بربريت نوين!
فواد شمس

اين بربريت نوين است که با استفاده از تکنولوژى تعداد بيشترى انسان را به کشتن مى‌دهد و اين عمل به غايت شنيع خويش را به وسيله قدرت تکنولوژى خالى از شناعت مى‌کند

تصوير اول : تعداد افراد نقاب به چهره که در پشت سرشان پرچم‌هاى حاوى نمادهاى دينى نصب شده است بعد از آن که چند جمله‌اى را از ورق کاغذ رو به دوربين مى‌خوانند خنجر را از نيام کشيده و سر گروگان خود را مى‌برند.
تصوير دوم: يک خلبان که در هواپيماى فوق پيشرفته‌اش نشسته است بعد از آن که چند جمله‌اى را با بى‌سيم رد و بدل مى‌کند دکمه‌اى را فشار مى‌دهد و نقطه‌اى که به وسيله‌اى دوربين نصب شده در هواپيما بر روى زمين نشان شده است قرمز مى‌شود و بعد انفجار.


در تصوير اول يک نفر انسان به شنيع‌ترين شکل ممکن در جلوى دوربين جان مى‌کند و در تصوير دوم تنها يک نقطه از فاصله‌اى دور منفجر مى‌شود. احتمالا در تصوير دوم تعداد بيشترى انسان تکه پاره مى‌شوند. در اين جا قدرت تصاوير است که ذهن انسان‌ها را کنترل و البته منحرف مى‌کند. به طور قطع اکثر انسان‌ها از تصوير اول بيشتر ناراحت و منزجر مى‌شوند. اما آيا بين اين دو نوع جنايت تفاوتى است؟
کشتن انسان‌ها به هر شکلى عملى شنيع است. اما اين قدرت سرمايه‌دارى متاخر است که با استفاده از تصاوير يکى از انواع کشتن را بر ديگرى ارجحيت مى‌دهد. اين بربريت نوين است که با استفاده از تکنولوژى تعداد بيشترى انسان را به کشتن مى‌دهد و اين عمل به غايت شنيع خويش را به وسيله قدرت تکنولوژى خالى از شناعت مى‌کند.
اما بايد اين نکته را در نظر داشت که کشتن هر انسان نابود کردن يک جهان است. هر انسانى به مثابه يک جهان و يک زندگى است و با پايان يافتن زندگى يک انسان يک جهان به پايان مى‌رسد. کشتن کيفيت‌بردار و کميت‌بردار نيست. چه به وسيله يک خنجر کشته شويم چه به وسيله‌ى فوق پيشرفته‌ترين سلاح‌ها! به نظر مى‌رسد بربريتى که همراه با ابزار نوين باشد از بربريت بنيادگرايانه و متحجر بسيار شنيع‌تر و خطرناک‌تر است چون در پشت نمادها پنهان گشته است. در اين جا آن نقطه‌ى قرمزرنگ که از فاصله‌اى بسيار دور منفجر مى‌شود فاجعه‌آميزتر از صحنه‌ى سر بريدن يک نفر در جلوى دوربين است.
زمانى که ابزار در دست اذهان خطرناک باشد. در زمانى‌که ابزار نه براى سعادت و رفاه انسان‌ها که براى قدرت به کار رود آن زمان فاجعه مى‌رويد. فاجعه‌اى به نام بربريت نوين!