|
|
همزاد خيام در رم باستان
هوراز Horaz (٨ تا ۶۵ قبل از ميلاد)
عاطفه سلطانى
در شعر او گاهى، پشت هر بيتى، خوف از مرگ حاكم است. او غير از اشاره به ضعفهاى انسان، به انتقاد اجتماعى نيز مىپردازد و توصيه ميكند كه انسان نبايد پايش را از مرزهاى طبيعى فراتر بگذارد. اخطار فلسفى او: قناعت، اعتدال، خونسردى، و ميانه روى در زندگى است
زمان، حدود ۵٠ سال پيش از ميلاد است كه هوراز، شاعر ملى جمهوريخواه و اصلاحگراى رم باستان به مدرسه ميرود. نام كامل او “ملك هرات فلك“، فرزند يك بنده آزاد شده است كه به نان و آبى رسيده. گرچه مجموع اشعارش به قطورى يك كتاب است ولى بيش از ٢٠٠٠ سال است كه او در محافل ادبى جهان اين چنين شهره آفاق است. او پيش از خيام نوشت كه “حالى خوش باش و فكر برباد مكن! “.
هوراز را مهمترين طنزسراى رم باستان نيز بشمار مى آورند. گروهى هم اورا امروزه نماينده “شعر مطلق“ ميدانند چون او شاعر تواناى فرم است تا محتوا.او از هواداران محفل اسكندريه و يكى از آغازگران “شعرنوگرا“ در قديم ميباشد. بجاى شعر طويل حماسى پيشين، او به سرودن شعر كوتاه پرداخت. در نظر او هر شعرى بايد مانند تابلو نقاشى باشد. و هر بيتى، اثرى است هنرى با پروسهاى رياضى و قانونمندى هايش.و هر واژه بايد تاكيدى باشد براى احساسات شاعر. چون فقط احساسات شخصى در شعر او غالب است، اشعارش اتوبيوگرافيك نيز مينامند. او دو نقش براى شاعر قايل است؛ يكى اينكه مفيد باشد، ديگرى آنكه موجب فراخى خاطر گردد.
در شعر او گاهى، پشت هر بيتى، خوف از مرگ حاكم است. او غير از اشاره به ضعفهاى انسان، به انتقاد اجتماعى نيز مىپردازد و توصيه ميكند كه انسان نبايد پايش را از مرزهاى طبيعى فراتر بگذارد. اخطار فلسفى او: قناعت، اعتدال، خونسردى، و ميانه روى در زندگى است.گرچه هر درد و رنجى، پايانى دارد، از جوانان ميخواهد كه خوش باشند و لذت ببرند. او در جوانى، تبليغ فلسفه لذت اپيكور نمود و در كهنسالى، عزلت و گوشهگيرى رواقى را پيشنهاد كرد.
بدليل حضور مدام جنگهاى امپراتوران خودى و خارجى، او از سياست و رفرم نااميد گرديد و ضعفهاى انسان را:حرص و طمع، ارثيهخوارى و خوشگذرانى دانست. فلسفه خصوصى او پيرامون تاريخ و اسطورههاى رم و يونان و ايران بود. او يكى از وقايعنگاران ادبى تاريخ و سياست نيز بشمار مىآيد.آثارش سندى است پيرامون جامعه رم در صد سال پيش از ميلاد. در شعرش، خواننده گاهى شاهد شور و لذت در زندگى- و گاهى گواه قناعت و درويشى رواقى ميگردد. شعر او تشويقى است از: عشق، دوستى، جمعگرايى، طبيعت، شرابنوشى و آواز. از جوانان ميخواهد كه: ورزش، عشق، رقابت، و بازى را فراموش نكنند. او بجاى خيالپردازى، به طرح احساسات واقعى خود ميپردازد.شور و غم نيز گاهى در شعرش به رقابت باهمديگر ميپردازند.
دانته او را به اهميت هومر ميدانست. ورژيل بدليل توانايىهاى ادى و تئوريك، او را به امپراتور زمان خود معرفى نمود تا مورد پشتيبانى قرار گيرد. در ادبيات غرب، گوته، شيلر، بودلر، هسه، و برشت را زير تاثير او بشمار مىآورند. لسينگ او را نه تنها شاعرى فيلسوف، بلكه نماينده طنز و عقل ناميد. نيچه او را تنها نماينده هنر شعرسرايى باستان دانست كه هر واژهاش داراى شناسنامه و پرونده و جاى خاصى است. ولى هوراز، خود را شاگرد سافو، شاعره لزبى دوره باستان دانست. فلسفه عاميانه هوراز داراى عناصرى از فلسفه اپيكور و فلسفه رواقى آنزمان است. زبان و هنر شعرى او قرنها، از جمله ايدهآلهاى ادبيات غرب بودند.هوراز تأثير مهمى روى شعر بعدى اروپا از خود بهجا گذاشته است.
asolt@web.de
|
|
|