کوبا پس از فروپاشی "سوسياليسم واقعاً موجود"
مهرداد




دوست داشتم به فيدل بگويم چه زيبا و با شكوه است وقتی دولتمردان در اوج محبوبيت خود قدرت را وامينهند، "ماندلا" وار عرصه را برای رقابتهای سياسی فراهم ميکنند و دانش و تخصص خود را به اشکال گوناگون در خدمت به مردم و كشور خود به كار ميگيرند.

مدتها بود در اين فكر بودم كه سری به كوبا، يكی از دو "دژ" باقيماندهُ "سوسياليسم واقعاً موجود"، و ساحرهای که دامن خود را در آبهای گرم دريای كارائيب تر ميكند و بر آبهای هميشه متلاطم و توفانزای اقيانوس اطلس گيسو ميسايد سری بزنم و آنچه را شنيده و خوانده بودم از نزديک ببينم. از اين جزيرهُ كوچك محصور بين آبهای گرم، هم از سوی طرفداران و هم از سوی منتقدين و مخالفين زياد شنيده و خوانده بودم. در عالم موافقين، فيدل کاسترو در قامت يک پهلوان و يک قهرمان ظاهر ميشود. پهلوانی كه يك تنه در مقابل جهان سرمايه‌داری قد علم كرده و داغ شكست سوسياليسم را به دل آن گذاشته است. قهرمانی كه هر چه به پايان عمر خود نزديكتر ميشود بيشتر حالت اسطوره ای بخود ميگيرد. طرفداران وی در کوبا، او را به سان پدری ميپندارند كه در نبود وی خود به يتيمانی تبديل ميشوند که در مقابل دشمن بدون يار و ياور و پشتيبان ميمانند. آنها فيدل را قادر به انجام هر عمل غير ممكن ميدانند. از آنطرف، مخالفين فيدل را فردی خودکامه و ديکتاتور ميدانند که در 46 سال گذشته حکومتی توتاليتر را رهبری کرده و خود را در مقابل هيچ بنی بشری پاسخگو نميبيند.

خيلی مايل بودم بتوانم فيدل، اين قهرمان ملی در قيد حيات كوبا را ببينم و با وی درد دلی كنم. دوست داشتم به وی بگويم كه چرا اينهمه دودستی قدرت را چسبيده و خيال رها کردن آنرا ندارد و فضا را برای شرکت نيروهای جوانتر در قدرت باز نميکند. دوست داشتم به وی بگويم که اين درست است كه مجمع ملی خلق در تمامی نشستهای خود به اتفاق آرا وی را به رياست دولت برگزيده است، اما اين حقيقت به اين معنا نيست كه وی بايد مادام‌العمر در قدرت بماند. دوست داشتم به وی بگويم که سرنوشت حكومتهای توتاليتر دنيا كه رهبران آنها صدای مردم خود را برای ايجاد تحول يا اصلاً نشنيدند و يا وقتی شنيدند که ديگر كار از كار گذشته بود را پيش خود مرور كند و اين واقعيت كه اکثر آنها بوسيله قدرت مردم از قدرت به زير كشيده شدند را از نظر دور ندارد. دوست داشتم ميتوانستم با وی از چائوشسكوها و ميلوسويچها كه با خفت و خواری با قدرت وداع گفتند حرف بزنم و به وی بگويم که در جوامع تك صدائی که بوسيله حکومتهای توتاليتر اداره ميشوند دير يا زود چنين سرنوشتی دامنگير احزاب حاكم خواهد شد. دوست داشتم به فيدل بگويم چه زيبا و با شكوه است وقتی دولتمردان در اوج محبوبيت خود قدرت را وامينهند، "ماندلا" وار عرصه را برای رقابتهای سياسی فراهم ميکنند و دانش و تخصص خود را به اشکال گوناگون در خدمت به مردم و كشور خود به كار ميگيرند.

البته نبايد بار همهُ گناهان را به گردن فيدل و ديگر دولتمردان كوبائی انداخت. در اين راستا، سياست بغايت خصمانه دولتهای مختلف آمريكا در رابطه با كوبا و نقش بسيار مخرب آن، بويژه وقتی جمهوريخواهان در قدرت بوده‌اند، را نبايد از نظر دور داشت. در غياب اتحاد شوروی، تحريم تمام عيار آمريكا بر عليه اين جزيرهُ كوچك که از سال 1961 آغاز شد، اين کشور را فلج کرده است. در ادامه اين نوشتار به تاريخ روابط کوبا و آمريکا پرداخته خواهد شد.

