مصاحبه با يک فعال دانشجوئى در تهران
مصاحبه‌کننده: على صمد

در دولت احمدى‌نژاد، ما ديگردولت در سايه نداريم بلکه آنها امروز ديگر درصحنه قدرت به صورت علنى در آمده‌ و تاکيد کنم که آن نيروهاى درسايه ديگر تحرک سابق را ندارند. هر کارى را امروز انجام دهند هزينه‌اش را مى‌بايست همين دولت احمدى‌نژاد پرداخت کند. چنانچه مى‌دانيد اين نيروها جزء قدرت هستند و نمى‌خواهند هزينه دولت را بالا ببرند و همين امر باعث مى‌گردد که يک سرى امکانات ايجاد شود و توان سرکوب رژيم کمتر شود

سوال- شما حرکات اعتراضى اخير دانشجويان در بخشى از دانشگاه‌هاى ايران را چگونه تحليل مى‌كنيد؟

جواب- جنبش دانشجويى مشخصه‌هاى خاص خود را دارد. اگر فضا ايجاد شود؛ به خوبى خود را نشان مى‌دهد و به سمت گسترش يافتن حرکت مى‌کند. اما وقتى فضا توسط حکومت بسته مى‌شود به لاک خودش فرو مى‌رود و فکر مى‌کند که چگونه بايد به دنبال بازکردن فضا حرکت کند. چنانکه مى‌دانيد دانشگاه بعد ازآمدن احمدى‌نژاد به قدرت با محدوديت‌هاى بيشترى روبروشده است.
سياست احمدى‌نژاد و دولتش اين است که تشکل‌هاى مستقل دانشجوئى را تا حد ممکن در دانشگاه‌ها منزوى کند و شکاف ميان فعالين دانشجوئى با دانشجويان را تشديد نمايد و بدين طريق آنها را از دورفعاليت خارج نمايد. تحليل‌گرانى که دورآقاى احمدى نژاد جمع شده‌اند و با ايشان همکارى دارند وزن زيادى را به جنبش دانشجويى به عنوان موتوراصلى جنبش اصلاحات مى‌دهند.
تحليل آنها اين است که اگر دانشگاه در سال هاى ۷۶-١٣۷۵ به حرکت در نمى‌آمد و پرچمدارى نمى‌کرد شايد دوم خرداد به پيروزى نمى‌رسيد. آنها از مدت‌ها قبل از دوره دوم دولت خاتمى به اين نتيجه رسيدند که براى بازسازى پايه‌هاى قدرت بايد جنبش دانشجوئى را به هر ترتيبى كه هست، شكست. با اين نوع نگاه به سياست، آنها فشار بر جنبش دانشجوئى را گسترش دادند و محدوديت‌هاى بسيارى براى فعاليت‌هايى که اغلب جهت‌گيرى صنفى و اجتماعى داشت، به‌وجود آوردند. فعالين تشکل هاى دانشجوئى درهمه عرصه‌ها، صحنه را برخود تنگ ديدند و به دنبال اين بودند که خودشان را از اين وضعيت به وجود آمده، به ترتيبى خارج کنند. در دانشگاه اميرکبير فرصتى فراهم شد و دانشجويان به خوبى از آن استفاده کردند. اخراج و بازنشستگى اساتيد فرصت ديگرى را دولت احمدى‌نژاد براى دانشجويان فراهم كرد كه آنها به اعتراض بپردازند.
دفن شهدا در صحن دانشگاه امکان ديگرى براى تجمع اعتراضى در ميان دانشجويان به‌وجود آورد. در ادامه وزير علوم دولت احمدى‌نژاد با تغيير مديريت در دانشگاه‌ها و ايجاد يك سرى محدوديت‌هاى جديد ديگر، درواقع فرصت‌هايى را براى دانشجويانى که به اشكال گوناگون با مسئولين وزارت علوم، کميته‌هاى انضباطى وغيره درگير بودند فراهم كرد که حرکت‌هاى وسيعى را در سطح بعضى از دانشگاه‌ها و از جمله در دانشگاه‌هاى منطقه آذربايجان سازماندهى کنند و حکومت احمدى‌نژاد که بيشترين نيروى خود را براى موضوع "انرژى هسته اى“ گذاشته بود، براى دانشجويان بهانه‌هاى لازم را براى اعتراض ايجاد كرد و آنها خوشبختانه به‌خوبى از اين موقعيت‌هاى به‌وجود آمده، استفاده کردند و به فعاليت‌هاى خود در درون دانشگاه‌ها دامن زدند و بدين ترتيب شور جديدى در فعاليت‌هاى دانشجويى آغاز شد.

