|
|
ديروز اکبر محمدى، امروز احمد باطبى و فردا. ..؟
دکتر پرويز داورپناه
من اگر برخيزم / تو اگر برخيزى / همه بر مى خيزند.
من اگر بنشينم / تو اگر بنشينى / چه کسى برخيزد؟
چه کسى با دشمن بستيزد؟ / چه کسى /
پنجه در پنجه هر دشمن ِ دون / ــ آويزد
« حميد مصدق »
از فروردين تا اسفند ماه ١٣٨۵ حد اقل هزار نفر از فعالان سياسى دستگير شده و بعد از دستگيرى مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به سلول انفرادى و بازداشتگاههاى نامعلوم منتقل شده اند.
دستگيرى و بازداشت ها مطابق معمول تنها به فعالان سياسى محدود نبوده است. طبق شواهد و قرائن موجود، در سال گذشته بازداشت فعالان فرهنگى، اجتماعى، حقوق بشرى، روزنامه نگاران، اقليت هاى مذهبى و دانشجويان به صورت سيستماتيک از طرف دولت جمهورى اسلامى انجام گرفته است.
احمد باطبى دانشجوى زندانى از سال ١٣۷٨ تا کنون تحت فشار و شکنجه قرار دارد. هفته گذشته در پى افزايش فشار هايى که بر باطبى وارد شد دچار حمله مغزى و تشنج شد و چند روز بعد همسرش سميه بينات در خيابان توسط نيروهاى امنيتى ربوده شد.
پس از گذشت شش ماه از بازداشت دکتر کيوان انصارى، سعيد درخشندى و پويا جهاندار، دادگاه انقلاب اين سه فعال سابق دانشجويى را به سه ونيم تا دوسال ونيم حبس محکوم کرده است.
متاسفانه اين زندانيان از نظر قانونى از امکانات بهداشتى، رفاهى و غذايى مناسبى برخوردار نيستند و هر از چندى نيز توسط مجرمان خطرناک مورد حمله و ضرب و شتم قرار مى گيرند. حمله تعدادى لمپن ها به دکتر ناصر زرافشان و سعيد شاه قلعه در زندان اوين و حمله به بهروز جاويد تهرانى در زندان گوهر دشت کرج نشان مى دهد که آنها از نظر جانى امنيت ندارند.
در سال گذشته دونفر از زندانيان سياسى، اکبر محمدى و ولى الله فيض مهدوى به طرز مشکوکى در زندان جان خود را از دست دادند و دانشجويان بيشترين فشارها و سرکوب ها را متحمل شدند و تعداد زيادى روانه زندان گشتند.
کارگران کارخانجات مختلف کشور به دليل عدم پرداخت حقوق و دستمزد خود بارها دست به تحصن و اعتصاب زده اند، اما هر بار به جاى توجه به خواسته هاى قانونى آنها، سرکوب شده، روانه زندانها گرديده اند.
منصور اسانلو رئيس هيئت مديره سنديکاى کارگران شرکت واحد پس از هفت ماه زندان در بند دويست و نه اطلاعات با قرارداد وثيقه يکصد و پنجاه ميليون تومانى از زندان اوين آزاد و مجددا" به صورت غير قانونى در خيابان بازداشت و روانه زندان گرديد.
در سال گذشته بر اثر اعتراضات مدنى و مسالمت آميز تجمعات کارگرى و دانشجوئى و زنان تعداد زيادى از شرکت کنندگان دستگير شدند
در خارج از کشور، در سال گذشته نهادهاى حقوق بشرى ايرانى و بين المللى از جمله عفو بين الملل، ديده بان حقوق بشرو سازمان خبرنگاران بدون مرزو پارلمان اتحاديه اروپا و مجمع عمومى سازمان ملل متحد بارها اعلاميه داده و نقض حقوق بشردر ايران را محکوم کرده وخواستار پايان دادن به وضع موجود شده اند.
اکنون پرسش اصلى اين است که آيا اقدامات مخالفان جمهورى اسلامى در خارج از کشور در برابر نقض حقوق بشر حکومت ارتجاعى ـ فاشيستى ايران کافى مى باشد.؟
آيا بايد هنوز هم در سالهاى آينده نظاره گر پايمال شدن حقوق بشر در ايران باشيم ودلمان خوش باشد که فلان سازمان جهانى دفاع از حقوق بشر قطعنامه اى صادر کرده وجمهورى اسلامى را محکوم مى کند.؟
آيا بايد در آينده هنوزهم شاهد مرگهاى مشکوک در زندانهاى ايران باشيم.؟
آيا طومار و امضاء جمع کردن و شکايت بردن به مسببين نقض حقوق بشر در ايران از درد و رنج و شکنجه روحى و جسمى زندانيان سياسى و ملت بلاکشيده ما مى کاهـد.؟
پاسخ نگارنده به همه ى پرسش هاى بالا منفى است.
