مصاحبه نشريه اينترنتی "استرانا- رو" با آلکسی ماکارکين، معاون اول مرکز تکنولوژی سياسی روسيه
ما خواهان راه حلّ صلح آميز هستيم

www.ctrana.ru
١۹ آوريل ٢۰۰۶
مترجم: سيامک سلطانی

منافع آن‌ها (نيروهای محافظه‌کار) چنين ايجاب می‌کند که همه نيروی جامعه را در پيرامون مسئله‌ای گرد هم آورند؛ برای رسيدن به چنين هدفی لازم دارند که وضعيت خطر تهديد و فشار از خارج را ايجاد نمايند


آلکسی ماکارکين، ارزيابی شما از نقش روسيه در مذاکرات پيرامون معضل هسته‌ای ايران چيست؟
روسيه در موقعيت نه چندان ساده‌ای قرار گرفته است، ضمن اينکه امکان معينی برای برخی مانورها را نيز دارد. مشکل روسيه، اين است که تهران تلاش می کند که روسيه را در خدمت منافع خويش به کار گيرد. به ياد بياوريم که در ماه فوريه چندين ديدار مابين روسيه و ايران برگزار گرديد، مقامات ايرانی به مسکو سفر نمودند و از جانب روسيه نيز رئيس سازمان انرژی اتمی روسيه، سرگی کرينکو به ايران سفر نمود. واضح بود که مسئولين ايرانی آشکارا وقت‌کشی می‌کنند؛ يک بار موافقت اصولی خود را برای امضای موافقتنامه اعلام نمودند، سپس آن را تکذيب نمودند و الی آخر. در همين مرحله بود که بر امکان غنی‌سازی اورانيوم در خاک روسيه علامت سوال بزرگی سايه افکند. تحت چنين شرايطی، امکانات ميانجی‌گری روسيه در پايين‌ترين سطح خود قرار گرفت.
از جانب ديگر، امکان راه حلّ نظامی پيشنهاد شده از طرف مقامات آمريکايی؛ مبنی بر امکان وارد آوردن ضربات موضعی بر زير ساخت های اتمی ايران با هدف نابودی آن ها، عملا از جانب همه، منظور روسيه، چين و هم پيمانان آمريکا در ناتو، پاسخ منفی گرفته است. حتی لندن نيز از واشنگتن، پشتيبانی ننمود. علت آن نيز روشن است. واکنش ايران در برابر کنش نظامی، غير قابل پيش‌بينی است؛ به اين واکنش می‌توان جنگ تروريستی و افزايش بهای مواد ناقل انرژی را نيز اضافه نمود. بدين ترتيب در چنين شرايطی، برای روسيه امکانی فراهم می‌شود که از تشديد اوضاع در جهت به‌کار گيری خشونت چه از جانب ايران و چه از جانب آمريکا، جلوگيری نمايد. لازم است که آن چنان شيوه‌ای انتخاب گردد که از تعميق بحران جلوگيری نموده و طرفين را به راه حل توافق، از جمله مورد پيشنهادی روسيه، سوق دهد.

به نظر شما چرا ايران علی رغم وجود خطر واقعی اعلام تحريم بين‌المللی، اعلام نمود که موفق به غنی‌سازی اورانيوم گشته است؟
مسئله برای ايران از نگاه ژئوپليتيکی، دارای اهميّت است. ايرانی ها به هيچ عنوان خواهان آغاز يک جنگ جديد نيستند، چه رسد به جنگی با کاربرد سلاح های اتمی. در اين جا بايد متذکر شد که هم اکنون در ايران نيروهای محافظه‌کار در راس فدرت قرار گرفته‌اند، که در سياست خارجی، از مواضعی بسيار راديکال برخوردار هستند. در داخل کشور هم منافع آن‌ها چنين ايجاب می‌کند که همه نيروی جامعه را در پيرامون مسئله‌ای گرد هم آورند؛ برای رسيدن به چنين هدفی لازم دارند که وضعيت خطر تهديد و فشار از خارج را ايجاد نمايند. علاوه بر اين‌ها،همگام با ايجاد حالت "دژ تحت محاصره"، مقامات کنونی ايران قادر می‌شوند که فشار اپوزيسيون داخل کشوررا تقليل داده و يا حتی آن را از ميان بردارند. ضمن آن که رئيس جمهور کنونی ايران دارد به سمبل مقاومت در برابر غرب، و سمبل ايستادگی در برابر تهديدات احتمالی، تبديل می شود، که اين نيزبه تحکيم مواضع محافظه‌کاران رژيم ايران، ياری می‌رساند.
در ضمن اين موضوع که ايران خودش را عضو جديد کلوپ اتمی اعلام نمود، چيز عجيب وغريبی نيست، وعملی بر خلاف قوانين بين‌المللی صورت نگرفته است. زيرا که اين کار را هر کشور ديگری هم که دارای سيکل کامل هسته‌ای است، می‌تواند انجام دهد. علاوه بر آن، ايران همواره اعلام می‌کند که انرژی هسته‌ای را فقط به فقط برای مقاصد صلح‌آميز می‌خواهد و نه اهداف نظامی. و تاکنون نيز هيچ مدرکی به دست نيامده که عکس گفته‌های مقامات ايران را ثابت کند، و تحريم بين‌المللی و يا از آن هم بيشتر، وارد آوردن ضربات نظامی را در دستور قرار دهد، چيزی که نه روسيه و نه چين از آن حمايت نمی‌کنند. به همين دليل است که روسيه هنوز هم بر مذاکره ، حتی اگر اين مذاکرات چندين بار هم تکرار شوند، تاکيد می‌کند.