تاکتیکهای جمهوری اسلامی بر علیه حرکتهای مردمی
علیاکبر آزاد
* تاکتیک سرکوب و نفوذ و خرابکاری در میان تشکلهای مردمی تاکتیکهای جدیدی نیستند
تا جمهوری اسلامی بتواند از آنها استفاده لازم را بکند. این تاکتیکها در طول تاریخ
توسط تقریباً همه حکومتهای سرکوبگر تجربه شده است، اما سودی از آن نبرده و جایشان
را واگذار کردند.
سرکوب و وحشت در جمهوری اسلامی امری عادی است و کشور ما ایران دستخوش این شیوه
اداره جامعه بوسیله این حکومت است. در ایران روزی نیست که در گوشه ای ازجامعه با
خشونت خواست های برحق مردم سرکوب نشود. جمهوری اسلامی با استفاده از ارگانهای
سرکوبگرش جامعه را می خواهد به خمودگی بیشتر بکشاند. این خمودگی را به خاطر حفظ
منافع این رژیم و جلوگیری از سست شدن پایه های حکومتیشان می خواهند. آنها تا آنجا
پیش می روند که به منافع شخصی مردم رحم نکرده و حتی در حریم شخصی و خانوادگی آنها
هم وارد شده و برای فشار بر مردم می خواهند بدانند که آنها به چه چیزهایی بیتشر
توجه نشان می دهند. ازجمله این ها کنترل ابزار و تکنیکهای روزمره در دسترس مردم
نظیر اینترنت و ماهواره وغیره است.
جمهوری اسلامی با توجه به این که در میان بخش بزرگی از مردم محبوبیت ندارد و نمی
تواند توجه مثبت آنها را به خود جلب کند، می خواهد از طریق سرکوب و درمقابل آنها
قرارگرفتن، اورتوریته خود را بر جامعه اعمال کند. این خصلت همه رژیم های دیکتاتور و
تئوکراتیک مذهبی می باشد که بوسیله ترور و وحشت جامعه را زیر کنترل خود قراردهند.
آنها چون در میان مردم نمی توانند آن نیروی مردمی را برای تابعیت ازحکومت بدست
بیآورند، مجبور به استفاده از محور زور می شوند. جمهوری اسلامی بعنوان یک حکومت
دیکتاتور و تئوکراتیک مذهبی که با آزادی های جامعه سر سازگاری ندارد، همیشه به این
شیوه پناه می برد.
زمانی که حکومتی نمی تواند مردم را بخود جلب کند و به شیوه زور متوسل می شود، نشانه
آن است که این حکومت در میان مردم جهه مثبت ندارد و مردم آن حکومت را درمقابل منافع
خود می بینند. مردم زمانی که احساس کنند که منافعشان پایمال می شود، به انواع ممکن
به مخالفت با آن حکومت بر می خیزند. اگر دراین میان سازمانها و جمعیت و احزاب و
گروه های مردمی باشند، می توانند به اعتراضات آنها سازماندهی ممکن را بدهند و آنها
را درجهت رسیدن به خواسته هایشان هدایت کنند. در غیراین صورت خواسته های مردمی به
صورت پراکنده و موضعی طرح و امکان سرکوب این خواسته ها برای حکومت راحت تر است.
برای همین هم داشتن سازمان های مردمی که بتواند بخشی از مردم را متشکل کند، ضرورت
دارد.
