دردفاع از سوسياليسم (٢)
رفيق بهزاد کريمى، مسئول هيئت سياسى – اجرائى سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)!

ما هم با شما هم راى ايم که تنوع فکرى – سياسى سازمان همانند خارج کشور در داخل نيز وجود دارد. و همچنين اين نظر شما را تائيد مينمائيم که نسبت اين تنوع ميتواند متفاوت باشد. خوشبختانه اين تفاوت با نسبتى معنى دار به نفع پيروان سوسياليسم علمى و طرفداران آماجهاى نخستين سازمان سنگينى ميکند

نخست مراتب امتنان خود را از پاسخ نامه اول مان "دردفاع از سوسياليسم" ، وازاينکه با اعتمادى رفيقانه آنرا بعنوان صداى بخشى از فدائيان داخل کشورقبول داشته وازاين برآمد خوشحال گشته ايد، اعلام ميداريم. بدون تعارف ازاينکه توانسته باشيم بعد از مدتها بحث حول مسائل محورى را که به گمان خيليها خاتمه يافته تلقى ميشود، نبش قبر نموده و درگستره سازمان و جنبش سوسياليستى به جريان بياندازيم خرسند خواهيم گشت. ما به موازات مبارزات عدالت جويانه و دموکراسى خواهانه خود درداخل کشور براى زدودن انحرافات نا ميمون سازمان از سوسياليسم علمى تمام سعى وتلاش خود را بکار خواهيم گرفت. دراين راه از هيچ انتقاد و نقد رفيقانه اباء ننمود، و از هيچ انتقاد و برخورد فکرى نيز نخواهيم هراسيد.
رفيق گرامی! در رابطه با پاسخ تان به نامه "در دفاع از سوسياليسم" لازم ميبينيم توضيحات زير را بيان نموده واعلام نمائيم فارغ از مسائل کلى مطرح شده در اين دو نامه، از اين پس تلاش خواهيم نمود بطور مشخص و موردى روى مواضع سازمان تامل و انحرافات و کاستيهاى آنرا به چالش به کشانيم:

