نامه سرگشاده محمود السفادى مبارز فلسطينى به رئيس جمهور ايران

منتشر شده در لوموند ٢٠٠۶/١٢/٠۴
ترجمه از سيامک فريد

تعداد قربانيان يهودى و غير يهودى به هر تعدادى که باشد، اين مشخص است که ابعاد جنايت بس عظيم بود. هر تلاشى براى انکار اين جنايت، گوينده را از انسانيت خويش جدا مى‌سازد و به گوشه اى پرتابش مى کند.هر که منکر اين فاجعه انسانى شود، نبايد از اينکه ديگران نيز مصيبت‌هاى او ومردمش به وسيله اشغالگران و ظالمين را انکار کنند، تعجب کند

آقاى رئيس جمهور، اين نامه سرگشاده را به خاطر اعلام برپايى يک کنفرانس در ١١ و ١٢ دسامبر در تهران، با عنوان هولوکاست مى‌نويسم و با تمام وجود اميدوارم که اين نامه به نظرتان برسد.
نخست به من اجازه بدهيد تا خودم را حضورتان معرفى‌کنم. من محمود ال سفادى، زندانى قديمى متولد اورشليم اشغالى هستم. من کمتر از سه ماه است که از زندان اسرائيلی‌ها، همان جايى که ١٨ سال به جرم عضويت در جبهه خلق براى آزادى فلسطين و شرکت فعال در مقاومت برعليه اشغالگران در نخستين انتفاضه، زندانى بودم، آزاد شدم.از زمانى که شما به مقام رياست جمهورى رسيديد، با توجه بسيار زياد گفته‌هاى شما را به‌خصوص در مورد هولوکاست دنبال کردم. من به نظر و مخالفت شما در برابر بى‌عدالتى آمريکا و غرب در مقابل برنامه اتمى ايران و اعتراض شما به زبان دوگانه‌اى که جهان در مقابل برنامه اتمى برخى ديگر از رژيم‌ها به‌کار مى برد، احترام مى‌گذارم.
اما عصبى و معترضم در برابر اصرار شما به عدم وجود هولوکاست و ترديد شما به تعداد يهوديانى که در کوره‌هاى آدم‌‌سوزى، اعدام‌هاى دسته‌جمعى و اتاق‌هاى گازبه شکل سازمان‌يافته‌اى کشته شدند،کشتارى که اينک شناسه‌اى واحد در تاريخى در جهان، براى دوران نازی‌هاست.
آقاى رئيس جمهوربا تمام احترامى که براى شما دارم، اجازه بدهيد که بگويم که شما اين ادعا را در حالى مطرح کرديد که آگاهى دقيقى از ماشين مرگ نازی‌ها نداشتيد. خواندن نوشته‌هاى چند نگاسيونيست* به نظر می‌رسد که براى شما کفايت کرده است و مثل کسى که در بالاى چاهى فرياد مى زند، صدايى جز پژواک صداى خود را نمى شنويد. به نظر من مردى در شرايط شما مجاز نيست که اشتباه بزرگى در اين حد مرتکب شود، که اين اشتباه مى تواند بر ضد شما و مردم شما تمام شود.
مثل شما و ميليونها نفر در جهان که در ميانشان متاسفانه بيشمارى فلسطينى و عرب هستند و از جمله خودم، بر اين باور بوديم که يهوديها موضوع هولوکاست را بزرگنمايى مى کنند و سيونيستها و اسرائيل اين سوژه را براى توجيه سياستهاى خود به خصوص در مقابل فلسطينى ها، بزرگ جلوه مى دهند.
دوران طولانى اسارت به من اين امکان را داد که به کتابها و مقالاتى دستيابى داشته باشم که ايدئولوژى و امکانات اقتصادى و اجتماعى من، بيرون از زندان اجازه خواندن آنها را به من نمى داد. خواندن اين پرونده ها شناخت مرا از تاريخ نازيها و دلايل نسل کشى آنها تعميق بخشيد. در آغاز سال ١۹۹٠ با خواندن مقالات روشنفکران فلسطينى چون ادوارد سعيد وعظمى بيشارا، کشف کردم که واقعيت برخلاف آنيست که من و بسيارى از فلسطينيهاگمان مى برديم. نوشته هاى آنها حس کنجکاوى مرا برانگيخت و احتياج به دانستن بيشتر را در من زنده کرد. شروع به خواندن سروده ها و نشته هاى بازماندگان هولوکاست و تاريخ اشغالگرى نازيها کردم. شهادتنامه هايى که به وسيله افراد مختلف با مليتهاى مختلف، يهودى يا غير يهودى نوشته شده بود، را خواندم.
هر چه بيشتر مى آموختم بيشتر متوجه مى شدم که هولوکاست يک واقعيت تاريخى است و هر چه بيشتربه ابعاد عظيم جنايتى که به دست آلمانهاى نازى بر ضد يهوديها، بر ضد ساير گروههاى اجتماعى و مليتى و در کل بر عليه انسانيت صورت گرفت پى مى بردم.
من پى بردم که آلمان نازى در فکر ايجاد نظم جديدى در جهانى بود که مى بايست به وسيله نژاد برتر آريايى از طريق جداسازى فيزيکى نژاد ناخالص و استفاده ابزارى از ساير ملتها، اداره و رهبرى شود. من پى مى بردم که قوانين عادى و مختلف دولتى مثل ادارات، سيستم قضايى، موسسات آموزشى و تربيتى، امور شهرداريها و راه آهن و موسسات ديگر، بايد در جهت پياده کردن اين نظم جديد جهانى تنظيم شود.از نقطه نظر تئوريک اين اهداف ميتوانست همراه با پيروزى نظامى نازيها تهديدى براى موجودى اعراب و مسلمانان باشد.




