![]() |
![]() |
|
"تجديد حيات" نئوليبرالى اقتصاد توسعه
رمى هررا (Remy Herrera)١ مانثلى ريويو مه ٢٠٠۶ ترجمه: مهرداد بهارآرا درک عملکرد تئوريهاى نئوکلاسيکى داراى اهميت ميباشد. اين تئوريها به مثابهى پوشش علمى سياستهاى نئوليبرالى عمل ميکنند. تصادفى نيست آنچه را که نئوليبراليسم عمل ميکند تئورى موعظه ميکند: نئوليبراليسم دولت را يکجا در خدمت سرمايهى خصوصى ميگذارد و در حقيقت، هر چه را زمانى در خدمت عموم بود اکنون به بخش خصوصى واگذار شده است. همه چيز بشمول توليد دانش و آموزش بايد در بازار قرار ميگيرد. موضوع اين نيست که دولت نبايد وارد عمل شود – در اين راه نئوکلاسيک مدرن بين خود و ضد دولتيهاى سنتى و همچنين موضع آزاديخواهانهى اقتصاددانهايى از قبيل فريدريک هايک (Friedrick Hayek) تفاوت قائل ميشوند - دولت بايد سيادت سرمايهى خصوصى و شرکتهاى فرامليتى را تضمين کند. وقتى اقتصاددانان برجستهاى همچون ميلتون فريدمن، گرى بکر، و رابرت لوکاس با هم جمع شدند تا برنامهى اقتصادى جورج دبليو بوش را تأييد کنند هر ادعاى بيطرفى از طرف نئوکلاسيکها زير سؤال رفت. بخش دوم شيفتگى اقتصاد نئوليبراليسم به توسعه نئوکلاسيکها تئورى توسعه را، به شمول تئورى توسعهى اقتصادى، براى بيش از ٢٠ سال، بدون رقيب در انحصار خود داشتند. هدف آنها تحليل واقعيتهاى اجتماعى-اقتصادى با برجسته کردن رفتارهاى اجتماعى فرد است. محور اقتصاد نئوکلاسيک و ادعاى مبنى بر علمى بودن آن همان تئورى "تعادل عمومى - general equilibrium" ميباشد. اين تئورى ادعا ميکند که وقتى همهى خريداران و فروشندگان بازار با در نظر داشت منفعت شخصى خود عمل کنند، بر اثر رقابت، مجموعه اى از قيمتها و کميتهاى منحصر به فرد ايجاد ميشوند که به نوبهى خود باعث ايجاد هماهنگى کامل بين عرضه و تقاضاى هر کالا و خدمات و هر نيروى بکار برده شده در توليد خواهد شد. وقتى "تعادل" قيمتها و کميتها حاصل شد، رفاه اجتماعى در بالاترين حد ممکن خواهد بود، به نوعى که هيچ فردى نميتواند زندگى خود را ارتقا دهد مگر اينکه باعث بدتر شدن زندگى ديگرى شود. تئورى شديداَ قانونمند و وابسته به رياضى و استوار بر فرضيات غير واقعى "تعادل عمومى“ سنگ بناى ميکرواقتصاد استاندارد (standard microeconomics) را ميسازد. هدف پايه اى اين تئورى هماهنگ کردن حق انتخاب تعداد زيادى عوامل (خريدار و فروشنده) از طريق در نظر گرفتن وابستگيهاى متقابل آنها در امر تبادل، در يک چارچوب ميباشد. به فرض آزادانه، منطقى و بر اساس منفعت شخصى بودن، اين انتخابها نه تنها به کاراکترهاى فروشندگان و خريداران (پاداشهاى فاکتور توليد، سليقه ها و اولويتها، گمانه ها، و توابع توليد ) بستگى دارند، بلکه همچنين به نوع سازمان اجتماعى که روابط آنها در آن در جريان است نيز بستگى دارد. با در نظر گرفتن فرضيات ارو- دبرو (Kenneth Arrow and Gerard Debreu - هر دو از برندگان جايزهى نوبل در اقتصاد)، حالت ايده آل، ساختار بازار رقابت تمام عيار ميباشد که به مدل، اين فرصت را ميدهد تا راه حل "تعادل" که در آن هماهنگى انتخابهاى افراد ممکن و اختصاص دادن منبع ايده آل باشد (به اين صورتى که در بالا توضيح داده شد، ابتدائاَ توسط ويلفردو پارتو Vilfredo Pareto مطرح شد) را ارائه دهد. با وجوديکه