انتخابات، احزاب و دانشجويان
سعيد الله بداشتى
منبع: روزنامه حيات نو
اصلاحطلبان به خوبى میدانستند كه اگر دانشجويان و جوانان به صحنه آيند برگ برنده در دستان آنهاست و آنها توان ايجاد موازنه مثبت در فضاى اجتماعى به نفع يك جريان خاص را دارند. اما آنچه در چند ماه اخير در دانشگاهها رخ داد شايد خلاف پيشبينیهاى جريانات سياسى بود. بروز حوادث و اتفاقات ناگوار براى برخى دانشجويان، از جمله حادثه دانشگاه سبزوار، اميركبير و. .. بر روند اعتراضات و انتقادات به مجموعه وزارت علوم افزود
با نزديك شدن به انتخابات نگاه اهل سياست هر روز و هر روز به دانشگاه پررنگتر میشد و احزاب وجناحهاى گوناگون سياسى سعى كردند تا اعتماد دانشجويان را به سوى خويش جلب نمايند. چرا كه عليرغم انفعال موجود در فضاهاى دانشجويى به ويژه در بين فعالان دانشجويى، مرجعيت آنها را در جامعه نمىتوان رقيق نمود. ليكن اصلاحطلبان به خوبى میدانستند كه اگر دانشجويان و جوانان به صحنه آيند برگ برنده در دستان آنهاست و آنها توان ايجاد موازنه مثبت در فضاى اجتماعى به نفع يك جريان خاص را دارند. اما آنچه در چند ماه اخير در دانشگاهها رخ داد شايد خلاف پيشبينیهاى جريانات سياسى بود. بروز حوادث و اتفاقات ناگوار براى برخى دانشجويان، از جمله حادثه دانشگاه سبزوار، اميركبير و. .. بر روند اعتراضات و انتقادات به مجموعه وزارت علوم افزود.
در ادامه مصاحبهها و نحوه موضعگيریهاى مقامات اين وزارتخانه در قبال مسائل دانشجويى بر تندى انتقادات افزود، تا اينكه در چند تجمع اخير، دانشجويان خواستار استعفا و عزل وزير علوم شدند. طبيعى بود كه اين اتفاقات، خوشايند دولتنشينان نبود چرا كه آنان اين فضاسازیها را سم مهلكى در مقابل تبليغات مثبت خويش میدانستند و پيروزیشان را در شوراها تحت تاثير اين اتفاقات میديدند.
حال آنكه محمود احمدینژاد براى فائق آمدن بر اين فضا بر آن شد تا با تاخير، مراسم روز دانشجو را در دانشگاه اميركبير برگزار كند. برگزارى سالگرد ١۶ آذر آن هم در دانشگاهى كه در چند ماه اخير بر اثر برخورد با تعدادى از دانشجويان سياسیاش، ممنوعالورود شدن تعدادى ديگر و ستارهدار شدن عدهاى، آبستن حوادث بود و يك روز قبل از حضور رئيس دولت، اختلافات موجود بين دانشگاه و انجمن اسلامیمنتخب دانشجويان به اوج خود رسيده بود و اعلام تعدادى از دانشجويان به عنوان انجمن اسلامیاز سوى دانشگاه صحن دانشگاه پلیتكنيك را يك روز قبل از حضور او به محلى براى اعتراضات دانشجويى تبديل كرد.
اما همه اينها مانع حضور احمدینژاد در اين دانشگاه نشد و سرانجام او با حضور در دانشگاه، شاهد اعتراضاتى از سوى دانشجويان شد. آن هم در زمانى كه به هيچوجه براى او و كابينهاش مناسب نبود.
