|
|
گزارشی از سفری به ايران
Konstantin kosten نوشته:
ترجمه: پژواک
هنگام قدم زدن شبانه در تهران مشکل می توان باور کرد که مذهب واقعاَ در اینجا نقشی دارد؟
درايران هميشه ميان مذهب وجامعه رابطه گسترده ای وجود داشته و دارد. هنگامی که احمدی نژاد با نام جمهوری اسلامی شعار نابود کردن اسرائيل را سرداد بخش بزرگی از جوانان خود را از سياست جدا کردند ولی نه از مذهب.
اين گزارشی است راجع به جدائی عميق در ايران و اسلامی جدا از سياست و ايدئولوژی.
رسيدن به پايتخت ايران و مشاهده متنوع بودن ايرانيان از پير و جوان ِاز زنان چادری تا دختران و پسرانی که مُد لباسهای غربی را دنبال ميکنند دارای زيبائی خاصی بود. جوانان تهرانی و زنان رفتاری غربی تر دارند تا ايراني. راجع به مُد لباس در ايران به عنوان يک خارجی هميشه بايد منتظر نوآوری های خاصی بود. قوانين شديد حجاب در ايران تبديل به بازی پنهان کردن و نشان دادن شده است. مانتوها کوتاه تر می شوند تا جای که مانتوی تا روی زانو جای خود را به دامن کوتاهی داده که فقط باسن را می پوشاند. تنوعی که خيابانهای تهران را متاَثر می کند با يک نگاه قابل ديدن نيست ِ اين تنوع هميشه تاريخ و جامعه ايران را مورد تاُثير خود قرار داده است.
جدائی سياست وجامعه
چهره خيابانهای تهران پس از سرکار آمدن بنيادگريان تغييرچندانی نکرده است.ِ کنترل شديد بسيجيان و لباس شخصی ها با حمايت نيروهای انتظامی در مکانهايی که معمولاَ زنده است تا به حال ديده نشده است. تنها نحوه بيان عوض شده و تلاش احمدی نژاد اين است که ايرانی قوی ومستقل از سياستهای اروپا نشان دهد و گفته های اخيرش راجع به اسرائيل می بايست نشان دهنده آن باشد که در مخيله سياسی اش چه می گذرد. گذشت آن زمانی که تلاش می شد محافظه کارانه با حکومت ايران نزديکی کرد. گفتگوی تمدنهای آقای خاتمی تنها قدمی دراين راه بود.
زندگی روزمره در تهران به عنوان مسئله بديهی در هيچ شهر ديگر ديده نمی شود و غيرقابل تصور است. اين بدين معنا نيست که در شهرهای ديگرحرکتهای سياسی و اجتماعی وجود ندارد. به عنوان مثال: تبريز مرکز استان آذربايجان شرقی در اعتراضات دانشجوئی در سال ١٣۷٨که باعث توّلد مانيفست تبريز شد نه تنها درداخل ايران بلکه در سطح جهانی نيزجلب توجه نمود. دانشجويان معترض در آن زمان علاوه بر قيد خواسته های صنفی شان، خواهان جدائی دين از سياست وحذف ولايت فقيه شده بودند. جواب خواسته های دانشجويان را حکومت ايران به خصمانه ترين نحوه سرکوب پاسخ داد تا جائی که بسيجيان خوابگاه های دانشجويان را چپاول کردند, به آتش کشيدند و دانشجويان را به قتل رساندند.
با انتخاب احمدی نژاد جدائی در جامعه ايران بيشتر از پيش خود را نشان داد. در انتخابات سالهای ١٣۷۶و١٣٨٠اين جوانان اصلاح طلب طبقه متوسط و روشنفکران بودند که با رای خود رئيس جمهور را انتخاب کردند ولی در انتخاب احمدی نژاد امتناع اين اقشار باعث پيروزی طبقه ديگری از جامعه ايران شد.
در انتخابات ١٣٨۴ شعارهای عامه پسند طبقه فقير ومحروم را به دنبال خود کشاند تا پيروزشد. اين طبقه که عمدتاَ ساکن جنوب تهران هستند در شهرهای ديگر و روستاها نيز اکثريت را تشکيل می دهند.
توقف ترميم سياسی و اصلاحات
فروکش کردن اعتراضات دانشجوئی بين سالهای ١٣۷٨و١٣٨٢ عوامل ديگری هم داشت. خواسته های دانشجويان باعث اتحاد و يکپارچگی آنان نمی شد. جامعه ايران به واسطه انقلاب و هشت سال جنگ با عراق خشونت ومرگ را در بطن خويش جا داده است. ترس از ريخته شدن خون ايرانيان می تواند دليل ديگری باشد که مردم در ١٣۷٨ حمايت چندانی از دانشجويان نکردند. هيچ شکی نبود که پروژه ِروند اصلاحات که دستور کار خاتمی و هم نظرانش در دستگاه حکومتی بود متوقف می شود. "شکوفا شدن بچه های انقلاب در سال ١٣۷٨ در نهايت با اعتراضات سال ١٣٨٢ در غنچه خود پژمرد." اعتراضات نشانه يک انفجار بود که تبديل به سمبل مبارزات اصلاح گرايانه شد.