موردی كه در بين توريستها توجه را به خود جلب ميکند، تركيب سنی آنها است. اکثر آنها را جوانان زير 30 سالی تشکيل ميدهند که با علاقهُ وافری كوبا را به عنوان محل گذران تعطيلات خود انتخاب ميکنند. آنها با احترام خاصی از چه‌گوارا، قهرمان ملی كوبا ياد ميکنند و اکثرا تی شرتهای وی را ميپوشند. توريسم كوبا به مقدار زيادی مديون اين چهره محبوب جوانان ميباشد. چه‌گوارا بر فراز استاديوم شهر هاوانا با آن چهرهُ مصمم و محجوب و چشمان نافذ خود توجه هر تازه واردی را به خود جلب ميكند. در ميدان انقلاب شهر پرترهُ وی بر سينهُ يكی از بلندترين ساختمانها و روبروی مجسمه و بنای يادبود خوزه مارتی رهبر استقلال كوبا، به چشم ميخورد. در هر كوی و برزن و فروشگاه و بازار عكسها و تی شرتهای مزين به چهرۀ وی به چشم ميخورند. مردم كوبا نيز از اين قهرمان ملی خود با احترام زايدالوصفی ياد ميكنند و از وی بعنوان "رفيق فرمانده" اسم ميبرند. محل زندگی و محل كار چه‌گوارا و ديگر رهبران انقلاب در هاوانای قديم، به عنوان موزه و آثار باستانی نگهداری ميشوند.

كوبا اكنون، پس از قطع يارانه‌های اتحاد شوروی سابق كه بالغ بر 4 تا 6 ميليارد دلار در سال بود، دوران بازيابی خود را از سر ميگذراند. كوبائيها به چند مورد در زندگی خود افتخار ميكنند. اول اينکه در کوبا خدمات پزشكی-درمانی رايگان است و اين کشور در بعد جهانی در عرصه های پزشکی و داروسازی مطرح ميباشد. بعنوان مثال، مدت زمان انتقال بيمار از محل وقوع بيماری به بيمارستان، در مقايسه با حتی کشورهای پيشرفته، در کوبا بسيار كوتاه ميباشد. زنان باردار پس از اينکه شش ماه از دوران بارداری را پشت سر گذاشتند به بيمارستانهای مخصوص منتقل و تا مدت قابل توجهی پس از زايمان تحت مراقبتهای ويژه قرار ميگيرند و از اين بابت هيچ هزينه ای پرداحت نميکنند. دوم اينکه برای هر كوبائی، در هر نقطه‌ای از اين كشور، تحصيلات در تمامی مقاطع رايگان ميباشد. سوم اينکه كوبائيها به استقلال خود، بويژه در مقابل آمريكا افتخار ميكنند. آنها معتقدند كه اگر درهای كشور به روی آمريكا باز شود، برای حقظ منافع خود تماميت ارضی و منافع ملی كوبا را به خطر خواهد انداخت.

تاريخ كوبا
در دوران استعمار اسپانيا، گروه زيادی از برده‌های آفريقائی به كوبا آورده شدند تا در مزارع قهوه و نيشكر استثمار شوند. در نتيجهُ جنگ آمريكا و اسپانيا در سال 1898، حاكميت اسپانيا بر اين جزيره به پايان رسيد و از آن پس کوبا تحت سرپرستی آمريكا قرار گرفت. کوبا موفق شد با قرارداد پاريس در سال 1902 استقلال خود را بدست آورد. فيدل کاسترو در پی عمليات ناموفق 26 ژوئيه 1953 دستگير و به زندان رژيم باتيستا افتاد و پس از آزادی مجبور به مهاجرت به مکزيک شد و در آنجا بود که "جنبش 26 ژوئيه" را به هدف سرنگونی رژيم باتيستا سازماندهی کرد. در نتيجه استبداد روزافزون رژيم باتيستا و حرکتهای مردمی بر عليه آن و رهبری اين حرکتها از سوی فيدل کاسترو و همراهان، باتيستا در اول ژانويه 1959 مجبور به فرار از کشور شد و فيدل و ديگر انقلابيون جنبش چريکی قدرت را در دست گرفتند. در 16 آوريل 1961، دولت کوبا به عنوان يک دولت سوسياليستی به دنيا معرفی شد.

