بورژوازى و شاعر جمهوريخواه اش
خدا و جزاى شاعر جمهورى خواه!

جان ميلتون
John Milton (١۶٠٨ – ١۶۷۴ )

Aramy@web.de
آرام بختيارى

او ميگفت كه اگر ما جنگ و مبارزه سياسى را ببازيم، درمبارزه فرهنگى بايد پيروز شويم، اگر پاهايمان را به زنجير بكشانند، از دستهايمان بايد استفاده كنيم. منقدين ادبى مذهبى، دانته را شاعر كاتوليك ها و ميلتون را شاعر پروتستانها ناميدند. رمانتيكهاى ادبى سالها تحت تاثير اين شاعرانقلابى جمهوريخواه بودند

ميلتون را نخستين شاعر جمهوريخواه بريتانيا در ٣۵٠ سال پيش ميدانند و زمانيكه او در سن ۴۴ سالگى قدرت بينايى خود را از دست داد، كليسا و روحانيون مسيحى، آن واقعه را دليل جزا و عقوبت الهى براى كسانى دانسته كه عليه شيخ و شاه روشنگرى ميكنند. درنظرخواننده، عجيب است كه جنبش جمهوريخواهى يك كشورغربى در ٣۵٠ سال پيش داراى شاعر مبارز خود باشد. پيرامون او درتاريخ ادبيات، آمده كه ميلتون از موضع ضد فئودالى، ضد كليسايى و ضد سلطنتى و به هوادارى از جمهوريخواهى بورژوازى، انقلاب و جنبش جديد آنزمان را به آواز كشيد.او نه تنها يكى ازمهمترين شاعران انگليس، بلكه قبل از جان لاك، يكى از بنيادگزاران ليبراليسم عصر جديد بود. نبوغ او را درحد دانته و شكسپير ميدانند. تا زمان پيش ازاو، غا لب شاعران غرب دمخور دربار سلطنتى بوده و مديحه سرايى ميكردند. اوشاعر جمهوريخواهى است كه دين و دولت و اخلاق حاكم را به زير سئوال برد. ميلتون در ٢٠ سال آخر عمر درنابينايى كامل به سر برد، با اين وجود او خالق آثار فناناپذيرى مانند: بهشت گمشده و بهشت بازيافته، است. او در كنار شكسپير يكى از مشهورترين نويسندگان انگليسى است. توانايى ادبى او را در وضعيت كورى، با هومر مقايسه ميكنند. امروزه ميدانيم كه غير از هومر، نيچه و ميلتون، بورخس و جويس نيز در مقطعى از زندگى خود كور و نابينا شدند.
ميلتون كتابسوزى دربار و كليسا را با آدم كشى يكى دانست. او طى سالها مبارزه، خواهان: آزادى مطبوعات، اصلاحات دينى، آزادى حق طلاق، حق خلق براى بركنارى حاكم مستبد، منع دخالت دين و كليسا درزندگى مردم، آزادى فرد در تمام حوزه هاى زندگى و دين، تجدد خواهى و سياست تعليم و تربيت دمكراتيك، شد. او سال ها تحت تعقيب قرارگرفت، مدتى مخفى شد، و چند ماهى نيز به زندان افتاد، ولى به دليل مشهوريت اجتماعى، سپس آزاد گرديد.
ميلتون يكى ازمبارزان تحول دولت مطلقه سلطنتى به سوى جمهورى، پيش از دمكراسى است. او نه تنها به دفاع از انقلاب بورژوازى ضد سلطنتى، بلكه به تاييد حكم مجلس جمهورى، براى اعدام چارلز دوم پادشاه مستبد انگليس، در سال ١۶۴۹ شد. ميلتون، به مبارزه عليه كتابسوزى، سانسور، تعقيب و زندانى نمودن مبارزين دوره حكومت چارلز دوم پرداخت.
او ميگفت كه اگر ما جنگ و مبارزه سياسى را ببازيم، درمبارزه فرهنگى بايد پيروز شويم، اگر پاهايمان را به زنجير بكشانند، از دستهايمان بايد استفاده كنيم. منقدين ادبى مذهبى، دانته را شاعر كاتوليك ها و ميلتون را شاعر پروتستانها ناميدند. رمانتيكهاى ادبى سالها تحت تاثير اين شاعرانقلابى جمهوريخواه بودند. نخستين بار، ولتر موجب مشهوريت ميلتون درساير كشورهاى اروپايى شد. او درجوانى به مطالعه اشعار هومر و ورژيل پرداخته و سالها تحت تا ثير اشعار چوپانى و گله داران تئوكريت در دوره يونان باستان بود. او كوشيد به تقليد از تراژديهاى يونان باستان و نمايشنامه هاى تراژديك شكسپير، آثارى والاتر از مكبث بيافريند.
جان ميلتون درسال ١۶٠٨ در لندن بدنيا آمد و در سال ١۶۷۴ درآنجا درگذشت.پدرش غيراز شغل وكالت، سالها صراف نيز بود. او ٨ ساله بود كه شكسپير درگذشت؛ البته اگر شكسپير واقعا زيسته باشد! . مرگ دوستان، خويشان، و همرزمان، تاثير غم انگيزى روى اشعار مرثيه اى اوبه جا گذاشت: از جمله مرگ مادر جان، مرگ يك همكلاسى عزيز، مرگ پسر، و اعدام چند تن از همسنگران اجتماعى هم عصر او. ميلتون درسال ١۶۴۹ مدتى منشى وزارت امورخارجه در دولت جمهوريخواه كرومول بود و از حكم مجلس براى اعدام پادشاه دفاع كرد و سرانجام درسال ١۶۵۹ مخفى گرديد.
