|
|
حقوق بشر، حقوق کودک است
گزارشی از اجتماع دانشجويان بر مزار «فاطمه»
برگزاری مراسم چهلمين روز درگذشت
«فاطمه» در ميان تدابير شديد امنيتی
بيش از ١٠٠ نفر از دانشجويان دانشگاه فردوسی مشهد، همزمان با ايام گراميداشت مقام دانشجو و در آستانه چهلمين روز درگذشت «فاطمه»، کودک ٥ ساله ای که بر اثر شدت جراحات وارده از سوی ناپدری و مادر خود در مشهد جان باخت، در ميان تدابير شديد امنيتي، مراسمی را در آرامگاه بهشت رضای مشهد برگزار کردند.
اين دانشجويان در حالی مراسم چهلم «فاطمه» را برگزار کردند که پوسترهای تبليغاتی آنان به رغم داشتن مجوز از سطح دانشگاه جمع شده بود و نيروهای امنيتی در روز برگزاری مراسم (يک روز پس از روز دانشجو – پنج شنبه ١٧ آذر ١٣٨٤) محل دفن فاطمه را محاصره کرده و مردم عادی حاضر در آنجا را از قبرستان بيرون کرده بودند.
هنگامی که اتوبوسهای حامل دانشجويان به درب ورودی بهشت رضا ی مشهد رسيد، فرمانده يگان ضد شورش نيروی انتظامی مشهد به دانشجويان گفت: «در صورت هرگونه سخنرانی بر سر مزار فاطمه، با برخورد نيروهای پليس مواجه می شويد ...» و پس از آن، دانشجويان در محاصره کامل نيروهای امنيتی و انتظامي، بر مزار فاطمه ٥ ساله حاضر شده و در اعتراض به نقض حقوق بشر، برخوردهای امنيتی با دانشجويان، کودک آزاری و برای شادی روح فاطمه، ٥ دقيقه سکوت کردند.
در ادامه اين مراسم، دانشجويان برسر مزار فاطمه شمع روشن کرده و يکی از دانشجويان شعر «پَريا» اثر احمد شاملو را قرائت کرد و دانشجوی ديگری به تشريح جنايات صورت گرفته عليه اين کودک ٥ ساله پرداخت و تاکيد کرد: «امروز می خواهيم تاريکخانه های خانگی در متن جامعه را رسوا سازيم، آنجا که کودکان و زنان کوچکترين آزادی ندارند.»
در پايان نيز دانشجويان سرود «يار دبستانی» را زمزمه کرده و نيروی انتظامی به توقيف دوربينهای حاضرين در مراسم اقدام کردند.
همچنين دانشجويان با انتشار بيانيه ای که در روز دانشجو به امضای ١٢٩٨ تن رسيده بود، آورده اند:
بای ذنب قتلت
... و به چه گناهی کشته شد...
هنگامی که دردها و محروميتها، انديشه های ناصواب، فحشا، خشونت، تحجر و خرافه گرايي، جامعه بی شکل ايران را هدف قرار داده و معضلات اجتماعی به خانه های ايرانی وارد شده اند، وقتی که نه روشنفکران، روزنامه نگاران و يا متفکرين، که کودکان، زنان و اقليتهای جامعه هدف فرهنگ توده وار قرار می گيرند، آنگاه که در گيرودار مجادلات سياسي، جبهه های حرکت عليه روشنگری فکری در قلب جامعه تشکيل می شوند، آيا راهی به جز بازگشت به جامعه می شناسيد؟
در چنين شرايطي، اصلاحات اجتماعي، با تاکيد بر حقوق کودک، به عنوان آينده ساز جامعه ايران گريز ناپذير است. چرا در جامعه ای که برخی از افراد، توهين به خود را جرم محرز دانسته و در مقام قضاوت می نشينند ، کودکان حق ادامه حيات هم نداشته باشند؟ دموکراسی و ظهور جامعه ای دموکرات، مگر جز در يک بستر دموکراتيک و مگر جز در جامعه ای که خانواده ها در آن معيارهای دموکراسی را پديد آورده اند شکل می گيرد؟
نهادينه سازی دموکراسی و اشاعه فرهنگ شهروند سالاری (و نه توده گرايی) ايجاب می کند که از حقوق اقليت های اجتماعي، به خصوص کودکان، دفاع کنيم. در همين راستا است که در کنار آرامگاه کودکی جمع می شويم که نه در سلولهای انفرادی سياسي، که در تاريکخانه های خانوادگی به قتل رسيده است، و می دانيم که تعداد اين خانه های متروکه چه بسيار است.
فرهنگ دينی و رسالت اجتماعی ما ايجاب می کند تا در دفاع از حقوق حياتی فرد فرد جامعه و دفاع از حقوق اجتماعی مردم بپاخيزيم و در يک بستر آرام و به دور از خشونت گرايی برای ظهور جامعه ای آرمانی و ايجاد محيطی بهتر برای زندگي، تلاش کنيم.
باز هم... روز دانشجو مبارک ...
جمعی از دانشجويان دانشگاه فردوسی مشهد
همچنين در راه بازگشت دانشجويان به دانشگاه مشهد تعدادی از دانشجويانی که قرار بود در «بهشت رضا»ی مشهد حرف بزنند، به سخنرانی پرداختند. يکی از دانشجويان گفت: اين برنامه که ديگر سياسی نبود، می خواستيم کودک آزاری و خشونتهای خانوادگی را محکوم کنيم، چرا بازهم در مقابل ما صف آرايی انتظامی کردند؟!
يکی ديگر از دانشجويان شرکت کننده در اين مراسم با ارائه آماری از نقض حقوق کودکان در مشهد و با بيان اينکه در ٧٧ روز گذشته ١٠٠ مورد کودک آزاری تنها در مشهد گزارش شده است، گفت: « در اين شهر مذهبی کودکان در خفقان کامل زندگی می کنند و دانشجويان بايد با حساسيت بيشتری مقوله اصلاحات اجتماعی را پيگيری کنند.
شايان ذکر است که فاطمه ، کودک ٥ ساله ای که بيش از ٤٠ روز پيش پيکر شرحه شرحه شده اش که آثار فراوان آتش سيگار، تازيانه و ضرب و شتم بر روی آن بود به بيمارستان امدادی مشهد منتقل شد و در حالی که در معاينات اوليه، بيماری وی قطع نخاع اعلام شد، پس از ٣ روز بستری شدن بعلت ضربه مغزی جان باخت. اگرچه در اخبار اوليه مادر فاطمه عامل شکنجه اين کودک اعلام شد ، اما در ادامه رسيدگی به اين پرونده قضايي، ناپدری وی در مظان اتهام قرار گرفت.
نوزدهم آذر ٢٠٠٥
|
|
|