چگونگى اطلاع رسانى به کودکان و نوجوانان در باره ايدز

گردآوردى و تهيه و تنظيم: تيزبين

موضوع را ساده و به بخشى از محاوره و صحبت‌هاى روزانه تبديل کنيد. نبايد اجازه داد که ايدز يک موضوع مجزا و يا يک موضوع خاص درس تربيتى مبدل شود. هر جا که با کودکان و نوجوانان در باره جنسيت و مسائل مربوط به آن، عشق، مواد مخدر، دوستى، سلامتى، بهداشت و امثال اين‌ها صحبت مى‌کنيد، موضوع ايدز را هم در آنها بگنجانيد

مقدمه: پرداختن به موضوع ايدز و راه‌هاى پيشگيرى از آن بدون پرداختن به موضوع جنسيت به‌عنوان يکى از نيازهاى بنيادى انسان‌ها، ناقص خواهد بود. تجربه عملکرد گروه‌هاى متعصب مسيحى در غرب و مسلمانان متعصب در شرق که در ضديت با حقوق زنان، سقط جنين، برابرى حقوق همجنسگرايان و کلآ سکس و جنسيت رويه خوشى ندارند، و روزه سکس را به‌عنوان تنها راه مقابله با گسترش ايدز تجويز مى‌کنند، کارى جزء آب در هاون کوبيدن نيست. بيمارى‌ها را نمى توان با دعا و استخاره يا وردهاى اخلاقى درمان کرد بلکه بايستى دست‌آوردهاى پزشکى، علمى و تجارب موفق ملل ديگر را براى مقابله با آن‌ها به‌خدمت گرفت. به‌کارگيرى تجارب کشورهاى غربى (البته بعد از تآخير زياد) در توزيع سرنگ‌هاى مجانى به معتادان که در کشور صورت گرفت، تجربه نسبتآ موفقى بوده و هست. دست اندرکاران امور اذعان دارند که مدتى است ويروس ايدز در کشور از مسير تماس‌هاى جنسى گسترش مى‌يابد. به‌همين دليل بحث شفاف و علنى جهت آگاهى‌رسانى در اين‌باره مهم و ضرورى است. اطلاع‌رسانى در باره ويروس اچ. آى. وى و بيمارى ايدز بايد در همه سطوح جامعه صورت بگيرد. اين مهم شامل صحبت با کودکان و نوجوانان در باره اين بيمارى مهلک نيز مى‌گردد. اما با هر گروه سنى بايد نوعى روش تاثيرگذارى و به‌قولى تربيتى خاصى در نظر گرفته شود تا عمل آگاهى‌رسانى مؤثر واقع گردد. جامعه ما نيازمند اين است که در کنار برنامه‌هاى کوتاه مدت کلآ به پرورش روحيه و منش مسئوليت‌پذيرى در نسل جوان ونوجوان پرداخته شود تا بتوان نيروى آن‌ها براى مقابله با اين بيمارى مهلک را به‌خدمت گرفت. در اين مطلب به چگونگى صحبت از ايدز و خطرات آن با خردسالان و نوجوانان زير بيست سال پرداخته مى‌شود.
کليد اصلى کمک به کودکان براى فهم فاکت‌هاى عمده در ارتباط با ايدز اين است که در باره اين فاکت‌ها به‌طور مداوم صحبت شود. موضوع را ساده و به بخشى از محاوره و صحبت‌هاى روزانه تبديل کنيد. نبايد اجازه داد که ايدز يک موضوع مجزا و يا يک موضوع خاص درس تربيتى مبدل شود. هر جا که با کودکان و نوجوانان در باره جنسيت و مسائل مربوط به آن، عشق، مواد مخدر، دوستى، سلامتى، بهداشت و امثال اين‌ها صحبت مى‌کنيد، موضوع ايدز را هم در آنها بگنجانيد.با آنها رک، صريح، باز و صادق باشيد اما از ياد نبريد که به حريم خصوصى‌شان احترام گذاشته و از ورود به آن بپرهيزيد؛ مثلآ از آنها نپرسيد که آيا استمناء مى‌کنند يا نه يا اينکه در خلوت خود با دوستان همسن و سال به چگونه بازی‌هايى مبادرت مى‌ورزند. درک اين مسئله نبايد چندان سخت باشد هرآنگاه که بزرگسالان به نياز خود مبنى بر حفظ حريم خصوصى فکر کنند، آنگاه اهميت حفظ حريم خصوصى کودکان و نوجوانان خود را هم ميتوانند درک نمايند.
نکته مهم ديگرى که در صحبت با کودکان و نوجوانان بايد مورد توجه قرار گيرد اين است که بزرگسالان همه چيز را نمى‌دانند، پس اگر نوجوان شما سئوالى کرد که پاسخ آن را نمى‌دانيد با صداقت به آنها جواب دهيد که پاسخ سئوال‌شان را نمى‌دانيد اما سعى مى‌کنيد که جواب آن را پيدا کرده و به آنها برسانيد.توجه داشته باشيد که آگاهى جنسى صحيح به کودکان و نوجوانان از آگاهى و اطلاع‌رسانى صحيح به آنها در باره ايدز جدا نيست.