به هدف نرسيدن خواستهای دانشجويان, نشانگر بسته بودن واقعيت سياسی جامعه ايران در مقابل تحولات اعتراض آميز می باشد.
اعتراضات می بايست به عنوان حرکت جامعه شهر وندی ديده شود چون با آن جامعه شهروندی با سياست پيوند می خورند. نرسيدن اعتراضات به هدف و تغيير نيافتن سيستم حکومتی ثمره آن بود.
در شرايط کنونی انتظار حرکتی از جامعه شهروندی نمی رود. سازمانها و نهادهای سياسی می توانند در آينده به مراتب سمپاتی بيشتری در بطن جامعه وافکار عمومی کسب کنند اين می تواند در تهران وسراسر ايران نتا يج مثبتی در عرصه سياسی ايران داشته باشد.
رسانه های گروهی در جمهوری اسلامی
بزرگترين مشکل ايران در سالهای آينده رئيس جمهوری خواهد بود که با اعتقاد به ارزشهای انقلاب اسلامی درتلاش خواهد بود آن را با کمک بسيجيان پاسداری کند. احمدی نژاد هنوز هيچ عکس العملی راجع به رسانه های گروهی نشان نداده ولی واضح است که سياست سانسور را دنبال خواهد کرد.
انتظار می رود که دوباره کنترل شديد بر روی طرز لباس پوشيدن, آزاديهای فردی, ماهواره ها و حتی برنامه های سينما که در سالهای قبل فيلم های غربی را به اکران می بردند به اجرا در آيد.
دوباره مانتوها را تا روی زانو بکشند و رنگارنگيش را به سياه تبديل کنند برای اين کار هم روشهای خاصی دارند البته با کمک بسيجيان.
با توجه به بالا رفتن تيراژ روزنامه ها و مجلات و افزايش استفاده از اينترنت هنوز تلويزيون دولتی ايران مهمترين نقش را ايفا می کند. با وجود اينکه بخش بزرگی از جوانان نمی خواهند با سياست اسلامی و جهانبينی رژيم سرو کاری داشته باشند, هدف تبليغات دائمی رژيم خواهند بود. چون سرگرمی ديگری به غير از نگاه کردن به تلويزيون ندارند.
سياست؟ ما ميخواهيم زندگی کنيم!
بسياری از جوانان اميد به تغييرات سياسی را در کشور از دست داده اند وتلاش می کنند تا حد امکان زندگی راحتی را فراهم کنند. به واسطه سرخوردگی وشکستهای های پياپی در دوره حکومت خاتمی درراه اصلاحات در پاسخ به سئوال "سياست"؟ ميگويند ما می خواهيم زندگی کنيم!
مذهب –مسئله شخصی در جمهوری اسلامی
يک مورد مهم جدا از روند سياسی , رابطه نسل جوان با مذهب می باشد. برعکس تصويری که در افکار عمومی غرب درباره ايران وجود دارد مذهب يک مسئله شخصی به حساب می آيد که هيچ ارگاني, روحانی و يا حتی حکومت دخالتی درآن ندارد. زندگی روزمره در ايران متاثر از مذهب است ولی نه با روشهای سخت. به طور مثال بسياری از جوانان در ماه رمضان روزه می گيرند راجع به داشتن يا نداشتن روسری هم اکثراُ معتقد می باشند "نداشتن آن دال بر مسلمان نبودن نيست" و در هيچ جای قرآن هم دستوراتی راجع به پوشاندن سر يا مو قيد نشده است. در دانشگاهها جوانان کمتر در نماز شرکت می کنند نه بخاطر بی اعتقادی بلکه از ترس ريشخند شدن دوستان وهم کلاسيانشان. بخش بزرگی از نسل جوان در ايران اسلام را به شکل نو با درک فردی تفسير می کند. اعتقاد به نظر يک آخوند وجهه خود را از دست داده است. بيشتر از نظرات آخوندهائی استفاده می شود که برداشت از آن عملی تر باشد.
بدون شک اين جالبترين ديدگاه جديدی است در بين ايرانيان مسلمان که نشان می دهد چگونه می شود با روش های اينچنينی با مذهب کنار آمد و به زندگی انگيزه بخشيد.
در پايان يادآور می شوم مذهب در بين جوانان به معنای نابودی کشورها يا با خشونت مخالفان را بزانو در آوردن ويا سياست اسلامی را پياده کردن نيست بلکه در باور جوانان مذهب يک دستور قابل تطبيق و انعطاف پذير است نه بيشتر.
هنگام قدم زدن شبانه در تهران مشکل می توان باور کرد که مذهب واقعاَ در اينجا نقشی دارد؟
|
|
|