بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي
نقد جريان دانشجويي به مثابه استراتژي
با نگاهِي به سابقه فعاليت مجموعه دفتر تحكيم در دوران اصلاحات دو كار ويژه عمده را ميتوان تشخيص داد يكي روشنگري و ايجاد حساسيت سياسي در حوزه عمومي (دانشگاه و جامعه) و ديگري آلت دست احزاب سياسي(چه بيرون چه درون حاكميت) براي چانهزنيها در سطوح بالا. اين دو كار ويژه بگونهاي بود كه در طي سالهاي گذشته نتيجهاي جز خشكاندن ريشه حركتهاي خود آيين در محيط دانشگاه عايدمان نشد. چرا كه اعمال كار ويژههاي فوق باعث بوجودآمدن يك گفتمان و ادبيات مقاومتي در دانشگاه شد آنهم بوسيله مجموعه تحكيم وحدت كه هرگز نتوانست به كل همبستهاي دست يابد. چنين رويهاي يعني اتخاذ يك ادبيات مقاومتي آنهم فقط در حوزه سياسي و به فرمان احزاب و نهادهاي سياسي خارج از دانشگاه نه تنها به حذف و ممانعت از بروز آگاهيهاي ديگردر عرصه دانشگاه منجر شد بلكه توانست بگونه اي خود سركوبگرانه ريشه! آرمانها را از دل فعالان دانشجوئي بزدايد و چيزي جز حس شكست و تحليل رفتن تمام انگيزه ها و شور مقاومت در بر نداشته است. شاهد زمزمه هائي هستيم مبني براينكه تحكيم وحدت ديگر سخنگوي دانشجويان نمي باشد كه پر بيراه نيست. شايد با تاملي گذرا بتوان دلايل چنين اتفاقي را تشريح كرد.
چرا كه خصوصيت ذاتي وهمواره موجود در سنت دانشجوئي دارا بودن روحيه انتقادي در مقابل هر گونه اعمال محدوديت وتضييع حقوقي فردي مي باشد وهرگونه همبستگي و گردهم آئي بايد باتكيه بر اين خصيصه موجود در رفتار روحيه قشر دانشجو صورت گيرد.اما عملكرد مجموعه تحكيم وحدت بگونهاي متناقض در ابتدا براي خود اهداف وآرمانها و روايتهاي كلاني تعريف كرد آنهم آرمانهاي كاملاً انتزاعي همچون جامعه مدني و دمكراسي وآزادي وعدالت و با بكارگيري قوه نقادي و اعتراض بدنه دانشجوئي در مجراي سياسي آنهم با تعريفي از كنش سياسي كه ذرهاي اختلاف با انجمنهاي اسلامي در بدو پيدايششان در آنها بچشم نميخورد وعاقبت هم اين كهنگي و فرسودگي گريبان همه را گرفت و بذر ياس و دلمردگي را اين تعاريف و مفاهيم! براي ما به ارمغان آوردند چرا كه خود اين تعاريف كهنه و دلمرده و فرسوده بوده اند. پيرو همين آرمانپردازيهاي بزرگ و خيالي و چاق شدن جنبش دانشجوئي از مفاهيم بزرگ اما تو خالي همه قواي انتقادي جنبش در راستاي روشنگري سياسي آنهم در بسياري مواقع ناشي از نياز احزاب وسازمانهاي سياسي به پيگيري پروژه فشار از پايين و چانه زني آنها در سطوح بالاي قدرت تحليل رفت. چنين رويهاي كه از جانب نمايندگان دانشجوئي در مجموعه دفتر تحكيم وحدت در طي شش سال اخير در پيش گرفته شد منجر به تخريب جنبش از درون و از دست دادن پشتوانه دانشجوئي شد. اين نگاه ابزاري به افراد حاضر در سنت دانشجوئي و شيوع چانه زنيها با احزاب سياسي كه داراي اهداف و منشي معطوف به منافع خود و دستيابي به قدرت سياسي در هيات حاكمه را دارند در دراز مدت منجر به حل شدن در مناسبات همان سيستم به مبارزه طلبيده شد و هر چه بيشتر خود را از پشتوانه حقيقي خود كه عامه دانشجويان مي باشد جدا ساخت. و خود مجموعه دفتر تحكيم به يكي از ماشينهاي سركوب مبدل شد و هميشه از سلطه و قدرت مخرب حاضر در خود مجموعه غفلت مي كرد و قدرت و سلطه را در بيرون از خويش ميديد و نتوانست ذرهاي از اين سلطه خارجي و حاكم بر محيط دانشگاه كم كند چرا كه ديگر پشوانه خود را از دست داده بود و عملكرد مقاومتي اين مجموعه نيز تنها در بيانيه و يا سخنرانيهاي نمايشي نمود پيدا ميكرد. ما معتقديم