مصاحبه راديو رسانه با آقاي ف. تابان سردبير سايت اخبار روز پيرامون جنبش دانشجوئي
جنبش دانشجوئي در مرحله تحول تعيين کننده قرار گرفته است
آقاي تابان ضمن تشکر از اين که دعوت ما را پذيرفتيد، با توجه به اينکه جنبش دانشجوئي کشورما نسبت به سالهاي قبل، بويژه سالهاي پس از خرداد 76 در يک رکود قرار گرفته، شما چه ارزيابي از جنبش دانشجوئي داريد؟
خدمت شنوندگان راديو رسانه سلام عرض ميکنم. وضعيت جنبش دانشجوئي را ميتوان از جنبه هاي مختلف بررسي کرد. از يک جنبه ميتوان گفت در حال حاضر به دليل سرکوب و فضاي بسته، ما شاهد حرکات اعتراضي دانشجوئي، اجتماعات و تظاهرات نيستيم. از صحبت هاي فعالين جنبش دانشجوئي پيداست که در واقع يک حالت گريز از سياست، شايد بتوان گفت در بخش هاي از دانشجويان بوجود آمده است. اين وضيعت تابعي از وضعيتي است که در جامعه وجود دارد. و تقريبا در همه بخشهاي جامعه يک چنين حالتي هست. منتها به نظر من از منظر ديگري مي شود به اين جنبش نگاه کرد. از نظر سياسي ـ فکري. در واقع بنيادهاي نظري جنبش دانشجوئي در يک مرحله تحول تعيين کننده است. اين تحول تعيين کننده از مدتي پيش شروع شده است. دانشجوها اسمش را گذاشتند "دوري از قدرت" و نقد فعاليتهاي دانشجوئي طي بيست و چند سال. و در واقع مضمون اين تحول آن است فعاليت هاي دانشجوئي که از حمايت از حکومت، حتي بيشتر از آن مي توان گفت در واقع بازوي اجرائي حکومت و به عنوان نماينده حکومت بودند بعد به ايده هاي اصلاح طلبانه رسيدند، از ايده هاي اصلاح طلبانه بعد از مدتي گذر کردند، آمدند در سطح انديشه هاي که از جانب نيروهاي نزديک به حکومت، در خارج از حکومت مطرح مي شد مثل نيروهاي ملي مذهبي اينها. الآن به اعتقاد من بخش پيشرو جنبش دانشجوئي از اين هم گذر کرد و شعارهائي که اينها مطرح مي کنند و ايده هاي جمهوري دمکراتيک ايده جمهوري خواهي دمکراتيک است. و اين نظر تاثير بزرگي در حرکات آينده جامعه ما خواهد داشت. از اين نظر فکر مي کنم که بايد در واقع مجموعه مسائل ها را در کنار هم ديد. من شخصا فکر نمي کنم که ما بتوانيم از رکود جنبش دانشجوئي از نظر سياسي صحبت کنيم. الآن به اعتقاد من در حال اوج گيري است، فضاي جامعه و اين اوج گيري که اولين شرايط که فضاي جامعه مناسب بشود، به هر حال نمود خود را خواهد داشت.
شما در ابتداي صحبت خودتان به رکود جنبش دانشجوئي و اين که اين جنبش در حال اوج گيري است، اشاره کرديد. به نظر شما آيا دفتر تحکيم وحدت بعنوان بزرگترين تشکل دانشجوئي در اين رکود نقش داشته است؟
دفتر تحکيم وحدت قطعا نقش داشته است. به هر حال تحکيم وحدت يک تاريخچه اي دارد که متاسفانه در برخي دوره ها سياه است. اين دفتر به حکومت در سرکوب جنبش دانشجوئي کمک کرد. بعدها از آن فاصله گرفت. خوب در اين چند سال اخير ما مي بينيم مواضعي کاملا مترقي يانه و پيشرو گرفته است.
