دو نظر در دو وبلاگ در مورد انتخابات اخير
عملگراها به پيش
اگر بنا باشد که نتايج انتخابات شوراها در تهران را واکنش جامعه نسبت به مسائل سياسى روز بدانيم به نظرم انتخاب جامعه امروز انتخاب گروههاى عملگرا ست.(نيروها و مديران کارآمدى که علاقه چندانى به هياهوى سياسى ندارند). گرايش به سمت تکنوکراتها بيشتر شده است. مردم علاقمند سياستمدارانى هستند که از مديريت توانمندى برخوردار باشند حتى اگر در اين زمينه کمى هم تماميت خواه باشند. تحول جالب ديگرى که در انتخابات اتفاق افتاده است رغبت جامعه به اصولگراهاست. در انتخابات دهه گذشته حتى اگر نام فهرست کانديداها به عنوان فهرست جناح اصولگرا مطرح ميشد اين فهرست شانس کمى داشت و در واقع اصولگرايان با نامهاى جديد مانند آبادگران توانستند درباره در عرصه انتخابات (بخصوص در تهران ) عرض اندام کنند. اين در حالى است که در اين انتخابات فهرستى که خود را صراحتا اصولگرا معرفى کرده بود شانس بيشترى داشت و حتى روش قبلى بخشى از جناج اصول گرايان (نزديک به دولت) در معرفى افراد نه چندان معروف و در فهرستى با عنوانى جديد به نوعى شکست خورد. نکته جالب ديگر که از احتمالا بايد از اين پس هم شاهد موارد بيشترى مانند آن باشيم حضور ورزشکاران در فهرست نامزدهاى يک جناح خاص است. فکر نميکنم انتخاب اين افراد اصلا ارتباطى با اصولگرايى يا اصلاح طلبى آنها داشته باشد، مردم آنها را انتخاب ميکنند چون آنها را ميشناسد و حضور آنها در يک فهرست جناحى بيشتر شبيه استفاده تبليغاتى از معروفيت اين ورزشکاران است و انتخاب آنها نيز توسط مردم نبايستى به عنوان پيروزى يک جناح سياسى به حساب آيد.
اصلاح طلبان هم اگرچه در تهران کمى موفق تر از فهرست نزديک به دولت بودند اما در واقع آنها نيز برنده اين انتخابات نبودند تنها چند نفر از افراد معروف فهرست اصلاح طلبان توانستند موفق باشند که اين نيز بيشتر به دليل معروفيت خودشان بوده تا قرار گرفتن در جناح اصلاح طلبى.اين در حالى بود که اصلاح طلبان در زمينه تبليغات و هماهنگى بسيار موفق عمل کرده بودند. (فهرست مشترک، تبليغات گسترده و هماهنگى رسانه هاى نزديک به اين جناح). اما همچنان اصلاح طلبان از تصرف شوراى شهر باز ماندند در حاليکه به عقيده بسيارى پيروزى اصلاح طلبان در اين انتخابان و فتح شوراى شهر کمک و گام مهمى براى حضور آنها در انتخابات آتى بود که با اين نتايج اميد به موفقيت آتى اصلاح طلبان نيز کم شده است. اصلاح طلبان امروز بايستى به اين فکر کنند که چرا ديگر پايگاه قبلى خود را نزد مردم ندارند و حتى چرا بسيارى که قبلا در مخالفت به اصولگرايان و جناح راست به اصلاح طلبان راى ميدانند ديگر ترجيح ميدهند که اصلا در انتخابات شرکت نکنند.
در مورد فهرست نزديک به جناح نزديک به رئيس جمهور نيز اگر چه شخصا معتقدم که اين فهرست بيشتر چوب عدم تبليغات و معرفى درست و همچنين تنظيم يک فهرست آشنا براى عموم مردم را خورد اما بى ترديد رفتار دولت نيز در اين ميان بى تاثير نبوده است. رئيس جمهور فعلى هنوز هم از پايگاه مردمى خوبى به خصوص در شهرستانها برخوردار است اما بايستى بپذيرم که در عرصه اقتصاد انتظار مردم را برآورده نکرده است و همچنين انرژى و هزينه زيادى در اين دولت صرف مسائلى شده که حداقل مسئله اصلى عموم مردم ايران نيست
وبلاگ عليرضا شيرازى
*****
شکست ائتلاف ها و برترى چهره ها؛ ( نقدى خودمانى)
انتخابات سومين دوره ى شوراهاى اسلامى شهر و روستا و چهارمين دوره ى مجلس خبرگان رهبرى در تاريخ ٢۴ آذر برگزار شد ودر شامگاهان همان روز نيز پايان پذيرفت.