حکومت جمهوری اسلامی هم به این امر واقف است و برای همین بیشترین سعی اش این است که
جلوی متشکل شدن مردم در ارگان های خاص خود برای طرح و پیگیری خواسته هایشان را سد
کند. جمهوری اسلامی چون منافعش خلاف جریان منافع مردم است با جمع کردن عده ای مزدور
و مزدبگیر در دوربرخود و سازمان دادن آنها در ارگان های ترور و وحشت و سرکوب به قلع
وقمع این تشکل ها روی آورده است. جمهوری اسلامی که بر پایه ولایت فقیه استوار است و
دستورات از یک ارگان که زیر نظر یک ولی فقیه است صادر می شود، نمی تواند امر تشکل
یابی دمکراتیک در یک جامعه را تحمل کند و همواره جامعه بعنوان فرمانبردار یک شخص
خاص که تمام حکومت از او ناشی می شود باید باشد. این در کل به یک اکر تبدیل شده است
و چه در حکومت و چه در جامعه این امر را می خواهند جاری کنند. اما جمهوری اسلامی در
این عملش تا بحال بعد از ۲٨سال موفق نشده است. این حکومت که بتدریج همه سازمان ها و
احزاب و تشکل های غیر خودی را قلع وقمع کرد و از صحنه جامعه طرد کرد، هنوزکه هنوز
است نتوانسته است که ریشه و فرهنگ این تشکل ها را از بین ببرد. رژیم در این نابود
سازی ناتوان بوده است و همانا شاهد هستیم که بعد ازسالیان دوباره تشکل ها و نیروهای
مستقل مردمی به عنوانین مختلف سربرمی زنند وبه طرح خواسته هایشان می پردازند.
رژیم هم به تلاش عبث خود برخلاف جریان منافع مردم و با سلاح سرکوب و نفوذ و
خرابکاری ادامه میدهد. یکی از تاکتیکهای رژیم اقدام زودرس است. رژیم با بو کشیدن
روزهایی که به خواسته های مردم مربوط هستند به دستگیری فعالان مردمی می پردازد.
بعنوان مثال قبل از روز جهانی زن عده ای از فعالان زن را دستگیر می کند تا هم جلوی
سازمان یابی را بگیرد و هم مردم را مرعوب کند. در روزهایی که به روز زحمتکشان و
ایام جشن و مبارزه آنها مربوط می شود، به جمع این تشکل ها هجوم برده و آنها را
دستگیر و به زندان می برد تا مردم و زحمتکشان را مرعوب کند و آنها را از تجمع و طرح
و پیگیری خواسته هایشان غافل کند. همچنین هر از چند گاه فعالان دانشجویی و دانش
آموزی را ربوده و به زندان های مخفی و علنی می برد تا آنها را در وحشت نگهدارد.
جمهوری اسلامی بادستگیری زنان و زحمتکشان و جوانان نمی تواند جلوی طرح خواسته های
مردمی را بگیرد. این رژیم یا باید تا آخر عمر حکومتش به سرکوب و نفوذ و کنترل و
خرابکاری ادامه دهد وی ا این که به خواسته های مردم گردن نهد و تمامی خواسته های
برحق آنها را در هرشکل آن که مطرح است، برآورده کند. جمهوری اسلامی باید به تجربه
دریافته باشد که باسرکوب یک نسل، نسل بعدی سرکوب نمی شود و همانا نسل بعدی باخواسته
های بمراتب سنگین تر خره خره رژیم را می گیرند، چون خواسته های قبلی و جدید روی هم
انبار شده و همگی یک جا مطرح می شوند. جمهوری اسلامی همین راه را پیش رو دارد که به
خواست مردم توجه کند و منافع مردم را برآورده کند و اگر توان آن را ندارد، جای خود
را به حکومتی بدهد که بتواند منافع مردم را برآورده کند.
تاکتیک سرکوب و نفوذ و خرابکاری در میان تشکل های مردمی تاکتیک های جدیدی نیستند تا
جمهوری اسلامی بتواند ا ز آنها استفاده لازم را بکند. این تاکتیک ها در طول تاریخ
توسط تقریبا همه حکومتهای سرکوبگر تجربه شده است، اما سودی از آن نبرده و جایشان را
واگذارکردند. جمهوری اسلامی شاید بتواند مقداری از عمر این حکومت بیشتر دوام
بیآورد، اما نمی تواند جلوی دریای منافع مردم با ساختن چندین سد شکننده دوام
بیآورد.
سه شنبه ١۷ آوریل ۲۰۰۷