سوال- آيا با سرکوب حرکات دانشجوئى يا با بالا بردن هزينه‌هاى فعاليت‌هاى سياسى يا متشكل در دانشگاه‌ها، مى‌توان صداى دانشگاه را خاموش کرد؟

جواب- البته اين سياست اصلى دولت احمدى‌نژاد است. شايد اين موضوعى را که الان مى‌خواهم به شما بگويم به نظرعجيب بيايد. به نظرم سرکوب و خشونت از طرف دولت احمدى‌نژاد بيشتر از دوره‌هاى گذشته نيست. هرچند که مى‌دانم تمايل به سرکوب ازطرف دارودسته دولت احمدى‌نژاد بسيار قوى‌تر از گذشته است ولى حقيقت اين است که آنها امکان آنرا ندارند. در دوران خاتمى و رفسنجانى نيروهاى سرکوبگر رژيم (لباس شخصى‌ها، بسيجى‌ها، نيروهاى اطلاعاتى) تحت مديريت ارگان‌هاى امنيتى سپاه و حفاظت اطلاعات عمل مى‌کردند. چنانکه مى‌دانيد از مصونيت زيادى هم برخوردار بودند. آنها با استفاده از اين پوشش و ديگر امکاناتى که در اختيارشان بود به اشکال گوناگون، همه نيروهاى اجتماعى، مدنى و به‌ويژه فعالين تشکل‌هاى دانشجوئى را آزار و اذيت مى‌كردند و در ضمن به هيچ کسى هم پاسخگو نبودند. در واقع آنها هزينه‌هاى سرکوب را به حساب دولت وقت مى‌گذاشتند. در زمان خاتمى چنان كه معروف است هر ۹ روز يک بحران از طرف اين ارگان‌هاى امنيتى و نظامى كه در سايه سازماندهى مى‌كردند، برعليه دولت وقت انجام مى‌شد.نزديك به يك سال است كه اين نيروهايى که به اصطلاح در سايه بودند مجبور شده‌اند خودشان را علنى كنند و اكنون قدرت را در دولت احمدى‌نژاد در دست گرفته‌اند. درواقع همين‌ها بودند كه بحران‌ها را به‌وجود مى‌آورند و خاتمى هم مى‌بايست هزينه حرکت آنها را مى‌پرداخت. خاتمى نمى‌توانست يا نمى‌خواست آنها را به عنوان کسانى که اين بحران‌ها را در جامعه ايجاد مى‌کردند به مردم معرفى کند و روش برخورد امثال خاتمى باعث مى‌شد كه آنها هزينه‌هاى کمترى بپردازند. زيرا آنها دولت در سايه بودند. اما در دولت احمدى‌نژاد، ما ديگردولت در سايه نداريم بلکه آنها امروز ديگر درصحنه قدرت به صورت علنى در آمده‌ و تاکيد کنم که آن نيروهاى درسايه ديگر تحرک سابق را ندارند. هر کارى را امروز انجام دهند هزينه‌اش را مى‌بايست همين دولت احمدى‌نژاد پرداخت کند. چنانچه مى‌دانيد اين نيروها جزء قدرت هستند و نمى‌خواهند هزينه دولت را بالا ببرند و همين امر باعث مى‌گردد که يک سرى امکانات ايجاد شود و توان سرکوب رژيم کمتر شود.
به نظرم اگر در چنين وضعيتى فعالين تشكل‌هاى دانشجوئى خوب و متحد عمل کنند مى‌توانند از اين موقعيت نهايت استفاده را درعقب نشاندن دستگاه سرکوب رژيم بکنند. اما در مورد اين موضوع روشن بگويم كه به دليل چندپاره‌گى درميان دانشجويان متاسفانه يک‌سرى موانع و مشکلات در فعاليت دانشجويى به‌وجود آمده است که اگر از طرف تشکل‌هاى دانشجوئى چاره‌اى براى آن اتخاذ نشود، آينده جنبش با خطرات زيادى روبرو خواهد شد.