كه هر مجموعه دانشجوئي بر آممده از سنت دانشجوئي كه در پيوند فوري و مبرم با منافع و خواستههاي دانشجويان مي باشد هرگز نبايد و نه ميتواند دولت تشكيل دهد و نبايد در مقام حزب سياسي جلوهگر شود به نظر ما به منظور دميدن روحي تازه و راديكاليزه كردن سنت دانشجوئي بايد به توانهاي نهفته و سركوب شده خودمان بر گرديم و نگاهمان را به خودمان به عنوان يك سنت موجود در جامعه معطوف كنيد. به نظر ما بدين منظور جبهه دمكراسيخواهي و يا پارلمان دانشجوئي هيچگونه شكل جديدي را نميتواند عرضه كند و باز هم ما با يك كل انتزاعي روبرو خواهيم بود با همان شيوههاي سابق چرا كه فقط توانستيم عنوان جديدي را اختيار كنيم به منظور در پيش گرفتن رويكردي تازه كه در عمل نيز خودش را نشان دهد بايد حول يك محور جمع شد. به نظر ما اين محور نه دمكراسي و نه آزادي و نه واژههاي زيبا و اما تو خالي شده ديروز ميباشد بلكه بايد بگونهاي عيني و عملي حول يك امر واقعي و ملموس كه با منافع و خواستههاي افراد حاضر در اين سنت پيوند خورده است جمع شويم و اين امر مستلزم ارائه تعريف جديدي از كنش انتقادي و سياسي درهر مجموعه دانشجوئي مي باشد كنشي كه فقط جنبه نظري نداشته بلكه داراي نمود عيني و عملي و معطوف به كاهش آلام و رنجهاي افراد حاضر در اين سنت باشد در اين شكل جديد هر امر فردي پيوندي ضروري و مبرم با سياست و قدرت خواهدداشت و امكان بيدار شدن و حفظ نفس نقاد در سنت دانشجوئي در حوزههاي متعدد زندگي دانشجوئي مهيا خواهد شد. به منظور پيگيري اين رهيافت به جاي تشكيل لابيها و چانهزنيهاي درون مجموعهاي و با قدرت و احزاب حاكم بايد به گروهبنديها و فرماسيونهايي فكر كرد تا بتوانند گامي به جلو در رفع و كاستن رنج و محروميت موجود در زندگي دانشجوئي كه با مثلثهاي تجاري و بوروكراتيك قدرت نيز پيوند دارد بردارد. ما در بريدن بند ناف خود از قدرت و احزاب سياسي ترديد روا نخواهيم! داشت و معتقديم كه در رويكرد جديد هر گروه و مجموعهاي كه هنوز ترديد دارند در اين شكل جديد جائي ندارد و بايد از ما فاصله گيرند. بگذاريم اين وحدت و يكپارچگي صدري ونه چندان واقعي واستوار دريده شود تا راهي براي رسيدن به وحدت واقعي وحقيقي ازمجراي كثرت حاضر در اين سنت باز شود.براي نيل به اين منظور بايد دلقكبازيهاي معنوي را كنار گذاشت و از حالت دكوراسيون سيستم خارج شد و به پايين معطوف شد و در بستر تعامل با نيروهاي دانشگاهي و تمام دانشجويان و نيازها و مشكلات و رنجهايشان درگير شد و تلاشي معطوف به كم كردن وكاستن اين رنجها صورت گيرد بدون هيچ واهمهاي هر كس هر كجا و در هر گروهي كه قرار دارد با هر مرام و خاستگاه فكري و ايدئولوژيك. اين محور حقيقي گردهمآمدن تمام نيروها خواهد شد و اينگونه است كه افقي براي همه فعاليتها خواهيم داشت چرا كه درگير شخصيترين مسئله و نياز يك انسان (اينجا در دانشگاه و بعنوان دانشجو) خواهيم بود ودر بستر همين تعامل خواهد بود كه دوباره خواهيم! توانست با پشتوانه حقيقتاً قوي حرف خود را به كرسي بنشانيم حتي اگر در هيج حزب و يا دولتي نباشيم. اينگونه است كه پيوندهاي وجودي محكمي ميان تحكيم و دانشجويان نه تحكيم وقدرت حاكمه و احزاب حاكم بوجود خواهدآمد. ما نميگوييم جنبش دانشجويي و بطور اخص مجموعه دفتر تحكيم كه روزي با داعيه سخنگوي رسمي همه دانشجويان به ميدان آ مد به پايان خويش رسيده است. ما معتقديم كه آنچه بايد پايان يابد شكل و نحوه فعاليتهاست و نيز سادهلوحي، غفلت و ناآگاهي تاريخي فعالان دانشجوييست با هر خاستگاه فكري كه بدان متعلقند.