دموگرافی کوبا
کوبا داراي جمعيتی حدود 11 ميليون نفر، كه 51% مولاتو (دو رگه، اروپائی-زنگی)، 37% سفيد، 11% سياه، و 1% چينی ميباشد. ميانگين سنی برای زنان 79.65 و برای مردان 74.94 سال ميباشد. تمامی جمعيت بالای 15 سال دارای سواد خواندن و نوشتن هستند. در كوبا بيش از 4.5 ميليون نفر نيروی كار وجود دارد كه 78% آن در بخش دولتی و 22% آن در بخش غير دولتی شاغل هستند. 24% نيروی كار كوبا در صنعت كشاورزی، 25% در بخش صنعت، و 51% در بخش خدمات شاغل هستند. نرخ بيكاری در كوبا 2.5% و نرخ تورم 3.1% ميباشد. درآمد سالانه كوبا 18.01 ميليارد و هزينهُ آن 19.06 بيليون دلار ميباشد. بر اساس آمار سال 2004، صادرات كوبا معادل 2.104 ميليارد دلار و واردات آن معادل 5.296 ميليارد دلار ميباشد. كشورهای وارد كنندهُ محصولات كوبائی، هلند، كانادا، چين، روسيه، و اسپانيا و كشورهای صادر كنندهُ محصولات به كوبا، اسپانيا، ونزوئلا، چين، كانادا، ايتاليا، مكزيك، و آلمان ميباشند. صادرات كوبا، شكر، نيكل، توتون، ماهی، محصولات داروئی، مركبات، قهوه و واردات آن، نفت، مواد غذائی، ماشين‌آلات، و فرآورده های پتروشيمی ميباشند.

بر اساس آمار سال 2004، ذخيرهُ ثابت شدهُ کوبا حدود 532 ميليون بشكه نفت و 42.62 ميليارد متر مكعب گاز طبيعی ميباشد و روزانه 77900 بشكه نفت و 600 ميليون متر مكعب گاز طبيعی توليد، و روزانه 163000 بشكه نفت و 600 ميليون متر مكعب گاز طبيعی مصرف ميكند. بعبارتی ديگر، کوبا مابقی نفت مورد نياز خود را ميبايست از خازج وارد کند. در بخش روابط خارجی به اين موضوع پرداخته خواهد شد.

تغييرات در كوبا
از فردای فروپاشی اتحاد شوروی، تغييرات عمدهُ اجتماعی، سياسی، و اقتصادی در كوبا صورت گرفته است. بيشتر دههُ 90 ميلادی دوران از سرگذراندن فشارهای فزاينده‌ای بود. دورانی كه كوبا در تلاش بود تا خود را بازيابی كند و در غياب اتحاد شوروی سابق، خود را با شرايط جديد وفق دهد. اين مرحله تا پايان اين دهه به درازا كشيد و در ادامه تغييرات اقتصادی و اجتماعی آغاز گرديد.

تغييرات اقتصادی
دولت كوبا درگير ايجاد موازنه بين آزادتر كردن فضای عرصه اقتصادی و كنترل عرصه سياسی ميباشد. با افزايش نقش بخش خصوصی تلاش دارد تا كمبود مواد غذائی، كالاهای مصرفی، و خدمات را جبران كند. مشخصهُ عمدهُ اقتصاد كوبا دوگانگی آن بين بخش نسبتاً كارآمد صادرات و بخشهای غير كارآمد بومی ميباشد. استاندارد زندگی كوبائيها در مقياسی پائينتر از دوران قبل از ركود، كه در نتيجهُ قطع كمكهای اتحاد شوروی به اين كشور بوجود آمد، ميباشد. دولت كوبا در سال 2004 سياست كنترل بر دلارهای وارد به كشور از طريق توريسم، ارسال ارز از خارج به داخل، و بازرگانی را اتخاذ كرد. بر اساس آمار تخمينی سال 2004، قدرت خريد كوبا معادل 33.92 ميليارد دلار و توليد ناخالص ملی سرانهُ آن (Groos Domestic Product Per Capita – GDP Per Capita) 3000 دلار ميباشد (اين شاخص برای كشور لوكزامبورگ 63609، برای آمريكا 39498، برای ايران 7594 و برای تيمور شرقی 400 دلار ميباشد.)

