کاووس نشاط
درگيریهاى اخير در جنوب لبنان و تداوم آن براى منافع کوتاه و بلندمدت ايران خطرناک است. به نفع ايران خواهد بود اگر جمهورى اسلامى با اعمال نفوذ بر حزبالله به استقرار آتشبس و پايان جنگ کمک کند، تا لبنان با استقرار نيروهاى دولتى در مرزهاى خود با اسرائيل، بهانهء ادامه جنگ را از ميان بردارد
شوراى امنيت سازمان ملل پس از چند هفته مذاکرات بين روسيه، چين، انگليس، آمريکا و فرانسه به اضافهء آلمان با١۴ رأى موافق و ١ رأى مخالف از سوى اميرنشين قطر؛ اولين قطعنامهء خود در رابطه با مسائل هستهاى جمهورى اسلامى را به تصويب رساند.
قطعنامهء تصويب شده، که نسبت به پيشنويس مورد تقاضاى آمريکا تا حدودى تعديل شده است، ٣١ روز به حکومت ايران فرصت داد تا تمام فعاليتهاى هستهاى، شامل غنى سازى اورانيوم، حتى در سطح آزمايشگاهى به اضافه فعاليتهاى مربوط به توليد آب سنگين را کاملا متوقف کند.
نمايندگان ايران در سازمان ملل قبلا تهديد کرده بودند که در صورت تصويب چنين قطعنامهاى در شوراى امنيت سازمان ملل، به بررسى بستهء پيشنهادى اروپا خاتمه خواهند داد. ايران هشدار داده بود که چنين قطعنامهاى به تشديد بحران کنونى خاورميانه (جنوب لبنان) خواهد انجاميد. اما جمهورى اسلامى برخلاف تهديد هاى اوليه، در چند روز گذشته اعلام کرد که به هر حال در مؤعد مقرر قبلى پاسخ خود را به بستهء پيشنهادى غرب خواهد داد.
هر چند قطعنامه در صورت عدم پيروى حکومت ايران موارد تنبيهى بلافاصلهاى را طرح نميکند اما راه صدور قطعنامهء ديگرى در مورد اعمال چنين تنبيهاتى را هموار کرده است.
تصويب قطعنامهء فوق که ايران را براى قبول يا رد آن تحت فشار ميگذارد، فشارهاى معينى را نيز بر آمريکا وارد خواهد کرد. موضوع کار بلافصل شوراى امنيت پس از صدور قطعنامه اخير، بررسى قطعنامهاى در مورد اعمال آتشبس در جنوب لبنان است. چين و روسيه در مقابل اين همکارى طبعا از آمريکا ميخواهند که مانع صدور قطعنامهء اعمال آتشبس نشود. آمريکا مجبور است با فشار بر اسرائيل، آنها را مجبورکند که آتشبس را بپذيرند. چانهزنى آمريکا از يکسو و اروپا خصوصا فرانسه، چين و روسيه از سوى ديگر در مورد مفاد چنين قطعنامهاى قرار است امروز سهشنبه ٨ اگوست به نتيجه برسد.
جنگ اخير اسرائيل و نيروهاى حزب الله در جنوب لبنان مانند هر واقعهء ديگرى ميتواند پيامدهاى دور از انتظارى را بهبار بياورد. بهنظر ميرسد که فشارهاى بيشترى براى منزوى کردن جمهورى اسلامى در دست اقدام باشد. جمهورى اسلامى که تصور ميکرد به علت نفوذى که بر حزبالله لبنان دارد براى رسيدن به راه حلى در جنوب لبنان ميتواند به عنوان بازيگرى“مهم" در تصميمگيرىها مورد عنايت غرب خصوصا آمريکا قرار بگيرد، حتى امکان حضور در اجلاس رم را پيدا نکرد؛ يا بهطور دقيقتر آنها را به اجلاس راه ندادند.
سوريه در وضعيتى بسيار ضعيف براى قطع ارتباط وسيع با جمهورى اسلامى زير فشارهاى شديدى قرار گرفته است. حکومت ايران در هفتههاى گذشته بدون اينکه قادر به کمترين کارى باشد تنها شاهد نابودى ميليونها دلار سرمايهگذارى سالهاى اخير خود در لبنان بوده است. از پيامد هاى وقايع اخير در جنوب لبنان چرخشى است که در جناح "کبوتر" هاى آمريکائى نسبت به سياستهاى آمريکا در مقابل جمهورى اسلامى ديده ميشود. شخصيتهائى که قبلا راه مدارا و مذاکره با جمهورى اسلامى را ترجيح ميدادند خواهان برخوردى قاطع با جمهورى اسلامى هستند و در عين حال بر عامل زمان تأکيد ويژهاى ميکنند، تا جائى که انتقادها، سياستهاى آمريکا طى دو دههء گذشته در برخود به حزب الله و جمهورى اسلامى را نيز شامل ميشود. با برخورد به گذشته انتقادات شديدى حتى به "ريگان" رئيس جمهور سابق آمريکا براى قبول پيشنهادهای "واين برگر" پس از کشته شدن حدود ٢۵٠ نفر از نيروهاى آمريکا در لبنان وارد ميکنند. فرض جديد بر اين است که آمريکا به جاى خروج از لبنان در سال ١۹٨٣ بايد ضربات تلافىجويانهء شديدى را به عاملان و حاميان واقعهء مذکور وارد ميکرد.
