به مناسبت جام جهانى فوتبال
يداله بلدی

رسانه‌هاى گروهى و رؤساى فدراسيون جهانى بايد مسئولانه تلاش کنند اتخاذ نمايند تا اين ورزش زيبا فراگير و محبوب را از دست سودجويان رهائى بخشند. اگر چنين شود آنگاه مى‌توان اميدوار بود که فوتبال با برخوردارى از صدها ميليون نفر طرفدار خود بتواند يکى از پايه‌هاى سازنده براى جامعه‌اى سالم به‌ويژه براى جوانان باشد و مسابقات بين‌المللى نيز بتوانند نقش برجسته‌اى در ايجاد صلح و دوستى بين ملت‌ها ايفا کنند.

همراهی فوتبال با سياست، خشونت و تجارت پس از جنگ جهانى دوم و در پى توسعه اقتصادى کشورها و ايجاد امکانات و تأسيسات ورزشى در حد توانائى کشورها و پخش گزارش‌هاى ورزشى از رسانه‌هاى گروهى به‌ويژه رسانه تلويزيون و گرايش جوانان به شرکت در فعاليت هاى ورزشى و علاقه‌مندى آنان به تماشاى مسابقات و پى‌گيرى نتايج آن به‌مراتب از گذشته افزون‌تر شده است.
ورزش‌هاى حرفه‌اى با برخوردارى از گنجايش زيادتر ورزشگاه‌ها براى تماشاگران و حمايت رسانه‌هاى گروهى و تبليغات وسيع از طرفداران بيشترى برخوردارند، اما در اين ميان ورزش فوتبال از جايگاه ممتاز و برجسته‌اى در سراسر جهان برخوردار است و در واقع نه تنها محبوب‌ترين و پرطرفدارترين ورزش مطرح در سطح جهان است بلکه بايد به نحوی آن را فراتر از يک ورزش به حساب آورد و در واقع از مهم‌ترين پديده‌های جهان معاصر است که رويدادها و اخبار آن اغلب در صدر اخبار جهان قرار می‌گيرد و روزانه صدها ميليون نفر از مردم جهان مشتاقانه رويدادهاى آن را پى‌گيرى مى‌کنند و برای نمونه، هيچ رويداد ورزشى، هنرى و فرهنگى از نظر ميزان تماشاگر و جلب افکار عمومى و هيجان‌آفرينى در بين مردم با جام جهانى فوتبال قابل مقايسه نيست. زيرا به‌هنگام برگزارى جام جهانى بيش از يک ميليارد نفر مردم جهان با هيجان و اضطراب، شيفتگى و تعصب مسابقات را از طريق تلويزيون تماشا مى‌کنند.
بارها شاهد بوده‌ايم که پيروزى يک تيم باشگاهى يا تيم ملى يک کشور براى طرفداران باشگاه پيروز يا مردم يک کشور از برگزارى جشن‌ها و اعياد ملى باشکوه‌تر، شادى‌آفرين‌تر بوده است و شکست يک تيم براى طرفداران آن به‌مثابه يک فاجعه ملى برآمد کرده است، اما ورزش جهان‌گستر فوتبال افزون بر آفريدن شور و اشتياق در بين علاقمندان داراى پيامدهاى منفى نيز مى‌باشد که به سه جنبه آن از نظر سياست، خشونت و تجارت مى‌پردازيم.

فوتبال و سياست:
رژيم‌ها به‌ويژه رژيم‌هاى غير مردمى و ديکتاتورى براى مشروعيت بخشيدن به حاکميت خود و کسب محبوبيت در ميان توده‌هاى مردم از علائق مردم به برگزارى مسابقات و پيروزى تيم‌هاى ملى در اين مسابقات سوء استفاده مى‌کنند. به‌عنوان مثال در سال ١۹۷٠ که تيم برزيل پس از سه بار کسب مقام قهرمانى فاتح جام ژول ريمه شد ديکتاتور نظامى برزيل براى جلب توجه افکار عمومى و کسب محبوبيت براى حاکميت سرکوبگر خويش در حضور صدها هزار نفر از مردم شيفته برزيل، در فرودگاه از تيم ملى آن کشور استقبال کرد و پله محبوبترين فوتباليست برزيل را در آغوش کشيد. هم‌زمان با برگزارى جام جهانى ١۹۷٠ در مکزيک دستگيرى و شکنجه هزاران نفر از دانشجويان و آزاديخواهان در زندان‌هاى مکزيک تحت‌الشعاع اخبار جام جهانى قرار گرفت.
در جام جهانى ١۹۷٨ که در آرژانتين برگزار گرديد خورگه ويدلا رهبر کودتاچيان و قاتل هزاران مبارز آرژانتينی در سخنرانى در مراسم افتتاحيه مسابقات که صدها ميليون نفر در سراسر جهان آنرا نظاره ميکردند، به مدح حکومت جنايتکار خود پرداخت و تثبيت حکومت ديکتاتورى خود را به جهانيان اعلام کرد، در جام جهانى ٢٠٠٢ پس از پيروزى تيم فوتبال سنگال بر فرانسه قهرمان جام ١۹۹٨ رئيس جمهور سنگال در يک کارناوال شادى در خيابان‌هاى شهر پيشاپيش مردم سوار بر اتومبيل روباز به رقص و پايکوبى پرداخت و عوامفريبانه مى‌کوشيد تا خود را به‌مثابه رهبر يک حکومت مردمى معرفى کند. در ايران نيز آقايان احمدى نژاد رئيس جمهورى و حداد عادل رئيس مجلس براى اينکه از قافله عوام‌فريبان عقب نمانند، در تمرينات تيم‌هاى فوتبال شرکت مى‌کنند. در کشورهاى آمريکاى لاتين به‌هنگام انتخابات سياسى، کانديداها براى کسب آراى بيشتر تلاش مى‌کنند تا از حمايت فوتباليست‌هاى معروف کشور خود برخوردار شوند.

