انحلال ميليشياها در عراق!
فرخ نعمت پور
آنچه که در روند جديد خود را بيشتر مينماياند، برجستهتر کردن دو خواسته اصلى از طرف المالکى است که عبارتند از انحلال ميليشياهاى مختلف کشور و ادغام آنها در ارتش سراسرى عراق، و نيز تاکيد بر خروج نيروهاى اشغالگر در يک سال و نيم پيش رو.
بالاخره بعد از مخالفتهاى جدى، مستمر و سرسختانه جناحهاى کرد و سنى عراقى نسبت به کانديداتورى مجدد جعفرى از طرف ائتلاف شيعى اين کشور، نخست وزير پيشين و موقت عراق ناچار شد که از موضع قبلى خود عقبنشينى کند و جايش را به جوادالمالکى که اخيرا به نورى المالکى تغيير نام داده است، بدهد. اگر چه نامبرده نيز ازحزب الدعوه است، اما مفسران معتقدند که وى نسبت به جعفرى از استقلال راى بيشترى در رابطه با نفوذ همسايه شيعى خود برخوردار است، و درهمان حال وى را فردى با ارادهتر و مصممتر در امور سياسى و کشورى ميدانند. البته بايد يادآورشد که عقب نشينى جعفرى، حاصل فشارهاى آمريکا نيز بود، زيرا نامبرده در صفحه شطرنج سياسى عراق با تمايل نسبى خود به جمهورى اسلامى، نگرانيهاى جدى را در ميان آمريکائيها ايجاد کرده بود.
اکنون بعد از کانديداتورى و انتخاب المالکى به عنوان نخست وزير، ظاهرا گشايشى در بن بست سياسى عراق ايجاد شده، و جناحها و ائتلافهاى برنده دست به کار ايجاد دولت و تقسيم پستهاى کليدى کشور زدهاند. اما آنچه که در اين روند جديد خود را بيشتر مينماياند، برجستهتر کردن دو خواسته اصلى از طرف المالکى است که عبارتند از انحلال ميليشياهاى مختلف کشور و ادغام آنها در ارتش سراسرى عراق، و نيز تاکيد بر خروج نيروهاى اشغالگر در يک سال و نيم پيش رو.
واضح است که المالکى با طرح اين دو خواسته، ظاهرا پيش ازهرچيز تامين امنيت کشور را مد نظر گرفته است. به اين معنى که با انحلال ميليشياها، يکى از اساسیترين پايههاى جنگ داخلى و هرج و مرج موجود از بين ميرود، و با ادغام آنها در ارتش سراسرى، به ايجاد بازوى امنيت داخلى کمک جدى ميشود. اين امر در روند خود باعث ميشود که ارتش عراق بتواند بهتر بر اوضاع داخلى و امنيتى کشور مسلط شود، و بدين ترتيب ضرورت وجود ارتش کشورهاى اشغالگر از بين رفته و با خروج تدريجى آنها، هم پايه مقاومت و جنگهاى ضد اشغالگرى از بين ميرود، و هم کشور سروسامان خود را باز مييابد.
البته اين تصوير داده شده در کليت خود معقول و منطقى مينمايد، اما آيا اين خواسته المالکى در شرايط کنونى به راحتی قابل اجرا است؟ به هيچ وجه! چرا که علاوه بر جناحهاى کرد و سنى اين کشور که مخالف خود را نشان دادهاند، در داخل خود جناح شيعى، ميليشياهاى مقتدى صدر(جيش المهدى) نيز با اين امر مخالفت خود را ابراز کردهاند. اما دلايل اين امر چه هستند؟ به عبارتى ديگر علل مخالفتها از کجا نشات ميگيرند؟ با نگرشى کلى به وضع موجود، و خواستها و دلهره جناحهاى مختلف ميتوان دلايل زيرين را برشمرد:
کردها که خواهان يک حکومت فدرال بر اساس قومي_ مذهبى در عراق هستند تا قطعى نشدن اين امر در قانون اساسى کشور هيچگاه حاضر نخواهند بود که بازوى نظامى خود را که بالغ بر دويست هزارپيشمرگ ميباشند از دست بدهند. تازه حتى با قطعى شدن اين امر نيز نيروى پيشمرگ به عنوان نيروى اصلى نظامى در کردستان فدرال باقى خواهند ماند، بنابراين مخالفت آنها با اين امر مخالفتى برنامهاى و استراتژيک است.
سنيها نيز در شرايط تفوق و بالادستى جناح شيعيان و سيادت آنان در دولت، انحلال ميليشياها را به معناى از دست رفتن سيادت خود بر مناطق تحت نفوذ خود، و گستردهتر شدن تسلط ائتلاف بر اوضاع عراق ميدانند، و ظاهرا در شرايط موجود حتى با پشتيبانى کردن از ماندگارى نيروى پيشمرگ، مصمم به مخالفت جدى با پيشنهاد و خواست المالکى هستند. آنان معتقدند که شيعيان چنان در ارکان ادارى و نظامى عراق نفوذ کردهاند، که امکان رقابت جدى را از ساير جناحها گرفتهاند. بنابراين هر نوع انحلال ميليشياها در شرايط موجود، اتوريته و قدرت نسبى آنها را در شرايط موجود به چآلش ميکشاند.
و اما مخالفت مقتدى صدر زياد جدى نمينمايد، زيرا تجربه نشان داده است که در صورت فشار محافل شيعى بر آن، اين جريان عقبنشينى ميکند و تن به خواست آنها ميدهد. بنابراين مقاومت آنها را در شرايط موجود بايد در رابطه با وضع کنونى ديد که در آن هنوز ميليشياها بسيار فعال هستند و نقش جدى بازى ميکنند.
اما آيا المالکى موفق به اين امر خواهد شد؟ پيچيدگى شرايط کنونى اگرنه غير ممکن بودن آن، اما بسيار دشوار بودن آنرا نشان ميدهد، در فضاى جنگ، کشت و کشتار و جو عدم اعتماد کنونى، دشوارتر از هر چيزى بنيان نهادن ارگانهاى سرتاسرى است و اين بى گمان به فشارهاى آمريکا نيز بستگى خواهد داشت. يعنى اينکه آيا آمريکائيها واقعا مايل خواهند بود که ارتش عراق بازسازى شود، آن چنانکه ضرورت خروج آنها را ممکن سازد؟ عدم اتمام طرحهاى آمريکا در منطقه و بويژه در رابطه با ايران به ما ميگويند که هنوز آمريکا به حضور جدى در عراق نياز دارد، و جنگ و ترور و خشونت نيز بهترين بهانه براى ماندن ارتش اين کشور در عراق هستند. اما در همان حال اين کشوردر پى يک نوع امنيت نسبى در عراق نيز هست تا با خاطر بازتر روى جمهورى اسلامى ايران متمرکز شود. پس شايد به نوعى آنها با اين طرح المالکى همراهى کنند، اما به مرور و به شرطى که بنيانهاى تسلط يکدست شيعى را در آن تغيير دهند.
۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۵