١- حداقل يک چهارم از نوشته شما در اعتراض به استفاده ابزارى ما از عنوان "هواداران داخل کشور" بود. واز اينکه سازمان را به طيفهاى داخل و خارج کشور تقسيم بندى کرده ايم ابراز نگرانى نموده ايد . صراحتا" اعلام ميداريم که در استفاده از اين عنوان هيچ انگيزه خاصى جز بيان موقعيت مکانى خودمان در بين نبوده است. واز مفاد نامه نيز چنين استنباطى نمى توان نمود. ولى متاسفانه با برخوردى غير دمکراتيک – نمونه اى ازادعاهاى ما مبنى برروند غير دمکراتيک تحولات چند ساله اخير– و شانتاژ گونه پاسخ نامه تان قبل از آنکه پرداختى مضمونى و محتوائى داشته باشد، نگرشى شکلى داشته است.
ما ماندن در داخل کشور را امتيازى براى خود محسوب نمى کنيم و هيچگونه ادعا و سهم خواهى هم از اين بابت نداريم. و همانگونه که درنامه اول خود هم گفته ايم . براى رفقاى مهاجر در به اهتزاز در آوردن مجدد پرچم سازمان نقشى تعيين کننده قائليم.اما اين اعتقاد صميمانه ما نمى تواند نافى اين واقعيت باشد که در تحولات سازمان ، رفقاى داخل کشور عليرغم وزن سنگينى که داشته اند – بنا به دلايل گوناگون که مهمترين علت آن سياست سرکوبگرانه رژيم جمهورى اسلامى و جو پليسى و امنيتى حاکم بوده است- فاقد نقشى مؤثر ومتناسب با وزن خود بوده اند.
٢- ما هم با شما هم راى ايم که تنوع فکرى – سياسى سازمان همانند خارج کشور در داخل نيز وجود دارد. و همچنين اين نظر شما را تائيد مينمائيم که نسبت اين تنوع ميتواند متفاوت باشد. خوشبختانه اين تفاوت با نسبتى معنى دار به نفع پيروان سوسياليسم علمى و طرفداران آماجهاى نخستين سازمان سنگينى ميکند. شايسته است شوراى مرکزى سازمان کميته اى را براى بررسى وجمع بندى نقطه نظرات و خواسته هاى رفقاى داخل کشور جهت ارائه به کنگره دهم تدارک ببيند.
٣- عليرغم تبليغات بی امان سرمايه دارى جهانى، سوسياليسم همچنان مطلوب ترين نظام اجتماعى و تفکر بشرى است، که انکار صريح آن هيچ سودى را عايد منکرينش نخواهد نمود. ولى سوسياليسم مدال افتخارى نيست که درمجالس رسمى برسينه خود بنشانيم. اعتقاد به سوسياليسم علمى و به تبع آن مارکسيسم و همچنين لنينيسم در کداميک از برنامه ها و اسناد سازمان بيان شده است، که بتوان اين اعتقاد را براساس يافته هاى علمى بشرى وآموزه هاى مترقى مارکس وديگر انديشمندان سوسياليسم علمى از آن استنباط نمود. بطور مثال سند "فرآيند جهانى شدن (گلوباليزاسيون)، جهانى ديگر ممکن است" که راى تمايل کنگره اخير را هم اخذ نمود، از نظر ما حامل تفکرات نئو ليبراليستى است که در لفافه اى از سوسيال دموکراسى ارائه گشته است. (برآنيم که بعنوان گام نخست در آينده اى نزديک اين سند را به چالش بکشيم)
رفيق گرامى وقتى در ديدگاه هاى شما (مصاحبه با نشريه تلاش) بعنوان مسئول هئيت سياسي– اجرائى سازمان مالکيت فردى بنحوى طرح ميشود، که عليرغم ادعايتان مالکيت تقدس مييابد و تحقق ارزشهاى سوسياليستى به فردائى دور و نامعلوم حواله ميشود. و هيچ ديد روشنى را ولو بطورکلى از چگونگى تحقق آنچه ميخواهيد و ازآنچه در پى انجام آن هستيد، نمى توانيد به توده هاى کار و زحمت ارائه کنيد. و حتى نمى توانيد و يا نمى خواهيد مؤلفه هاى جامعه مورد نظرتان را به صراحت بيان کنيد. ما چرا نبايد بر اين باور باشيم که سازمان بدون سرو صدا جامعه سوسياليستى را از اهداف و برنامه خود حذف و تنها ادبيات آنرا حفظ نموده است.
۴- آنچه ما نوشتيم نه يک خواست بلکه مجموعه اى از خواستها را شامل بود. از اينرو اگر پاسخى داده ميشود شايسته است که تمامى آنها را در بر گيرد، نه يکى از چند مورد را. هرچند که ما انتظار پاسخ مسائل مطروحه درقالب جوابيه اى يک صفحه اى و در فرصتى اندک را نداريم. ولى اميدواريم فصلى تحت عنوان خواستها و نظرات رفقاى داخل کشور که محذوف واقع شده اند، باز گردد.
هرچند که روى سخن ما با رهبرى سازمان بود. وانتظار پاسخ مطالب طرح شده را ازشما داشتيم. ولى اين موجب آن نميشود که دوستان ديگرى نتوانند خواسته هاى ما را به چالش بکشند. اما مجاز نيستند حتى به واسطه حضورشان در شوراى مرکزى براى هئيت سياسى- اجرائى و شوراى مرکزى سازمان جهت چگونگى برخورد با ما تعيين و تکليف کنند. اگردوستانى ازاينکه خواب خوش آنها را بهم زده و توهم در رخوت بودن رفقاى داخل کشوررا شکسته ايم، از ما عصبانى گشته اند ميتوانند با ادبيات مختص خودشان پرخاش کنند و دشنام دهند وهر آنچه آنها را آرام ميسازد بر زبان آورند. ولى ما با آنها بعنوان يک رفيق و با منطق و فرهنگ مارکسيستى سخن خواهيم گفت.
آنچه به ما بر ميگردد، بعنوان عضوى از خانواده فدائيان تا جائى که امکانات مان اجازه ميداد در جريان بحثها و روند تحولات سازمان بوده ايم . و اگر بحثى را آغاز نموده ايم نه از موضع اصحاب کهف و انسانهاى فضايى بلکه از منظر انسان امروزين و با تمسک به آخرين يافته هاى علوم اجتماعى يعنى سوسياليسم علمى بدين کار مبادرت ورزيده ايم. اگر مواضع رفيق سهراب مبشرى که در ذيل نامه شما (در سايت کار آنلاين) آورده شده بود مورد تائيد رهبرى سازمان هم ميباشد، ما جواب سؤالات خودرا گرفته ايم. اگر مقاله فوق صرفا" نظرات شخصى ايشان ميباشد.شايسته بود از موضع رهبرى سازمان با اين طرز تفکر نيز برخورد ميگرديد تا شائبه اى مبنى برتقسيم وظايف دررهبرى سازمان براى ارائه پاسخ رسمى وپاسخ اصلى بوجود نيايد.
ما بار ديگر سؤالات خود را تکرار مينماِييم:
- چپ داراى کدامين خاستگاه اجتماعى است؟ و استقرار کدامين سيستم اجتماعى را آماج و آمال خود قرار داده است؟
- سازمان نماينده سياسى کدام يک از طبقات جامعه است و با کدامين اقشار جامعه منافع مشترک و پيوندهاى استراتژيک دارد؟
- موضع و اعتقاد کنونى سازمان نسبت به م- ل ، ماترياليسم تاريخى و سوسياليسم چيست ؟
- نحوه برخورد با امپرياليسم جهانى و عملکردهاى آن در گستره ملى و جهانى بايستى چگونه باشد؟
۵- در اينکه خواستهاى ما درون تشکيلاتى بوده و نبايستى در گستره عمومى طرح ميگرديد برخلاف شما ما معتقديم رويکرد اساسى آن نامه مربوط به کل جنبش سوسياليستى ميهنمان ميباشد و بيان آن دراين گستره داراى اشکال نيست.البته ما قبل از ارسال آن به سايت اخبار روز آنرا به سايت کارآنلاين فرستاده بوديم که از قرار معلوم موفق به اين کار نشده ايم وکار آنلاين نيز پس از درج در اخبار روز بنقل از آن چند روزى در سايت خود منعکس نمود. بعد از اين تلاش خواهيم کرد نظرات خود را در اين دو سايت ارائه نماييم.
۶- آشکار سازى ناروشنيهاى اين جمع براى سازمان و اطلاع از کم و کيف و نيتهاى آن نه تنها حق مسلم سازمان است، بلکه جزوء وظايف رهبرى آن ميباشد. ما اصرارو تلاشى براى کتمان هويت و نيت خوداز سازمان نداريم، واگر شک و شبهه اى در خارج از اين جمع و رهبرى سازمان نسبت به روندهاى جارى در درون اين جمع موجود ميباشد، ما حتى حاضريم نامه هاى خود را با اسامى واقعى مان امضاء نماييم.

جمعى از هواداران سازمان فدائيان خلق ايران – اکثريت (داخل کشور)

١۷ اسفند ٨۴