سوال- شما متذکرشديد که به دليل وجود چندپاره‌گى در ميان فعاليت‌هاى دانشجوئى، يک سرى مشکلات مانع پيشرفت کارها مى‌شود. به نظرشما فعالان دانشجوئى در چه عرصه‌هاى مى توانند در حين داشتن اختلافات به‌صورت مشترک عمل کنند؟

جواب- توجه داشته باشيد که شرايط جديد و نسل‌هاى جديد دانشجوئى باعث مى‌شود که جريانات دانشجوئى به اشکال نوين، خودشان را سازماندهى کنند. امروز در دانشگاه، مطالبات صنفى و اجتماعى بيشتر از هرعرصه‌اى در ميان دانشجويان مطرح است. اين عامل مهمى است که مى‌تواند دانشجويان را فعال کند. درضمن اين را هم متذکر شوم که فعاليت سياسى در دانشگاه‌ها حتماً مى‌بايست انجام گيرد و براى فعالين دانشجويى ضرورت دارد كه اين اصل اساسى را همواره در فعاليت‌هاى خود در نظر داشته باشند. اما نبايد فراموش كرد كه فعاليت سياسى بدون وجود بدنه دانشجويى، تشکل دانشجويى را تضعيف مى‌کند. حكومت اسلامى با تمام امكانات خود در تمام سال‌هاى گذشته سعى كرده با ايجاد و تعميق شكاف ميان تشكل‌هاى دانشجوئى، تفرقه راهر چه بيشتر گسترش دهد. از نظرمن بايد به دنبال راه‌حل‌هايى بود که بشود با اتكا به آن فاصله بدنه دانشجوئى را با تشكل‌هاى دانشجوئى كاهش داد و با سازماندهى و تشكل‌يابى، دانشجويان را هرچه وسيعتر به کارزار مبارزه برعليه جمهورى اسلامى کشاند.
تجربه جنبش دانشجويى از گذشته تا امروز باعث اين مى‌شود که آنان امروز با سيمايى جديد، مدرن و اين‌دنيايى که مشخصاً در آن مايه‌هاى مذهبى بسيار تضعيف شده است خودرا دوباره سازماندهى کنند و گرايش غالب و جاافتاده دانشجويان در چند سال اخير به سمت سکولاريسم است. امروز لائيك بودن به عنوان امرى عادى در زندگى دانشجوئى محسوب مى‌شود.

سوال- در چند سال اخير فعالين دانشجويى وابسته به مناطق قومى در سطح دانشگاه‌ها در عرصه‌هاى مختلف فعاليت‌هايى را سازمان داده‌اند. لطفاً کمى درخصوص فعاليت‌هاى آنها براى ما بگوييد؟ آيا اين فعالان دانشجويى در حرکت‌هاى عمومى تشکل‌هاى دانشجويى شرکت فعال دارند؟