ما نه ادعا داريم كه به گذشته بازگرديم و نه به فعاليتها پايان دهيم. بلكه آنچه در سر داريم گسست از غفلت و عدم تامل به خودمان است. و نگاه به نيازهاي ملموس و واقعي و مشكلات و رنجهاي خودمان بعنوان سنت دانشجويي نه چيزي بيشتر ونه چيزي كمتر. و معتقديم كه چنين رويهاي صرفا با تغيير در اساسنامه و يا تشكيل جبهه دمكراسيخواهي و پارلمان دانشجويي و قالب تشكيلاتي كه از احزاب سياسي الگو ميگيرد بر نميآيد. بلكه آنچه بدان ميانديشيم ايجاد زمينهاي براي رشد آگاهيهاي متنوع و جديدي در اين سنت است. كه لزوما با منحصر كردن فعاليتها بگونهاي يكسو يه حاصل نميشود چرا كه محدوديت و انحصار در سنت دانشجويي همواره مورد نقد و اعتراض واقع ميشود و تفرقه و پراكندگي و بيانگيزگي را به همراه خواهد داشت همانطور كه در اين شش ساله شاهد بوديم كه نمود بارزش را در بياعتنايي تمسخرآميز دانشجويان به موضوعاتي همچون جنبش دانشجويي و يا دفتر تحكيم وحدت مي بينيم. معتقديم كه خوش خيالي و غرور كاذبي كه اين ساختاربر ما تحميل كرده است را بايد پايان داد. و اين امر ميسر نميشود مگر اينكه ما به هر امر فردي و شخصي در محيط دانشجو يي و دانشگاهي كه گريبانگير دانشجويان بعنوان افراد حاضر در اين سنت همچون يك مسئله بنگريم و هر كنشي كه در رفع اين مساله صورت مي گيرد را كنش سياسي ببينيم نه فقط تجمعها، تريبونها، بيانيههايي له يا عليه حزب و گروه غيردانشگاهي. هر كنشي كه امر فردي و شخصي را بعنوان يك مساله مطرح مي كند كنش سياسي است و مخاطبان چنين كنشي نيز هر يك به فراخور ظرفيت خويش با اين مساله درگير ميشوند. و در پي همين درگيري و تعامل با امور واقعي و ملموس، نه انتزاعي و موهومي است كه ميتوان چشم انتظار ايجاد آگاهي جديد در اين سنت شد. بدينگونه است كه ما مي گوييم رجعت به آغوش اين سنت و روبرو شدن با تناقضها و محدوديتهاي سنت دانشجوييست كه ما را از وضعيت واقعي و حقيقي كه در آن گرفتاريم آگاه مي سازد نه عروسك كوكي ديگران شدن. از توان مولد نهفته در اين سنت غافل نشويم و گرنه باز هم در همين چرخه باطل از اذهان نيروهاي واقعييمان محوخواهيم شد
عطف توجه به اين نمونه هاست كه ما بر اين اعتقاد هستيم كه ادعاهاي تشكيل جبهه دمكراسيخواهي و يا اصلاح تشكيلات تحكيم بدون تغيير رويكردها هيچ كمكي به ما نخواهند كرد بلكه به نظر ما كمي جلوتر رفتن در مسير همان جاده كسالت بار قديمي ست و تباهي و زوال وفراموشي سرنوشت محتوم چنين رويهاي خواهد بود. روندي كه نه تنها به قوه انتقادي سنت دانشجوئي نسبت به فرهنگ ومناسبات آن چيزي اضافه نخواهد كرد بلكه به بهترين شكل انگيزه هر گونه نقد ريشهاي و بنيادي را ميخشكاند و همه تحركات توده دانشجورا به يك نمايشنامه سياسي مبدل خواهد كرد. در همين راستاست كه انجمن اسلامي دانشگاه خواجه نصير همه انجمنهاي حاضر در تحكيم وحدت را به در پيش گرفتن رويكردي ديگر و باز كردن باب تعامل و گفتگو در اين زمينه دعوت مي كند و دست همه كساني را كه با چنين رويكردي نظري مساعد دارند ميفشرد و در همينجااعلام ميكند كه به هيچوجه با رويكرد فعلي دفتر تحكيم وحدت چه طيف مدرن و چه سنتي همنظر و همسو نميباشد و در صورت ادامه يافتن چنين رويهاي حاضر نيست در گناه غفلت تاريخي مجموعه دفتر تحكيم شريك باشد و با استفاده از امكانات نيروي محدود خويش به روند مورد نظر خود ادامه خواهد داد و از تلقي كردن مجموعه انجمنهاي اسلامي دانشجوئي به عنوان نردبان قدرت تبري ميجويد و از هر گونه مشاركت در تصميمات و سياستهاي اين مجموعه كناره خواهد گرفت حتي اگر به بهاي در اقليت كامل قرار گرفتن و تنها شدن مجموعه انجمن اسلامي دانشجوئي دانشگاه خواجه نصير بيانجامد در پايان انجمن خواجه نصير الدين طوسي از همه گروههايي كه معتقد به رويكردي ديگر هستند به حضور در كنگرهاي در باب اين موضوع در ماههاي آتي دعوت ميكند.
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی