"جهانى شدن و جنبش چپ ايران"

حميد برزگر

درخواست ما از دوستان فدايى اين است كه قبل از ورود ما به بحث در مورد شرايط مشخص ايران براى جهانى شدن يا نشدن، بحث تئوريك اين نوشته را مورد بررسى قرار دهند. اين نوشته مقاله‌اى نيست كه در باب مسائل گذرا باشد. قصد و تلاش ما طرح بحثى مهم و دعوت از دوستان به دامن زدن به آن است. بحثى كه شبيه تابوهاى مذهبى است و بسيارى حاضر نيستند كه به آن نزديك شوند

از جمله قوانينى كه ماركس كشف كرد تاثير پذيرى شكل روابط اجتماعى از ميزان رشد ابزار توليد در جامعه است. اين نظريه در جامعه‌شناسى جديد همچنان از ملاك‌هاى تحليل يك جامعه و چگونگى تكامل زندگى اجتماعى مى‌باشد و حتى در انديشه‌ى راستگرايان مكتب شيكاگو و يا آينده‌نگرهايى نظير الوين تافلر، نشانه‌هاى فراوانى از آن وجود دارد.
بنابراين ديدگاه، روابط انسان‌ها در توليد و همكارى آنان در يك سازمان اقتصادى و به تبع آن روابط اجتماعى، مستقل از اراده‌ى آگاه آنان است، اما با ميزان معينى از تسلط انسان بر طبيعت و در نتيجه با سطح مشخصى از نيروهاى توليدى مطابقت دارد.
سطح معينى از توسعه و تكامل ابزار و تكنولوژى، مستلزم شكل خاصى از همكارى و تقسيم كار در پويش توليد است. همكارى و تقسيم كار در يك مزرعه‌ى بزرگ كه در آن از تراكتور و كمباين و كود شيميايى استفاده مى‌شود، ضرورتاً متمايز از نوع همكارى و تقسيم كار در يك واحد توليدى ارباب- رعيتى است، كه كاربرد ابزار و آلات ابتدايى را در كشت ايجاب مى‌كند. بنابراين، به راحتى مى‌توان پذيرفت كه وسايل توليد، سازمان توليد را تعيين مى‌كند.
اما روابط انسان‌ها در توليد، به يك واحد اقتصادى (مزرعه، كارخانه و غيره) كه در آن پويش توليد تحقق مى‌يابد محدود نمى‌شود. براى نمونه، يك كارخانه نساجى را مى‌توان در نظر گرفت كه ماشين‌آلات آن در كشور ديگرى ساخته شده است، مواد خام آن از جايى ديگر به دست مى‌آيد و سوخت آن از ديارى ديگر تامين مى‌شود. با در نظر گرفتن اين مسائل است كه نظام پيچيده‌ى روابط اجتماعى كه دربردارنده‌ى روابط انسان‌هاست و خارج از اراده و كنترل مردمان است، به وجود مى‌آيد.

