مصاحبه كارآنلاين با على صمد
پيرامون شانزده آذر روز دانشجو در ايران

حكومت مى‌داند كه از سه شهيد جنبش دانشجوئى در شانزده آذر هزاروسيصد وسى ودو، دو نفر از آنها از هواداران و فعالان حزب توده ايران و نفر سوم جزء فعالان نيروهاى ملى بوده است. حكومت اسلامى به‌شدت جريانات چپ وملى را در ايران سركوب مى‌كند ولى سالگرد مقاومت آنان در برابر استبداد شاهى را به‌دليل اهميت اين روز در ميان دانشجويان، گرامى مى‌دارد


س- درآستانه شانزده آذر، دانشگاه‌هاى ايران در چه وضعيتى به‌سرمى‌برند؟

ج- وضعيت دانشگاه و دانشجويان فعال درتشكل‌هاى دانشجوئى بسيار دشوار شده است. آزار و اذيت دانشجويان و اساتيد از طريق محكوميت به زندان، محروم شدن دائم وموقت از تحصيل وآموزش و نيز ديگر محدوديت‌ها باعث ايجاد فشارهاى زيادى در نوع فعاليت‌هاى دانشجوئى شده است. شما مى‌دانيد كه از دور دوم رياست جمهورى خاتمى مشخصاً اين تصميم درحاكميت گرفته شد كه صداى دانشگاه و دانشجويان را به‌دليل وسعت تاثيرگذاريشان درجامعه به اشكال گوناگون بگيرند. با آمدن احمدى‌نژاد به قدرت وايجاد تغييرات درسطح مديريت دانشگاه‌ها و نيز سركوب خشن فعاليت‌هاى دانشجوئى و مشخصاً انحلال تشكل‌هاى موجود دانشجوئى و افزايش شديد هزينه‌هاى فعاليت‌هاى متشكل و به‌ويژه فعاليت سياسى براى دانشجويان، به فعاليت دانشگاه ودانشجويان به ترتيبى خاتمه دهد و بازهمچون زمان انقلاب فرهنگى جلوى دگرانديشى را دردانشگاه‌هاى ايران بگيرند وتك‌صدايى را هرچه بيشتر از طريق تقويت بسيج دانشجوئى و ديگر ارگان‌هاى موازى دانشجوئى كه در چهارچوب تفكر حاكميت هستند، ايجاد كند.

س- در برابر هجوم سازمان‌يافته ارگان‌هاى دولتى همچون وزارت علوم ونهادهاى امنيتى و انتصابى در دانشگاه‌ها، دانشجويان و تشكل‌هاى آنان چه راهكارهاى مناسبى را براى مقاومت در برابر تعرض بنيادگرايان مى‌توانند اتخاذ كنند؟

ج- توجه داشته باشيم كه فشارها و هزينه‌ها برعليه فعالان تشكل‌هاى دانشجوئى بسيار بالا است. همگرائى ميان فعاليت‌هاى دانشجوئى ضعيف و نيز تحمل‌گرائى و احترام به حق انتخاب نوع فعاليت در طيف‌هاى مختلف دانشجوئى همچنان در سطح پائينى است. متاسفانه نقد وانتقاد نسبت به روش‌ها و سياست‌هاى مبارزاتى هنوز شكل افشاگرى به خود دارد. اين حق هر طيف دانشجوئى است كه سياست‌ها و برنامه‌هاى طيف‌هاى ديگر دانشجوئى را نپسندد و روش ديگرى را در مبارزه خود اتخاذ كند. به نظرم اين قابل فهم است. اما ماندن فقط در سطح اختلافات نمى‌تواند به نفع كل جنبش دانشجوئى تمام شود و بايد مبارزه را در اين سطح نگه نداشت. خوشبختانه در اين اواخر، در ميان بخش‌هايى از فعالان دانشجوئى، سمت‌گيرى بحث‌ها وارتباط‌ها در جهت يافتن يكسرى راه‌كارهاى مشترك، افزايش يافته است ولى هنوز براى بازتاب مشترك بيرونى كافى نمى‌باشد. در اين عرصه حكومت و ارگان‌هاى سركوب آن از تمام امكانات خود براى ايجاد فاصله و تفرقه ميان فعالان دانشجوئى استفاده مى‌كنند و مانع حركت مشترك ميان دانشجويان مى‌شود و از اين طريق دامنه سركوب را با ايجاد ترس و وحشت بابت دادن هزينه فعاليت‌هاى متشكل و به‌ويژه سياسى، گسترش مى‌دهند. در واقع سياست حكومت بر اين است كه از انتشار اخبار، اطلاعات، مباحث و تحليل‌هاى طيف‌هاى متنوع دانشجوئى در ميان دانشجويان و دانشگاهيان، جلوگيرى كند. هدف حكومت ازاين سياست توطئه‌آميز به يك عبارت اين است كه ارتباط بدنه دانشجويى را با فعالان تشكل‌هاى دانشجوئى دگرانديش و غير حكومتى قطع يا درسطح پائينى قراردهد.
دانشجويان بايد به دنبال راه‌هايى باشند كه بتوانند اخبار فعاليت‌ها و مسائل دانشجوئى را هرچه بيشتر و بهتر انعكاس دهند. انتشار يك نشريه پلوراليستى اينترنتى براى دانشجويان مى‌تواند به انتشار اخبار و بحث‌هاى دانشجوئى كمك رساند. حكومت با ايجاد يك سرى موانع مى‌تواند مشكلاتى را در اين عرصه ايجاد كند. دسترسى دانشجويان به اينترنت در شهرستان‌ها نسبت به استان تهران با مشكلات بيشترى همراه است ولى امكان فتوكپى و پخش چنين نشريه اينترنتى در سطح دانشگاه‌هاى كشور وجود دارد. دانشجويان و فعالان دانشجوئى از طيف‌هاى مختلف از اين طريق مى‌توانند در جريان فعاليت‌ها و بحث‌هاى دانشجوئى، قرار گيرند. ايجاد و حفظ ارتباط ميان دانشجويان در دانشگاه‌هاى مختلف مى‌تواند درشرايطى به يكسرى سازماندهى‌هاى مشخص ومشترك منجرشود. درضمن دانشجويان بيشتر مى‌توانند در بحث‌هاى مربوط به دانشگاه يا كلاً هرآنچه چيزى كه به منافع دانشجويان مربوط مى‌شود، شركت كنند.
به علاوه براى پائين آوردن هزينه‌هاى فعاليت‌هاى متشكل در دانشگاه‌ها تنها با فعاليت و همگرائى مشترك امكان مقاومت به وجود مى‌آيد. بايد برسرحداقل‌هاى دمكراتيك متحد شد. بايد بر سر پيش بردن منافع دانشجوئى و دانشگاه، اختلافات راكنار گذاشت و نيروى خود را بر سر اشتراكات متمركز كرد. اما مى‌توان هميشه به صورتى متمدن و منطقى بحث وگفتگو بر سر تفاوت‌ها و اختلافات را پيش برد. امروز كمونيست، انقلابى، سوسيال دمكرات، چپ دمكرات، دمكرات مذهبى، دمكرات ملى و... بودن مانعى براى پيدا كردن راهكارى مشترك براى هجوم سازمان‌يافته حكومت به فعالان تشكل‌هاى دانشجوئى ايجاد نمى‌كند. در حال حاضر سياست حاكميت در جهت ايجاد فضاى انقلاب فرهنگى در اوايل انقلاب است. هرچند كه براى ايجاد چنين فضايى از امكانات و شرايط آن دوره بهره‌مند نيست. اما مى‌تواند فضاى ترس و وحشت آن دوره را براى مدتى در دانشگاه‌ها به‌وجود آورد.
از نظر من وجود فعالان دانشجوئى و تشكل‌هاى آنان و نيز وسعت و گسترش دانشگاه‌ها در سراسرايران، افزايش تعداد دانشجويان، تضعيف و غيرمردمى شدن حاكميت، عدم وجود جنبش دانشجوئى وابسته به حكومت، شكست ايجاد دانشگاه‌هاى اسلامى و انجمن‌هاى اسلامى وابسته به حكومت و ده‌ها مورد ديگر باعث مى‌گردند كه حكومت نتواند دانشگاه‌ها را همچون دوران انقلاب فرهنگى به مدت چند سال تعطيل كند. اما ضرورت دارد كه دانشجويان براى مقاومت و مقابله با اين فضا نيروى خود را متحد كنند. دراين چنين شرايطى امكان فعاليت و مقاومت براى عقب نشاندن حاكميت و پائين آوردن هزينه فعاليت‌هاى متشكل، به‌وجود مى‌آيد.

س- بزرگداشت سالگرد شانزده آذر چه مفهومى براى دانشجويان دارد؟ آيا اصلاً آنها مى‌دانند در چنين روزى چه اتقافى افتاده است؟

ج- به‌نظرم شانزده آذر به‌عنوان روزى جا افتاده كه مظهرمقاومت و تلاش دانشجويان برعليه سركوب استبداد شاهى و امروز حكومت مذهبى است در ميان دانشجويان،مطرح مى‌باشد. جالب توجه است كه خود رژيم از طريق ارگان‌هاى دانشجوئى وابسته به خود، سالگرد شانزده آذر را ازطريق برگزارى يك‌سرى مراسم وسخنرانى‌ها پيش مى‌برد و سعى مى‌كند به دليل اهميت روز دانشجودر ميان دانشجويان، به بزرگداشت چنين روزى سمت گيرى حكومتى دهد. حكومت مى‌داند كه از سه شهيد جنبش دانشجوئى در شانزده آذر هزاروسيصد وسى ودو، دو نفر از آنها از هواداران و فعالان حزب توده ايران و نفر سوم جزء فعالان نيروهاى ملى بوده است. حكومت اسلامى به‌شدت جريانات چپ وملى را در ايران سركوب مى‌كند ولى سالگرد مقاومت آنان در برابر استبداد شاهى را به دليل اهميت اين روز در ميان دانشجويان، گرامى مى‌دارد.

س- آيا امسال در سالگرد شانزده آذر دانشجويان و تشكل‌هاى آنان، فعاليت‌هايى را براى بزرگداشت اين روز سازمان خواهند داد؟

س- البته ازمدتى قبل بحث‌هايى ميان فعالان طيف‌هاى گوناگون دانشجوئى پيرامون چگونگى بزرگداشت شانزده آذر روز دانشجو، جريان گرفته است. اما هنوز به توافق مشخص نرسيده‌اند. عده‌اى از فعالان دانشجوئى اين روز را سمبل مبارزات چپ در مبارزات دانشجوئى در دانشگاه‌ها مى‌دانند. عده ديگربا نگاه ابزارى به اين روز نگاه مى‌كنند. عده‌اى خواهان تشكيل صف مستقل گرايش فكرى خود براى اين روزهستند. عده ديگر نگاهى انحصارگرايانه و اختصاصى نسبت به اين روز دارند و عده ديگرى به دنبال تاكتيك‌هاى مناسب براى سهيم كردن همه دانشجويان با گرايش‌هاى متنوع براى بزرگداشت اين روز هستند. اما با تمام اين تفاوت‌ها، گرايش به بزرگداشت اين روز در ميان فعالان دانشجوئى تقويت شده است. اما تا يافتن راهكارى مشترك ميان اين طيف‌هاى متنوع هنوز جريانات دانشجوئى نياز به زمان دارند. بايد به اين تفاوت‌ها توجه كرد و بحث‌ها را به سطحى رساند كه همه جريانات دانشجوئى بتوانند در بزرگداشت اين روز خود را سهيم احساس كنند. در واقع بزرگداشت شانزده آذر در انحصار هيچ جريان دانشجوئى در ايران نيست زيرا اين روز به همه دانشجويان متعلق است. پس در حين داشتن تفاوت در تحليل‌ها و تاكتيك‌ها مى‌توان در بزرگداشت اين روز، كار مشترك را تجربه كرد. ايجاد چنين فضاى مشتركى مى‌تواند توجه دانشجويان را به سمت همگرايى جلب كند. در مبارزات دانشجوئى در ايران فعالان دانشجوئى نياز به كسب چنين آزمون‌هاى مشتركى دارند. يكى از راه‌هاى جذب بدنه دانشجوئى فعاليت مشترك ميان طيف‌هاى گوناگون دانشجوئى در دانشگاه‌هاى كشور است. پاسخ به اين نيازضرورت سرمايه‌گذارى در اين عرصه را بيش از پيش افزايش مى‌دهد.