|
|
نقش جمهوری اسلامی در ازدياد معتادين به موادمخدر
علی اکبرآزاد
نوع برخورد ونگاه حاکمان پهلوی و جمهوری اسلامی بر اين استواربوده است که کسی که معتاد شد بايد مجازات شود تا از صرافت مصرف اين مواد بيافتاد. اما برخلاف عملکرد حکومتيان اکنون و پيشين، درجهان متمدن امروزی ديگر يک معتاد گناهکار به حساب نمی آيد بلکه قربانی و بيماری تلقی می شود که بايد با روشهای پزشکی درمان شود
اعتياد به مواد مخدر درکشور ايران درسايه حکومت اسلامی سيری سريع و صعودی به خودگرفته است. جدا از آن باندهای مافيايی و سودپرست جهانی هم در پخش گسترده اين مواد در کشور ما سهيم اند. همچنين کشور ايران يکی ازگذرگاههای انتقال اين مواد به کشورهای ديگر می باشد، اما شدت و ميزان فاجعه را بايد درنقش حکومت هم جست. کشور ايران و کشورهای فقيرتر از ايران قربانيان بيشماری را درخودجای داده اند. اين امرناشی ازنوع نگاه دست اندرکاران است که اصولا نه به علل گرايش به اين مواد، که به برخورد به مبتلايان به اين مواد توجه نشان ميدهند.
درجمهوری اسلامی نه سرکردگان باندهای مافيايی ازبين می روند ونه علل مبتلا شدن قربانيان بررسی می شود، اما در عوض معتادين دستگير و مجازات می شوند. کاری که رژيم پيشين پهلوی هم بدان دست می زد. معتادان هر ازچند گاهی از کنار خيابانها و پارکها به اردوگاهها و زندانها برده می شوند و بعد ازمدتی دوباره شکسته تر ازقبل رها می شوند که باعث می شود بيش از پيش به اين مواد پناه برند و خود با مرگ ناشی ازگرسنگی و مصرف موادمخدر و ديگر مشکلات زيستی نابود شوند.
نوع برخورد ونگاه حاکمان پهلوی و جمهوری اسلامی بر اين استواربوده است که کسی که معتاد شد بايد مجازات شود تا از صرافت مصرف اين مواد بيافتاد. اما برخلاف عملکرد حکومتيان اکنون و پيشين، درجهان متمدن امروزی ديگر يک معتاد گناهکار به حساب نمی آيد بلکه قربانی و بيماری تلقی می شود که بايد با روشهای پزشکی درمان شود. حکومتهای ايران که توان برخورد ومداوای انسانی معتادين را درخود نمی بينند با نگاه خشونت بار به قضيه می نگرند و در واقع شخص معتاد را می خواهند نابود کنند و نه مشکل اعتياد را.
يکی ازازعلل گسترش مواد مخدر درايران را بايد در نوع حکومت حاکميت اسلامی جست. حاکميتی که در ٢٧ سال دوامش تنها با زور و سرکوب با جامعه برخورد کرده است. بيشتر ين هزينه را جمهوری اسلامی در جهت کنترل و سرکوب به کار بسته است. آنها تمام هم وغم خود را براين گذاشته اند که جلوی گناه را به زعم خود بگيرند. آنها خود گناه راتعريف و دايرهء آن را تعيين می کنند. برفرض مثال بودن پسر ودختر در يک مکان راگناه می دانند و برای اين کار انواع ماموران راگمارده اند.
مثال ديگر شادی جوانان وکل جامعه را محدود کرده اند. برای کنترل شادی دست به انواع کنترل ها زده اند. آنها غافلند ازاينکه با اين کنترلها محيطی خفقان آور و غير قابل زندگی را برای مردم می سازند. آنها کل جامعه را با اين سياستها به سوی پرتگاه نيستی و افسردگی سوق می دهند. تکرار شعارهای کهنه و محدوديتها مردم را خسته کرده است. اين قبيل اعمال بهترين قربانيان مواد افيونی را آماده می کنند. جمهوری اسلامی با اين سد سازيها به پناه بردن آگاهانه و غيرآگاهانه مردم به موا مخدربيشترين کمک را می کند.
جنبه های ديگر عدم کارآيی مقابله با باندهای بزرگ مافيايی و بعضا شرکت خود حکومتيان در اين سود سرشاراست و اينها هم می توانند به گسترش اعتياد درکشورآسيب پذيرايران کمک کنند. جمهوری اسلامی قادر نيست جلوی گسترش اعتياد را بگيرد. با اين اوصاف انتظار آن می رود که اين بلای اجتماعی گسترش بيشتری يافته، از محدوده يک فاجعه ملی نيز فراتررود.
پنج شنبه ٢٢ ديماه برابر با ١٢ ژانويه ٢٠٠٦
|
|
|