همه نيروى هاى دگرگون خواه ايرانى ناگزير خواهند بود تعيين تکليف کنند که مى خواهند به نوعى و با همه اما و اگرها، در کنار جامعه جهانى عليه جمهورى اسلامى قرارگيرند يا به نوعى در کنار جمهورى اسلامى عليه جامعه جهانى. آنان که مسائل جهانى، قدرت هاى جهانى و بويژه ايالات متحده آمريکا را با نگاهى ماهيت گرايانه و ايدئولوژيک مى نگرند و نه از منظر منافع ملى که هشيارى نسبت به همه اغراض سلطه طلبانه را نيز مى طلبد، استعداد فراوانى دارند که درعمل، به ميل و يا عليرغم ميل خود، در کنار رژيم جمهورى اسلامى قرار گيرند

شرايط کردستان ايران ديگر نسبت به‌ گذشته‌ بسيار فرق کرده‌ است. بى‌گمان هر نوع برخورد غير دمکراتيک، نامسئولانه‌ و بدور از خرد سياسى و مدرن ميتواند پيامدهاى بسيار سنگينى را براى حاملان آن داشته‌ باشد. درک پلوراليستى، احترام به‌ همديگر و پلميک هدفمند و استوار براصول مدون و علمى در واقع بهترين بسترهاى رقابت سياسى در عصر کنونى هستند. به‌ويژه‌ براى آن نيروهايى که‌ خود اين خصوصيات را براى خود قائلند و تبليغ و رئاليزه‌ کردن آنرا جزو برنامه‌ و اهداف خود قرار داده‌اند

مجلس خبرگان آتى با ۴ جبهه روبه‌رو است؛ «جبهه سنت‌گرايان»، «عملگرايان»، «اصلاح‌طلبان» و «اصولگرايان راديكال». با وجود اقليت بودن اصولگرايان راديكال امكان دارد كه نوع جبهه‌گيرى در درون مجلس خبرگان ميان «جبهه سنت‌گرايان با محوريت اكثر اعضاى جامعه مدرسين و جامعه روحانيت منهاى حاميان جدى هاشمی» و «جبهه اصلاح‌طلب موتلف با عملگرايان با حمايت هاشمی‌رفسنجانی» شكل گيرد و تمامى مباحث در درون خبرگان بين «حفظ وضع موجود خبرگان و عدم تغيير روال گذشته» و در مقابل «تغيير وضع موجود، اطلاع‌رسانى عمومى و نظارت جدی» در چالش قرار گيرد

انشعابات زمانى روى مى‌دهند که عنصر سازش کارآيش را در درون گروه از دست داده باشد. اين شيوه بيانگر آن است که گروه که شامل عناصر است نمى‌تواند در پوسته‌اش دوام آورده و به اصطلاح منفجر مى‌شود وگروه‌هاى مختلف از درون آنها بيرون مى‌آيند. همهء انشعابات هم منفى نيستند و چه بسا بسيارى از آنها بتوانند در نقش مبارزه در رسيدن به هدفشان مثمر ثمر باشند. آنجاکه عنصر رکود بر گروه حاکم است و...، انشعاب مى‌تواند گروه را از اين مسئله خلاص کند. جنبه ديگر انشعاب مى‌تواند ويرانگر باشد و گروه فعال را بى‌حرکت و منزوى کند

اگر احزاب ما نتوانند شيوه‌هاى درک مدرن از کار حزبى را که‌ بر اساس تعديل رابطه‌ عمودى، گسترش دمکراسى درون‌حزبى، تعميق آزادى بيان و ايجاد ساختارهاى نوين تشکيلاتى بنا شده‌اند در خودشان ايجاد و نهادينه‌ کنند، باز کماکان مشکلات به‌ قوت خودشان باقى خواهند ماند و در اين راستا نيز شايد ناهمخوانى ساختار نظامى حزب دمکرات با شرايط جديد که‌ بيشتر بر لزوم ايجاد احزاب منحصراً سياسی تاکيد دارد، يکى ديگر ازعلل شدت‌گيرى اين بحران در درون حزب دمکرات باشد

يک تقسيم کار نانوشته بين جناح‌هاى مختلف حاکميت در جامعه ما صورت گرفته است! بدين شکل که گروه‌هاى محافظه‌کارتر به طور مشخص اصولگراها که پايگاه‌شان در ميان بورژوازى سنتى و بخشى از خرده‌بورژوازى مرتجع است اهرم‌هاى اصلى قدرت را در دست دارد و در عوض خوش‌خدمتى‌ها و وفادارى دو خردادى‌ها و بورژوازى به ظاهر مدرن‌تر به آنان اجازه داده شده است که به صورت محدود در «انتخابات»هاى نه چندان مهم‌تر مثل شورا ها بتوانند به زندگى خود در فضايى سياسى که بر آن نام سياست‌ورزى مى‌نهند، ادامه دهند!