مهمترين زمينهُ تغيير اقتصادی در كوبا سياست فاصله‌گيری از صنعت توليد شكر در سال 2002 ميباشد كه در نتيجهُ آن تقريباً 50 در صد كارخانه‌های توليد قند كوبا بواسطهُ اينكه ديگر مقرون به صرفه نبودند تعطيل شدند. در حال حاضر فلز نيكل بزرگترين کالای صادراتی كشور و صنعت توريسم حدود 50 درصد مبادلات خارجی كوبا را به خود اختصاص ميدهد. كوبا بخش خصوصی را قدری توسعه داده است و در عرصهُ رستوران، منازل خصوصی، اماكن مسكونی اجاره‌ای و در زمينه‌هايی از خدمات، برای بخش خصوصی فضای بازتری را ايجاد کرده است. انتقال بحش اعظم مزارعی كه در مالكيت دولت بودند به شركتهايی كه مالك آنها كارگران ميباشند گواه اين مدعاست.

پس از قطع كمكهای اتحاد شوروی، GDP كوبا حدود 35% كاهش پيدا كرد. در سالهای 1993 و 1994 دولت رفرمهای چندی، از جمله باز كردن درها به روی توريسم، آزادی سرمايه‌گذاری خارجی، قانونی كردن گردش دلار، و آزادی داشتن شغل آزاد (self employment) بطور محدود را آغاز كرد. اين ابتكارات تا حدودی توانست رشد نسبی اقتصادی را در پی داشته باشد. اما كاهش قيمت شكر و نيكل، افزايش هزينهُ مواد نفتی، كاهش توريسم در نتيجهُ واقعهُ 11 سپتامبر، توفانهای ويران كننده در نوامبر 2001 و اوت 2004، و خشكسالی در شرق كوبا باعث اخلال در پيشرفت رفرمهای اقتصادی شد. اختلاف استاندارد زندگی بين كسانی كه به دلار دسترسی دارند و آنانی كه ندارند بسيار زياد است. در نتيجه، مشاغلی كه با شركتهای خارجی و توريسم سر و كار دارند و امكان گرفتن انعام دارند خواهان زيادی دارند. كم نيستند دكترها، مهندسها، و ديگر تحصيل كرده‌هائی كه اشتغال در هتلها، رستورانها، و رانندگی تاكسی را ترجيح ميدهند. در نتيجهُ كنترل دولت بر اقتصاد و عدم كفايت مواد غذائی، پوشاك، خدمات،…، نوعی اقتصاد غير رسمی، و يا همان بازار سياه در حال رشد ميباشد. مخالفين دولت فيدل كاسترو معتقد هستند كه بيش از 40% اقتصاد كوبا بوسيلهُ بخش غير رسمی و يا همان بازار سياه اداره ميشود. توليد شكر، كه در طول تاريخ كوبا بعنوان تك محصول از آن ياد ميشود، از 8 ميليون تن در سال 1989 به 3.5 ميليون تن در اواسط دههُ 1990 رسيد. كاهش چشمگير توليد شكر به دلايل مختلف از قبيل شيوه‌های ناكارآمد كاشت و داشت و برداشت، مديريت ناكارآمد، كمبود قطعات يدكی مورد نياز، و ناكارآمد بودن سيستم حمل و نقل ميباشد. در ماه ژوئن 2002، دولت دست به يك اقدام بي سابقه زد و تقريباً نصف كارخانه‌های توليد شكر را بست و در نتيجه، بيش از 100000 كارگر، با دلخوشی به اينكه جذب بخشهاي ديگر اقتصاد ميشوند، از كار بيكار شدند. كاهش روزافزون توليد شكر توليد آنرا به حدود 2.1 ميليون تن در سال 2003 و 2.3 ميليون تن در سال 2004 رساند. صنعت توريسم در اواسط دههُ 1990 از توليد شكر پيشی گرفت و بعنوان اولين منبع توليد ارز مطرح شد، تا جائيكه امروز از آن به عنوان "قلب اقتصاد كوبا" ياد ميشود. در سال 2001 تقريباً 1.7 ميليون توريست از كوبا ديدن كردند و بيش از 1.85 ميليارد دلار ارز وارد كشور كردند. در سال 2003، اين ارقام به 1.9 ميليون توريست و 2.1 ميليارد دلار رسيد. توريستها غالباً از كشورهای كانادا، اتحاديهُ اروپا و کشورهای آمريکای لاتين ميباشند. انتقال ارز به داخل کشور بوسيله كوبائيهای مقيم ديگر كشورها حدود 600 ميليون تا 1 ميليارد دلار برآورد ميشود.

