بازسازي‌ چپ‌ در اروپا
بنقل از روزنامه اعتماد

در تازه‌ ترين‌ گرايش‌ها به‌ چپ‌ در اروپا بايد از پيروزي‌ ائتلاف‌ چپ‌ نروژ در انتخابات‌ پارلماني‌ اين‌ كشور ياد كرد.

پانزده‌ سال‌ پس‌ از سقوط‌ بلوك‌ شرق‌ عده‌ كمي‌ انتظار داشتند يكي‌ از احزاب‌ كمونيست‌ قدرتمند اروپا و سازمان‌هاي‌ متعدد جانشين‌ آنها بتوانند مجددا احيا شوند، اما بطور شگفت‌ انگيز و غيرمنتظره‌ اي‌، در سالهای‌ اول‌ قرن‌ حاضر، شاهد احيا و گسترش‌ فعاليت‌ اين‌ احزاب‌ و سازمان‌ها هستيم‌.
جديدترين‌ مصداق‌، حزب‌ چپ‌ آلمان‌ است‌ كه‌ در حال‌ حاضر براساس‌ نظرسنجي‌ها 9 درصد آراي‌ مردم‌ را به‌ خود اختصاص‌ خواهد داد، خصوصا آراي‌ مردم‌ آلمان‌ شرقي‌ را كه‌ وضع‌ بيكاري‌ و دستمزدهاي‌ كم‌ در آنجا بسيار بدتر از ديگر نقاط‌ آلمان‌ است‌. در حال‌ حاضر اين‌ حزب‌ با حزب‌ سوسياليسم‌ دموكراتيك‌ در آلمان‌ شرقي‌ و حزب‌ عدالت‌ اجتماعي‌ آلمان‌ در آلمان‌ غربي‌ متحد شده‌ است‌. اين‌ احزاب‌ متعهد شده‌اند كه‌ طي‌ دو سال‌ آينده‌ حزب‌ جديدي‌ با هم‌ ايجاد كنند.
دولت‌ سيلويو برلوسكوني‌ به‌ نظر مي‌رسد از آينده‌ خوبي‌ برخوردار نباشد، حزب‌ بازسازي‌ كمونيستي‌ كه‌ به‌ همراه‌ گروه‌هاي‌ چپگراي‌ منشعب‌ از حزب‌ تاريخي‌ كمونيست‌ ايتاليا که محصول‌ جنبش‌هاي‌ اجتماعي‌ تندرو در دهه‌ گذشته‌ هستند، بخشي‌ از اتحاديه‌ چپگراي‌ رومانو پرودي‌ است‌. انتظار مي‌رود اين‌ اتحاديه‌ در بهار آينده‌ در انتخابات‌ سراسري‌ ايتاليا پيروز رقابت‌ها شود.
حزب‌ كمونيست‌ فرانسه‌ داراي‌ اعضاي‌ اسمي‌ بسياري‌ است‌ اما تلاش‌ها و مساعي‌ جرج‌ بوفيت‌ رهبر حزب‌، در راستاي‌ برطرف‌ كردن‌ ذهنيت‌هاي‌ منفي‌ درباره‌ اقتدارگرايي‌ گذشته‌ كمونيست‌ها و غلبه‌ بر بي‌اعتمادي‌ عميق‌ مردم‌ به‌ كمونيست‌ها تاكنون‌ كاملا قرين‌ موفقيت‌ نبوده‌ است‌.
در سال‌ گذشته‌ نقش‌ حزب‌ در همه‌پرسي‌ قانون‌ اساسي‌ اتحاديه‌ اروپا با توجه‌ به‌ شعار آن‌ در قبال‌ اين‌ قانون‌ كه‌ عبارت‌ بود از «چپ‌ نه‌» باعث‌ شد كه‌ تلاش‌هاي‌ آن‌ براي‌ گشودن‌ درهاي‌ حزب‌ و تبديل‌ آن‌ به‌ بخشي‌ از صف‌ بندي‌ جديد چپ‌ در عرصه‌ بين‌المللي‌ تقويت‌ شود.