از تولد تا سه سالگى

چگونگى در آغوش گرفتن و دست زدن به کودک، چگونگى غذا دادن، شستن، پوشاک پوشاندن و برخورد با رفتار و حرکات کودک همه و همه در آموزش و تربيت او تآثير جدى دارند. براى نمونه اجازه دادن به کودک که به کشف تمامى اعضاء بدن خود مشغول شود بدون آنکه او را از عضو خاصى بترسانيم. مثلآ کاملآ طبيعى است که کودک نسبت به مدفوع خود کنجکاو باشد يا براى کشف اعضاء بدن خود به آلت جنسى خود هم دست زده و خيلى سريع متوجه مى‌شود که دست زدن به آلت جنسى احساس خوبى در او توليد مى کند. بايد به کودک اجازه چنين کارى داده شود بدون آنکه او را از ” لولويي” بترسانيم يا روى پشت دستش بزنيم. منع کودک از کنجکاوى و يا ترساندن او از کشف بدن خود (به‌خصوص کشف آلت جنسى‌اش) باعث مى‌شود که کودک در سنين بعدى به ما اعتماد نکرده، مخفى‌کارى پيشه کند و براى يافتن پاسخ سئوالات و کنجکاوی‌هاى خود در باره مسائل جنسى به ديگران روى آورد. در حالى که اگر اين چيزهاى ساده و ابتدايى را از همان ابتدا با مهر، عشق و عطوفت و بدون تعصب به کودک ارزانى داريم آن‌وقت پايه رشد احساس سالم کودک نسبت به جنسيت خود را بنا نهاده‌ايم.