اکثريت چهره هاى رايحه ى خوش خدمت منتسب به محمود احمدى نژاد رييس جمهورى ايران و اصولگرايان منتسب به قاليباف در ليست تهران هستند. از ليست اصلاح طلبان نيز تنها مسجدجامعى ابتکار نجفى و هادى ساعى موفق شدند کرسى اين دوره ى شوراها را بدست آورند و آراء بدست آمده از صندوق مجلس خبرگان نيز نشان از برترى آية الله هاشمى رفسنجانى و رکود تقى مصباح يزدى دارد. شايان ذکر است در ساير استانها هيچکدام از ليستهاى حجة الاسلام مصباح يزدى مجال حضور در مجلس خبرگان را نيافتند.
تحليل شخصى:
على رغم ائتلاف اصلاح طلبان در اين دوره از انتخابات باز هم شاهد بوديم که نظر مردم به طور عام به سوى رقباى اين گروه بود. اين رويگردانى مردم از اصلاحات از چه روست؟ به عقيده ى بنده مى توان دو عامل را در اين امر دخيل دانست:
١.رييس جمهورى که توسط مردم به دولت و کاخ رياست جمهورى فرستاده مى شود بدون استثنا در مجلس و شوراهاى شهر( به تازگى) از سوى مردم بى ياور نخواهد بود. بدان معنا که تجربه ى سى سال نظام ثابت کرده است که پس از انتخاب رييس جمهور از يک گرايش خاص در دور آتى انتخاباتها نيز مردم به همفکران آن رييس جمهور راى مى دهند که مثال واضح آن انتخابات ۷۶، ۷۷ و ۷٨ بود که در هر سه آنها اصلاح طلبان تفوق قاطعى داشتند. حال با اين وصف و اين سابقه جاى هيچ تعجبى نيست که چرا باز نام پروين احمدى نژاد در ليست شوراى شهر قرار گرفته است.
٢. مردم ما اصولا مردمى صبور و بافراست هستند بدين صورت که به تمامى روساى جمهورى که بر مى گزينند سالهاى سال فرصت مى دهند و در طى اين سالها( عموما
هشت سال) منتظر فرج يا معجزه اى مى شوند که خدمتى آن طور که انتظارش را دارند از آن فرد سر زند. و پس از گذشت هشت سال چه آن فرد خدمتى کند چه نکند رو به سوى شعارى جديد آورده و تمامى خدمات روساى جمهورى پيشين را نفى مطلق مى کنند. پس جاى هيچ تعجبى نيست چرا که تنها يکسال و نيم از برگزيدن احمدى نژاد گذشته است و تا طى هشت سال راهى بس دراز داريم. سئوال اصلى در اين جاست که پس از احمدى نژاد نوبت چه کسى و چه شعارى است که مردم مکررا به او اقبال نشان دهند.
صرف نظر از اينکه چه کسانى و با چه عقايدى آراء را به صندوق انداختند هنوز اين پارادوکس در ذهن تمامى افراد وجود دارد که چرا مردمى که در نه سال پيش به اصلاحات و آزادى و دموکراسى راى دادند اينک به نقطه ى تقابل آزادى و دموکراسى راى مى دهند! آيا مردم ايران تفاوت خواه هستند يا اينکه بالواقع هدفى خاص را دنبال مى کنند؟ به عبارتى ديگر مردم آنچه که نمى خواهند را بيشتر از آنچه که مى خواهند مى دانند! چه اگر خلاف اين بود بايد تا طلق مطلق آزادى هاى فردى و اجتماعى همچنان پشتيبان اصلاحات مى ماندند نه اينکه در ميانه ى راه نفس آن را بگيرند و درست بر روى نقطه ى نابودى اصلاحات انگشت فشارند.
سئوالى ديگر که مدتهاست ذهن مرا به خود مشغول کرده است اين است که ايا مردم ايران مى خواهند تمامى ظرفيت هاى نظام را بسنجند و پس از اتمام ظرفيت ها و عدم نتيجه گيرى همچون شعله اى زير خاکستر زبانه کشند؟... والله اعلم.
سليمان رضايی/ آبادان/ بيست و ششم آذر ١٣٨۵