چرا نيمۀ دوّم واقـعـيت؟

ا. م. شـيـزلى

اعلاميه هيئت سياسى- اجرائى سازمان فدائيان خلق ايران (اکـثريت)، ضمن ابرازنگرانى قابل درک نسبت به منافع و مصالح ملى کشور، به‌درستی (هر چند نا کافى) ...تجاوز جمهورى اسلامى به حريم آزادی‌هاى فردى، اجتماعى و حقوق بشر در ايران را افشا کرده است، ولى نصف ديگر واقعـيت را در تاريکی سنگينى پنهان ساخته است. نيم ديگر، ... سياست‌ها و اقدامات تجاوزگرانه، مداخله‌جويانه، تشنج‌آفرينانه و جنگ‌افروزانۀ امپرياليسم جهانى به رهبرى آمريکاى مسلح به بيش‌ترين وخطرناک‌ترين سلاح‌هاى اتمى و شيميائى مى‌باشد.

هيئت سياسى- اجرائى سازمان فدائيان خلق ايران(اکـثريت)، با صدوراعلاميه‌اى در تاريخ ۶ آبان ١٣٨۵، در ارتباط با پروندۀ هسته‌اى ايران، جمهورى اسلامى را مسئول مخاطراتى مى‌داند که، ميهن ما را تهديد مى‌کند.
دراين اعلاميه، هيئت سياسى- اجرائى سازمان فدائيان خلق ايران (اکـثريت)، ضمن ابرازنگرانى قابل درک نسبت به منافع و مصالح ملى کشور، به‌درستی (هر چند نا کافى) رژيم جنايتکار جمهورى اسلامى ايران را مورد انتقاد قرارداده است و تجاوز جمهورى اسلامى به حريم آزادی‌هاى فردى، اجتماعى و حقوق بشر در ايران را افشا کرده است. ولى نصف ديگر واقعـيت را در تاريکی سنگينى پنهان ساخته است. نيم ديگر، آن واقعيتى است که نه تنها ايران، بلکه تمام بشريت از آن در رنج است. و آن، سياست‌ها و اقدامات تجاوزگرانه، مداخله‌جويانه، تشنج‌آفرينانه و جنگ‌افروزانۀ امپرياليسم جهانى به رهبرى آمريکاى مسلح به بيش‌ترين وخطرناک‌ترين سلاح‌هاى اتمى و شيميائى مى‌باشد.
بنابراين، اين اعلاميۀ هيئت سياسى- اجرائى، بيانگر نظرات کل اعضاء و رهبرى سازمان نيست و نمى‌تواند باشد. چرا که، فـدائيان معتقد به آرمان‌ها و اعتقادات انسان‌دوستانه، آزادی‌خواهانه، عـدالت‌طلبانه و صلح‌جويانۀ خود و با شناخت ماهيت امپرياليسم، همچون تمام نيک‌انديشان جهان بر اين باورند که:
۱– قبل ازرژيم جمهورى اسلامى ايران، دروغگويان حاکم بر دولت‌هاى امپرياليستى را، صرف‌نظر از تمام بهانه‌ها و مستمسک‌هايى که ارائه مى‌دهند، مسئول همۀ جنايت‌ها وعواقب همۀ لشکرکشی‌ها ومداخله‌گری‌ها وجنگ افروزها از وراى اقيانوس‌ها در اقصا نقاط جهان و مسئول تداوم عـمر رژيم جمهورى اسلامى ايران مى‌دانند. خواه در ويتنام، کره، هائيتى،. .. و خواه در يوگسلاوى، افغانستان، عراق، لـبنان واحتمالا، در آينده در ايران.
۲– هيچ قانون و مقرراتى را که، علم فيزيک، دانش اتمى و استفاده از سوخت هسته‌اى را در انحصار چند کشور، بويژه آمريکا قرار دهد، به‌رسميت نمى‌شناسند و برعکس بهره‌مندى از آن را حق همۀ کـشورها، صرف‌نظر از نوع دولت‌هاى حاکم، مى‌دانند.
۳– با هدف برقرارى صلح پايدار و تأمين امنيت عمومى درجهان، در جهت جلوگـيرى از گسترش سلاح‌هاى کشتار جمعى از هـر نوع آن (اتمى، شيميايى وغيرمتعارف ديگر) و خلع سلاح کشورهاى دارندۀ اين نوع سلاح‌ها بايد مبارزه کرد.
۴– کـشورهاى ۵+۱ نمايندۀ تام‌الاخـتيار جامعۀ جهانى ("جامعۀ جهانى“، عبارتى که گاه و بى گاه، بوش و رايس بر زبان جارى مى‌کنند و خود را نمايندۀ جهان مى‌دانند، در اعلاميه نيز تکرار شده است) نيستند. و حق تعييـن ويا تغييرسرنوشت جهان را ندارند.
۵– اين واقعيتى انکار ناپذيرى است که، سازمان ملل متحد (دفترنمايندگى دولت‌هاى منفرد نه ملت‌هاى متحد که، آمريکا به همراه متحدان ومستعمراتش آن را به کنترل خود درآورده است) و شوراى امنيت آن با پنج عضو دائمى داراى حق وتـو، از مدت‌ها پيش اعتبار و نفوذ خود را در انظار مردم جهان ازدست داده و به عصاى دست امپرياليسم، به‌ويژه، آمريکا، تبديل شده است، مصوبات آن، هيچ سنخيـّتى با معيارها و نيازهاى دوران معاصرندارد و بايد بازسازى شود.
۶– و بالاخره اينکه، روح حاکم بر اعلاميۀ هيئت سياسى- اجرائى سازمان، ريشه در فرهنگ روابط و مناسبات فـئـودالى دارد که، همه چيـز را در خـور و شايستۀ "خان بزرگ " دانسته و بقـيـّه را ملزم به تن دادن به خواسته‌هاى وى مى‌داند.

۸ نوامبر۲۰۰۶