از سه تا پنج سالگى

اجازه دادن به کودک در اين سن و سال به طرح آزادانه سئوالات و پرسش‌هايى در باره بدن خود، مسائل جنسى و روابط بزرگسالان که در ذهن دارند بسيار مهم است. والدين خود می‌توانند علنآ و با زبان ساده در حضور کودک از اين مسائل صحبت کنند و حتى گاهى اين مسائل را موضوع صحبت با کودک خود قرار دهند. بايد به خاطر داشت که در چنين مواقعى از سربه سر گذاشتن يا سرسرى گرفتن مسائل و مسخره کردن کودک خوددارى کرد. درجه علنيت و شفافيت و صداقت سئوالات کودکان در اين سن و سال بستگى به شکل، شيوه و روش رفتار و برخورد بزرگسالان دارد؛ کودک در اين سال و سال آمادگى اين را دارد که بفهمد زن و مرد آلت جنسى متفاوتى دارند. صحبت از آلت جنسى بايد با زبانى ساده و خودمانى درست به‌همان شکلى که از بينی يا دست و زانو صحبت مى‌شود، صورت بگيرد نه با ايماء و اشاره و نوعى پنهان‌کارى. اسم بردن از آلت جنسى به‌شکل مرسوم در ميان کودکان بهتر از به‌کار گرفتن اشارات است. در غير اين‌صورت کودک فکر مى‌کند که اين بخش ازاعضاء بدن (آلت هاى جنسى) اشکالى دارند و يا مخاطره‌آميزند. (متاسفانه در زبان فارسى در عرصه نام‌گذارى آلت‌هاى جنسى زن و مرد مشکلى اساسى به‌چشم مى‌خورد و جا دارد که اهل اين رشته فکرى اساسى براى اين مشکل کنند.)
در اين سن و سال کنجکاوى کودک نسبت به اعضاء بدن خود، والدين و دوستان دور و بر امرى است عادى و طبيعى. کودکان در اين دوره ممکن است خود به‌خود به انواع بازی‌هايى رو آوردند که امکان دست زدن و کشف اعضاء بدن خود و اطرافيان را به آنها بدهد. به‌عبارت ديگر، رفتار و بازی‌هاى اين‌گونه يک روش معمولى و عادى کودکانه براى يافتن پاسخ سئوالات مربوط به جنسيت که در اين سن و سال به ذهن‌شان خطور مى‌کند، مى‌باشد. منع کودکان ار اينگونه بازيها امکان رشد سالم آنها را محدود و بر تصميم‌گيرى و برقرارى روابط جنسى سالم در آينده تآثير منفى مى‌گذارد.
صحبت بزرگسالان و والدين در باره ايدز در حضور کودکان مهم است و طبيعتآ ممکن است بر اثر کنجکاوى، کودک را به طرح سئوالاتى در باره ايدز وادارد. به‌همين دليل اطمينان دادن به کودک که خطر ايدز در اين سن و سال او را تهديد نمى‌کند بسيار مهم است. نبايد به کودک گفته شود که اگر رختخواب خود را خيس کند يا فلان کار ناشايست انجام دهد، ايدز مى‌گيرد. ميتوان با زبان ساده به کودک گفت که ايدز از طريق بازى، تنفس، دست دادن يا در آغوش گرفتن منتقل نمى‌شود. يا اگر کودک سئوال کند که ” پس مردم چطورى ايدز مى‌گيرند؟” جواب بايد ساده و صريح باشد: “يک ميکرب خاص ايدز هست که وارد خون اين افراد مى‌شود.” وقتى که دست کسى زخم مى‌شود و خون مى‌آيد آن را پانسمان مى‌کنند تا از ورود ميکرب به زخم جلوگيرى شود. همين مثال ساده کمک مى‌کند تا کودک به يک برداشتى از ميکرب برسد.

از پنج تا هفت سالگى

کودکان در سنين اوليه شروع مدرسه از طريق تلويزيون يا هم‌بازی‌ها و همکلاسی‌هاى خود در باره تجاوز به کودکان، ايدز و يا سوء استفاده جنسى از خردسالان چيزهايى به‌طور جسته و گريخته به‌گوششان مى‌خورد و حتى اگر با بزرگسالان در اين باره حرفى نزنند اما به احتمال زياد با همسن و سالان و هم‌بازی‌هاى خود چيزهايى در اين باره رد و بدل مى‌کنند. در همين سن و سال است که کودک تفاوت‌هايى بين مادينگى و نرينگى را هم کشف مى‌کند و چه بسا در ذهن خود به ” انجام” عمل سکس با دوستان يا خويشان خود از هر دو جنس مبادرت ورزد. اين کار در عين حال ممکن است کودک را به نوعى عذاب وجدان دچار سازد. والدين بايد به کودک اطمينان دهند که او کار خلافى نمى‌کند و حتى دست زدن به آلت جنسى خود هم اشکالى ندارد اما بهتر است که اينکار در خلوت انجام گيرد. اطلاع و آگاهى والدين در رابطه با ايدز و چگونگى انتقال آن به آنها کمک مى‌کند تا بتوانند حداقل سئوالات ابتدايى کودک خود را جواب دهند از جمله اينکه اگر کودک سئوالات مشخصى در باره ايدز داشته باشد بايد به او جواب داد که مثلآ نيش زدن حشرات ايدز را منتقل نمى‌کند، يا تقسيم غذا با ديگران ايدز نمى‌آورد، يا ايدز نوعى تنبيه به‌خاطر آدم بدى بودن نيست، يا بله تو ميتوانى با دوستانت بازى کنى و از اينکار ايدز نمى‌گيرى.
کودکانى که مورد سوء استفاده جنسى بزرگسالان قرار مى‌گيرند ممکن است دچار اين ترس و پريشانى شوند که آنها مرتکب خلافى شده و در نتيجه ايدز مى‌گيرند. چنين کودکانى نياز به مراقبت‌هاى ويژه و جلسات مشاوره با روانشناسان متخصص دارند.

