|
|
گذر ماشين سرکوبگر رژيم در کردستان ايران
علی اکبرآزاد
مردم کردستان ايران چشم اميد به يک زندگی آرام و به دور ازهرخشونت را، چيزی که رژيم جمهوری اسلامی از آنها گرفته است، دارند. باشد تا روزی شاهد به بارنشستن آرزوی ديرينه مردم کرد ايران وهمه ملل ساکن ايران برای صلح ودمکراسی وعدالت و شادی باشيم
به دنبال سرکوب خونين اعتراضات مردم کردستان ايران در تابستان گذشته از طرف نيروهای رژيم جمهوری اسلامی، دستگيريها ومحاکمات معترضان کرد همچنان ادامه دارد. اين اعتراضات به بهانه قتل شوانه قادری جوان مهابادی روی داد وبه زودی تمام شهر های کردستان ايران را درنورديد. درروزهای گذشته نيروهای رژيم بارديگر درشهرمهاباد دانشجوی جوانی بنام شيرکو امينی را که به رفتار نيروهای انتظامی دربرخورد به دختران اعتراض کرده بود با گلوله کشتند. جسد اين جوان به خانواده او تحويل داده شد و درمحاصره صدها مامور انتظامی به خاک سپرده شد.
در پی اين خبر مردم شهر مهاباد دکان و بازارخود را تعطيل ودست به اعتراض زدند. خانواده شيرکو امينی خواهان رسيدگی به اين جنايت و معرفی و محاکمه عاملان اين قتل شد که تاکنون خبری از رسيدگی به اين درخواست صادر نشده است. همچنين مردم مهاباد پيشتردرپی پخش خبرحکم اعدام مصطفی رسول نيا که دولت او را مظنون به قتل يکی ازماموران انتظامی بنام جنگجو که درجريان اعتراضات تابستان گذشته مردم شهر مهاباد کشته شده بود، دست به اعتراض زدند که در نتیجه آن، امينی فرماندار مهاباد برای آرام کردن اوضاع به صحنه آمد و اعلام کرد که رسول نيا درزندان اورميه به سر می برد و هنوز پرونده او مورد بررسی قرارنگرفته است.
همچنين بنا به خبرهای منتشره در پنجم آذرماه امسال جوانی ٢٢ ساله به نام سهراب جعفری درروستای ئاخ به رز از توابع شهر سلماس توسط يکی از ماموران حکومتی به قتل رسيد. در ٢٥ آبانماه امسال اجساد شيخ حسن امام جماعت مسجد محمد رسول الله در کرمانشاه و فرزندش محمدهاشم رستگار بعداز ماهها مفقود شدن اين پدر و فرزند در حياط اين مسجد پيدا شده که بنا به گزارشات، دولت ازبيم شعله ورشدن اعتراضات مردم، خانواده مقتولان را بانی اين جنايت معرفی کرد. اين درحالی است که درجريان قتلهای زنجيره ای ملامحمد ربيعی امام جمعه اهل تسنن کرمانشاه به طرزمشکوکی به قتل رسيد که موجب اعتراضات ضد رژيم در پاوه و کرمانشاه درساليان گذشته شد. اينبارهم دولت به زعم خود کوشش نمود که اين خاطره زنده نگردد.
همچنين ازشهر سقز خبرميرسد که جمعی از فعالين کارگری واعضای سنديکای خبازان اين شهر که در اول ماه مه سال ٢٠٠٤ اقدام به برگزاری اين روز کرده بودند به نامهای محمود صالحی، جلال حسينی، محمد عبدی پور، محسن حکيمی و برهان ديوارگر دستگير و به زندانهای ٢ تا ٥ سال محکوم شده اند. اين اقدامات رژيم موجی ازاعتراضات خانواده های اين کارگران و سازمانهای سياسی ايرانی وخارجی را درپی داشته است. خبرهای ديگری مبنی بر اعتراض واعتصاب کارگران نساجی کردستان درسنندج به بهانه جلوگيری ازاخراجها به گوش ميرسد که به مدت ٥٧ روزاعتصاب ادامه داشته و در ٢٨ آبانماه پايان يافته است.