ميلتون غير از علاقه به آثار كلاسيك يونان باستان، به مطالعه نويسندگان مدرن رنسانس نيز پرداخت. او را روشنفكرترين شخصيت ادبى قرن ١۷ انگليس ميدانند و مانند سايرنويسندگان، او آثارى گاه متضاد و متناقض به قلم درآورد. اشعارش غالبن زير تأثير حوادث سياسى و تجددخواهى فرهنگى آنزمان هستند. به نقل از منتقدين ادبى، دراشعار او احساس گرايى بر عقلگرايى تقدم دارد. امروزه فمينيست ها از ميلتون ايراد ميگيرند كه او ٣۵٠ سال پيش به زن نگاهى شيئى و جنسى داشت. در نظر آنها ميلتون مرگ و يا اخراج حضرت آدم را به دليل توطئه و شركت حوا، عليه اوميدانند. پاوند و اليوت، ميلتون را مقصر تحولات نامناسب و نازاى بعدى شعر انگليس دانستند. پاره اى از آثار آنزمان ميلتون شباهت به ادبيات علمى-خيالی (ساينس فيكشن!) امروزى دارند. گروهى ديگر اشعار او را بر اساس اخلاقى سنتى، ارتجاعى و گذشته گرا ميدانند. ميلتون دريك سفر توريستى-آموزشى به جنوب اروپا، شخصن با جناب گاليله آشنا گرديد.
آثار ميلتون را ميتوان ادامه تكامل روشنگرى دوره رنسانس دانست. شعر او اغلب حاوى افكار فلسفى و سياسى است. ميلتون كوشيد با كمك: اسطوره هاى كهن، علم نجوم سده هاى ميانه، و دستاوردهاى دانش جديد زمان خود، درك نوينى ازجهان در عصر خود بيابد. درنظر مذهبيون، موضوع اصلى آثار ميلتون، مبارزه نيروهاى آسمانى با نيروهاى زمينى و جهنمى است. مشهوريت او امروزه شايد بدليل افكار جمهوريخواهى و فعاليت هاى اجتماعى اش باشد تا زيباشناسى ادبى آثار اش.
ازجمله آثار او: بهشت گمشده، مقالات جدلى، ترانه ها، نمايشنامه هاى ماسكى، بهشت بازيافته، شعربلند نمايشى (سامسون مبارز)، درباره تربيت، عارف، حكومت شاه و درباريان، دفاع از خلق، دفاع از خود، راه ساده و تشكيل دولت آزاد، صبحگاه، تولد مسيح، آدم بشاش، مرثيه اى براى دوست، درباره آزادى مطبوعات، ادعاى طلبكارى حاكميت شاهان، تصاوير آموزشهاى مسيحى، تاريخ انگليس هستند. درام شعرى (سامسون مبارز) حاوى شوق و شور انقلاب ضد فئودالى است.
ميلتون حماسه شعرى بهشت ازدست رفته را درسال ١۶۶۷، زمانيكه قدرت بينايى اش را به طور کامل از دست داده بود، خلق کرد، عنوان قبلى اين اثر: جناب آدم، بدون بهشت بود. قهرمان اصلى كتاب، آقاى شيطان است و آن اثرى است احساسى و شوق آميز و نه عقلگرا. ميلتون دراين كتاب به طور نمادين و با كمك نيروهاى آسمانى و گناه انسانى، اشاره به مبارزه براى انقلاب آنزمان مترقى بورژوازى، ولى ضد فئودالى مى نمايد. مورخين ادبى براين نظرند كه او شعر حماسى بهشت گمشده را تحت تأثير هومر و ورژيل نوشت. قهرمانان آثارش، غيراز شيطان و ابليس، غالبن: الهه ها، فرشته ها، ملائك و يا انسانهاى اسطوره اى ايده آل مانند آقاى آدم و خانم حوا هستند. عيسا مسيح او همچون ژنرال پاتون! با يك گروهان فرشته هاى مسلح به جنگ ابليس بيچاره ميرود تا دمار از روزگار اين موجود پيشتاز برآرد. دراين كتاب شيطان قبلن يك فرشته ناز و زيبا رو بوده كه بدليل اعتراض و سركشى هاى كفرآميز، تغيير هويت داده و رويزيونيستى شده است. امروزه در ولايات و سرحدات آمريكا اشاره ميشود كه شيطان، مشهوريت خود درغرب را مديون ميلتون است.
اويكى از نمايندگان روشنگرى انگليس زمان خود بود و چون در دولت موقت انقلابى اوليور كرومول شركت داشت، رابطه نزديكى با غالب حوادث تاريخى زمان خود يافت. ميلتون رفتار انسان را ميان مسئوليت فرد و ضرورت تصميمات اخلاقى قرار ميدهد. در جهانبينى او مكانهاى گوناگونى مانند: زمين، آسمان، دوزخ، بهشت، و هرج و مرج جهانى كائنات، قرار دارند. او به رد تئورى تشكيل جهان از “هيچ و پوچ“ پرداخت.