|
|
جمهورى اسلامى، پوشاک اسلامی!
علی اکبرآزاد
ديوارهاى بلند و شيشههاى مات مدارس از آنها محيطى خفقانآور ساخته است. مردم نمىتوانند به راحتى در سايه درختى در پارکى بيآسايند، بدون آنکه مامورى به نحوى مزاحم آنها شود
ايران، کشورى با آب و هواى تقريبا گرم است. ايرانيان در بهار و تابستان از آفتاب سوزان و گرماى آن به کنجى خنک و سايهاى پناه میبرند. سوزش آفتاب درايران در برخی مناطق به حدی است که میتواند پوست را سوزانده و تاولهايى دردناک ايجاد کند.در مناطق کویری بافت ساختمانها به گونهای طراحی شده که داخل آن خنک نگه داشته شود. گرما و آزار آن، چنان در زندگی مردم تاثیر گذاشته که حتی در ادبیات ایران به گونهای خود را نمایان ساخته است. شاید بیدلیل نیست که در برخی آثار ادبی از خنکاى روح و جان و جسم سخن مىرود و در تمثيلها از سردى و آرامش گفته مىشود.
اين شرايط جوى انسانها را وادار کرده است که در پوشاک و مسکن خود قواعدى را رعايت کنند تا زندگی برایشان قابل تحمل شود، به همین دلیل منازل را به نوعی میسازند که دربرابر گرماى هوا مقاوم باشند. پوشاک هم میتواند همین کارکرد را البته به نحو دیگری داشته باشد. لباس براى آن است که آدم را در برابر گرما و سرما محافظت کند. انسان به طور طبيعى با شروع سرما بر ميزان لباسهايش مىافزايد و در فصل گرما ازميزان آنها مىکاهد و در محيط کار وزندگى هم که با استفاده از وسایل خنککننده شدت هوای گرم را کاهش مىدهد و بالعکس.
انسانها همیشه سعی میکنند که به هر شکلی که شده خود را با شرایط جوی تطبیق دهند.
کمتر کسى را مىتوان مشاهد ه کرد که در گرماى ٣٠ درجه پالتو پشمى بپوشد و يا در سرماى زير صفردرجه لخت از خانه بیرون رود.
در جهان متمدن امروزى پوشاک و مسکن علاوه بر جنبه حفاظتی دارای ابعاد دیگری از جمله تزیینی و تفريحى هم هستند. انسان به هر وسيله مىخواهد تا محيط اطرافش را قابل قبول و زیبا تر کند. با تزيين خانهها آنها را ازشيوه ابتدايى که تنها محدود به حفاظت دربرابر گرما و سرما بوده ، خارج کرده و بعد ديگرى هم به آن داده است. جنبه زيبايى، که براى ذائقه و آرامش روانى بشر لازم است. انسان با ديدن و مشاهده اشيای موزون خودبخود بدانها دلبستگى و نوعى آرامش پيدا مى کند. براى همين هم طراحان و معماران کوشش مىکنند تا با پرداختن به ظواهر و تغيير بخشى ازآنها، محيطى دلچسپ را به انسانها هديه کنند. اين همان چیزی است که درميان ما غذاى روح خوانده میشود. زيبايى و نظم به انسان حسى آرام مىدهد که خود به خود به سوى آن جذب مىشود و اميد به زندگى و برخوردارى از زيبايیها را در انسان تقويت مىکند.
همه، از اين زيبايیها خشنود نيستند. تعدادى ازانسانها به دلايلى نمىخواهند که مردم از زيبايى طبيعت لذت ببرند . آنها مىخواهند به اجبار در برابر هر امرى قرار بگيرند.
زمامداران جمهورى اسلامى نمىخواهند که انسانها به اين دنيا دل ببندند. آنها مىخواهند اين دنيا منظرهاى وحشتناک و جهنمى سوزان باشد تا مردم دل به آن دنياى خيالى ببندند. سخنان آنها بيشتر از سياهى و مرگ و قيامت است تا زندگى وزيبايى دنيوى. آنها خود رابه حق دشمن اين دنيا مىدانند و مرد م را هم وادار مىکنند تا مثل آنها به زندگى بنگرند. آنها تا آن حد پيش مىروند که مىخواهند در گرماى تابستان ايران، به مردان ريش را تحميل و زنان و دختران را در مانتوها و چادرهاى مشکى پنهان میکنند تا زيبايى آنها را کتمان کنند.
جمهورى اسلامى حتى نمىخواهد مردم از رنگها و معماری مدرن استفاده کنند. ديوارهاى بلند و شيشههاى مات مدارس از آنها محيطى خفقانآور ساخته است. مردم نمىتوانند به راحتى در سايه درختى درپارکى بيآسايند، بدون آنکه مامورى به نحوى مزاحم آنها شود. پوشاک مردم که با شرايط زندگى مشقت بار ايران با هزاربدبختى تهيه مى شود، بهانه تعدى به مردم مىگردد. همين جمهورى اسلامى کراوات و لباسهاى رسمى رايج در جهان را تقبيح مىکند. رهبران جمهوری اسلامی در انظارعمومی از پوشیدن این گونه لباسها خودداری کرده و مردم را نیز از پوشیدن آنها منع میکنند. آنها چشم دیدن لباسهای غیر اسلامی را ندارند . کلى انرژى و بودجه کشور را صرف پاسداری از پوشاک اسلامی میکنند. براستى که جمهورى اسلامى مىخواهد مردم را در گرماى تابستان خفه کند. آنها حتی قادر به درک شرايط جوى و گرماى شديد در ایران نيستند. آنها متوجه نيستند که در زير چندين متر پارچه سياه و تيره قرارگرفتن، سلامت انسانها را به خطر مى افکند. جمهوری اسلامی و مردم ایران با هم در تضاد همیشگی هستند.
|
|
|