|
|
اعدام صدام حسين و مشکل بشريت
على اکبر آزاد
با اعدام صدام حسين شايد حس انتقام بشريت تا حدى تسکين يابد، اما خدمتى به لغو اعدام که پديدهاى ضد انسانى است، نمىکند. انسان امروز به لغو اعدام احتياج دارد، چون بشريت دمکرات ومترقى نمىتواند به همان اعمال و متدى متوسل شود که جنايتکاران سياهدلى مانند صدام حسين از آن براى تداوم عمر حکومتشان استفاده کردند تا به چنين روزهايی رسيدند که بهخاطر جناياتشان محاکمه شوند. اعدام صدام حسين، جان قربانيان را باز نمىگرداند، اما محاکمه عادلانه او مىتواند کمکى باشد به بشريت و بازماندگان قربانيان جنايات صدامها
صدام حسين يکى از ديکتاتورهاى عصر حاضر بشريت بهشمار ميرود. در سال ٢٠٠٣ نيروهاى امريکايى به عمر رژيم بعثى عراق که صدام حسين آخرين رهبر آن بود، پايان بخشيدند. اين رژيم با بهرهگيرى از شديدترين اعمال ضد انسانى به حکومت خودکامه خود ادامه ميداد. از کشتار و اعدام و انفال يا نسلکشى ملت عراق تا تجاوز به کشورهاى همسايه ايران و کويت پرهيز نکرد. ملت عراق قربانى اصلى اين رژيم بودند و به انحاى ممکن مورد ستم قرار مىگرفتند. صدام حسين با بهرهگيرى از شرايط طايفهاى حاکم برعراق، شبکهاى مافياِيى، طايفهاى – قومى را به دور خود جمع کرده بود. اين شبکه همگى در پاسدارى از قدرت صدام از هيچ جناياتى فروگذار نکردند. از کشتار شيميايى ملت کرد عراق تا کشتار شيعهمذهبان جنوب عراق و کشتار و زندانى وشکنجه دگرانديشان عراق.
براى ملت ايران که از جنايات صدام بىبهره نبودند، محاکمه صدام امرى خوشحالکننده است. اگر صدام بهخاطر دامنه بخشيدن به جنگ ايران وعراق که موجب ويران شدن دو کشور و آشفته شدن جو منطقه گراييد، محاکمه شود، طبعا پاى حاکمان ايران هم به ميان کشيده خواهد شد. از نظر سياسى اين براى منطقه خليج فارس و خاور ميانه که درگير انواع واقسام درگيریهاى بزرگ و کوچک هستند، اهميت دارد. اهميت آن در اين است که شايد راهگشاى صلحى دامنهدار در منطقه باشد. در خلال اين سالها چندين و چند حاکم منطقه به بهانههاى مختلف: ايدئولوژيک، مذهبى، ملىگرايانه ويا ديگر مسائل به افروختن آتش جنگ دست يازيدهاند. اگر صدام حسين در يک دادگاه بىطرف بينالمللى محاکمه گردد، طبعا بسيارى از مسائل گرهى منطقه گشوده خواهد شد.
در جهان امروز حکم اعدام، حکمى ضد انسانى شناخته شده است. اين حکم از نظر حقوق ناقض حق حيات انسانى است. امثال صدام حسين ها از هرگونه ارزش انسانى تهى شده بودند و به به راحتى آب خوردن کشتار انسانى دست مى زدند، اما براى بشريت انساندوست، کشتن انسان، راحت نيست. براى بشريت مدرن وپيشرفته زندگى انسانها مهم است. اين فرق اساسى انسانهاى مترقى و متمدن با امثال جنايتکارانى چون صدام حسين است. جهان امروز هر روز بيش ازبيش بر وحشیگری و قتل و جنايت خط بطلان مىکشد. اين در کل بهنفع بشريت است. بايد در مقطعى مسير ادامه اعدام و کشتار بسته شود. آن مقطع همواره يک جنايتکار محکوم به اعدام را مىتواند در برگيرد. حال صدام حسين باشد و يا قاتل ديگرى. از نظر انسانى کشتن، کشتن است و در آن جان انسانى گرفته مىشود. حکم صدام بهخاطر جنايت در حق بشريت، مىتواند حکمى عادلانه باشد، اگر او را به تمامى محاکمه عادلانه کرده و به دست عدالت انسانى بسپارند. عدالت انسانى اينک مىرود که در سراسر جهان سايهاش گسترده گردد. اين عدالت بر جلوگيرى از کشتن انسان استوار است. اين عدالت حکمش اين است که بايد جلو جنايات، جنايتکارانى مانند صدام را گرفت. اين عدالت چشمهايش را با آب انتقام تطهير نمىکند، بل صداميان را به پاى محاکمه و روشن شدن جناياتشان مىکشاند.
با اعدام صدام حسين شايد حس انتقام بشريت تا حدى تسکين يابد، اما خدمتى به لغو اعدام که پديدهاى ضد انسانى است، نمىکند. انسان امروز به لغو اعدام احتياج دارد، چون بشريت دمکرات ومترقى نمىتواند به همان اعمال و متدى متوسل شود که جنايتکاران سياهدلى مانند صدام حسين از آن براى تداوم عمر حکومتشان استفاده کردند تا به چنين روزهايی رسيدند که بهخاطر جناياتشان محاکمه شوند. اعدام صدام حسين، جان قربانيان را باز نمىگرداند، اما محاکمه عادلانه او مىتواند کمکى باشد به بشريت و بازماندگان قربانيان جنايات صدامها. محاکمه صدام امرى است خوشحالکننده براى همه بشريت و باشد تا همهء جنايتکاران حکومتهاى مستبد روزى به پاى محاکمه عادلانه کشانده شوند.
جمعه ۱۹ آبان ۱۳۸۵
|
|
|