در سى سال اخير تحولات تكنولوژيك شگرف، باعث تغييرات اساسى در روند توليد كالا و محصولات شده است و به‌دنبال آن روابط توليدى و روابط اجتماعى، مطابق آن تغيير كرده است. از جمله‌ى اين پديده‌ها روند "جهانى شدن" است.
"رشد و گسترش صنعت حمل و نقل هوايى، دسترسى به دورترين نقاط جهان را در مدت زمانى كوتاه و با هزينه‌اى كم ميسر ساخته است. در فاصله‌ى چند دهه، تعداد مسافرت‌هاى هوايى متجاوز از ١٠٠ برابر شده است. رشد و گسترش تصاعدى ارتباطات ماهواره‌اى و تكنولوژى فيبر نورى، گردش آنى حجم انبوه اطلاعات را در پهنه‌ى جهان ميسر ساخته است. در فاصله‌ى ١۹۹۵- ٢٠٠٠ ظرفيت فيبر هاى نورى اقيانوسى از ۵٠ به متجاوز از ١٠ هزار GBPS رسيده است. بين ١۹٨٠ تا ٢٠٠٢ تعداد ميزبان هاى (host) اينترنتى از ٢٠٠ به بيش از ١٠ ميليون افزايش يافته است." ( ١)
با گسترش اينترنت، ايميل، كاهش هزينه‌ى خدمات تلفنى، تلفن موبايل و گسترش كنفرانس‌هاى الكترونيكى، دنيا به شدت به هم مرتبط شده است. تجزيه‌ى چرخه و روند توليد كالا و پخش كردن اجزاء آن در كشورهاى مختلف و در عين حال امكان مديريت و كنترل آن‌ها و حمل و نقل گسترده‌ى محصولات، به واسطه‌ى تكنولوژى‌هاى جديد ميسر گرديده است.
در حال حاضر شركت‌هاى فراملى قادرند برنامه‌ى توليدى و عمليات مالى خود را به صورت هم‌زمان در چندين كشور هماهنگ كنند و در واقع به عمليات اقتصادى جهانى مبادرت ورزند و محصولاتشان را در تمام دنيا به فروش برسانند.
"از سال ١۹۴۵ تاكنون هزينه‌ى حمل كالا از طريق دريا به طور متوسط ۵٠ در صد، هزينه‌هاى حمل و نقل هوايى ٨٠ در صد و هزينه‌هاى مكالمات تلفنى بين‌المللى ۹۹ در صد كاهش يافته است." (٢)
"وقتى شركت پراكتر اند گمبل در داخل چين به توليد و فروش صابون و شامپو مى‌پردازد و منافع به‌دست آمده را صرف سرمايه‌گذارى براى طرح‌هاى توسعه‌ى خود در كشور مذكور مى‌كند، گر چه هيچ پولى از مرز هاى ملى جا به جا نمى‌شود اما اين فعاليت بخشى از جهانى شدن است. صادرات خودروهاى تويوتا به اروپا و سرمايه‌گذارى ژاپنى‌ها در تامين مالى وام مسكن امريكا، هر دو جنبه‌هايى از جهانى شدن است. يك كامپيوتر قابل حمل مونتاژ شده در تايوان كه بخش داخلى آن مربوط به شركت اينتل است، سيستم عملياتى آن متعلق به مايكروسافت است، صفحه‌ى نمايش تخت ژاپنى دارد و تراشه‌ى حافظه‌ى آن كره‌اى است و با علامت تجارى فروشندگان چندمليتى بسيار متنوع عرضه مى‌شود، نمونه‌ى ابتدايى جهانى شدن است. پانچ كردن فرم‌هاى بيمه‌ى آمريكايى در جاماييكا، گروه‌هاى طراحى مشترك نرم‌افزار مستقر در هندوستان و آمريكا، مراكز تلفن آمريكايى مستقر در ايرلند، بخشى از واقعيت‌هاى جهانى را تشكيل مى‌دهند." (٣)
آنهايى كه با جهانى شدن مخالف هستند بايد اين واقعيت را قبول كنند كه پذيرش نقش تعيين‌كننده‌ى تحولات تكنولوژيك به معناى جبر تاريخى رشد ابزار توليد است و روابط اجتماعى در بستر جهانى شدن و تحت تاثير اين فناورى شكل خواهد گرفت. براى ما جاى تعجب دارد كه افرادى كه با رويكردى علمى به سير تحولات جهان مى‌نگرند و به‌خصوص آن‌هايى كه خود را مجهز به تئورى ماركسيستى تحليل جوامع مى‌دانند چگونه تاثير درجه‌ى رشد نيرو هاى توليدى را بر اشكال جديد روبناى اجتماعى، فرهنگى و سياسى جهان نمى‌بينند. دوستانى كه در جنبش چپ هستند ممكن است از روند جهانى شدن ناراضى باشند و از لحاظ اخلاقى آن را محكوم نمايند ولى نمى‌توان به لحاظ عينى و علمى اين تحول عظيم جهانى را ناديده گرفت يا به مقابله با اساس آن پرداخت.
براى كشورى مثل ايران، اوضاع حتى نظير كره‌ى شمالى نيست كه بتواند مرزهايش را ببندد و خود را از چرخه‌ى تكامل جهانى خارج كند. كالاهاى چينى از راه قاچاق وارد خواهند شد و توليدكنندگان داخلى را ورشكست خواهند كرد. برنامه‌هاى تلويزيونى آمريكا و اروپا از راه ديش‌هاى ماهواره‌اى فرهنگ مردم را تغيير خواهند داد و فرار سرمايه‌ها و نخبگان جامعه كمر اقتصاد را خواهد شكست.

