بيانيه اعتراضى سازمان دانش‌آموختگان ايران
در خصوص روند در پيش گرفته شده از سوى حاکميت

تابستان ٨۵ در حالى به پايان رسيد که حمله به پايه هاى جامعه مدنى و ناقوس قلع و قمع احزاب و مطبوعات مستقل نواخته شده و صداى انقلاب ضد فرهنگى ديگرى بر عليه استاد و دانشجو و دانشگاه بارديگر به گوش مى رسد به نحوى که هر روز خبر دستگيرى يکى از فعالين سياسى- دانشجويى، بستن جريده و نشريه اى و هجمه به دانشگاه ترجيع بند اخبار بوده است

١.در روزهاى پايانى سال تحصيلى گذشته در جريان حمله بى سابقه به شرکت کنندگان در تجمع مسالمت آميز ٢٢ خرداد ماه در ميدان ۷ تير و ضرب و شتم زنان و مردان شرکت کننده توسط عوامل امنيتى و انتظامى، مهندس موسوى خوئينى دبير کل سازمان دانش آموختگان ايران و نماينده مردم تهران در مجلس ششم در حين اعتراض به ضرب و شتم زنان به همراه ۶۹ نفر ديگر بازداشت شدند و عليرغم آزادى تمامى دستگير شدگان مهندس موسوى اکنون ١١۵ روز است که در بازداشت به سر مى برد. و اين در حالى است که در طول اين ١١۵ روز ضمن ممانعت از شرکت ايشان در مراسم تدفين مرحوم پدرشان، روند شکنجه ها و آزار و اذيت هاى روحى و جسمى ايشان رو به افزايش يافته است تا بدينگونه از افشاگريهاى مهندس موسوى خوئينى در طول دوران نمايندگى و بعد از آن و اعلام مواضع شجاعانه اش در استيفاى حقوق ملت انتقام گرفته باشند و هم با وادار ساختن وى به نوشتن توبه نامه براى مقامات عالى نظام و احتمالا شرکت در مصاحبه ها و سناريوهاى ساختگى، شخصيت سياسى ايشان را خدشه دار سازند غافل از آنکه موسوى خوئينى عزيز است و شکست ناپذير فارغ از انکه از او چه بستانند و به چه کارى وادار سازند.

فريادهاى مظلومانه موسوى خوئينى در مراسم چهلم درگذشت پدر بزرگوارش سند محکمى بر اثبات اين ادعاست که البته نخ نما شدن چنين شيوه هايى را براى فشار بر زندانيان سياسى بيش از پيش نشان خواهد داد.

هنوز فريادهاى مهندس موسوى در گوشمان است که فرياد مى زد: دنيا بدانند که ١٠٠ روز است تحت فشار و شکنجه است تا براى مقامات عاليرتبه نظام توبه نامه بنويسد و آثار شکنجه و ضرب و شتم در سر و گردن وى مظلوميتش و بى پشتوانگى فعاليت احزاب و گروهها را بيش از پيش به اثبات مى رساند.
اين در حالى است که در روزهاى اخير حمله به دفتر سازمان دانش آموختگان ايران و ضبط اموال و اسناد اين سازمان خود حکايت از ورق خوردن برگى ديگر از سناريويى که براى حمله به موجوديت سازمانى قانونى و رسمى که همواره در چارچوب قانون با عملکردى شفاف سعى در دفاع از حقوق شهروندى و فعاليت مسالمت آميز داشته است دارد.

به راستى آيا مسئولين امروزه براى خود وظيفه رعايت قانون و رعايت مفاد قانون اساسى و اعلاميه جهانى حقوق بشر در خصوص آزادى فعاليت احزاب و رعايت حقوق شهروندى را قائل نيستند و کمترين پاسخگويى در برابر پيشگاه خدا و ملت براى حفظ و رعايت آن را احساس نمى کنند که اينگونه نه به حقوق فردى مهندس موسوى احترام قائلند و نه حقوق سياسى و اجتماعى وى را در مقام دبيرکل يک حزب و سازمان قانونى محترم نمى دارند.

به کدام قانون به حاکميت اجازه داده شده که زندانى خود را که نماينده مجلس در همين حاکميت بوده، دست بسته و پابسته بروى زمين کشند و سر بشکافند و شبانه به سلولش افکنند.
بى هيچ پاسخى بيش از ١٠٠ روز وى را به تحمل انفرادى وا دارند تا از وى توبه نامه ستانند؟
به راستى جرم موسوى خوئينى و سازمان دانش آموختگان ايران جز اين است که خارج از القائات حاکميت، ديگرگونه انديشيده اند و حاضر به تاييد سياستهاى حاکم نشدند.