همچنين خبر هايی ازاعتراضات کارگران کردستان درشهرهای کرمانشاه، نقده، سقز، بانه و مريوان برای رسيدن به حقوقشان درسطح محافل عمومی به پخش شده است. اعتراضات دربين روشنفکران هم روی داده است که نويسندگان و روشنفکران مستقل شهر پاوه در اعتراض به محدوديت و پايمال شدن حقوقشان دست به اعتراض زده اند. درماههای گذشته رانندگان تاکسی شهر سنندج دراعتراض به محدوديت سوارکردن مسافر درصندليهای جلو دست به اعتراض از طريق روشن کردن لامپ ماشينها و بوق زدن در خيابانها زده اند.
در روز ١٣ مهرماه ٢٥٠ نفر ازمعلمان شهر سنندج درمحل آموزش وپرورش اين شهر به کميسيون ماده ١٠ احزاب که تشکل معلمان را منحل کرده بود اعتراض کردند. رژيم بار ديگر فعال حقوق زنان خانم دکتر رويا طلوعی را به همراه فعالان ديگری چون اجلال قوامی و سعيد ساعدی در٣٠ آذرماه به دادگاه سنندج فراخوانده است. مديرمسئول مجله زنانه راسان به نام ثريا عزيزخواه عضو انجمن حمايت از کودکان به جرم پخش خبر قتل يک زن که توسط همسرش به قتل رسيده است و شکايت برادر متهم به دادگاه مريوان فراخوانده شده و جرم او اشاعه اکاذيب قيد شده است.
درهفته های گذشته مادح احمدی خبرنگارسنندجی درزندان مريوان به اعتصاب غذا دست زد و دهان خود را با نخ و سوزن دوخت. دولت جرم او را اقدام عليه امنيت ملی و شرکت و انعکاس تجمعات سياسی که به رغم دولت غير قانونی بوده اند، اعلام کرده است. خبرها حاکی است ه اين خبرنگار با گرو گذاشتن وثيقه پولی کلانی بطور موقت از زندان آزاد شده است. همچنين يک دانشجوی دانشگاه کردستان به نام سينا صحرا نشين درمحل دانشگاه توسط يکی ازدست اندرکاران حراست دانشگاه مورد ضرب وشتم قرارگرفت که براثر شدت جراحات وارده دربيمارستان بعثت سنندج بستری شد.
درشهرستان سردشت دادگاه اين شهر دراوايل خردادماه جوانی بنام کريم فهيمی معروف به کريم شالو را به جرم نوشيدن مشروبات الکلی به اعدام محکوم کرد که حکم او توسط شعبه ٣٢ ديوان عالی کشور تاييد گرديده است. اين حکم موجب نگرانی واعتراض خانوده نامبرده و سازمانهای سياسی ايرانی گشته است. در يک شنبه گذشته جوان ٢٢ ساله سنندجی به نام پويا ابراهيم آبادی درمحل کلانتری ١٣ اين شهر بوسيله شکنجه ماموران جانش را ازدست می دهد. رژيم اعلام می کند که اين جوان با بند کفش خود را دار زده است. ماموران انتظامی درشهر سنندج معتادان به مواد مخدررا دستگير کرده و آنها را به شدت شکنجه می کنند.
يکی ازاين موارد وشکنجه ها به وسيله اداره آگاهی صورت می گيرد، آنها معتادانی که به بزهکاری دست زده دستگير و شکنجه می کنند. اين درحالی است که بيشتر قربانيان مواد مخدر را عوامل رژيم با وارد کردن و پخش اين مواد آلوده می کنند. رژيم به جای کنترل پخش مواد و درمان سرچشمه آن که ناشی از فقر و بيکاری و نااميدی و بيماريهای روانی و افسردگی و پوچ گرايی است، به مجازات قربانيان می پردازد. رژيم که ازحقوق بشر بويی نبرده است تنها به فکر چاره ازراه زندان وشکنجه برمی آيد.