فوتبال و خشونت:
چنان‌که گفته شد، در ساليان اخير با برگزارى متعدد مسابقات فوتبال تشکيل جام‌هاى گوناگون در سراسر جهان و پخش آن از کانال‌هاى تلويزيون ميزان علاقمندان و تماشاگران فوتبال فزونى يافته است و به‌همين ترتيب ميزان تعصب و خشونت در ورزشگاه‌ها نيز افزون‌تر شده است. در برخى از ورزشگاه‌ها طرفداران دو تيم مقابل به درگيرى فيزيکى مى‌پردازند و گاه درگيری‌ها به داخل خيابان‌ها و مکان‌هاى عمومى سرايت مى‌کند که منجر به تخريب مغازه‌ها، مکان‌هاى عمومى و وسايل نقليه مى‌شود.
در اوائل دهه ۵٠ وينستون چرچيل نخست وزير وقت انگلستان گفته بود که فوتبال و تماشاگران آن و استاديوم‌هاى فوتبال ستون‌هاى امپراطورى بريتانيا هستند اما ۴٠ سال بعد مارگارت تاچر نخست وزير انگلستان اعلام کرد که تماشاگران آشوبگر فوتبال مايه شرمسارى مردم انگلستان هستند متأسفانه در ايران نيز فحاشى، خشونت و درگيرى فيزيکى در ميان طرفداران فوتبال در حال افزايش است.
فوتباليست ها خود بايد الگوى رفتارى متانت بار براى تماشاگران باشند و در حين بازى از خشونت و پرخاش بپرهيزند اما در حين بازى به اعمال خشونت‌بار دست می‌زنند و عمداً به يگديگر آسيب می‌رسانند. تماشاگران متعصب فوتبال در اروپا که قبل و بعد از بازى دسته‌جمعى و سرود خوان حرکت مى‌کنند با کوچکترين بهانه‌اى تحريک مى‌شوند و به درگيرى يا تخريب مى‌پردازند هر چند شرايط سياسى جهان و اقتصاد درهم‌تنيده جهان و مناسبات اقتصادى فرامليتى ايجاد يک حکومت نژادپرست يا با گرايش‌های فاشيستى را تحمل نخواهد کرد اما طرفداران بيشمار فوتبال که داراى خصوصيات ويژگى‌هائى مانند شيفتگى، تعصب، خشم، اتحاد و گرايشات ناسيوناليستى هستند مى‌توانند پايگاه و نيروى مناسبى براى احزاب و گروه‌هاى نژادپرست و شبه‌فاشيست باشند.

فوتبال و تجارت:
فوتبال براى طرفداران آن هيجان، شادى، اضطراب و ماتم مى‌آفريند اما شرکت‌هاى تجارتى و توليدى که با فوتبال در ارتباط هستند و همچنين باشگاه‌هاى حرفه‌اى فوتبال و واسطه‌ها و دلالان خريد و فروش بازيکنان و خود فوتبال از ثروت سرشارى بهره‌مند مى‌شوند.
نگرش کارگردانان سودجو از فوتبال بر اساس يک ورزش فراگير و مورد علاقه مردم نيست بلکه آنان فوتبال را به‌مثابه يک منبع سرشار از درآمد در نظر مى‌گيرند و حتى باندهاى مافيائى نيز در ايتاليا و اسپانيا در پس پرده خريد و فروش بازيکنان قرار دارند.
رسانه‌هاى گروهى و رؤساى فدراسيون جهانى بايد مسئولانه تلاش کنند و تدابيرى اتخاذ نمايند تا اين ورزش زيبا فراگير و محبوب را که بزرگترين اوقات فراغت مردم جهان را بخود اختصاص ميدهد. از دست سودجويان رهائى بخشند آنگاه مى‌توان اميدوار بود که فوتبال با برخوردارى از صدها ميليون نفر طرفدار خود بتواند يکى از پايه‌هاى سازنده براى جامعه‌اى سالم به‌ويژه براى جوانان باشد و مسابقات بين‌المللى نيز بتوانند نقش برجسته‌اى در ايجاد صلح و دوستى بين ملت‌ها ايفا کنند.