ترکمنستان بدون نيازوف

سيامک سلطانى

به دليل وجود حکومت تماميت‌گرا و کيش شخصيت نيازوف در ترکمنستان، و تلاش نيازوف به برقرارى سيستم بدون رقيب، اين کشور از عدم وجود اپوزيسيونى مطرح و متشکل چه در داخل کشور و چه درخارج ازکشور به‌شدت رنج مى‌برد. آن چه که به عنوان اپوزيسيون در اين سو و آن سوى جهان هراز گاهى سر برون مى‌آورد، اغلب کسانى هستند که قبلا در دستگاه دولتى در مقامى قرار داشته‌اند و به دلايلى مورد غضب "ترکمن‌باشى" قرار گرفته‌اند

درگذشت غيرمنتظره صفرمراد نيازوف رئيس جمهور مادام‌العمر جمهورى ترکمنستان، پرسش‌هاى بسيارى را در رابطه با آينده اين کشور، درميان محافل سياسى مطرح نمود. طرح اين پرسش‌ها و تلاش به يافتن پاسخ‌هاى مناسب به آنان، دو دليل اصلى دارند. يکى از نگاه ژئوپليتيک و ديگرى به دليل منابع عظيم گاز دراين کشور است.
براى درک موقعيت حساس ژئوپليتيکى ترکمنستان همين قدرکافى است که ازهمجوارى اين کشور با ايران و کشورهاى آسياى مرکزى محدوده شوروى سابق و همچنين دسترسى اين کشور به آب‌هاى درياى خزر، ياد شود.
ترکمنستان از نظر ذخيره منابع گاز در ميان کشورهاى محدوده اتحاد شوروى سابق پس از روسيه درمکان دوم، و در جهان درمکان پنجم قرار دارد. واضح است که هرچه سريعترمشخص شدن جانشين نيازوف، مسئله‌اى است که هم آمريکا و روسيه وچين و هم ايران و ازبکستان و نيزهمه کشورها و شرکت هاى بزرگ دست اندرکارتجارت نفت و گاز با ترکمنستان، با دقت و ظرافت خاصى دنبال خواهند نمود. از جمله اين شرکت‌ها Dragon Oil است که شرکتى انگليسى- عربى می‌باشد، و يا شرکت بريتانيايى Buren Energy و همچنين کنسرسيوم خزرکه شرکت " ترکمن‌ نفت" و شرکت خارجى“Mitro International" مشترکن در آن کار مى‌کنند، به اين فهرست همچنين"Petronas" و "لوک اويل" را هم بايد اضافه نمود. تازه در اين جا هنوز نامى از شرکت‌هاى روسى دست اندر کار را که بزرگترينش "گازپروم" است را، نياورده‌ام.
درموارد قبل از نيازوف، مانند کره شمالى و آذربايجان، "پدر" با کمک دستگاه حکومتى از قبل جانشين را آماده کرده بود و سناريوى پس از مرگ را نوشته و تدارکات معينى صورت گرفته بودند. اما در رابطه با نيازوف در درجه اول به دليل دوراز سياست بودن مراد نيازوف، هرچند که تحصيلات وى در رشته حقوق مى‌باشند، جانشينى وى امکان‌پذير نمى‌باشد. گفته مى‌شود که او در يکى از کشورهاى اروپايى اقامت داشته و مشغول به تجارت گاز و همچنين سيگاردر سطح کلان آن مى‌باشد.
مشکل بعدى اين است که به دليل وجود حکومت تماميت‌گرا و کيش شخصيت نيازوف در ترکمنستان، و تلاش نيازوف به برقرارى سيستم بدون رقيب، اين کشور از عدم وجود اپوزيسيونى مطرح و متشکل چه در داخل کشور و چه درخارج ازکشور به‌شدت رنج مى‌برد. آن چه که به عنوان اپوزيسيون در اين سو و آن سوى جهان هراز گاهى سر برون مى‌آورد، اغلب کسانى هستند که قبلا در دستگاه دولتى در مقامى قرار داشته‌اند و به دلايلى مورد غضب "ترکمن باشى" قرار گرفته اند. لذا آمريکا و ديگر کشورهای غربی در حال حاضر يا اصلن تمايلى دارند و يا اگر تمايل معينى هم داشته باشند، کسى را ندارند که سازمانگر و پيش‌برنده "انقلاب رنگى“ آن‌ها در ترکمنستان باشد. دراين رابطه بافت عميقن سنتى جامعه ترکمنستان را نيز نبايد فراموش نمود. شايد به دليل همين بافت جامعه است که تاکنون بنيادگرايى اسلامى نتوانسته است در ترکمنستان، آن‌گونه که در ازبکستان و قرقيزستان و تاجيکستان شاهدش بوديم، ابراز وجود نمايد. جا دارد که تاکيدى نيز براين نکته صورت گيرد که خود صفرمراد نيازوف نيز ديکتاتورى خود را بر بنيان‌هاى ملى‌گرايانه تحکيم و به پيش مى‌برد. روسيه نيز ترجيح مى‌داد که در امور داخلى ترکمنستان دخالتى نکند، حتا اگر غضب "ترکمن باشى“ دامنگير ترکمن‌هايى مى‌گرديد که داراى شناسنامه روسى بودند. مهم پيش‌رفت قراردادها و معاملات تجارى ازجمله بر سر گاز بودند.
در رابطه با احتمال دخالت ارتش هم بايد بگويم که ارتش ترکمنستان از قدرت بالايى برخوردار نيست و لذا دخالت افراد مشخصن نظامى در وضعيت کنونى موفقيت چندانى نخواهد داشت به‌ويژه اگر توجه کنيم که به دليل نبود يک شخصيت سياسى با کاريزمايى نيرومند، چه در جامعه و چه در ارتش، دخالت ارتش به جاى آوردن نظم، بيشتر موجب هرج و مرج و درگيرى‌ها خواهد بود.
هنوز در ابتداى کار هستيم و على‌رغم تاکيد قانون اساسى کشورکه درشرايط ويژه، سخنگوى مجلس را جانشين رئيس جمهور اعلام کرده است، در جلسه اضطرارى شوراى امنيت کشور، قربان قلى بردى محمدوف که تاکنون هم معاون نخست‌وزير و هم وزير بهدارى ترکمنستان بود، تا ماه مارس سال آينده، مجرى وظايف رئيس جمهوراعلام گرديد.
به هر حال آن چه که در ترکمنستان بيش از همه محتمل است برقرارى يک رژيم اقتدارگرا است، ونه تماميت‌گرا هم چون رژيم نيازوف، که اين اقتدار در پى توافق‌هايى در ميان نمايندگان طايفه‌هاى بزرگ صورت خواهد گرفت. و به‌نظر مى‌رسد که اين راه بهترين نيز باشد زيراکه راه ديگر همانا وقوع هرج ومرج و برادر کشى است که برخى همسايگان ترکمنستان هنوز از عوارض چنين تجربيات دردناکى رها نگشته‌اند.