اين مدل پروسس کردن اطلاعات مربوط به تعداد زيادى منفرد را هدف قرار ميدهد، مشکلات پيش روى نئوکلاسيکها اغلب آنها را وادار ميسازد تا مدل را با در نظر گرفتن تعدادى محدود، به فرض اينکه اين تعداد محدود "نمايندگى“ همهى عوامل را به عهده دارند، بازسازى کنند. از آنجاييکه آنها ساده سازى رياضى را مجاز ميدانند، در مواردى در تحليل آنها فقط يک نمايندهى واحد وجود دارد و فرض ميشود که تمامى تجزيه و تحليل در مورد يکنفر با موفقيت عمل ميکند، مانند رابينسون کروزو (Robinson Crusoe) در جزيره۵. از آنجائيکه "تعادل عمومى“ تقريباَ براى همهى مدلهاى نئوکلاسيک، يک مرجع تئورى نهايى را ارائه ميدهد، شناخت آن براى منتقدين دگر انديش مهم ميباشد. از پايان دههى ١۹۷٠، با مورد استفاده قرار گرفتن مدلهاى محاسبه اى "تعادل عمومى“، اين تئورى بکرات در حوزهى توسعه بکار برده شده است. اين مدلها ارزشهاى متغيرهاى تعادل در اقتصاد، به عنوان مثال، تأثيرات تغييرات قيمت و يا کميت پارامترهاى مدل مربوط به سياست اقتصادى، مانند مالياتها و يارانه ها را بر اساس رفتارهاى فردى محاسبه ميکنند. به عنوان مثال، اگر کشورى حداقل دستمزد کارگران را تعيين کند، آيا اين اقدام منجر به افزايش بيکارى ميشود؟ بانک جهانى اين ابزارها را براى توجيه کردن تئوريکى و بلحاظ سياسى موجه قلمداد کردن اقدامات ضد اجتماعى تعديل ساختارى تحميلى به جنوب بطور سيستماتيک بکار ميبرد، و در نتيجه به اشاعهى گستردهى آنها در دنياى آکادميک کمک ميکند. علاوه بر اين، مطالعهى نقش نهادها (مانند اتحاديه هاى کارگرى، دولت، ارتش، سازمانها و قوانين مذهبى، و امثالهم) در پديدهى رشد همچنين نئوکلاسيکها را به در نظر گرفتن موضوعات توسعه سوق ميدهد. بر اساس تئورى استاندارد رقابت تمام عيار، نهادها براى مدتى طولانى، به مثابهى اطلاعات برونى (exogenous) در نظر گرفته ميشدند، زيرا آنها را ميبايست همانطوريکه در دسترس قرار ميگيرند بدون کاربرد آناليز اقتصادى در مورد آنها قبول کرد. در نتيجه آناليز نهادها از استدلال اقتصادى کنار گذاشته شد و به ديگر گروههاى علوم اجتماعى با طبقه بنديهاى جمعى، مانند جامعه شناسى يا علوم سياسى واگذار شد. اما، اخيراَ، اقتصاددانها سعى در قرار دادن نهادها در درون مدلهاى "تعادل عمومى“ و کاربرد آناليز استاندارد اقتصادى در مورد رفتار آنها داشته اند. اما براى انجام اين امر، اقتصاددانهاى ارتودوکس بسادگى فرض ميکنند که افزايش نقش رفتار فرد ميتواند کاملاَ توضيح دهد که نهادها چه هستند و چه قابليتهايى دارند. به عنوان مثال، وقتى جورج آکرلاف (Goerge Akerlof) تئورى بازى (game theory)۶ را براى آناليز کردن طبقات و اقشار سرخپوست بکار برد، کار خود را با فرض اينکه يک مدل استاندارد رفتار اقتصادى، بنام مدل رقابت تمام عيار "تعادل عمومى“ ارو دبرو (Arrow - Debreu) که قابليت کاربردى در همهى مکانها و زمانها را دارد وجود دارد، آغاز کرد. اقتصاددان، براى بهتر پيش بردن بحث حتى ميتواند فرض کند که "در آغاز" بازارها وجود داشته اند. در مکرواقتصاد، اقتصاد توسعه به مقدار زيادى تحت تأثير تئورى رشد نئوکلاسيک، "رشد درونیendogenous growth - "، قرار داشته است. اين مدلها (بعنوان مثال مدلهاى پاول رومر و رابرت لوکاس) تلاش ميکنند