درپی حوادث اخير و مخصوصا کشته شدن دانشجوی مهابادی و دستگيريهای کردستان و سرکوب شديد و جو نظامی تحميل شده به کردستان ايران ازطرف رژيم، دانشجويان دانشگاه تهران درهفته های گذشته درمحيط اين دانشگاه دست به اعتراض زده اند وخواستار برچيدن ماشين سرکوب و نظامی گری در کردستان و رسيدگی به حق مردم کرد ايران شده اند. به جاست يادآوری کنم که سرکوب مردم کردستان توسط رژيم ازهمان اوايل روی کارآمدن رژيم جمهوری اسلامی درپی مطرح کردن خواستهای برحق ملی ازطرف مردم آغاز شد. در پی اين ٢٦ سال حکومت جمهوری اسلامی ستم مضاعفی را برمردم کردستان تحميل کرده است.
اين منطقه ميدان رزم نيروهای سرکوبگر شده است و آنها به ميل خود مردم را به زندان وخاک وخون می کشند. اخيرا حتی رژيم تاب تحمل شادی مردم را که درپی پيروزی مردم کرد عراق ابراز ميدارند، ندارد و آنها را به بهانه های مختلف تحقير وسرکوب می کند. عليرغم سرکوبهای شديد، مبارزات مردم کرد ايران در صورتهای مختلف همچنان تداوم داشته است. مردم ديگر نقاط ايران هم هيچگاه ازسرکوب مردم کرد ايران توسط رژيم راضی نبوده و همانطور که در اعتراض اخير دانشجويان دانشگاه تهران شاهد هستيم آنها مردم کرد رادرمبارزه شان برحق می دانند.
اين رژيم و حکام آن هستند که مردم کرد را درفقر وفشار وسرکوب نگه داشته اند. بر اثر بی مبالاتی مسئولان رژيم دامنه گرانی و بيکاری و بی مسکنی و فقر و اعتياد در کردستان ايران بعدی گسترده گرفته است. روزی نيست که جوانی بر اثر اعتياد جان و جوانيش را درمرگی ناخواسته از دست ندهد. روزی نيست که زنی قربانی خشونت که بر اثر عقب عدم رشد فرهنگی و سنت گرايی روی می دهد، جانش را ازدست ندهد. خودسوزی زنان ايلامی زبان زد جنبش زنان ايران شده است. گرانی مسکن درشهر سنندج گوی سبقت را ازشهرهای پرجمعيت ايران برده است و خشونت رژيم در کردستان ايران را پايانی نيست.
جوانانی که زمانی جوانيشان را درراه مبارزات ملی و ضد رژيم شروع کرده و به زندانهای رژيم افتادند بعضا درزندانهای رژيم با انواع مواد افيونی سروکار پيدا کرده اند و در گوشه خلوت و تنهايی با سری افتاده جان می دهند. همه اينها نتيجه و از دستاوردهای سرکوب خشن رژيم است. برای بسياری ازمردم کردستان قاچاق موادغذايی و البسه از کشورهای همسايه تنها راه ممردرآمد است که رژيم هر از چند گاهی با کمين و تيراندازی جان اين کاسبکاران را می گيرد. خرابی جاده ها روزی نيست که درمناطق کردستان قربانيانی نگيرد.
حال اين سوال پيش می آيد که آيا مردم کرد ايران سزاوار همچنين سرنوشتی هستند؟ مردمی خون گرم وصميمی ومهمان دوست شايسته زندگی بهتری از اين فلاکت تحميلی هستند. مردم کردستان ايران تنها قربانيان رژيم های سرکوب گر هستند وچشم اميد به يک زندگی آرام و به دور ازهرخشونت را، چيزی که رژيم جمهوری اسلامی از آنها گرفته است، دارند. سرکوب رژيم بهاران زيبا و شاد کردستان را به سان آلاله های سرخ کوهی کردستان خونين می کند. باشد تا روزی شاهد به بارنشستن آرزوی ديرينه مردم کرد ايران وهمه ملل ساکن ايران برای صلح ودمکراسی وعدالت و شادی باشيم.
١٦ آذر ٢٠٠٥
|
|
|