من شخصا فکر مي کنم که امروز دانشجويان دفتر تحکيم وحدت کم و بيش مواضع روشن و قابل ستايشي دارند. ولي انچه قابل انتقاد است ، اينکه دفتر تحکيم وحدت که از امکانات بيشتري برخوردار است، تلاش نکرد که پلوراليسم سياسي را توي دانشگاه جا بياندازد، از حق فعاليت دانشجويان دگرانديش به اندازه کافي دفاع نکرد. در اين چند ساله اخير اين امر موجب شد مجموعه نيروهاي دانشجوئي که خودشان را در آن مفاهيمي که اين دفتر طرح مي کرد ـ مثل اصلاح طلبي حکومت ـ فضاي مناسب براي فعاليت نداشته باشند. به نظر من طيف اکثريت دفتر تحکيم وحدت الآن متوجه اين مشکل شده و با طرح موضوع پارلمان دانشجوئي سعي مي کند يک ظرف مناسبي را پيدا کند. براي فعاليت مجموعه دانشجويان با گرايشات مختلف، با سمت گيري سياسي و اجتماعي مختلف. خوب اين امر خيلي مثبت است. نکته ديگري که بايد تاکيد کنم اين است که نقش دفتر تحکيم وحدت در وضعيت فعلي، البته نقش تعيين کننده اي نيست، بيشتر، سياستها مجموعه حکومت و حرکتي که در جهت سرکوب حقوق دانشجويان آزادي هاي سياسي مي کند عوامل بسيار مهمتري در پيدايش وضعيت فعلي هستند .
به نظر شما جنبش دانشجوئي در شرايط فعلي چه کارها و راهکارهاي مشخصي را بايد براي بيرون رفت ازوضعيت فعلي در پيش گيرد؟ و ديگر اينکه، آيا عدم پيوند جنبش دانشجوئي با ديگر جنبش اجتماعي از عوامل رکود هستند يا نه؟
بله من فکر ميکنم در واقع پاسخ سئوال، همين اشاره آخري است که خود شما کرديد. جنبش دانشجوئي مهمترين نکته اي که امروز بايد سرمشق قرار بدهد، بيرون آمدن از دانشگاه و تلاش براي ايجاد ارتباط گسترده تري با ساير اقشار جامعه ما که در تحولات مي توانند تاثيرگذار باشند، داشته باشد. مثل جوانان، زنان، کارگران. البته يک تفاوتي که اين دوره با دوره هاي قبل، مثلا جنبش دانشجوئي در زمان شاه ، يا حتي اوايل اتقلاب دارد اين است، طيف دانشجوئي در جامعه ما به يک نيروهاي خيلي وسيع تبديل شده و يک نيروي اجتماعي بزرگي است. يکي از انتقاداتي به فعالين جنبش دانشجوئي در سال هاي اخير وارد است ، همين موضوع است. آنها به ارتباط بين جنبش دانشجوئي با اقشار ديگري اجتماعي کم توجهي کردند. جنبش دانشجوئي به هر حال اگر تمام ظرفيت موجود خودش را هم به ميدان بياورد، براي تغيير و تحول در جامعه به هيچ وجه کاقي نيست. جنبش دانشجوئي هر چند امروز از نظر سياسي به يکي از گروه هاي مرجع تبديل شده، ولي يک نقش ـ به عنوان در واقع يک نقش هدايت گر مي تواند در جامعه ما مطرح باشد، ولي خودجنبش دانشجوئي نيرو کافي براي ايجاد تحول ندارد. به نظر من يکي از عواملي که اين ضعف را برطرف کند توجه بيشتر دانشجويان، به موضوع عدالت خواهي درجامعه ماست، تاريخچه جنبش دانشجوئي پيش از انقلاب و در آستانه انقلاب در اين زمينه که تجارب مثبت زيادي دارد، جنبه عدالت خواهانه قوي داشته ولي از سرکوب هاي اول انقلاب و در حرکت هاي جديدي که شروع شد متاسفانه اين جنبه تضعيف شد. در جنبش دانشجوئي ، بخش زيادي به دليل تاثير شديد اصلاح طلبان روي دانشجويان، اصولا به اين موضوع توجهي نداشتند. و از اين نظر من فکر ميکنم با تقويت ايده هاي عدالت خواهانه در کنار خصلت آزادي خواهانه ، جنبش دانشجوئي مي تواند ارتباطات خودش را از محيط هاي دانشگاهي فراتر ببرد، با اقشار ديگري در جامعه ما ارنباط بگيرد تا در مجموع قادر به ايجاد اين تحول جديد باشد.