جواب- شما مى‌دانيد درشرايطى که رژيم اسلامى ايران مى‌خواهد اختناق را درجامعه گسترش دهد، امکان سازماندهى در بيرون از دانشگاه بسيار پرهزينه خواهد بود. اما در دانشگاه جنبش دانشجويى از طريق امکاناتى که دارد مى‌تواند کمک به تشکيل يک سرى تشکل‌ها کند و يک سرى ارتباط‌ها را به‌وجود آورد. در درون دانشگاه اين ارتباط‌ها مى‌تواند به راحتى گسترش پيدا کند. زيرا در دانشگاه، دانشجويان تحت عناوين مختلف مى‌توانند دور هم جمع شوند و دولت نمى‌تواند در اين خصوص مزاحمتى ايجاد کند. دانشجويان از سال‌ها پيش به اهميت اين موضوع پى برده‌اند. چنانکه مى‌دانيد بعد از سرکوب جنبش دانشجويى در ١٨ تير ۷٨، بسيارى از دانشجويان به فعاليت‌هاى فرهنگى، تفريحى، ورزشى، علمى، تخصصى وغيره روى آوردند و انرژى خود را در آن عرصه‌ها متمرکز کردند. نشريات دانشجويى و تجمعات فرهنگى در دانشگاه‌ها گسترش يافت. دانشجويان شهرستانى مثلاً در تهران توانستند ارتباط‌ها و تجمعات خود را هرچه بيشتربا همشهری‌هاى خود يا ازمناطقى که از آنجا مى‌آمدند گسترش دهند و اين نوع ارتباط‌ها به عنوان امرى طبيعى محسوب مى‌شود و بدين طريق انگيزه‌هاى زيادى براى انجام فعاليت‌هاى فرهنگى دانشجويى به‌وجود آمد. به‌ويژه وقتى که فضا براى فعاليت جدى سياسى در دانشگاه‌ها وجود ندارد، خب دانشجويان حول محور فرهنگى فعاليت‌هاى خود را سازمان مى‌دهند. رژيم بر اين باور بود که هرچه بيشتر فعاليت دانشجويان را در عرصه سياسى کاهش دهد به نفع او تمام خواهد شد و بدين طريق تشکل‌هاى دانشجويى همچون دفتر تحکيم وحدت - طيف علامه وغيره که تفکر منتقدانه دارند بدين طريق تضعيف مى‌شوند. رژيم براين فکر بود که هرچقدر دانشجويان از مسائل سياسى دور شوند و در عرصه هاى ديگر فعال شوند ضرر کمتر به حکومت مى‌رسد. خوشبختانه صحنه واقعيت به نفع رژيم نچرخيد.
حوادث اخير آذربايجان نشان داد که ارزيابى حکومت غلط از آب درآمده است. در دانشگاه‌ها و حتى بيرون از آن، پتانسيل اعتراضى درعرصه‌هاى مختلف قوى است. اما در بيرون از دانشگاه امکان ايجاد تجمع با هزينه‌هاى زيادى همراه است اما در درون دانشگاه با تمام محدوديت‌ها و فشارها نمى‌توانند جلوى ارتباط، فعاليت و تجمعات دانشجويى را بگيرند و همين موضوع باعث مى‌شود که رژيم در درون دانشگاه به اشکال گوناگون بحران ايجاد کند. نيروى فعال دانشجويى چنانچه خوب و متحد عمل کند مى‌تواند توطئه‌هاى رژيم را نقش برآب کند.

سوال- آيا درحال حاضر به دليل عدم وجود يک حرکت سراسرى متشکل و فراگير دانشجويى باعث نمى‌گردد که حرکت‌هاى اعتراضى در محدوده چند دانشگاه موجب بالا رفتن هزينه‌ها در دانشگاه‌هاى کشور شود. آيا دولت و ارگان‌هاى نظامى-امنيتى آن با سرکوب اين حرکات اعتراضى، مى‌تواند به‌راحتى جنبش دانشجوئى را تضعيف كند؟

جواب- وقتى شرايط اعتراضى وجود دارد نمى‌شود به دانشجويان گفت که صبر کنيد وبعد از ايجاد يک تشکل يا حرکت سراسرى، اقدامات خود را سازمان دهيد. در واقع شرايط عينى و واقعى که در بعضى از دانشگاه‌ها توسط دولت احمدى‌نژاد بردانشجويان تحميل شد، باعث به‌وجود آمدن يک‌سرى حرکت‌هاى خود به خودى يا بهتر است بگويم عکس‌العملى در ميان بخش‌هاى وسيعى از دانشجويان در اين چند دانشگاهى که شما متذکر شديد، گشت. البته متذکرشوم که من حرف شما را به عنوان يک فعال دانشجويى مى‌فهم که وجود جنبش يا حرکت سراسرى در دانشگاه‌ها مى‌تواند باعث شود که هزينه‌هاى مبارزه دانشجويان کمتر شود. به نظرم هر حرکت اعتراضى دانشجويى در شرايط کنونى خوب است که انجام شود. اما همواره بايد ديد چگونه مى‌توان هزينه‌هاى آن را کاهش داد. در حال حاضر گرايش به فعاليت مشترك در عرصه‌هاى گوناگون ميان دانشجويان افزايش يافته است و گفتمان‌هاى وسيعى در حال انجام شدن است و اميدوارم به نتيجه برسد.

با تشکر از اينکه به سوالات ما جواب داديد.