برگزارى شب پر رنگ يلدا درشهر بوخوم (آلمان)
به دعوت انجمن فرهنگى اجتماعى ايرانيان
محـسن مـقـصـودى
mmagsoudi@aol.com
بدعوت انجمن فرهنگى اجتماعى ايرانيان بوخوم، شب شنبه ١۶ دسامبر ٢٠٠۶ گردهمايى بمناسبت بلند ترين شب سال، شب يلدا برگزار شد.
از در ورودى که عبور مى کردى چهره اى مودب و باوقار همراه با لبخندى دلنشين و دوستانه مى پرسيد که آيا عضو انجمن هستيد يا نه؟ نگاهش بدنبال مدرکى نبود، فقط مى خواست که با اعتماد به سخن شما بليط ورودى درست را بدستتان دهد. سپس شما را به طرف سالن دعوت مى کرد و احساسش را با تو تقسيم مى کرد که شب خوبى در کنار هموطنانت داشته باشى.
دربخش اول برنامه، مسئول انجمن خوش آمد گفت. اعضاى انجمن به چند زبان و گويش از تاريخچه و آيين اين شب سخن گفتند وآنچه را که در شب يلدا مردم هر سرزمين در ايران انجام مى دهند، بر شمردند. چه زيبا که در عين يگانگى، مردم چه پر رنگ و گوناگون اين شب بلند را به صبح مى آورند.
موسيقى دلفريبى همراه با شوق صداى خواننده که حاضرين را به رقص و پايکوبى فرا مى خواند در همان دقايق اول بر شرم و خجالت شرکت کنندگان فائق آمد و آنها را به صحنه شادى و رقص کشاند.
حضور جوانان و نوجوانان چشم گير بود و شور و ذوقى به مجلس مى داد. هر يک به يکباره دوستان زيادى پيدا کرده بود و در تعجب از اينکه اين چه شب و چه رسمى هست که مى تواند هموطنان گوشه گيرش را در کنار هم تا دير هنگام قرار دهد. کم کم به رازهاى ماندگارى ايرانيان پى مى برد.
در ميانه برنامه، دخترى از اعضاى انجمن که لباس قشنگ و مرتبى را پوشيده بود و بسيار لطيف و روان سخن مى گفت به زبان آلمانى، چرائى برپايى شب يلدا را بيان کرد که جوانان دو زبانه و نيز مهمانان آلمانى جشن با اين آئين ايرانى بيشتر آشنا بشوند. دختر خانم ديگرى اما، به عادت ها و رفتارهاى روزمره ايرانى ها با متن طنز آلودى اشاره کرد و در واقع از تناقضات و تضاد هايى گفت که در ذهن يک جوان ايرانى که همزمان در دو فرهنگ مختلف زندگى ميکند، بروز مى يابد. يکى از نکاتش اگر درست ادا شود اين بود که برخى از ما دوست داشتيم که در (مک دونالد)، کله پاچه مى خورديم! ! زبان جوان ايرانى، هر کجا که باشد تيز است و نکته بين!
بخش بعدى برنامه شامل موسيقى پر تحرک و پر هيجان پاپ و راک بود و دو نفر از پسر ها يک ( رپ) اجرا کردند که مورد توجه بقيه جوانان و البته بزرگتر ها هم قرار گرفت!
رقص و شادى تا پاسى از شب ادامه داشت و شب بلند زمستانى را کوتاه نمود.
غذاى مناسبى فراهم شده بود که فرد را به ياد لقمه هاى نان و گوشت کوبيده مادر بزرگ مى انداخت. لذيذ و خوش خوراک!
سهميه آجيل شب يلدا را که پخش کردند، وقت بازگشت رسيده بود. تشکر و خداحافظى از دست اندرکاران برگزارى جشن با تبسم و نگاهى صميمى بدرقه مى شد. با خاطره اى خوش به خانه برمى گشتى، سحر نزديک بود.