انرژى‌درمانى و دولت کلاه‌بردار
سيامک فريد

هر روز بر تعداد اين مدعيان چه در رابطه با ماوراء طبيعت و چه در رابطه با داشتن توانايی‌هاى مافوق بشرى افزوده مى‌شود. در حالى که معجزه به يک سياست پايه‌اى دولت کنونى تبديل شده است، رشد و گسترش آن در ميان عامه با توجه به تسهيلات دولتى، طبيعى جلوه ميکند. با وجود چنين سياستى از طرف دولت نمى‌توان انتظار داشت، که همين دولت در حمايت از مصرف‌کننده به مبارزه جدى با انواع شارلاتانيزم علمى و غير علمى بپردازد. دولتى که خود بارها از امدادهاى غيبى سخن رانده است

در برخى از خيابان‌هاى تهران شيراز اصفهان و....مردمى را می‌بينى که در صفى دراز به انتظار ايستاده‌اند. ده‌ها نفر با شکل و شمايلى متفاوت که بيشتر آنها را افراد مسن و روستائيان تشکيل می‌دهند، از تشکيل‌دهندگان اين صف طويل هستند. آنها در انتظار معجزه و پايان آلامشان راه درازى را براى ايستادن در اين صف طى کرده‌اند. اين کيست که هر دردى را با کشيدن دستى به مهر که پنجاه هزار تومان ارزش دارد، درمان می‌کند؟ اين کدام منبع انرژى است که اينگونه لايزال قادر است ده‌ها نفر را در روز بی‌آنکه زايل و يا کاسته شود انرژى‌درمانى کند؟ آيا با چنين منابعى از انرژى که از چاه جمکران تا دور سر رئيس دولت و هم اينک به کلينيک‌هاى شهرهاى بزرگ تشعشع دارد، احتياجى به انواع ديگر انرژى وجود خواهد داشت؟
تعريفى که در ويکى‌پديا از انرژى‌درمانى خواهيد يافت چنين است:
انرژى‌درمانى به تکنيک‌هايى گفته می‌شود که برخى مدعى هستند با دارا بودن آن قادرند بيماری‌ها را درمان کنند. اين افرادِ انرژى‌درمان مدعى هستند که بدون تماس مستقيم با اعضاى ناخوش از راه تزريق انرژى درونى، مغناطيس حيوانى، نيروى ذهن و انرژى کيهانى می‌توانند آن را شفا ببخشند. بيماری‌هاى قابل علاج اين افراد طيف وسيعى از بيماريهاى سخت‌درمان و درمان‌ناپذير را دربر می‌گيرد.
به نظر مى‌رسد هر روز بر تعداد اين مدعيان چه در رابطه با ماوراء طبيعت و چه در رابطه با داشتن توانايی‌هاى مافوق بشرى افزوده مى‌شود. در حالى که معجزه به يک سياست پايه‌اى دولت کنونى تبديل شده است، رشد و گسترش آن در ميان عامه با توجه به تسهيلات دولتى، طبيعى جلوه ميکند. با وجود چنين سياستى از طرف دولت نمى‌توان انتظار داشت، که همين دولت در حمايت از مصرف‌کننده به مبارزه جدى با انواع شارلاتانيزم علمى و غير علمى بپردازد. دولتى که خود بارها از امدادهاى غيبى سخن رانده است و يک اعتقاد ديرينه ايرانى شيعى را با نام امام زمان به خدمت خود در آورده است، نه تنها در مقابل ترويج اين نوع افکار نخواهد ايستاد، بلکه خود به صورت مروج آن عمل کرده و خواهد کرد. تنها کارى که اين دولت در اين موارد انجام خواهد داد، عمل کنترل و نظارت است تا مبادا دستى به غير از دست‌هاى خودى در کار بيايد.
بديهى است وقتى کسى با نام قلابى دکتر در يکى از خيابان‌هاى معروف تهران پذيراى بيش از صد نفر در روز است،تا آنها را با روشى غير متعارف مثل کشيدن دست بر محل بيمارى مداوا کند، نميتواند بدون حمايت‌هاى محافل قدرتمند حکومتى به کارش ادامه دهد. حق معجزه در حکومت ايران يک حق اختصاصى است و هر کسى نمى‌تواند آن را داشته باشد. اگر به آمار دستگيرى مدعيان امام زمان‌هايى که هر ساله در ايران ظهور مى‌کنند توجه کنيم ومقايسه آنها با آيت‌الله هايى که در قدرت هستند و مرتب ملاقات‌هايى با امام غايب دارند، متوجه مى‌شويم که معجزه يک حق دولتى و حکومتى است و غير را در صورت ادعاى انجام آن، راه به زندان و ديوانه‌خانه خواهد بود.
روشنگرى در اين موارد با وجود بسته شدن روزنامه‌هاى دولتى و کنترل شديد اطلاعات کار بسيار مشکلى خواهد بود. اطلاعات دريافت شده در جوامع روشنفکرى و تحصيل‌کرده در باره کلاه‌برداران نوظهور تا به لايه‌هاى پائين‌دست اجتماعى برسد، به زمان نياز خواهد داشت. عدم امکانات درمانى مناسب و ناتوانى اقشار زيرين و متوسط جامعه به پرداخت هزينه‌هاى روزافزون درمانى راه را بر کلاه‌برداران معجزه‌گر گشوده است. از شخص رئيس دولت تا بسيارى ديگر از رجال حکومتى را ميتوان در زمره اين کلاه‌برداران دانست. استفاده ابزارى از دين با وجود دکترهاى صلواتى تا استفاده ابزارى از علم گسترش يافته است.
هشدار وزارت بهداشت در مورد انرژى‌درمانى که در خبرگزارى مهر بازتاب ميابد را بيشتر ميتوان عملى از روى دفع وظيفه خواند تا انجام وظيفه. چگونه است که يک روزنامه پر تيراژ تنها به خاطر انتشار تصوير يک الاغ با هاله نور در دور سرش توقيف ميشود ولى در مواردى که سلامت جامعه مطرح است تنها به يک هشدار بسنده ميگردد.در نوشته‌اى که هيچ مسئوليت دولتى را تذکر نمى‌دهد، وزارت بهداشت تنها به اعلاميه‌اى بسنده ميکند و در آن از تمامى هموطنان می‌خواهد با توجه به اثرات و عوارض سوء ناشى از انرژى‌درمانى، به سودجويانى که با سوء استفاده از اعتماد مردم به مداخله در امر سلامت می‌پردازند، اعتماد نکنند.
با اعلاميه‌هاى آبکى از اين دست نمی‌توان در مقابل نسل تازه‌اى از کلاه‌برداران که با التقاطى از علم ومذهب و خرافات وارد بازار ايران شده‌اند ايستاد. اساساً انتظار ايستادگى در مقابل اين پديده از حکومت فعلى ايران انتظار عبث و بزرگى است.
کسانى که با استفاده از موقعيت و امکاناتى در دايره قدرت دست به چنين کسب و کار ميزنند بى‌ترديد درآمد روزانه چند ميليونى را تنها نخواهند خورد. فسادى که سراپاى جامعه را مى‌گيرد تيغ دو لبه‌اى است که تاک و تاک‌نشان را با هم درو خواهد کرد تا نه از تاک نشان ماند و نه از تاک‌نشان.

siamakf@gmail.com
http://belgiran.blogfa.com