به هر حال تداوم بازداشت موسوى خوئينى و ضرب و شتم و شکنجه ايشان و افزايش فشار از يک سو و حمله به دفتر سازمان دانش آموختگان ايران که در طول اين مدت داراى فعاليتى کاملا روشن، شفاف و علنى و البته منتقدانه نسبت به رويه هاى در پيش گرفته شده توسط حاکميت و به خصوص دولت نهم بوده است معنايى جز تشديد فشار بر احزاب و گروههاى مستقل به عنوان يکى از بازوان پيشبرد توسعه سياسى و رشد جامعه مدنى نداشته و حکايت از روند خطرناکى است که براى ايجاد خفقان سياسى در پيش گرفته شده است.

سازمان دانش آموختگان ايران ضمن محکوم کردن تداوم بازداشت مهندس موسوى خوئينى دبير کل اين سازمان و اعتراض شديد نسبت به ضرب و شتم و شکنجه هاى صورت گرفته بر وى مراتب نگرانى خود را نسبت به سلامتى وى ابراز مى دارد. همچنين اين سازمان اعتراض رسمى خود را نسبت به حمله صورت گرفته از سوى نيروهاى امنيتى و اطلاعاتى به دفتر سازمان و ضبط اسناد و اموال خود، اعلام مى دارد.
٢. تلخترين واقعه سياسى تابستان گذشته را بى شک بايد مرگ دردناک زندانى سياسى مظلوم اکبر محمدى دانست که با تحمل ۷ سال زندان طاقت فرسا سرانجام با اعتصاب اعتراضى خود نسبت به اين همه تضييع حقوق انسانى و اينهمه سلب آزادى، به رهايى جاودانه دست يافت تا لکه ننگى ديگر در زمينه نحوه مواجهه حکومت با حقوق شهروندان ايرانى بر جاى بماند.
سازمان دانش آموختگان ايران اسلامى ضمن ابراز همدردى با بازماندگان مرحوم اکبر محمدى اعتراض خود را نسبت به بى مسئوليتى و بى مبالاتى مسئولان در حفظ و صيانت از جان شهروندان اين ديار اعلام داشته و مراتب اعتراض و نگرانى خود را نسبت به تداوم بازداشت و عدم رعايت حقوق شهروندى ساير زندانيان سياسى فارغ از هرگونه عقيده از جمله آقايان دکتر ناصر زرافشان، مهندس حشمت الله طبرزدى، عمران پيرانداخ، عليرضا مرادى، خير الله درخشندى، ابوالفضل جهاندار، رضا عباسى و ساير زندانيان مربوط به اعتراضات قوميتى ابراز داشته و حفظ سلامتى و حقوق شهروندى ايشان را خواستار است. اين سازمان همچنين با توجه به گذشت دو هفته از بازداشت غيرقانونى آقاى دکتر کيوان انصارى که متاسفانه اطلاعى از وضعيت وى و محل بازداشتش در دست نيست، ضمن اعتراض نسبت به روند بازداشت و نگرانى از وضعيت سلامتى وى، آزادى هرچه سريعتر دکتر انصارى و رعايت حقوق شهروندى ايشان را خواستار است.

٣. تعطيلى دانشگاهها در تابستان همواره براى حاکميت که نسبت به آرمان خواهى و حق گويى ها و اعتراضات و انتقادات دانشجويان و جنبش دانشجويى کينه برداشته , و مترصد ضربه به ان مى باشد فرصت مناسبى براى اين امر به وجود مى آورد و تابستان ٨۵ با توجه به رويکرد دولت نهم فرصت خوبى براى ترکتازى و حمله به انجمنهاى اسلامى و دانشجويان فعال سياسى، اجتماعى و فرهنگى بوجود اورد.

از ابتداى تابستان و با تعطيلى دانشگاهها، تعليق انجمنهاى اسلامى و انحلال برخى از آنها و حتى تخريب ساختمان انجمن دانشگاه اميرکبير تهران با بولدوزر شروع شد و رفته رفته با احضارهاى پياپى فعالين دانشجويى و دستگيرى هاى برخى از انان ادامه يافت در روزهاى پايانى تابستان با ممانعت از ادامه تحصيل دانشجويان فعال سياسى و فرهنگى و اجتماعى در مقطع کارشناسى ارشد و دکترا و ستاره دار کردن اين دانشجويان، اسن روند رنگ ديگرى به خود گرفت و تعليق بر خى از دانشجويان در ترم جديد نيز حکايت از عزم دولت بر تهديد و ارعاب دانشجويان و شروع انقلاب ضد فرهنگى ديگرى در دانشگاهها داشت که اخبار اخراج اساتيد نيز جدى بودن عزم دولت بر خودمانى سازى تحصيلات عالى در کنار خودمانى سازى هاى اقتصادى و فرهنگى و اجتماعى را بيش از پيش نشان مى دهد و از ديگر سو ترس و واهمه اين دولت از دانشگاه، شجاعت و جسارت حق خواهانه دانشگاه را به اثبات مى رساند. آمار تکان دهنده زير که توسط دفتر تحکيم وحدت منتشر شده است نشاندهنده اثبات اين روند خطرناک است:
** پنجاه و هفت مورد بازداشت دانشجويان
** شصت و پنج مورد احضار به دادگاه‌هاى عمومى و انقلاب
** سى و هفت مورد محاكمه دانشجويان
** پنجاه و سه مورد حكم قضايى عيله دانشجويان
** يكصد و شصت و هفت مورد احضار به كميته انضباطى كه صد مورد آن در تابستان و تعطيلى دانشگاه ها بوده است
**هشتاد و نه مورد حكم كميته انضباطى
** بيست و پنج مورد تعطيلى نهادهاى مستقل دانشجويى
** سى و نه مورد نشريه توقيف شده
** بيست و هشت مورد مراسم لغو مجوز شده
** هفت مورد اخراج دانشجويان از دانشگاه

