|
|
حقوق بشر، ارمغانی بزرگ
علی اکبرآزاد
همه افراد بشر در جامعه نيازهايی دارند که بر اساس انسانيت آنها شکل گرفته است. نمی توان ادعا کرد که انسانی از پوست و گوشت واستخوان است و ديگری ازآهن وسنگ. همه انسانها در برابر اعمال فشار احساس درد ميکنند
ميشل فوکودرکتاب مراقبت وتنبيه، تولد زندان، ترجمه نيکو سرخوش و افشين جهانديده می نويسد: دامی ين [به جرم سوقصد به جان شاه] در دوم ماه مارس ١٧٥٧ محکوم شد که «دربرابر در اصلی کليسای پاريس به جرم خود اعتراف وطلب مغفرت کند» و از آنجا «با يک تا پيراهن و مشعلی ازموم مشتعل به وزن نزديک به يک کيلو در دست، دريک گاری به ميدان گرو برده شود وبر قاپوقی که درآنجا برپا شده، با انبری گداخته و سرخ سينه، بازوها، ران ها و ماهيچه های ساق هايش شکافته شود و دست راستش در حالی که در آن چاقويی را گرفته که با آن به جان شاه سوء قصد کرده است، با آتش گوگرد سوزانده شود و [...]
پس از طرح نوشته فوکو به عنوان مقدمه، به موضوع اصلی می پردازم.
بشر کلمه ای جامع است. بشرشامل همه انسانها، جدا از رنگ و شکل آنها می شود. نمی توان بشر را تقسيم کرد و بر اساس آن تقسيمات بعضی را از نيازهايشان و رسيدن به آنها بی بهره کرد. همه افراد بشر در جامعه نيازهايی دارند که بر اساس انسانيت آنها شکل گرفته است. نمی توان ادعا کرد که انسانی ازپوست و گوشت واستخوان است و ديگری ازآهن وسنگ. همه انسانها در برابر اعمال فشار احساس درد ميکنند. برای بسياری ازما اين احساس روی ميدهد که حقوق بشر تنها شامل انسانهايی می شود که به سبب عقايد وفعاليت سياسی زنداني، شکنجه وکشته می شوند.
در جنگها انسانها آواره می شوند وشهر و روستا وخانه هايشان ويران ميگردد. با اعمال تبعيضات و در اثرنژادپرستيها انسانها بر اساس مليت، مذهب و رنگشان منزوی می شوند. آنچه برشمردم ازاهم موارد نقض حقوق بشراست که دولتها ويا جوامعی برمردمان ديگر روا ميدارند. دراين بين انسانهايی به سبب ارتکاب خلافهايی که درجامعه قبيح محسوب می شوند، مورد توجه قرار نمی گيرند و حقوقشان ضايع ميگردد. انسانهايی که به سبب جرايم غيرسياسی وعقيده ای به دست دژخيمان وجلادان شکنجه واعدام می شوند، همان دردی را می کشند که يک انسان به خاطرداشتن عقايد و افکاری خلاف حکومتگران کشيده است.
درايران همواره انسانهايی که به خلاف کاری اجتماعی دست ميزنند وبه وسيله نيروهای انتظامی دستگير می شوند تحت انواع شکنجه های روحی وجسمی قرارمی گيرند. رژيمهای سياسی در ايران به خاطر کاربرد متدهای اقرارگيری و مجازات غيرانسانی بارها محکوم شده اند. آنها با سوء استفاده از حساسيتی که جامعه دربرابر اعمال جنايت توسط مجرمان دارد، خود نيز تاکنون چون آنان حرکت کرده و اعمال شدت مجازات و تنبيه را تا حد ارتکاب خود به جنايت روا داشته اند. حکومت فعلی جمهوری اسلامی نيز راه حکومتهای قبلی را ادامه داده است. اين حکومت که خود عامل بسياری ازتبهکاريها ازطريق سياستهای غلط اجتماعی، سياسی و اقتصادی است، برای درمان به قول خودشان مفاسد اجتماعی به کشتن وشکنجه دست می يازد.
ايران امسال نيز به همراه آمريکا، چين و ويتنام بيشترين ميزان اعدامها را در سطح جهان داشته است. بخش بزرگی ازاعدامها ازميان مجرمان عادی ميباشند. قوه قضايی ايران بنا به قوانين اسلاميش احکام قصاص بسياری را به شمول انواع و اقسام قطع دست وپا صادر کرده است. نيروهای انتظامی به هنگام دستگيری مجرمان عادی آنها را در کلانتريها و پاسگاههای انتظامی و حتی پارکها و خيابانها با تحقير وضرب وشتم شکنجه می کنند. اين عمل همان طورکه فوکو هم آورده ربطی به مذهب که جمهوری اسلامی داعيه آنرا دارد، ندارد. اين اعمال يک شيوه ضد انسانی و کهنه برخی حکومتها در برخورد با جرايم درطول تاريخ بوده است. بعضا راحت می توان برجنايتی که حکومتی مانند حکومت ايران درحق مجرمان می کند چشم بست، چون مجرمان به اعمالی دست می يازند که درجامعه پسنديده نيست.اما بر اين اساس که درجهان متمدن امروزين حقوق انسانی برای تمام مردم جهان به رسميت شناخته شده است، درايران نيز نبايد حقوق بشرپايمال گردد. حقوق بشربرای همه بشر است و ارمغانی بزرگ است که دنيای متمدن امروزين به همه اهدا کرده است. اعلاميه جهانی حقوق بشر، شکنجه واعدام وتحقيرهمه انسانهارامحکوم ميکندحتی آنان که درجامعه مجرم اجتماعی محسوب ميشوند. درايران نيز همانطور که تجربه ساير کشورها نشان داده است، اگرحقوق بشربه همه مردم داده شود، اندازه وتعداد جرمهای اجتماعی هم طبعا کاهش می يابد.
٢٣ آذر ١٣٨٤
|
|
|