مردم جنگ احتمالی را چگونه ميبينند؟
حميد اشرف نيا

مردم در سطحى وسيع چنين مى انديشند که اگر در عراق که در آن تنها دو قوم در جوار هم زندگى ميکنند، چنين مشکلات بزرگى بروز کرده است، پس در ايرانى که هفت قوم و مذاهب بسيارى در آن در کنار هم زندگى ميکنند، چه پيش خواهد آمد؟

حمله آمريکا به عراق و سرنگونى آسان و سريع رژيم صدام حسين، خيلى سريع به اين فکر و روحيه در ميان مردم ايران و به ويژه در مناطقى مانند کردستان دامن زد که حمله خارجى بهترين، راحتترين، کم هزينه ترين و موثرترين طريق و شيوه ممکن براى رهائى از دست رژيم جمهورى اسلامى است. اما بعد از گذشت سه سال از حمله به عراق و وضعيت اسفبار کنونى اين کشور، و نيز بدتر شدن وضعيت افغانستان، اکنون نگرش نوينى در حال رشد وتکوين در ميان مردم است. اين نگرش نوين نهايتا متوجه اين امراست که جنگ و تجاوز خارجى نه تنها راه حلهائى مطلوب و مناسب نيستند، بلکه به شدت خطرناک هم هستند. اکنون مردم در سطحى وسيع چنين مى انديشند که اگر در عراق که در آن تنها دو قوم در جوار هم زندگى ميکنند، چنين مشکلات بزرگى بروز کرده است، پس در ايرانى که هفت قوم و مذاهب بسيارى در آن در کنار هم زندگى ميکنند، چه پيش خواهد آمد؟
همچنانکه گفته شد ميل به دخالت خارجى به ويژه در مناطقى که جنبشهاى قومى در آنها فعال هستند، اين تمايل به شدت رواج داشت، اما اکنون اين تصور دارد تضعيف ميشود و جاى خود را به روشهاى سياسى براى تغيير واگذار ميکند. حتى فراتر از آن دشوارى آمريکا براى مقابله با جنمهورى اسلامى از طرق جنگ و تجاوز، و کماکان باقى ماندن در تهديدهاى لفظى، به اين تفکر در ميان مردم هم دامن زده است که آمريکا در حقيقت ناتوان از اقدامات عملى نظامى است و تنها به ژست تهديد متوسل ميشود! تا به يک تهديد واقعى.
البته بايد مخالفت مردم با تجاوز نظامى را به فال نيک گرفت و آنرا به عنوان يکى از فاکتورهاى بازدارنده دخالت خارجى به حساب آورد. همچنين خوشبختانه تنفر مردم از رژيم و عطش به يک تحول دمکراتيک، مانعى جدى بر سر راه جمهورى اسلامى است تا از عدم اعتماد مردم به آمريکا به نفع خود استفاده کند. نفرت مردم از جنگ و تجاوز خارجى به معناى قرار گرفتن آنان در کنار رژيم نيست.

هجدهم فروردين ماه ۱۳۸۵