جاى بسى تاسف است که شعارهاى مردم فريبى همچون دفاع از سياسى بودن دانشگاهها و مهرورزى با بندگان خدا به ممانعت و ايجاد ترس و رعب از هرگونه فعاليت سياسى منتقدانه و معترضانه جوانان در دانشگاه منتهى شده است و پوشالى بودن چنين شعارهاى عوامفريبى را به اثبات مى رساند چرا که دانشجوى مورد تاييد آقايان قطعا جز دانشجوى مجيزگوى تاييد کننده سياست هاى غلط و درست حاکميت که تنها به عنوان وسيله مورد نياز در مواقع لزوم از ان استفاده مى شود، نخواهد بود.

سازمان دانش آموختگان ايرا ضمن اعتراض نسبت به روند خطرناک دخالت حاکميت در امر تحصيل فرزندان اين مرز و بوم که صراحتا مخالف نص قانون اساسى مبنى بر وظيفه حاکميت در فراهم آوردن امکانات تحصيل و رعايت حق شهروندان در ادامه تحصيلات عالى است، تعرض به دانشگاه و دانشجويان و اساتيد را با هدف انتقام چندين باره از دانشگاه و ضربه زدن به اين بازوى توانمند پيشبرد آزادى و دموکراسى محکوم مى نمايد.
۴. از اقدامات ديگر حاکميت با هدف بستن فضاى سياسى جامعه بستن نشريات مستقل و در راس آن روزنامه شرق و ماهنامه نامه بود که با هدف محدود کردن بيش از پيش فضاى اطلاع رسانى در کشور و عدم تحمل کمترين انتقاد از سوى دولت مى باشد که بايد براى اين همه تنگ نظرى و واهمه حاکميت از حداقل اطلاع رسانى و بيان ديدگاه هاى منتقد از سوى مطبوعات به واقع افسوس خورد که چنين تنگ نظرى بيش از اثبات بسته بودن فضاى مطبوعاتى در کشور، ضعف حاکميت را در تحمل نظر مخالف و منتقد به اثبات مى رساند.

به هر حال مجموعه برخوردهاى صورت گرفته با احزاب، فعالين سياسى و اجتماعى و فرهنگى و روزنامه هاى مستقل و از همه مهمتر برخورد غيرقانونى و ناجوانمردانه با دانشگاه و ممانعت از تدريس اساتيد مستقل و تحصيل جوانان اين مرز و بوم نشان از ايجاد فضاى خفقان و اختناقى است که شايد شدت ان در روزهاى آينده بيش از امروز باشد.

که البته اگر ايجاد چنين فضايى را در کنار ناکارآمدى هاى واضح دولت نهم در اداره امور و روند رو به تزايد تورم و گرانى، کاهش قدرت خريد عمومى، نابسامانى هاى بخشهاى مختلف اقتصادى اعم از مسکن، صنعت، بورس، سرمايه گذارى خارجى و داخلى و توريسم و کشاورزى و... با وجود درآمد بى سابقه نفتى در طول تاريخ ايران و تبليغات دروغين قرار دهيم مهمترين دليل تشديد چنين فضايى را مخفى نگاه داشتن و پنهان ساختن ناکارآمديهاى دولت و حاکميت مى يابيم که با واهمه از همه گير شدن صداى انتقاد و اعتراض بخشهاى مختلف جامعه درصدد بستن مهمترين بالهاى پيشبرنده دموکراسى در جامعه يعنى احزاب و گروهها و مطبوعات و دانشگاه برآمده اند تا کوس رسوايى ناکارآمديشان بيش از اين عالمگير نگردد.


سازمان دانش آموختگان ايران ضمن تاکيد بر فعاليت مسالمت آميز خود در چارچوب قانون و ادامه روند منتقدانه خود نسبت به رفتارها و عملکردهاى جارى حاکميت نسبت به تشديد فضاى خفقان در طول ٣ سال آتى هشدار مى دهد و هوشيارى همه دلسوزان آزادى و آبادى و سرنوشت اين مملکت را نسبت به بسته شدن بيش ازپيش فضاى سياسى و اجتماعى و فرهنگى جامعه خواستار است.

شوراى مرکزى سازمان دانش آموختگان ايران( ادوار تحکيم وحدت)
مهرماه ٨۵