اعلاميه هيئت سياسى- اجرائى سازمان فدائيان خلق ايران (اکـثريت)، ضمن ابرازنگرانى قابل درک نسبت به منافع و مصالح ملى کشور، به‌درستی (هر چند نا کافى) ...تجاوز جمهورى اسلامى به حريم آزادی‌هاى فردى، اجتماعى و حقوق بشر در ايران را افشا کرده است، ولى نصف ديگر واقعـيت را در تاريکی سنگينى پنهان ساخته است. نيم ديگر، ... سياست‌ها و اقدامات تجاوزگرانه، مداخله‌جويانه، تشنج‌آفرينانه و جنگ‌افروزانۀ امپرياليسم جهانى به رهبرى آمريکاى مسلح به بيش‌ترين وخطرناک‌ترين سلاح‌هاى اتمى و شيميائى مى‌باشد.

هيچ چيزى نتوانسته است مرا از اين فکر باز دارد كه يك روز بتوانم با قطارى از ايران راه بيفتم، نه مشكل ويزا داشته باشم و نه در مرزها كنترل شوم و نه به خاطر ظاهر مورد سوال قرار بگيرم. دلم ميخواهد از اصفهان و شيراز شروع کنم، سرى به بغداد و آثار باقيمانده بابليان وتمدن دوره اسلامى بزنم و در كردستان عراق با موزيك شاد وزيباى كردى برقصم.. به بيروت كه زمانى به عروس شهرهاى خاورميانه شهرت داشت سفرى کرده و به فلسطين نه براى آموزش جنگ بلكه براى ديدن شهرهاى تازه‌ساز و مدارس از نو ساخته شده سرى بزنم....

هزاران انسان ازجمله اعضاء وهواداران سازمان ما در مخالفت با جنگ به زندان‌هاى مخوف جمهورى اسلامى افتادند و جان و زندگيشان از آنها گرفته شد. جرم آنها اين بود که مى‌گفتند جنگ را تمام کنيد، مردم صلح مى‌خواهند. نويسنده اين مقاله خود سال‌ها در ايران مبلغ قطع جنگ بوده و از نزديک مى داند که اسير شدن به دست گزمگان درآن دوران مصادف بود با شکنجه و زندان. نويسنده اين مقاله با دست‌هاى خود ده‌ها کودک وزن ومرد را از زير آوارهاى بمباران بيرون کشيده و بدن‌هاى پاره‌پاره آنها را ديده است

اشاره: روزهای تابستان هر سال، یادآور فاجعه ملی کشتار جمعی زندانيان سياسی در تابستان ۱۳۶۷ است. در آن سال تعداد کثيری از رفقای سازمان ما که بسياري شان به دنبال ضربات سال ۱۳۶۵ به سازمان، اسير شده بودند، اعدام شدند. رفيقمان کيانوش توکلی که دوران سرکوب آن سال‌ها را تجربه کرده است، به سهم خود کوشيده است، علل آن ضربات را بررسی کند. اميدواريم ديگر رفقايی که آن روزهای تلخ را پشت سرگذاشته‌اند يا در آن زمان مسئوليتی تعيين‌کننده داشته‌اند، در تدقيق و تکميل اين بررسی ياری نمايند. (نشريه کار).

اکنون جمهورى اسلامى پاکستان اتمى به مدينه فاضله حاکميت توهم زده و بورژوازى نظامى پشتيبان آن تبديل شده است. بايد توجه داشت که اگر حکومت براى ١۶۴ سانتريفوژو کيک زرد خود را در حال تبديل شدن به يک ابرقدرت مى داند؛ پاکستان در سال ١۹٨٠ داراى ٢٠٠٠ عدد آن بوده است. حال فرض کنيم پس از سالها مرارت يک ملت صاحب اين همه دستگاه شديم و توانستيم درجات خلوص اورانيوم را هم به حد ساختن بمب اتمى بالا ببريم و آنرا هم در کوير لوت هم آزمايش کرديم. چه گلى بر سراين ملت خواهيم زد.