سرمايه‌گذاری خارجی در كوبا
دولت كوبا در راستای رونق دادن به اقتصاد كشور، تلاش كرده است كه سرمايه‌گذاری خارجی را تشويق كند. سرمايه‌گذاری خارجی در كوبا غالباً در قالب شركتهای سهامی صورت ميگيرد و دولت كوبا بعنوان سهامدار اصلی وارد قرارداد ميشود. به زبانی ديگر، عملاً هيچ شركت غير كوبائی نميتواند سهامدار اصلی باشد. از 540 شركت سهامی فعال پس از سال 1982، 397 شركت در سال 2002 و 342 در سال 2003 باقی ماندند. شركتهای سرمايه‌گذار خارجی كه غالباً از اتحاديهُ اروپا ميايند اغلب از مشكلات پيش رو، از قبيل موانع موجود جهت دريافت اجازهُ اقامت و كار و حتی ويزای خروج از كشور برای خارجيها، نداشتن اختيار كافی برای استخدام نيروی كار متخصص و اجبار در بکارگيری كارگران بومی كه اغلب تخصص مورد نياز را ندارند،… شكايت دارند. سرمايه‌گذاران خارجی همچنين تحت فشار سياستهای تحريم آمريكا هستند. تعداد زيادی از شركتهای خارجی فعال در كوبا، بواسطهُ ترس از سياست تحريم آمريكا، يا سرمايهُ خود را خارج كرده‌اند و يا در حال بررسی شرايط هستند.

ايجاد مشاغل آزاد
پس از بيكار شدن تعداد زيادی از نيروی كار در نتيجهُ كاهش توليد شكر در كشور، دولت سعی در ايجاد اشتغال برای اين بخش از نيروی بيكار كرد. بدين خاطر، در سال 1993 اشتغال به مشاغل آزاد در 150 حرفهُ مختلف را قانونی اعلام كرد. اين نوع مشاغل تحت كنترل دائمی و سفت و سخت دولت بودند و ميبايست مقدار ثابتی را، صرفنظر از اينكه چه ميزان درآمد داشته باشند، بعنوان ماليات به دولت بپردازند. اجرای قوانين و مقررات دست و پاگير، باعث كاهش تعداد شاغلين اين نوع مشاغل شد، بطوريكه تعداد آنها از 209000 به حدود 100000 رسيد. "كميسيون آمريكای لاتين و كشورهای دريای كارائيب سازمان ملل"، در گزارش سال 2004 خود، پيشنهاد كرد كه كوبا بايد پارامترهای رقابت در بخشهای عمومی، خصوصی، و شركتهای سهامی را از نو طراحی و نقش دولت را در اقتصاد بازتعريف كند. اين پيشنهادها شامل انعطاف بيشتر دولت در برخورد با مشاغل آزاد، تنوع مالكيت، تمركززدايی اقتصادی، و نقش بازار ميشد. اما دولت کوبا، در شرايط فعلی، با تجديد نظر در سياستهای ليبرالی دههُ 1990، سعی در ايجاد اقتصاد متمركز دارد. دولت سياست توسعهُ بخش خصوصی اقتصاد را در دههُ 1980 بعنوان يك پروژه نظامی آغاز كرد و آنرا در سال 1998 در راستای بكارگيری رقابت سرمايه‌داری به عرصهُ مدنی (غير نظامی) تعميم داد. در ابتدا، دستاوردهای شركتهای خصوصی در زمينهُ كاهش هزينه‌ها و افزايش بازدهی و كيفيت توليد را برجسته، و در پی آن، افزايش استقلال مديرهای دولتی در برنامهُ توسعهُ بخش خصوصی را عاملی در راه استقرار ساختار سوسياليسم كارآمد با پيوند مستحکم بين دستمزد و كار مفيد مطرح کرد. تعداد زيادی در حزب كمونيست کوبا، منجمله فيدل كاسترو، با برنامهُ توسعهُ بخش خصوصی مخالفت كردند و در نتيجه تعدادی از شركا از اين برنامه خارج شدند و شركای باقيمانده در زمينهُ توليد سرمايه پيشرفت بسيار ناچيزی داشته‌اند و دولت هم آنرا به حال خود رها كرده است. در سال 2003 دولت كوبا سياست كنترل مبادلهُ ارزهای خارجی را وضع كرد و شركتهای دولتی را موظف به داد و ستد با پزو (واحد پول کوبا) و کسب اجازه از بانك مركزی قبل از مبادلهُ ارزهای خارجی كرد. به زبانی ديگر، شركتها ديگر قادر نبودند كه دلار را در معاملات داخلی بكار ببرند.

