"طرحى نو دراندازيم"
ا. م. شيزلى

با نيل به بازسازى سازمان ملل و شوراى امنيت آن است که مى‌توان تهاجمات و اشغال‌گری‌ها را در جهان مهار کرد و به استعمار، در اشکال نو و کهنه‌ی آن پايان داد و از استبداد و خودکامگى رژيم‌هاى دينى مثل رژيم جمهورى اسلامى ايران و رژيم صهيونيستى اسرائيل جلوگيرى کرد

امپرياليسم جهانى به رهبرى آمريکا، انگليس و فرزند خلف آنها اسرائيل، با کشتار مردم لبنان و فلسطين، به‌ويژه با قتل عام زنان و کودکان در شهرک «قانا»، نقاب از چهره‌ی کريه خود برافکند. هرچند اين چهره‌ی کريه، ازيک و نيم دهه‌ی پيش در شوروى و اروپاى شرقى، به‌خصوص در يوگسلاوى، افغانستان و عراق، در آفريقا و آمريکاى لاتين و جنوب شرقى آسيا عريان شده بود. باشد که، کشتار «قانا»، چشمان پف‌کرده و خواب‌آلود مشتاقان و سينه‌چاکان "دموکراسى و حقوق بشر" دروغين را هم باز کند.
در اين کوتاه، روى سخن من با قصابان آدم‌نماى فاشيست نيست چرا که، اين خصلت ذاتى و فطرى آنهاست و قصد تقبيح آنها را هم ندارم زيرا، آنها، به اندازه‌ی کافى رسوا و منفورند. روى سخنم با مجامع بين‌المللى است. با سازمان دول متحد و شوراى امنيت آن است، با شوراى حقوق بشر و ديگر مجامع بين‌المللى است که به موقع نتوانستند و يا به عبارتى صحيح‌تر، نخواستند ساطور از دست قصابان بشريت برگيرند.
با توجه به جناياتى که فاشيسم جهانى امروزه در لبنان و ديگر نقاط جهان مرتکب مى‌شود، و با توجه به ضعف و ناکارآمدى مجامع بين‌المللى براى جلوگيرى از حملات و اشغالگرى فاشيسم، کشتار مردم و تخريب زير بناى کشورهاى ضعيف‌تر وظيفه‌ی همه‌ی احزاب، سازمان‌ها، جمعيت‌ها و شخصيت‌هاى انسان‌دوست، صلح‌طلب و عدالت‌خواه است که، مبارزه‌ی مردم را در جهت اصلاح و بازسازى بنيادى مجامع و تشکل‌هاى بين‌المللى موجود، در راه مبارزه براى خلع سلاح عمومى و برچيدن پايگاه‌هاى نظامى غير در کشورهاى مختلف جهان سازماندهى کنند.
سازمان ملل و تشکل‌هاى آن را از اختيار وکنترل قداره‌بندان بين‌المللى خارج سازند
تا اين نهادها اعتبار و حيثيت مخدوش‌شده‌ی خود را بازيابند.
بازتشکيل سازمان ملل ضرورتى تأخير ناپذيراست. فراهم کردن شرايط کافى به منظور عضويت همه‌ی ملت‌ها در ترکيب هيئت نمايندگى هر کشورى در بازسازى سازمان ملل ضرورى است که، بدين طريق، همه‌ی ملت‌هاى زير ستم حقوق حقه‌ی خويش را متحقق سازند.
سازمان ملل، شوراى امنيت کنونى را به‌طور کامل منحل و به‌جاى آن، شوراى امنيتى مرکب از يک چهارم اعضاى سازمان ملل تشکيل دهد.
اعضاء شوراى امنيت را بدون عضو دائم، براى مدت دو سال انتخاب کرده و حق وتوى همه‌ی دولت‌ها را به‌طور تام وتمام لغو کند.
کليه‌ی قطعنامه‌ها و مصوبه‌های شوراى امنيت با رأى مثبت سه چهارم اعضاء آن براى هر کشورى لازم‌الاجرا باشد.
شوراى امنيت سازمان ملل متحد بايد داراى چنان اهرم و ارگان اجرايى نيرومند باشد که، بتواند متمردين را به اجراى مصوبات خود ملزم نمايد.
مقرّ همه‌ی تشکل‌هاى بين‌المللى، از جمله، سازمان ملل متحد، از کشور تصرف‌کننده‌اى چون آمريکا به کشور ديگرى منتقل شود تا، از تحت نفوذ و تأثير دولت آن کشور خارج گردد.
بودجه‌ی همه‌ی تشکل‌هاى بين‌المللى از طرف همه‌ی اعضاء، به نسبت جمعيت ملى به‌طور مساوى تأمين گردد.
اوضاع کنونى جهان نشانگر آن است که، بدون دستيابى به اهداف فوق، برقرارى صلح و امنيت پايدار در جهان مقدور و ممکن به نظر نمى‌رسد. با نيل به بازسازى سازمان ملل و شوراى امنيت آن است که مى‌توان تهاجمات و اشغال‌گری‌ها را در جهان مهار کرد و به استعمار، در اشکال نو و کهنه‌ی آن پايان داد و از استبداد و خودکامگى رژيم‌هاى دينى مثل رژيم جمهورى اسلامى ايران و رژيم صهيونيستى اسرائيل جلوگيرى کرد. اين، بستگى تامّ و تمام به مبارزه‌ی پيگير، هماهنگ و مشترک همه‌ی ملت‌ها و خلق‌هاى جهان و نيروهاى مترقى و پيشرو آن دارد.
در غير اينصورت، هر گونه صحبت از آزادى و دموکراسى، حقوق بشر و انسان‌دوستى، برادرى و برابرحقوقى ملت‌ها، چِيزى جز تکرار شعارگونه و اتوپيک جملات کليشه‌اى نخواهد بود.