هشت تا دوازده سالگى

کودکان در حول و حوش سنين بلوغ علاقه و کنجکاوى بيشترى نسبت به مسائل جنسى از خود بروز مى‌دهند.آنها به دانش و اطلاعات در مورد استمناء، استحلام شبانه (يا روزانه) و مسائل مشابه نياز دارند. کودکان اين سن و سال همچنين به نوعى نگرانى و خودخورى در باره جنسيت خود دچار مى‌شوند؛ طول آلت جنسى، شکل بيضه‌ها و… ( در پسران) و دختران در مورد اندازه پستان هاى خود و غيره. تاکيد والدين و مربيان بر اين موضوع که هيچ دو انسان_ صد در صد مشابه مطلق در دنيا وجود ندارند و همه انسان‌ها با هم متفاوتند در کم کردن نگرانى کودکان تآثير مثبتى به‌جاى مى‌گذارد و در آشتى آنها با تن و اعضاء بدن خود کمک مى‌کند. اصولآ بايد به کودکان آموزش داده شود که تفاوت‌ها را پذيرفته، به آنها احترام بگذارند و ياد بگيرند که متفاوت بودن يک امر کاملآ طبيعى و عادى است. چنين آموزشى در عين باز گذاشتن ميدان به کودک که با همسن و سالان خود بجوشد اما در عين حال اعتماد به نفس آنها را تقويت و به آنها کمک مى‌کند که به اصلاح با جريان حرکت نکند بلکه مستقل انديشيدن و عمل کردن و خود بودن را هم ياد بگيرد.
در سن بلوغ نوجوانان نوعى شرم از خود بروز مى‌دهند. آنها سعى مى‌کنند که حالات و تحولات درونى خود را از والدين يا بزرگترهاى خانواده پنهان نگه دارند و ترجيح مى‌دهند که با دوستان و همکلاسيان خود در باره اين مسائل صحبت کنند.
هيچوقت نبايد از باز کردن باب صحبت و گفتگو در باره مسائل جنسى با نوجوانان پرهيز شود. چرا که در غير آن صورت تنها منبع اطلاعاتى آنها دوستان هم‌سن و سالشان خواهند بود و چه بسا بسيارى اطلاعات غلط و ناقص به‌خوردشان داده شود. حال اگر دوستان آنها هم اطلاعات صحيحى از والدين خود نگرفته باشند چه بسا سردرگمى نوجوان بيشتر شود. فرصت براى پيش کشيدن اين‌گونه صحبتها با نوجوانان در خانواده فراوان پيش مى‌آيد؛ هنگام تماشاى تلويزيون، گوش دادن به اخبار راديو يا حتى وقتى متوجه مى‌شويم که فرزند ما با دوستانش در حال چنين صحبت‌هايى هستند. در اين سن و سال نوجوانان به اطلاعات کامل نياز دارند، از جمله اينکه ايدز چى هست، ويروس آن چگونه سرايت مى‌کند و راه پيشگيرى از آن کدام است.علاوه بر اين اطلاعات، نوجوانان در سن بلوغ به اطلاعاتى در مورد مواد مخدر، مشروبات الکلى، سکس و گرايشات مختلف جنسى در انسان‌ها از جمله همجنس‌گرايى نياز دارند. اين اطلاعات بايد با صداقت و به‌خصوص بدون پيش‌داورى در مورد گرايشات مختلف جنسى به نوجوان داده شود. چه مثلآ اگر والدين نسبت به همجنس‌گرايى تعصب داشته باشند و نوجوان آنها چنين احساساتى دارد ممکن است ترس از بروز جنسيت خود در او دامن زده شود و ترس از واکنش منفى والدين او را منزوى و گوشه‌گير ساخته، اعتماد به نفسش را متزلزل کند و او را به پى‌جويى اطلاعات درخواستى از منابع ديگر بکشاند.
صحبت با نوجوانان در باره مسائل جنسى ممکن است به طرح سئوالاتى از جانب آنها منجر شود که تا حدودى براى والدين خصوصى باشند. در اينگونه مواقع ميتوان با صراحت به آنها گفت که اينها مسائل خصوصى ما هستند اما در عين حال به‌طور عام ميتوان اطلاعاتى به آنها داد.