سيماى جمهورى اسلامى نيز با به تصوير كشيدن گوشههايى از اعتراضات دانشجويان به احمدینژاد در چند نوبت هدفى خاص و درعين حال مبهم رادنبال كرد كه ابعاد آن روشن شد. از ديگر سو جريان اصلاحطلبى كه در قالب ائتلاف سعى میكرد فضاى كلانشهر تهران را به سود خويش رقم زند در تلاش بود تا از اين اعتراضات دانشجويى به نفع خويش بهرهجويد اما چندان توفيق نيافت، چرا كه اولا: انتظار فعالان دانشجويى و محرومين از تحصيل، خصوصا دانشجويان ستارهدار از اصلاحطلبان، واكنش جدیتر در قبال اين محروميتها بود و از ديگر سو تجمع ١۶ آذر در دانشگاه به تصور برخى نه تنها به حمايت از اصلاحطلبان نينجاميد، حتى نغمههايى از مخالفت تند نيز در فضاى راهپيمايى و تجمع پخش شد. دردانشگاه اميركبير نيز به مراتب بهرهمندى ناچيز اصلاحطلبان از اعتراضات دانشجويان و عملكرد دولت و به طورمستقيم اعتراض به وزير علوم به ايجاد فضايى منفى نسبت به جريان ائتلاف اصلاحطلبان نيز تبديل شد، چرا كه اظهارنظر دبيركل و يك عضو شوراى مركزى يك حزباصلاحطلب عليه دانشجويان معترض بهانهاى شد تا دانشجويان سياسى پلیتكنيك با ارسال پيامها و پيغامها نارضايتى خود را اعلام دارند.
بیترديد آنچه امروز و در فرداى انتخابات میبينيم اثرگذارى غيرمستقيم جريان دانشجويى در فضاى سياسى است. آنچه كه در تهران اتفاق افتاده عدم بهرهبردارى اصلاحطلبان از اتفاقات دانشگاه در چند روز پيش از انتخابات است و آسيبپذيرى پرحاشيه دولت احمدینژاد از اتفاقات جديد دانشجويى...و شايد طبيعى و حتى قابل پيشبينى بود كه بهترين بهرهبردارى از اين انتخابات را جريان منتسب به شهردار ببرد كه از گزند انتقادات دانشجويى در امان ماند و در ميان اين دو طيف آسوده به فكر نظر و راى مردم بود.در هر حال آنچه كه معلوم است اين است كه نقش دانشجويان و جوانان در عرصههاى سياسى و اجتماعى آن هم در مقاطع انتخاباتى بر اهل سياست پوشيده نيست وليكن آنچه پيش از هر چيز ذهن جوانان و دانشجويان را آزار میدهد و آنها را نسبت به فضاى سياسى بدبين میكند، نوع نگاه احزاب به دانشگاه و دانشجو و قشر جوان است...نگاه ابزارى و استفادهجو به اين قشر و عدم هزينهكرد واقعى براى پاسخگويى به مطالبات آنها و عدم واكنش مناسب نسبت به تضييع حقوق آنها در عرصههاى اجتماعى اعم از دانشگاه، بیترديد بر انفعال موجود در فضاى سياسى ايران میافزايد كه اتفاقا رد صلاحيت گسترده فعالان سابق جنبش دانشجويى كه روزگار جوانى خويش را در مجموعه دفتر تحكيم وحدت گذرانده بودند و امروز به مردانى جوان، متخصص، مدير و تجربهمند سياسى و در عين حال مملو از شور و نشاط تبديل شده بودند واكنش در خور را از سوى احزاب اصلاحطلب به همراه نياورد. آن هم رد صلاحيت دانشجويان متعهدى كه در مواجهه با ناكامیهاى جريان اصلاحطلبى سنگ تمام گذاشتند و حتى در قبال رد صلاحيت بسيارى از اصلاحطلبان در دانشگاهها نه تنها واكنشى جدى نشان دادند بلكه تهديدات بسيارى را به جان خريدند. در مجموع تنها بهانه براى به صحنه آوردن بسيارى از فعالان دانشجويى به دليل عدم واكنش مناسب از سوى اصلاحطلبان به بهانهاى براى اعتراض به اصلاحطلبان و روند ائتلاف تبديل شد تا جايى كه جوانان مجمع نيروهاى خط امام، فرياد اعتراض خود را تا جماران به گوش سيدمحمد خاتمى رساندند تا در قبال اين حوادث، منفعل و خاموش نبوده باشند.
سهشنبه، ٢٨ آذر ١٣٨۵