موقعيت نابسامان اقتصادی كوبا باعث شده است كه اين كشور قادر نباشد بيشتر بدهيهای خود را از سال 1986 بپردازد و به همين دليل، در نزد سازمانهای مالی جهانی مانند بانك جهانی اعتبار چندانی ندارد و اين به اين معناست كه كوبا بايد بايد برای واردات مواد غذائی و سوخت بيشتر دل به وامهای كوتاه مدت ببندد.

رفرم سياسی
فيدل كاسترو رئيس شورای وزيران و رئيس جمهور (وی از 1959 تا 1976 نخست وزير بود كه در اين سال سمت نخست وزيری لغو شد و از آن پس رئيس جمهور ميباشد)، و رائول كاسترو،‌ برادر وی، معاون اول وی ميباشد. شورای وزيران از طرف فيدل كاسترو پيشنهاد و بوسيله مجمع ملی منصوب ميشوند. رئيس جمهور و معاونان وی برای يك دورهُ پنج ساله از طرف مجمع ملی انتخاب ميشوند. آخرين انتخابات در شش مارس 2003 انجام گرفت كه در آن فيدل كاسترو و رائول كاسترو با 100% آرای مجمع ملی مجدداً انتخاب شدند. مجمع ملی خلق دارای 609 كرسی ميباشد كه مستقيماً از طرف مردم برای يك دورهُ پنج ساله انتخاب و از طرف كميسيونهای انتخاباتی تأييد ميشوند. آخرين انتخابات مجمع ملی در 19 ژانويه 2003 برگزار شد كه حزب كمونيست كوبا 97.6% آرا را به خود اختصاص داد. ساختار سياسی كوبا تك حزبی و فيدل كاسترو دبير اول حزب كمونيست ميباشد.

رفرم سياسی تا حدودی در دههُ 90 شروع شد. در حاليكه انتخابات رياست جمهوری در كوبا تك حزبی ميباشد، اما انتخابات مجمع ملی بطور رقابتی در همهُ مناطق برگزار ميشود. كانديداها بطور فردی شركت ميكنند و با رای مخفی انتخاب ميشوند. در گذشته، كانديداها لزوماً ميبايست عضو حزب كمونيست كوبا ميبودند. جالب است كه در مجمع ملی كوبا تعدادی از نمايندگان انتخابی غير حزبی ميباشند، كه در بين آنها وزرای كابينه هم وجود دارند. اعضای مجمع شهرداريها بطور مستقيم با رأی مردم انتخاب ميشوند و دارای اختيارات چشمگيری در بافت دولتهای محلی ميباشند. شوراهای مردمی كه منتخب مردم در محلات مختلف ميباشند، در راستای شناسائی نيازهای مردم و طرح اين نيازها با دولتهای منطقه‌ای فعال ميباشند.

سازمانهای غير دولتی و ابتكارات در توسعهُ اختيارات محلی
يكی از پديده‌های جالب در كوبا ظهور و رشد سازمانهای غير دولتی است كه در عرصه‌های توسعهُ اجتماعی فعاليت ميكنند. در حاليكه كلوپهای فرهنگی-اجتماعی و كليساها هميشه در كوبا وجود داشته‌اند، اما آن نوع سازمانهای غير دولتی،‌گروههای محلی، و ديگر تشكلهای از نوع تشكلهای موجود در غرب در دهه‌های 1970 و 1980 وجود نداشته‌اند. زمانی كه بحران و ركود اقتصادی در كوبا شروع شد و شبكهُ خدمات اجتماعی تضعيف شد، كليساها وارد گود شدند و توانستند بخشی از نيازهای خدمات اجتماعی را، كه اغلب از طريق كمكهای مالی گروههای مذهبی در خارج از كوبا تأمين ميشد، برآورده كنند. سازمانهايی غير انتفاعی (نيمه دولتی-نيمه خصوصی)، منجمله سازمانهای خيريه، مراكز آموزشی، و ديگر سازمانها كه در دههُ 1980 بخشی از دستگاه دولتی بودند، رسماً مستقل شدند. خيلی از اين سازمانها و تشكلها در تكاپوی بدست آوردن منابع مالی از خارج بودند.