به‌ هر حال‌، واقعيت‌ اين‌ است‌ كه‌ احياي‌ چپ‌ در اروپا ناهمگون‌ و تكه‌ تكه‌ بوده‌ است‌. در اسپانيا، چپ‌ متحد كه‌ در آن‌ حزب‌ كمونيست‌ نقش‌ شريك‌ برتر را دارد، در حال‌ حاضر كرسي‌هاي‌ خود را در پارلمان‌ از دست‌ داده‌ است‌ و در يونان‌ يكي‌ از گروه‌هاي‌ انشعابي‌ از حزب‌ كمونيست‌ ارتدوكس‌ يونان‌ با نام‌ سيناس‌پيسموس‌ هنوز بسيار محدود و كوچك‌ است‌. اما حزب‌ سوسياليسم‌ دموكراتيك‌ در آلمان‌ و حزب‌ بازسازي‌ كمونيستي‌ ايتاليا وزن‌ اجتماعي‌ خوبي‌ دارند و متعهد به‌ برطرف‌ كردن‌ ذهنيت‌هاي‌ منفي‌ درباره‌ كمونيست‌ها و ايجاد تحول‌ در سياست‌ مدرن‌ اروپا شده‌اند.
نقطه‌ اشتراك‌ احزاب‌ چپ‌ آلمان‌ و ايتاليا عبارت‌ است‌ از آمادگي‌ آنها براي‌ حمايت‌ از اقدامات‌ ستيزه‌جويانه‌ كه‌ در اوايل‌ دهه‌ 1990، زماني‌ كه‌ بازارهاي‌ تنظيم‌ نشده‌ به‌ زندگي‌ مردم‌ فشار و آسيب‌ وارد كرد، در سراسر اروپا گسترش‌ يافت‌. در فرانسه‌ برخلاف‌ آلمان‌ و ايتاليا در حالي‌ كه‌ سازمان‌هاي‌ توده‌يي‌ اتحاديه‌ تجاري‌ به‌ ائتلاف‌ با بي‌خانمان‌ها و بيكاران‌ براي‌ اعتراض‌ به‌ سياست‌هاي‌ آلن‌ ژوپه‌، نخست‌ وزير وقت‌ فرانسه‌ پرداخت‌، حزب‌ كمونيست‌ شديدا درگير سياست‌ اتحاد و ائتلاف‌ با سوسياليست‌ها بود. دخالت‌ فعال‌ و موثر حزب‌ كمونيست‌ فرانسه‌ در مبارزه‌ عليه‌ قانون‌ اساسي‌ اتحاديه‌ اروپا، حكايت‌ از تغيير اساسي‌ در جهت‌گيري‌ حزب‌ داشت‌.
نكته‌ شايان‌ توجه‌ ديگر اين‌ است‌ كه‌ چپ‌ در فرانسه‌ بر سر شناسايي‌ تام‌ و كامل‌ حقوق‌ مسلمانان‌ فرانسه‌ كه‌ 10 درصد جمعيت‌ اين‌ كشور را شامل‌ مي‌شوند در داشتن‌ حق‌ برابر شهروندي‌ دچار انشقاق‌ شده‌ است‌.
اگر دو حزب‌ پيشرو در چارچوب‌ سنت‌ كمونيستي‌ قادر به‌ تركيب‌ كردن‌ پيروزي‌ انتخاباتي‌ خود با آمادگي‌ براي‌ كنار نهادن‌ ادعاهايشان‌ در داشتن‌ موضع‌ پيشقراولي‌ باشند، گام‌ مهمي‌ به‌ سوي‌ بازسازي‌ چپ‌ برداشته‌ خواهد شد اما به‌ هر حال‌ اينكه‌ آيا فرهنگ‌هاي‌ سياسي‌ اروپا كه‌ ريشه‌ در جريان‌ امور زندگي‌ حزبي‌ دارند قادر به‌ پذيرش‌ چنين‌ درجه‌يي‌ از تجربه‌ باشند، همچنان‌ پرسشي‌ مفتوح‌ خواهد بود.
در تازه‌ ترين‌ گرايش‌ها به‌ چپ‌ نيز بايد از پيروزي‌ ائتلاف‌ چپ‌ نروژ در انتخابات‌ پارلماني‌ اين‌ كشور ياد كرد.
بنقل از روزنامه اعتماد