جدا از بعد فلسفى پديده‌ى جهانى شدن، بعد سياسى آن مطرح است. به‌عقيده‌ى دوستانى در جنبش چپ، جهانى‌سازى ترفند كشورهاى امپرياليستى براى غارت هر چه بيشتر جوامع عقب‌مانده است.
فريبرز رئيس دانا معتقد است كشورهاى پيشرفته سرمايه‌دارى توسط ابزارى نظير WTO، بانك جهانى و صندوق بين‌المللى پول و با راهبرد كاهش تعرفه‌هاى گمركى و تعديل ساختار اقتصادى كشورهاى جهان سوم، موانع موجود براى گسترش سرمايه‌دارى را از پيش رو بر مى‌دارند و عامدانه و آگاهانه با صدور سرمايه و ايجاد پايگاه‌هاى اقتصادى در اين كشورها، روند غارت منابع طبيعى و استثمار نيروى كار آن ها را تثبيت و تشديد مى‌كنند. (۴)
به گمان ما اين نظر گرچه حاوى نكات صحيحى مى‌باشد ولى تمام واقعيت را مطرح نمى‌كند.
"بهترين راه براى پى بردن به اين موضوع بررسى وضعيت دو كشور چين و هندوستان است: دو كشورى كه گسترده‌ترين فقر در دنيا را دارند. هر دو كشور تقريباً دو دهه‌ى قبل به جهت‌گيرى معطوف به خارج روى آوردند كه موجب رشد بالاتر آن ها در دهه‌هاى ١۹٨٠ و ١۹۹٠ شد. چين در سال ١۹۷٨ سياست‌هاى اقتصادى معطوف به خارج جسورانه‌اى را در پيش گرفت. هندوستان نيز در دهه‌ى ١۹٨٠ به طور محدود و در دهه‌ى ١۹۹٠ به طور منظم و با جسارت شروع به باز كردن اقتصاد منزوى خود كرد. بر اساس برآوردهاى بانك جهانى طى دو دهه‌ى منتهى به سال ٢٠٠٠ در آمد واقعى (توليد ناخالص داخلى) چين به طور متوسط سالانه ده در صد و درآمد هندوستان ۶ در صد رشد پيدا كرد. در اين سال‌ها رشد اقتصادى هيچ كشورى در دنيا به سرعت چين نبود و ميزان رشد كمتر از ١٠ كشور (كه به استثناى چين ميزان فقر و اندازه‌ى جمعيت آن‌ها با هندوستان قابل مقايسه نبود) بيش از هندوستان بود. بر سر فقر اين كشور ها چه آمد؟ همان طور كه عقل سليم پيش‌بينى مى‌كند فقر كاهش پيدا كرد.
بر اساس گزارش بانك توسعه‌ى آسيايى، ميزان فقر برآورد شده در چين از ٢٨ در صد در ١۹۷٨ به ۹ در صد در سال ١۹۹٨ كاهش پيدا كرد. بر اساس برآوردهاى رسمى هندوستان، فقر آن كشور از ۵١ در صد در سال ١۹۷۷ به ٢۶ در صد در سال ٢٠٠٠ كاهش پيدا كرد. اين رقم با آنچه در هندوستان طى يك ربع قرن پيش از اصلاحات اقتصادى و با رشد سالانه‌ى بسيار ناچيز ۵/٣ در صد رخ داد مقايسه كنيد. در دوره‌ى مذكور فقر ثابت ماند و در حدود ۵۵ در صد در نوسان بود....