دوازده تا بيست سالگى

جوانان و نوجوانان در اين سن و سال به نوعى حس ماجراجويى دچار مى‌شوند اما به‌دليل کمبود تجربه اغلب فاقد توان محاسبه خطر مى‌باشند. آنها حتى ممکن است تصور کنند که بيمارى و سلامتى ربطى به آنها ندارد و فقط مسئله بزرگترها است. با همه اينها اما اين ادعا هم صحت دارد که ميتوان در جوانان زير بيست سال رغبت و انگيزه مواظبت از خود و ديگران را پروارند. شاهد اين ادعا همان تلاش شبانه‌روزى اين جوانان براى موفقيت در تحصيل و ورود به دانشگاه، يا انجام کارهاى سخت براى کمک به درآمد خانواده مى‌باشد. و اين ثابت مى‌کند که جوانان ميتوانند مسئوليت تقبل کرده و به‌خوبى از عهده آن برآيند. تنها کافى است که والدين و بزرگترها توان نهفته در جوانان و آرزوها و اشتياق آنان را به‌خوبى و به‌درستى بازشناخته و در پرورش و رشد آن به نحو احسن تلاش کنند. موفقيت در اين کار جوانان را از خطرات بسيارى رهانيده و آنها را به شهروندانى مسئول، متعهد با اعتماد به نفس بار مى‌آورد و بدون شک در روابط جنسى خود هم احساس مسئوليت بيشترى خواهند کرد.
بسيارى از والدين منع فرزندان خود از نزديک شدن به مبحث سکس را تنها راه حفاظت از آنها تلقى مى‌کنند و با هزار وسيله سعى مى‌کنند به فرزندان خود تلقين کنند که تنها راه پيشگيرى از ابتلا به ايدز همانا خط کشيدن کامل دور سکس و عدم ورود به اين دايره است.
اين کاملآ قابل قبول است که مطمئن‌ترين راه جلوگيرى از ايدز و ديگر بيماريهاى مقاربتى همانا چشم‌پوشى کامل از سکس مى‌باشد اما آيا هيچ پدر و مادری يافت مى‌شوند که با اطمينان بتوانند تضمين کنند که فرزندان زير بيست سال آنها هرگز با کسى سکس نداشته و نخواهند داشت؟ اگر چنين والدينى پيدا شوند به احتمال بسيار قوى فرزندان خود را نمى‌شناسند و دوره جوانى خود را هم فراموش کرده‌اند.واقعيت اما چيز ديگرى است. غير ممکن است که جوان امروزى، کنجکاوى خود نسبت به سکس، هورمون‌هاى غليان‌زده در دورن و احساسات تند جوانى خود و صحبت‌هاى هم‌سالان در اين‌باره را فراموش و آنها را قربانى پند و اندرزهاى خشک والدين کند. پس اعتراف به اين واقعيت حتى اگر برخلاف ارزش‌هاى ذهنى والدين باشد، به نفع جوان و سلامتى اوست. پس عاقلانه‌تر اين است که در باره راه و روش سکس سالم با او صحبت شود، کاندوم در دسترس و اختيار او قرار گيرد و چگونگى استفاده از آن به او آموزش داده شود. بايد به او گفته شود که اسپرم مرد، مايع ترشح شده از واژن زن و خون باعث انتقال ويروس ايدز مى‌شوند و استفاده از کاندوم خطر را تا حدود زيادى تقليل مى‌دهد. بايد به جوان گفته شود که درآغوش کشيدن و بغل کردن، بوسيدن، ماساژ و لمس بدن و با هم استمناء کردن خطرى ندارد و اين گونه فعاليت‌ها به‌عنوان سکس بدون خطر محسوب مى‌شوند. و در آخر بايد به آنها گفته شود که خطرناکترين راه ابتلا به ويروس عامل ايدز همانا انجام عمل دخول از جلو يا عقب بدون استفاده از کاندوم مى‌باشد.
بد نيست به اين واقعيت هم اشاره شود که جوانان زير بيست سال بنا به کنجکاوى و بى‌تجربه‌گى به نوعى رفتار “خطا و تجربه” رو مى‌آورند يعنى براى شناخت هويت و گرايش جنسى خود گاهى به سکس با هر دو جنس موافق و مخالف روى مى‌آورند و در اين مسير با افراد زيادى به مراوده جنسى مى‌پردازند. اين موضوع گاهى به سردرگمى آنها مى‌انجامد و بار روانى سنگينى بر آنها تحميل مى‌کند. در جامعه ما که امکان رابطه دختر و پسر دچار محدوديت‌هاى اخلاقى و سياسی/ مذهبى است اين مسئله دوچندان مى‌شود. و لازم است که مسئولان به‌جاى پافشارى بر تعصبات خود به منافع قشر جوان و سلامتى روح و روان او توجه کرده، در زدودن محدوديت‌های موجود همت کنند.