گسترش آزاديهای مذهبی
يكی از عرصه‌های عمدهُ تغييرات مذهب بود. از سالهای پايانی دههُ 1980 پذيرش عقايد مذهبی آغاز به تقويت شدن کرد و تالرانس مذهبی بطور چشمگيری رشد كرده است. دولت كوبا ابراز عقايد مذهبی را هم در حريم خصوصی و هم در مقياس جامعه آزاد كرده است، مطبوعات مذهبی آزادی انتشار يافته‌اند، و دولت در كل رابطهُ خود را با گروههای مذهبی تقويت كرده است. شورای كليساهای كوبا كه بخش اصلی مخالفين دولت را تشكيل ميداد در سالهای 1980 رسماً برای اولين بار با فيدل كاسترو ملاقات كرد. در همين سالها، فيدل كاسترو با تعدادی از رهبران مذهبی خارجی نيز ملاقات كرد. در سالهای 1990 تغييرات چشمگيری در قانون كوبا و همچنين در عمل در رابطه با نوع نگرش به مذهب صورت گرفت. ممنوعيت عضويت در حزب كمونيست برای افراد باورمند به عقايد مذهبی در سال 1991 لغو شد. در سال 1992 قانون اساسی بازنويسی شد و در آن ساختار حكومتی كوبا به عنوان يك "ساختار سكولار"، به جای "ساختار غير مذهبی"، تعريف شد. در سال 1997 زادروز تولد عيسی مسيح (روز كريسمس) بعنوان تعطيل رسمی شناخته شد. يكی از گامهای اساسی در راستای آشتی دولت و مذهب سفر جان پل دوم در ژانويهُ 1998 به كوبا بود.

روابط خارجی
كوبا با بيش از 160 كشور دنيا رابطه سياسی-اقتصادی دارد و در بيش از 20 كشور كمكهای انسانی بلاعوض، بخصوص در زمينههای پزشكی و داروئی عرضهُ ميكند. كوبا در دههُ 1970 و 1980 حضور نظامی خود را با هزينه كردن ميليونها دلار در كشورهای مختلف گسترش داد، بطوريكه حدود 50000 نيروی نظامی در آنگولا، 24000 نفر در اتيوپی، 1500 نفر در نيكاراگوا، و… داشت اما پس از فروپاشی اتحاد شوروی سابق، كمكهای مالی خود را به سازمانها و گروههای چريكی در آمريكای لاتين و آفريقا قطع كرده است. پس از سختگيری كوبا بر عليه مخالفين سياسی خود در ژوئن 2004، اتحاديهُ اروپا روابط خود را با كوبا محدود كرد اما در سال 2005 اين روابط به حالت عادی برگشت.

كشور اسپانيا يكی از مهمترين كشورهای سرمايه‌گذار در كوبا ميباشد. كوبا بيشترين كالاهای مورد نياز خود را (حدود 13% كل واردات) از اين کشور وارد ميكند. داد و ستد اقتصادی بين دو کشور تنها بوسيله شركتهای سهامی (joint venture) انجام ميشود كه اسپانيا از طريق شركتهای دولتی كوبا به دولت اين کشور منفعت قابل توجهی ميرساند.

ونزوئلا يكی ديگر از طرفهای اقتصادی كوبا ميباشد. در حقيقت، حفظ رابطه با اين كشور، اقتصاد كوبا را سرپا نگه داشته است. با انعقاد "پيمان همكاری همه جانبه" بين دولتين كاسترو و چاوز در سال 2000، کوبا در ازاء وارد کردن نفت از ونروئلا، كالا و خدمات را در اختيار ونزوئلا قرار ميدهد. از آنجاييكه نفت واردتی ونزوئلا به كوبا از طرف دولت ونزوئلا سوبسيده ميشود، اين مراودهُ اقتصادی برای كوبا بسيار حياتی ميباشد. در ابتدای امضای پيمان نامه، واردات نفتی كوبا از ونزوئلا حدود 53000 بشكه در روز بود كه اين ميزان در سال 2003 به سقف 90000 بشكه در روز افزايش يافت. صادرات كوبا به ونزوئلا، که شامل مواد داروئی، خانه‌های پيش ساخته، و قطعات كارخانه‌های توليد شكر ميشود، از 34 ميليون دلار در سال 2001 به 150 ميليون دلار در سال 2003 افزايش يافت.