سه دهه‌ى گذشته شاهد معكوس شدن نقش افريقا و آسيا بود: ١١ در صد فقراى جهان در دهه‌ى ١۹۷٠ در افريقا زندگى مى‌كردند و ۷۶ در صد در آسيا. در سال ١۹۹٨ اين رقم در افريقا به ۶۶ در صد رسيد در حالى كه سهم آسيا به ١۵ در صد كاهش يافت. آشكار است كه اين روند معكوس ناشى از مجموعه‌ى عملكرد رشد بسيار متفاوت است."(۵)
" در سال ٢٠٠٠ دنيا در مجموع به اندازه‌ى ٣٣٠٠٠ ميليارد دلار توليد داشت."(۶) يعنى به ازاء هر فرد در جهان ۵٠٠٠ دلار ثروت در سال توليد مى‌شود. " در نيمه‌ى دوم قرن بيستم كل توليد جهان ۶ برابر افزايش يافت."(۷‍)
بنا به پيش‌بينى‌ها روند ثروتمند شدن جهان، به واسطه‌ى تكنولوژى‌هاى نوين همچنان ادامه خواهد داشت. منتهى متاسفانه ميزان توليد و توزيع ثروت در جهان به‌شدت متفاوت است. روند جهانى شدن همچون كاروانى از نعمات بشرى در حركت است. هر كشورى كه توانسته خود را با آن همراه كند جان سالم بدر برده است و آنهايى كه موفق به اين امر نشده‌اند در وادى انزوا، فقر و فراموشى گرفتار آمده‌اند.
رابطه‌ى معنى‌دارى بين افزايش ميزان تجارت هر كشور و ميزان توليد آن وجود دارد.
"در نيمه‌ى دوم قرن بيستم ارزش صادرات جهان ۶٠ برابر شده است."(٨)
"طى سه دهه‌ى اخير، تجارت جهانى با سرعت بى‌سابقه‌اى رشد كرده است. ميزان تجارت جهانى نسبت به توليد ناخالص جهان در فاصله‌ى ١۹۷٠ تا ٢٠٠٠ از ٢۶% به ۵٠% افزايش يافت. اما رشد سريع تجارت بين‌المللى عمدتاً در كشورهاى صنعتى و ١٢كشور در حال رشد محدود بوده است. ۹٠% كشورهاى در حال رشد از رشد ناچيزى برخوردار بوده‌اند. "(۹)
براى بخش بزرگى از جهان فقير در بحث توسعه‌ى اقتصادى، موضوع كلى، شكست خوردن از جهانى شدن مطرح نيست بلكه كنار گذاشته شدن يا ناديده گرفته شدن مطرح است.
دستمزد پايين كارگران به تنهايى ديگر تعيين‌كننده‌ى تصميم‌گيرى شركت‌هاى فراملى براى رفتن يا نرفتن به كشورى نيست. هيچكس حاضر نيست در سيستان و بلوچستان سرمايه‌گذارى كند. حتى منابع زيرزمينى‌ نمى‌تواند بليط ورود به جهانى شدن را تهيه كند. در نيجريه و عراق منابع غنى زير زمينى وجود دارد ولى در نهايت، خارجى‌ها در آن كشور ها در كمپ‌هاى نظامى با حمايت ارتش نفت استخراج مى‌كنند و با پايين ترين قيمت مى‌برند و رد پايى از جهانى شدن در آن كشور ها بر جا نمى‌گذارند.