افکار عمومى جهان به علت ذهنيتى که در آنها نسبت به بنيادگرائى اسلامى شکل گرفته است، اقدامى مناسب با ابعاد فاجعه در جنوب لبنان از خود نشان نداده است. در آمريکا تبليغات شديدى براى جمعآورى کمک براى اسرائيل توسط فعاليتهاى مشترک و گستردهء جامعهء يهودى و پروتستان آمريکا در جريان است. افکار عمومى در آمريکا و احتمالا در کشورهاى اروپائى برخلاف موضع مخالفتجويانهاى که با حضور آمريکا در عراق دارند، در مورد حمله اخير اسرائيل به لبنان موضعى تائيدآميز را ابراز ميکنند. کابينه بوش براى حمايتهاى بىشائبهء خود به اسرائيل با کمترين مخالفتى ازسوى کنگره و افکارعمومى آمريکا روبرو نيست.
امکانات نظامى حزبالله لبنان که شايد بهطور اغراقآميزى بزرگنمائى ميشود، اين امکان را به رسانهها و دولت آمريکا داده، تا خطر جمهورى اسلامى بسيار بزرگتر از آنچه که هست جلوه داده شود. اورشليم و تاريخ آن بهطور مکرر براى مذهبى نشان دادن مضمون درگيرى اخير، موضوع گفتگوهاى رسانههاى با نفوذ آمريکاست. چين و روسيه در مورد اين درگيرىها برخلاف مورد کره شمالى و ايران جنب و جوشى در خور از خود نشان نميدهند. کشورهاى عربى منطقه نيز به علت نگرانى که از نيرومندتر شدن شيعيان در منطقه دارند در مقابل جنگ عکسالعمل در خورى را تاکنون از خود نشان ندادهاند.
علىرغم آنچه در مورد سوريه و ايران در حمايت از حزبالله لبنان بيان ميشود، به نظر نميرسد که تضعيف بيشتر حکومت سوريه در دستور کار غرب و اسرائيل باشد. مورد جمهورى اسلامى برخلاف مورد سوريه، هر چه بيشتر برجسته ميگردد. هر چند جمهورى اسلامى مستقيما در جنگ شرکت ندارد ولى هم اظهارنظرهاى مقامات حکومتى ايران و هم "اعترافات" عناصر حزبالله که توسط اسرائيل در جنوب لبنان دستگير شدهاند، مبنى بر آموزش ديدن در ايران، جمهورى اسلامى را به عنوان يکى از طرفين اصلى جنگ معرفى ميکنند.
از چهار هفته پيش که جنگ آغاز شده است، دو فرض توسط تحليگران مطرح بوده، اولى جمهورى اسلامى و حزبالله لبنان و دومى اسرائيل و آمريکا را مسبب آغاز جنگ ميدانند.
اگر فرض اول درست باشد بايد پذيرفت که نتايج جنگ اخير حتى اگر به محبوبيت بيشتر حزبالله لبنان بيانجامد، براى جمهورى اسلامى که تمام يا بخش اعظم سرمايهگذارىهايش در لبنان نابود شده و به علت خطرحزبالله در آينده، فشار هاى باز هم بيشترى از جانب غرب و کشورهاى عربى را متوجه حکومت ايران خواهد کرد، نتايج جنگ هر چه باشد جز ضرر چيزى براى جمهورى اسلامى به همراه نخواهد داشت.
اگر فرض دوم را درست بدانيم و بپذيريم که آمريکا و اسرائيل به دنبال بهانهجوئى براى آغاز جنگ و نابودى حزبالله لبنان بودهاند، بايد قبول کنيم که عدم موفقيت آنها در نابودى سريع حزبالله لبنان، هرچه بيشتر آنها را متوجهء نقش جمهورى اسلامى در خارج از مرزهاى ايران کرده است.
نتيجه اينکه درگيریهاى اخير در جنوب لبنان و تداوم آن براى منافع کوتاه و بلندمدت ايران خطرناک است. به نفع ايران خواهد بود اگر جمهورى اسلامى با اعمال نفوذ بر حزبالله به استقرار آتشبس و پايان جنگ کمک کند، تا لبنان با استقرار نيروهاى دولتى در مرزهاى خود با اسرائيل، بهانهء ادامه جنگ را از ميان بردارد. شواهد نشان ميدهند که اسرائيل با حمايت ضمنى آمريکا، جنگ را در روزهاى آينده حتى پس از تصويب قطعنامهء شوراى امنيت سازمان ملل ادامه خواهد داد.