تعداد قربانيان يهودى و غير يهودى به هر تعدادى که باشد، اين مشخص است که ابعاد جنايت بس عظيم بود. هر تلاشى براى انکار اين جنايت، گوينده را از انسانيت خويش جدا مى‌سازد و به گوشه اى پرتابش مى کند.هر که منکر اين فاجعه انسانى شود، نبايد از اينکه ديگران نيز مصيبت‌هاى او ومردمش به وسيله اشغالگران و ظالمين را انکار کنند، تعجب کند.
از شما خواهش مى کنم، از خود سئوال کنيد آيا صدها هزار شهادت کتبى در باره اردوگاههاى مرگ، اتاقهاى گاز، گتوها و کشتار دسته جمعى که به وسيله ارتش آلمان صورت گرفته است و دهها هزار کار تحقيقى بر اساس پرونده هاى به جا مانده از آلمانها، تعداد زيادى فيلم که برخى از آنها به وسيله سربازان آلمانى فيلمبردارى شده است، تمامى اين انبوهى از مدرک، آيا ساختگى است؟
آيا تمام اينها به سادگى نتيجه يک توطعه مشترک امپرياليست و سهيونيست است؟ اعترافات مقامات ارشد نازى در نقش شخصى آنها در برنامه و پروژه کشتار و از ميان برداشتن يک ملت آيا چيزى نيست، جزميوه تصورات چند روانپريش؟
و تمام اين قهرمانيها که به وسيله مردم تحت اشغال آلمانها در خط مقدم جبهه، مانند روسها، لهستانيها، يوگسلاوها، در مصاف با اشغالگران صورت گرفته است، دروغى بيش نيست؟ جنگ اتحاد شوروى و آلمانها تصورى بيش نبوده است؟ امروز روسها سالروز پيروزى خود بر آلمان نازى را جشن مى گيرند و خاطره ميليونها هموطن نظامى و غير نظامى خود را که در اين جنگ جان باختند را گرامى مى دارند. آيا آنها دروغ مى گويند؟
من شما را دعوت مى کنم که قبل از اعلام عمومى نظرات خود، شهادتهاى جدى و تاريخى در مورد اين جنايات را مطالعه بفرماييد. شما جهان را به دو سو تقسيم مى کنيد: امپرياليست ها و سهيونيست ها که افسانه هولوکاست را ساختند، و در مقابلشان کسانى که به حقيقت آگاه اند و پرده از اين نيرنگ برميدارند. شما فکر مى کنيد که شايد انکار هولوکاست شما را در راس جهان مسلمان قرار دهد تا بتوانيد اين وسيله را بر عليه آمريکا و هژمونى طلبى غرب بکار بگيريد. اما در حقيقت شما در حال تخريب مبارزه واقعى و مردمى مردم جهان هستيد.
در بهترين حالت شما در حال مسخره نشان دادن مردم خود وخويش در چشمان جهانيان و کسانى هستيد که مخالف سلطه امپرياليزم هستند ولى نمى توانند شيوه مبارزه شما را جدى بگيرند.ابزارى که شما بکار مى گيريد، تنها انکار بى مدرک و دليل يک دوره تاريخى ثبت شده و تحقيق شده است که مى توان همچنان احساسش کرد و در موردش درست مثل اينکه همين امروزبوده است، به گفتگو نشست. شما در حال ضعيف کردن و از توان انداختن نيروى سياسى و اجتماعى هستيد که در اروپا و آمريکا، مخالف سياستهاى جنگ طلبانه اى که جرج بوش نمايندگيشان را مى کند، هستند ولى مشاهده و نتيجه گيرى مى کنند که شما نيز دنيا را با انکار هولوکاست وبرنامه اتمى تان تهديد مى کنيد.
در باره مبارزه مردم فلسطين براى استقلال و آزادى: شايد شما انکار هولوکاست را مثل روشى براى پشتيبانى از مبارزه ما فلسطينى ها بکار مى بريد؟ اگر اينطور باشد باز شما سخت در اشتباه هستيد. ما براى بودن و ساير حقوق خود مبارزه مى کنيم، و همچنين بر ضد بى عدالتى تاريخى که در سال ١۹۴٨ بر سر ما آورده شد. ما پيروزى و استقلال خود را با انکار نسل کشى سازماندهى شده مردم يهود بدست نخواهيم آورد، حتى اگراين، همان نيرويى باشد که امروز کشورمان را در اشغال دارد و ما را با زور و تهديد جزوى از خويش کرده است.

محمود ال سفادى مبارز فلسطينى که ١٨ سال در زندانهاى اسرائيل اسير بوده است و همين چند ماه پيش آزادى خود را باز يافت.

siamakf@gmail.com
http://belgiran.blogfa.com