نکته بسيار مهم ديگرى که در اطلاع‌رسانى به افراد زير بيست سال بايد به آن توجه شود اين است که در اين سن و سال جوانان با گرايش جنسى خود هم آشنا مى‌شود و همانطور که علوم جنسى مى‌گويند درصدى از اين جوانان داراى گرايش جنسى همجنسگرايانه هستند. تعدادى از اين جوانان همجنسگرا موفق مى‌شوند از طريق دوستان و همکلاسيان خود، اينترنت و ديگر منابع غير رسمى، اطلاعاتى جسته و گريخته به‌دست آورند اما بخشى ديگر با توجه به عدم امکانات از کسب اطلاعات و دانش لازم در اين‌باره محروم و در نتيجه از شناخت صحيح گرايش جنسى خود باز مى‌مانند، اما هر دو گروه بنا به احساس جوانى، غليان هورمون‌هاى درون و کنجکاوى خود بخود به ارتباط جنسى با همجنس رو مى‌آورند و تمام تلاش خود را به‌کار مى‌گيرند که از آگاه شدن والدين، اطرافيان و مربيان آموزشى درباره گرايش و رفتار جنسى خود جلوگيرى کنند. باز آنجا که همجنسگرايان به‌عنوان يکى از گروه‌هاى در معرض خطر شناخته مى‌شوند، درک اين مسئله که چه خطراتى اين جوانان را تهديد مى‌کند چندان مشکل نخواهد بود. تنها راه صحيح، عاقلانه و منطقى آن است که بزرگترها و مسئولين بجاى محکوم کردن همجنس‌گرايى و موعظه‌هاى بى‌منطق و بيهوده (که به پنهانکارى بيشتر اين جوانان منجر مى‌شود) منطقى و بر اساس واقعيت‌هاى زمينى برخورد کرده و در مدارس در باره گرايشات جنسى مختلف از جمله همجنس‌گرايى در انسان‌ها و اهميت احترام به تنوع گرايشات جنسى را آموزش داده و امکان و راه هاى کسب شناخت صحيح در اينباره را به جوانان بياموزانند. چنين کارى مسلمآ نيازمند آن است که مسئولين دولتى و مملکتى ذهنيت و کدهاى اخلاقى خود در باره جنسيت و همجنس‌گرايى را به کنار نهند و به همجنس‌گرايان به عنوان يک گروه اجتماعى در جامعه امکان فعاليت و تشکل‌يابى دهند تا با تشکيل گروه‌هاى مختلف حمايتى از جمله گروه‌هاى خاصى براى جوانان همجنس‌گرا، در شناخت گرايش جنسى‌شان و چگونگى حفاظت از خود در برابر بيمارى ايدز به آنها کمک کنند. چرا که افراد با چنين گرايشى در کنار همجنسان و هم‌احساسان خود بيشتر احساس راحتى مى‌کنند و الگوهاى خود را مى‌يابند و راحتر سئوالات خود را مطرح و اطلاعات صحيح را جذب و هضم مى‌کنند.

پايان کلام: مبارزه با ايدز بايد با برنامه‌ريزى، بدون تعصب و بر اساس واقعيت‌ها پيش برود و به هر گروه و قشرى از جامعه بر اساس نيازمندی‌هاى خاص خودش برنامه‌ريزى و برخورد شود. تربيت و آموزش صحيح جنسى بهتر است از همان دوران کودکى شروع و بر اساس روش‌هاى تربيتى و آموزشى علمى به پيش رود.مبارزه با گسترش ايدز با تعصبات و کدهاى اخلاقى غير زمينى همخوانى ندارد و بار چندانى نخواهد داد. بدون تابوزدايى از جنسيت، برنامه‌ها و هزينه‌هاى مالى و انسانى که صرف پيشگيرى از ايدز در جامعه مى‌شوند، در بهترين حالت نتيجه ناقصى خواهند داد و مهمتر از آن به اعتمادها و مسئوليت‌شناسى در افراد آسيب مى‌رساند.

سه شنبه ۷ آذر ماه ١٣٨۵