بين توانايى جذب سرمايه‌گذارى مستقيم خارجى و موفقيت اقتصادى رابطه‌ى نزديكى وجود دارد. تصادفى نيست كه چين در ميان كشورهاى جهان سوم بزرگترين جذب‌كننده‌ى سرمايه‌گذارى خارجى است و موفق‌ترين اقتصاد در حال توسعه‌ى دنيا را دارد.
اگر بخواهيم بدون پرده‌پوشى و صريح با موضوع رقابت در عرصه‌ى توليد برخورد كنيم با واقعيت‌هاى تلخى روبرو مى‌شويم.
"متجاوز از دو سوم صادرات جهان، توسط شركت‌هاى چند مليتى انجام مى‌پذيرد كه بخش قابل ملاحظه‌ى آن متعلق به ١٠٠ شركت بزرگ فراملى است. در آمد فروش اين ١٠٠ شركت نزديك به ۵٠% توليد ناخالص جهان مى‌با شد."(١٠)
"طبق آمار سازمان ملل، ۹۷% تمام اختراعاتى كه در جهان به ثبت رسيده است مربوط به كشورهاى توسعه‌يافته‌ى صنعتى است كه بخش عمده‌ى آن متعلق به آمريكا است."(١١)
اكنون كشورها مجبور هستند براى به‌دست آوردن فناورى‌ها از صاحبان خارجى آن‌ها، راه‌حل‌هايى پيدا كنند. متوسل شدن به واسطه‌هاى دست دوم و سوم، مشكلى از آنها حل نخواهد كرد.
حاد بودن اين موضوع زمانى معلوم مى‌شود كه دقت كنيم كه به‌طور كلى در جهان، يك جا به جايى از اقتصادهاى صنعتى به اقتصادهاى مبتنى بر دانش، و از توليد به خدمات در جريان است. در ليست ١٠٠ شركت قدرتمند جهان، تعداد شركت‌هايى كه در زمينه‌ى كامپيوتر، ارتباطات، بيو تكنولوژى، بيمه و بانكدارى فعالند دائماً رو به افزايش است.
در چنين شرايطى بحث بر سر اين نيست كه يك كشور در حال توسعه، مثلاً براى ورود مايكروسافت يا مرسدس بنز به كشور خود، شرايطى سخت و از ديدگاه خود ملى تعيين كند. متاسفانه بحث بر سر آن است كه چگونه شرايطى فراهم نمايند تا آن‌ها مايل به سرمايه‌گذارى در آن كشور بشوند. براى شركت‌هاى چند مليتى مقدور است كه ايران و افغانستان را كنار بگذارند و در مالزى و تايلند سرمايه‌گذارى كنند.
به هر ميزان نفرت كه از فعاليت ١٠٠ شركت بزرگ دنيا داشته باشيم، باز اين سؤال مطرح مى‌ماند كه آيا شانسى وجود دارد كه بدون مشاركت با آنها در عرصه‌ى رقابت جهانى توانايى لازم را داشته باشيم.

جهانى شدن، عدالت و انسان‌دوستى را در جهان زير سؤال برده است.
"سرانه توليد ناخالص داخلى واقعى در افريقا از اواسط دهه‌ى ١۹۶٠ نيز پايين‌تر رفته است. در افريقا از هر ده نفر نه نفر با روزانه كمتر از دو دلار زندگى مى‌كنند و در كنگو نه نفر از ده نفر با كمتر از يك دلار در روز زندگى مى‌كنند."(١٢)
"در حال حاضر بيش از ١٣ ميليون نفر در افريقا در معرض خطر مرگ از گرسنگى به‌سر مى‌برند."(١٣)
"طى سال‌هاى ١۹٨٠ – ١۹۹٣ در آمد يك ميليارد نفر كاهش يافته است. همچنين در ۷٠ كشور در حال توسعه، متوسط در آمد سرانه كمتر از آن است كه در دهه‌ى ١۹٨٠ بود."(١۴)
در هر دقيقه، ٨ كودك از فقر در افريقا جان مى‌بازند."(١۵)

دل هر انسان شرافتمندى از اين وضع به درد مى‌آيد. مخالفين آگاه جهانى‌شدن، انسان‌هايى با وجدان‌هايى بيدار هستند كه در مقابل اين نابرابرى، در عين ثروت بى‌كران جهان ثروتمند ساكت نمى‌نشينند. جنبش‌هاى سوسياليستى نيز خواستار طرح‌هايى جديد براى كمك به جهان فراموش شده و تجديد نظر در روند افزايش نابرابرى جهانى هستند.
چپ‌ها در ايران نيز بايد با اين بى‌عدالتى در عرصه‌ى جهانى مخالفت نمايند. ولى راه مبارزه كدام است؟
فريبرز رئيس دانا در اين باره مى‌نويسد: "موريس لوين‌برگر رئيس جمهور ميزبان در نشست ٢۵ ژانويه‌ى ٢٠٠١ در داووس در نطق افتتاحيه‌ى خودش گفت كه در جهانى‌سازى شكاف ميان غنى و فقير، انهدام محيط زيست، به‌كارگيرى دانش و دانش‌اندوزى در راه سود، و شكاف ميان فرهنگ جهانى و اصول‌گرايى ملى و مذهبى را افزايش داده است. او در پايان سخنان خود از سردمداران اقتصاد جهانى خواست كه آزادى را با عدالت، همبستگى و مسئوليت‌پذيرى مشترك همراه كنند.... هم‌زمان با اجلاس داووس نشست‌هاى موازى زيادى برقرار شد. در پورتوالگره در حدود ١۵ هزار نفر از نمايندگان مردم عادى از ١٢٠ كشور جهان گرد آمدند تا راه‌كارهاى مقابله با جهانى‌سازى را بررسى كنند. آن‌ها آموختند كه جمعى ناهمگون اما گسترده‌اند، آموختند كه در جمع خودشان گروه‌هاى محيط‌زيستى‌ها، اتحاديه‌هاى كارگرى كشور هاى ثروتمند، رعاياى فقير و ضعيف كشورهاى كم‌توسعه، سوسياليست‌ها كمونيست‌ها، آزاديخواهان و ملى‌گرا ها را دارند."(۱۶)
واقعيت آن است كه كشورهاى جهان سوم نمى‌خواهند جهان اول، معيار هاى كار يا محيط زيست يا استانداردهاى اجبارى توليد براى آنها تعيين كنند. آنها نمى‌خواهند حق مالكيت معنوى، حق انحصارى اختراع و نام‌هاى تجارى جهان اول را به رسميت بشناسند.
واقعيت آن است كه اعتراضات كارگران و بيكاران به جهانى‌سازى در جهان ثروتمند با اعتراضات فقراى جهان سوم، در دو جبهه‌ى متضاد است. زمانى كه كارگران سنديكاى نساجى آمريكايى دست به تظاهرات مى‌زنند يا كشاورزان فرانسوى با تراكتورهاى خود، راه‌ها را مى‌بندند، نگران آنند كه جهانى‌سازى رقابت بين آن‌ها و كارگران جهان عقب‌مانده را دامن مى‌زند. آنها نگران از دست دادن كارشان هستند.
از سوى ديگر به عقيده‌ى بعضى‌ها، مبارزين واقعى جهانى‌سازى، نهضت القاعده و آقاى احمدى‌نژاد هستند. از جهان ثروتمند، به‌جز با زور و تهديد و باجگيرى نمى‌توان امتياز گرفت!

