از تحقير مردم پرهيز کنيم!
فرخ نعمتپور
نميتوان نسبت مستقيمى مابين فرض دستيابى رژيم جمهورى اسلامى به سلاح اتمى و ماندگارى عمر آن قائل شد. اين امر از چند زاويه قابل نقد است. اول اينکه هيچ رژيمى در دنيا براى سرکوب داخلى از سلاح اتمى استفاده نکرده است و اساسا اين امر ناشدنى و نامعقول مينمايد. دوم اينکه تصور چنين رابطهاى خود به خود به معناى تحقير مردم است و امر دستيابى به سلاح اتمى را براى هميشه به منزله منکوب و مرعوب کردن مردم ميداند
يکى از نقطه نظراتى که در رابطه با اتمى شدن ايران مطرح ميشود اين است که اگر جمهورى اسلامى به سلاح اتمى دست يابد، عمر آن ابدى ميشود و يا لااقل مدت عمر آن بسيار طولانىتر خواهد شد. با در نظر گرفتن پرونده اتمى ايران و تبديل شدن آن به يک مسئله سياسى ـ بينالمللى، واضح است که توانائى رژيم در برکرسى نشاندن طرحهاى اتمى خود (و نه الزاما به دست آوردن سلاح اتمى) ميتواند پيامدهاى خاص سياسى در تثبيت موقعيت سياسى آن چه در داخل و چه در خارج کشور در سطح بينالمللى داشته باشد و موقعيت آنرا تحکيم بخشد، اما باز مواردى در اين نقطه نظر وجود دارد که سعى ميکنم در ذيل بدان بپردازم:
ـ اولا اينکه اين قضيه که رژيم به دنبال سلاح اتمى است، هنوز اصلى مسلم از لحاظ جامعه بينالمللى نيست، و تنها حدس و گمانهائى است که زده ميشوند، بنابراين نميشود اصل برنامههاى جمهورى اسلامى را اتوماتيکى به ساخت سلاح اتمى پيوند داد. پيوستن به اين امر که رژيم اساسا در فکر ساختن سلاح اتمى است ميتواند تشجيعگر آن نيروهائى باشد که خوى تجاوزگرانهى دارند واين امر را بهانهاى براى حمله به ايران قرار دادهاند. کشورهائى که خود نيز دست کمى از جمهورى اسلامى در نقض پيمانها و معاهدات گنجانيده شده در منشورهاى سازمان ملل ندارند.
ـ دوم اينکه نميتوان نسبت مستقيمى مابين فرض دستيابى رژيم جمهورى اسلامى به سلاح اتمى و ماندگارى عمر آن قائل شد. اين امر از چند زاويه قابل نقد است. اول اينکه هيچ رژيمى در دنيا براى سرکوب داخلى از سلاح اتمى استفاده نکرده است و اساسا اين امر ناشدنى و نامعقول مينمايد. دوم اينکه تصور چنين رابطهاى خود به خود به معناى تحقير مردم است و امر دستيابى به سلاح اتمى را براى هميشه به منزله منکوب و مرعوب کردن مردم ميداند. گويا امر مبارزه براى تحول خود به خود براى هميشه تابع سلاح اتمى قرار خواهد گرفت و مردم ديگر جرات نخواهند کرد که به مبارزه خود ادامه دهند.
ـ ما نمونه کشورهائى را در دست داريم که با وجود داشتن سلاح اتمى قادر به حفظ وجود خود نشدند (مانند اتحاد شوروى)، و هنوز کشورهائى را داريم که با وجود بهرهمند بودن از سلاح اتمى از ثبات سياسى ـ اجتماعى کافى برخوردار نيستند (مانند پاکستان) و اساسا اصل وجود سلاح اتمى رابطه مستقيمى را در امر سرکوب ايجاد نکرده است.
ـ آخر اينکه نگرشى که وجود سلاح اتمى را ابدى شدن عمر رژيم جمهورى اسلامى ميداند، تفکرى است که براى تحول بيشتر چشم به کشورهاى خارجى دارد تا به نيروها و جنبشهاى داخلى. واقعيت اين است که اين طرز تفکر از عوامل داخلى تحول نااميد شده است و حتى از تلاشها و فعاليتهاى چندين ساله گذشته خود نيز نه تنها راضى نيست، بلکه آنرا نه موثر ميبيند و نه قطعى. اين در حالى است که اين نوع نيروها هميشه قبلا در تبليغات خود اين مسئله را تبليغ ميکردند که رژيم در مرحله سرنگونى قرار دارد و تنها آن را تلنگرى لازم است!
بنابراين ايجاد رابطه مستقيم بين دستيابى رژيم جمهورى اسلامى به سلاح اتمى و ماندگارى آن، تحقير مردم و امر مبارزه داخلى براى تحول است. بگذار از اين ايده پرهيز کنيم!
١٨.٠٢.٠۷