اخيراً قراردادهای دوجانبه‌ای بين كوبا و چين مبادلات اقتصادی بين دو كشور را تقويت كرده است. بر اساس آمارهای گمركی چين، ميزان مبادلات اقتصادی بين دو كشور در سال 2004 به 525 ميليون دلار رسيد كه نسبت به سال 2003 حدود 47% افزايش نشان ميدهد. بنا بر گزارشهای مطبوعاتی، در خلال بازديد هو ژينتائو رئيس جمهور چين از كوبا در سال 2004، چين تمايل نشان داد كه سرمايه‌گذاری خود در كوبا را افزايش دهد. كمكهای مستقيم و همچنين سرمايه‌گذاريهای ونزوئلا و چين در كوبا ميتواند يكی از دلايل محدود شدن فعاليت بخش خصوصی باشد.

روابط ايالات متحده و كوبا
روابط ايالات متحده و كوبا از فردای پيروزی انقلاب كوبا در حالت بسيار بحرانی بوده است. آمريكا بكرات تلاش كرده است با دخالت در امور داخلی كوبا زمينهُ سرنگونی دولت كاسترو را فراهم كند. در ماه می 2002 دولت جورج بوش با طرح "‌بسوی كوبای نو" از دولت كوبا خواست تا رفرم سياسی و اقتصادی را در كشور جاری كند و مقدمات انتحابات آزاد مجمع ملی را فراهم كند. اين طرح از دولت كوبا خواست تا اقتصاد خود را به روی دنيا باز كند و زمينهُ ايجاد اتحاديه‌های تجاری را فراهم كند. جورج بوش قول داد كه در مقابل با كنگره همكاری خواهد كرد تا در زمينه‌های توريستی و بازرگانی با كوبا تسهيلاتی فراهم شود. در اين رابطه، دولت كوبا هيچ عكس‌العملی نشان نداد.

در اكتبر 2003، جورج بوش “كميسيون كمك به كوبای آزاد” را تشکيل داد. از وظايف اين كميسيون ياری رساندن به مخالفين دولت كوبا در راستای بركناری دولت كوبا و استقرار دولتی طرفدار سياستهای آمريكا بود. در برنامهُ اين كميسيون چنين آورده شده بود: "ايالات متحده آمادگی دارد به كوبای آزاد در جهت بازسازی و بهبود صنايع زيربنائی و محيط زيستی آن؛ برای استقرار دمكراسی در دوران انتقال؛ تأمين نيازهای اوليهُ مردم كوبا در زمينه‌های بهداشتی، آموزش، خانه‌سازی، و خدمات اجتماعی؛ و ايجاد هستهُ يك اقتصاد آزاد ياری رساند." اين کميسيون در راستای تضعيف کردن و تحليل بردن رژيم کاسترو، موارد زير را در دستور کار دولت آمريکا قرار داد: 1- حاکم کردن جامعه مدنی در کوبا، 2- خنثی کردن سياست انحصاری دولت در کنترل اطلاعات، 3- محروم کردن رژيم کوبا از امکاتات موجود، 4- تاباندن نور بر واقعيتهای موجود در کوبا و انعکاس آنها در دنيا، 5- تشويق بقيه دنيا به حمايت از جامعه مدنی در کوبا و تحت فشار دادن رژيم کوبا، 6- خنثی کردن استراتژی حکومت موروثی در کوبا.

رئيس جمهور بوش برای دو سال آتی مبلغ 59000000 دلار را به فعاليتهای همسو با "استقرار دمکراسی در کوبا" از طريق "راديو و تلوزيون مارتی" اختصاص داده است. کاخ سفيد معتقد است که رژيم کوبا از سياستهای انساندوستانه آمريکا سوء استفاده کرده و ميليونها دلار کمکهای انسانی مردم آمريکا را در جهت تقويت خود استفاده کرده است. در اين راستا، دولت جورج بوش با کسانی که بطور "غير قانونی" پول وارد کوبا ميکنند قاطعانه برخورد ميکند و مسافرت خانواده ها به کوبا را به هر سه سالی يکبار محدود و ميزان ارز همراه آنها را بطور چشمگيری کاهش داده است. کاخ سفيد بطور جدی با برگشت کوبا به "سازمان دولتهای قاره آمريکا" تا استقرار "دولت دمکراتيک در کوبا" مخالفت کرده است.
ژوئن 2005