ولى سوسياليست‌هاى ايرانى نمى‌توانند امكانات و حقوق مردم ايران را فداى مبارزه‌اى غيرعقلانى و متحجرانه كنند.
حتى اگر فرض كنيم چپ‌هاى ايران، آنقدر وارسته باشند كه منافع محرومان جهان را به منافع خود و خلق خود ترجيح دهند، باز اين سؤال پيش مى‌آيد كه چگونه مى‌خواهند آن را به انجام برسانند؟
به نظر ما براى اين مبارزه جهانى، راهكارهايى وجود دارد. اين مبارزه بايد در ابعاد جهانى و با در نظر گرفتن ابعاد پيچيده و عينى موجود طراحى شود. متاسفانه طرح اين مواضع در حوصله‌ى اين مقاله نيست.

اين مقاله صرفاً به مبانى جهانى شدن مى‌پردازد. ما خواهان آن هستيم كه اگر دوستان، انتقادى بر آن وارد مى‌بينند مطرح كنند. دو موضوع باقى مى‌ماند كه در مقاله‌هاى بعدى ارائه خواهد شد. اول: آيا ايران امكان و شانس پيوستن به قافله‌ى رشد و توسعه، در بستر جهانى‌شدن را دارد و اين كه در حال حاضر كدام مسير به نفع ايران است؟ دوم: اين ليبراليسم است كه امكان ورود سالم و بدون بحران ايران به باشگاه جهانى شدن را مى‌دهد يا سوسياليسم؟

ذكر اين نكته ضرورى است كه به‌نظر ما تعيين موضع نسبت به جهانى شدن، پايه و اساس بسيارى از تحليل‌ها و تصميم‌گيرى‌هاى سياسى است. نمى‌توان مهم‌ترين مسائل مطرح در بحث توسعه در جهان را به مدت بيست سال ناديده گرفت و حاضر نبود راجع به آن‌ها وارد بحث شد. جهانى شدن پديده‌اى در آن سوى درياها نيست، در خانه‌ى هر ايرانى، در بيكار شدن هر كارگر، در فقير يا ثروتمند شدن هر روستايى نقش بازى مى‌كند.
براى شما مثالى مطرح كنيم. راه كارگر، محور مبارزات مردم ايران را مبارزات كارگرى قرار داده است. بحث ما مخالفت يا موافقت با اين نظر نيست، بحث اين است كه اين دوستان در چه فضايى نظر مى‌دهند. اكثر اعتراضات كارگرى در ايران، به علت عدم دريافت حقوق و به خاطر تعطيل شدن واحدهاى توليدى است و خواهد بود. آيا اين وضع و اين نوع اعتراضات، از همان انواعى است كه ما در تاريخ جنبش كارگرى مى‌خوانيم؟ آيا همچنان، محور مبارزات كارگرى در ايران، براى افزايش دستمزد، بهبود شرايط كار و بر عليه منافع سرمايه‌داران خواهد بود؟
بند ٣ سند سياسى كنگره‌ى اخير اين دوستان كه در حوزه‌ى تخصصى ايشان است و مربوط است به نيروى كار، حاوى مواضعى كاملاً متناقض در مورد نيروى كار رسمى است!

درخواست ما از دوستان فدايى اين است كه قبل از ورود ما به بحث در مورد شرايط مشخص ايران براى جهانى شدن يا نشدن، بحث تئوريك اين نوشته را مورد بررسى قرار دهند. اين نوشته مقاله‌اى نيست كه در باب مسائل گذرا باشد. قصد و تلاش ما طرح بحثى مهم و دعوت از دوستان به دامن زدن به آن است. بحثى كه شبيه تابوهاى مذهبى است و بسيارى حاضر نيستند كه به آن نزديك شوند.

حميد برزگر از سوى جمعى از هواداران سازمان فداييان خلق ايران (اكثريت)


پانويس ها:
١- هادى زمانى، "ايران، فرصت‌ها و چالش‌هاى جهانى شدن"، انتشارات بال، ١٣٨۴،
ص ٣٠
٢- احمد گل محمدى، "جهانى شدن، فرهنگ، هويت"، نشر نى، ١٣٨١، ص۶٣
٣- لستر تارو، "برندگان و بازندگان جهانى شدن"، مترجم: مسعود كرباسيان، انتشارات علمى و فرهنگى، ١٣٨٣، ص١٢
۴- رجوع كنيد به: فريبرز رئيس دانا، "جهانى سازى، قتل عام اقتصادى“ انتشارات نگاه، ١٣٨٣
۵- جاگديش ناتوارلعل بهاگاواتى، "دفاع از جهانى شدن"، مترجم: مسعود كرباسيان، انتشارات علمى وفرهنگى، ١٣٨۴، ص٨۹
۶- محمود سريع‌القلم، "ايران و جهانى شدن"، انتشارات مركز تحقيقات استراتژيك، ١٣٨۴، ص٢۴
۷- هادى زمانى، ص۵٣
٨- همان، ص۵٣
۹- همان، ص١٨
١٠- همان، ص٢۶
١١- همان، ص۶۶
١٢- لستر تارو، ص٢۴٢
١٣- www.freerepublic.com
١۴- محمد مهدى بهكيش، "اقتصاد ايران در بستر جهانى شدن"، نشر نى، ١٣٨۴، ص۴٣
١۵- www.worldvision.org
١۶- فريبرز رئيس دانا، ص٣۶۷