رشد توليد ناخالص داخلى را از طريق خود پروسهى انباشت يا بشکل درونى (بعنوان مثال، از طريق فاکتورهاى توليد)، بدون متوسل شدن به محرکه هاى برونى، مانند مدل معروف ١۹۵۶ سولو (Solow Model) توضيح دهند. جان کلام مدل سولو ايدهى رشد "يکنواخت و پيوسته – steady state"۷ در هر اقتصادى (چه فقير و چه غنى) بود، که با وجود بازارهاى رقابتى تمام عيار بطور اتوماتيک بوجود خواهد امد. در حقيقت نه "کمک بزرگ – big push"، فقط يک ساختار نهادينه شده که رقابت بر اساس منفعت فردى را تضمين کند مورد نياز بود. يکى از پيش بينيهاى تئورى جديد رشد درونى، عدم وجود همگرائى رشد بين کشورها ميباشد، در نتيجه، در اقتصاد بازار دولت بايد وارد عمل شود تا پروسهى انباشت سرمايه، و در نتيجه رشد در درازمدت را تسريع کند. به برکت وجود اين مدلها، نئوکلاسيکها اکنون در مدل سازى رشد درازمدت در موقعيت غالب قرار دارند. و خيلى از اقتصاددانهاى دگر انديش، از تزهاى ضد دولتى نئوليبرلى در مقابل اين افسونهاى تئورى جديد نئوکلاسيک خشمگين هستند. بحران اقتصاد نئوکلاسيک بنابر اين، اقتصاد مسلط نئوکلاسيک با يورش در جبهه هاى ميکرو و مکرواقتصاد و همچنين نهادها، اقتصاددانهاى دگر انديش را در حالت تدافعى قرار داده است. بهر حال، درک اين موضوع که تهاجم نئوکلاسيکها نه بخاطر برترى تئوريکى اين تئورى ميباشد، از اهميت زيادى برخوردار است. اقتصاد نئوکلاسيک در يک بحران عميق تئوريکى بسر ميبرد. در ميکرواقتصاد، براى نئوکلاسيکها غير ممکن است (بطور رياضى) منحصر به فرد بودن "تعادل عمومى“ را – همانطوريکه در بالا مطرح شد، از طريق برجسته کردن رفتارهاى عوامل ثابت کنند. در تحقيقات مربوط به توسعه از طرف نئوکلاسيکها، به اينگونه مشکلات تئوريکى هيچوقت اشاره نميشود - بخصوص در مدلهاى قابل محاسبهى "تعادل عمومى“ - اما اين مشکلات براى جريان غالب جديترين معضل را تشکيل ميدهند. اقتصاد نئوکلاسيک براى آنها جوابى ندارد. در مکرواقتصاد، منطق اغلب بکار برده شدهى مدل "عامل نماينده" (representative agent model)٨ اين سؤال را پيش ميآورد که، در مورد "بازار،" "مبادله،" و يا "قيمت" آيا اگر فقط يک عامل مجرد وجود داشته باشد با عقل جور در ميآيد. علاوه بر اين، تئورى جديد رشد نئوکلاسيک قادر نيست مضمون بنيادينى چون "سرمايه" را به عنوان موتور رشد (چگونگى رابطهى آن با دانش، سرمايهى انسانى، يا زير بنا)، يا حتى دولت (چگونگى تشخيص آن از يک عامل مجرد) را توضيح دهد. در حوزه هاى جديد نهادينه شده، ايدئولوژى آزادى حقوق فردى به فاجعهى روشنفکرى ميانجامد، مانند توضيح دادن فئوداليسم بوسيلهى ث. داگلاس نرث (C. Douglass North) يا تجديد حيات کنونى کشاورزى در جنوب بوسيلهى جوزف استيگليتس (Joseph Stiglitz). آيا اليور اى ويليامسون (Oliver E. Williamson) به ما ياد نداد که همهى "قراردادهاى خصوصى“ حاصل از معامله مابين افراد در هر مقطع تاريخ منطقى و مفيد بودند؟ آيا تعجب آور است که وى از بنياد و اعتبار "رفرمهاى رسمى“ توافق واشنگتن۹ دفاع ميکند؟ آن چيزيکه نئوکلاسيکها به عنوان پيشرفت در تئورى ارائه ميدهند در حقيقت عقب نشينى روشنفکرانه ميباشد، که علم اقتصاد را به افسانهى تخيلى تبديل ميکند. درک عملکرد تئوريهاى نئوکلاسيکى داراى اهميت ميباشد. اين تئوريها به مثابهى پوشش علمى سياستهاى نئوليبرالى عمل ميکنند. تصادفى نيست آنچه را که نئوليبراليسم عمل ميکند تئورى موعظه ميکند: نئوليبراليسم دولت را يکجا در خدمت سرمايهى خصوصى ميگذارد و در حقيقت، هر چه را زمانى در خدمت عموم بود اکنون به بخش خصوصى واگذار شده است. همه چيز بشمول توليد دانش و آموزش بايد در بازار قرار ميگيرد. موضوع اين نيست که دولت نبايد وارد عمل شود – در اين راه نئوکلاسيک مدرن بين خود و ضد دولتيهاى سنتى و همچنين موضع آزاديخواهانهى اقتصاددانهايى از قبيل فريدريک هايک (Friedrick Hayek) تفاوت قائل ميشوند - دولت بايد سيادت سرمايهى خصوصى و شرکتهاى فرامليتى را تضمين کند. وقتى اقتصاددانان برجسته اى همچون ميلتون فريدمن، گرى بکر، و رابرت لوکاس با هم جمع شدند تا برنامهى اقتصادى جورج دبليو بوش را تأييد کنند هر ادعاى بيطرفى از طرف نئوکلاسيکها زير سؤال رفت. ١- رمى هررا يکى از محققين مرکز ملى تحقيقات علمى است و در دانشگاه پانتئون-سوربون پاريس تدريس ميکند. وى همچنين هماهنگ کنندهى فوروم جهانى براى آلترناتيوها ميباشد. ٢- تأثيرى که در نتيجهى معامله بين دو طرف بر روى شخص، اشخاص، و يا هر موجود ثالثى که در آن معامله نقشى ندارد حاصل ميشود. اين تأثير ميتواند مثبت و يا منفى باشد. ٣- تئورى کينيسين (Keynesian Theory) بر اساس نظريات جان مينارد کينز (John Maynard Keynes)، اقتصاددان قرن بيستم انگليس به تئورى اقتصاد مختلط که در آن هر دو بخش دولتى و خصوصى در آن نقش کليدى دارند معتقد است. اين تئورى در حقيقت بسط تئورى اقتصاد کلاسيک با در نظر گرفتن تئوريهاى کارل مارکس ميباشد. ۴- خوب اداره کردن (Good Governance) ترمى که در اقتصاد توسعه به کرات مورد استفاده قرار ميگيرد، به آن پروسهى تصميم گيرى اطلاق ميشود که نهادهاى عمومى با بکارگيرى منابع عمومى امور عمومى را به نحوى پيش ميبرند که حقوق بشر در نظر گرفته شوند و در پناه حکومت قانون از سوء استفاده و فساد جلوگيرى شود. ۵- رابينسون کروسو (Robinson Crusoe) در جزيره، رمان دانيل دفو (Daniel Defoe)، که در سال ١۷١۹ منتشر و به اولين رمان به زبان انگليسى معروف است، داستان فردى است که بر اثر غرق شدن کشتى مدت ٢٨ سال در جزيره اى دور افتاده با هزاران مشکلات دست به گريبان بود. ۶- تئورى بازى (game theory) يکى از شاخه هاى ترکيبى رياضى کاربردى و اقتصاد ميباشد که موقعيتهاى استراتژيک شرکت کنندگان که براى بهينه کردن بازده خود هر يک عملکرد متفاوتى را پيش ميگيرند مورد مطالعه قرار ميدهد. ۷- حالت پيوسته و يکنواخت (steady state) تئورى در مقابل تئورى "وقوع ناگهانى – big bang" که در سال ١۹۴٨ بوسيلهى هرمان باندى، توماس گولد، و سر فرد هويل پيشنهاد شد. ٨- representative agent model در اقتصاد به مدلى گفته ميشود که همهى عوامل طورى عمل ميکنند که مجموعهى عملکرد آنها ميتواند به مثابهى عملکرد يک عامل تلقى شود که در جهت بهينه کردن عملکرد پيش بينى شده عمل ميکند. ۹- Washington Consensus مجموعه اى از سياستهايى است که از طرف عده اى از افتصاددانهاى نئوليبرال، با طرح رفرمهايى بر اساس بازار آزادر، به قصد تشويق رشد اقتصادى در کشورهاى آمريکاى لاتين و ديگر مناطق دنيا تدوين شده است. بخش نخست |
|