنين جبهه‌ آمريکا ـ اسرائيل با توجه‌ به‌ قدرت و امکانات ايالات متحده‌ در جهان و نيز توان نظامى اسرائيل، دارای نفوذ بين‌المللى معينی است و اين نفوذ نه‌ تنها تاکنون از امکان اجماعى جهانی عليه‌ آنان جلوگيری کرده است، بلکه‌ برعكس به‌ شکل همراهى ضمنى جامعه‌ بين‌المللى در فرم دولتى و مجامع رسمى تبارز پيدا کرده است.
اما جبهه‌ دوم به‌ علت انزواى ايران و سوريه‌ و تقابل آنها با جامعه‌ بين‌المللى به‌شدت ضعيف شده‌است. آنچه‌ که اين جبهه در اين مناقشه‌ رويش حساب می‌کند، بيش از توان خود، مشکلات آمريکا در منطقه‌ و نيز ترس جامعه‌ بين‌المللى از يک جنگ ويرانگر ديگر در منطقه‌ است، که‌ ميتواند پيامدهاى بسيار ناگوار و غير قابل پيش بينی‌اى به‌ويژه‌ در زمينه‌ انرژى داشته‌ باشد.اين جبهه‌ از نقاط قوت خود و ضعف نسبى و موقتى طرف نيز به‌خوبى آگاه است و روى آن به‌ خوبى مانور ميدهد. که‌ هدف اين مانور البته‌ نه‌ برانداختن طرف مقابل، بلکه‌ وارد شدن در يک سيستم بده‌ بستان سياسى در منطقه‌ است که‌ در آن به گرفتن آنچنان امتيازات سياسى نائل شده‌ باشد که‌ به‌ شيوه‌اى استراتژيکى موقعيت خود را تثبيت شده‌ ببيند.
اما آيا اين امکان پذير است؟ اگر نقطه‌ شروع بحث را طرح خاورميانه‌ بزرگ آمريکا فرض کنيم، چنين امکان بده‌ بستانى که‌ منجر به‌ تقويت استراتژيکى اين جبهه‌ و به‌ويژه‌ ايران شود، امکان ندارد. دولت آمريکا و متحد بسيار نزديکش در منطقه‌ يعنى اسرائيل، در صدد پيشبرد طرح استراتژيک خود که‌ ناظر بر تغيير شطرنج سياسى منطقه‌ است، هستند. و در اين مسير نه‌ تنها به‌ عنوان کمک روى تحرکات سياسى بر اساس سرمايه‌گذارى روى نيروهاى قومى و مذهبى ناراضى در منطقه‌ حساب ويژه‌ باز کرده‌اند، بلکه‌ روى تحرکات نظامى خود به‌ مراتب بسيار بيشتر تاکيد دارند، و در اين مورد نه‌ تنها از امکانات شگرف نظامى خود بهره‌ ميبرند، بلکه‌ از امکانات مالى زيادی هم برخوردارند. اين جبهه‌ از طولانى‌تر شدن جنگ ابائى ندارد، زيرا که‌ جنگ ميتواند هم به‌ تقويت حضورش در منطقه‌ منجر شود و هم ميتواند تحرکى مثبت به‌ بازار صنايع نظامی‌اش بدهد.
اما طرف مقابل نه‌ ازتوان نظامى فوق مدرن برخوردار است و نه‌ از امکانات مالى آنچنانى. حتى ذخائر پولى به‌ دست آمده‌ از افزايش قيمت نفت نيز در مقايسه‌ با بودجه‌ سالانه‌ بخش دفاعى و نظامى ايالات متحده‌ چندان به حساب نمی‌آيد.
بنابراين جبهه‌ اسرائيل ـ آمريکا از لحاظ جهانى، نظامى و مالى در موقعيت بسيار مناسبى است، و بى‌گمان عليرغم تمامى مشکلاتى که‌ در منطقه‌ بر سر راه پيشبرد برنامه‌هاى آنان پيش آمده‌ است، آن برنامه‌ها را ادامه‌ خواهد داد. آنارشيزم سياسى، آشوب و هرج و مرج در کشورهاى اشغال شده‌ با تغيير رژيم‌هاى پيشين که برايشان مقبولتر است، آنان را چندان نگران نميکند، زيرا که‌ به نظر آنان اين آشوبها ميتوانند در مناطقى کنترل شده‌ وجود داشته‌ باشند و ظرفيت فراروئى آن به‌ يک مشکل فرامنطقه‌اى کماکان در نازل‌ترين سطح آن نگاه‌ داشته‌ شود.

اول مرداد ۱۳۸۵