پس براى مبارزه اساسى با نقض حقوق بشر در ايران چه بايد کرد؟
به نظر من، اکنون که از يک طرف حکومت جمهورى اسلامى بر ادامه ى کار غنى سازى و فن آورى اتمى خود اصرار مى ورزد واروپا و آمريکا را تهديد مى کند و از طرف ديگر آمريکا بر تنبيه و تحريم ايران از طريق سازمان ملل متحد به موفقيت دست يافته است، هدف ما در درجه اوَل بايد شکستن سَد اختناق در ايران باشد زيرا اختناق سنگين در ايران، راه را بر رويش نهادهاى مدنى بسته است؛ هر حرکتى ناخواسته سرکوب مى شود و در آن فضاى استبداد، هر گونه خيزش آزاديبخش و مدنى که باعث تحولى گردد تقريبا" ناممکن است.
همين جااست که رسالت برون مرزى ها شناخته مى شود؛ آنهايند که قادرند با بهره مندى از فضاى آزاد، توجه جهانيان را به پايمال شدن مستمر حقوق بشر در ايران جلب کنند.
برون مرزى ها اگر بخواهند اين توانائى را دارند که با يک تلاش سازمان يافته و حرفه اى به افکار عمومى جهان حالى کنند که پاشنه آشيل رژيم، حقوق بشر است و اجازه ندهند که تقابل جهانى با رژيم ملايان در بحران هسته اى خلاصه شود.
آرى ما مى توانيم با کوشش و تلاش خستگى ناپذير خود، استبداد فقاهتى حاکم بر سرزمين خويش را به رگبار اعتراضات جهانى واگذاريم و به تعبير ديگر، افکار عمومى جهان را براى سست کردن استبداد درونى به خدمت گيريم.
بايد اذعان کرد که در اين زمينه اهمال و سستى کرده ايم. ما با کمال تاًسف هيچ کنگره اى، سمينارى، کنفراسى و نشست مشترکى با خود و آزاديخواهان کشورهاى محل اقامتِ مان براى جلب توجه جهانيان به نقض حقوق بشر بر ضد اختناق درون کشورنداشته ايم.
امروز ضرورت تشکيل يک جبهه وسيع دفاع از حقوق مدنى وآزادى هاى فردى و اجتماعى همه ى ايرانيان از همه وقت بيشتر است.اين جبهه مى تواند نظير جنبش کنفدراسيون جهانى دانشجويان ايرانى در دوران رژيم گذشته باشد.
تشکيل اين جبهه مى تواند مانند کنفدراسيون، بدون وابستگى حزبى و سازمانى و گروهى تحقق يابد و همه آزاديخواهان را در بر گيرد.. از ياد نبريم که که حرکت سياسى کنفدراسيون، على رغم گروههاى جوراجورش که از مذهبى ها تا ملى ها و از ملى ها تا مارکسيست ها را در بر مى گرفت، به نحو غير قابل انکارى توانسته بود حرکت متقابلى را در جهان بر ضد رژيم وقت بر انگيزد و آن را عقب راند
به جراًت مى توان گفت که در صورت تشکيل جبهه وسيع نيروهاى آزاديخواه در جهت صحيح و همگانى اقدامات و استفاده درست و کامل از وسائل و امکانات موجود در خارج از کشور مى توان افکار عمومى جهانيان رابه پايمال شدن حقوق بشردر ايران معطوف ساخت. منظور من جبهه وسيع نيروها براى شکستن و يا سست کردن اختناق است.
گمان من اين است که ارائه تصاوير واقعى جنايات رژيم آخوندى وکشتار هزاران نفرزندانيان سياسى ١٣۶۷ (خاوران)، آزاديخواهان و بشر دوستان بيشمار جهان آزاد را به همدلى و همراهى با ملت قهرمان ايران بسيج خواهد کرد و ما بايد در اين راه مصرانه قدم برداريم.
در جريان اتحاد عمل مشترک نيروها و احزاب آزاديخواه و مترقى در خارج از کشوربراى نشان دادن جنايات رژيم جمهورى اسلامى و نقض حقوق بشردر ايران به افکار عمومى جهان بايد دريک مبارزه مشترک و اتحاد عمل سياسى، شالوده و بنياد اتحاد جبهه وسيع نيروهاى مترقى و آزاديخواه و همه احزاب جمهورى خواه ضد رژيم را از طيف هاى مختلف مارکسيست ها تا ملى ها و از ملى ها تا مذهبى ها بنا نهيم و با تلاشى گسترده بر فشار جهانيان برضد اختناق درونى ببافزاييم.
|
|
|