|
|
رنگينى نوروزبراى مردم، سياهى براى حکومت
على اکبرآزاد
نوروز بار ديگر بالهايش را بر فراز ايران مى گشايد. طراوت وعطر خاک همه جا را آکنده مى کند. بوى خوش طبيعت شهرها و روستاها را سرخوش مى کند. آرى نوروزاست وفصل رنگينى ها فرارسيده است. زمستان سرد و تاريک عمرش را بار ديگر به نيستى داده است
نوروز بار ديگر بالهايش را بر فراز ايران مى گشايد. طراوت وعطر خاک همه جا را آکنده مى کند. بوى خوش طبيعت شهرها و روستاها را سرخوش مى کند. آرى نوروزاست وفصل رنگينى ها فرارسيده است. زمستان سرد و تاريک عمرش را بار ديگر به نيستى داده است. نوروز با سرخى آتش وزدودن زردى چهره ها مى آيد. چهره ها و گونه ها قرمزمى گردد. نور، دل سياهى را مى شکافد و روشنى را به کنج هاى تاريک مى برد.
مردم ايران با شادى به استقبال نوروزشان مى روند. نوروزى که براى مردم شادى و رنگينى طبيعت را مژده مى دهد. مردم نوروز را جشن مى گيرند. عيدى مى دهند وعيدى مى گيرند. سفرهء هفت سين مى چينند و دور آن جمع مى شوند؛ ياد رفته گان را در دل زنده مى کنند. جامه هاى نو بر تن مى کنند و به همديگر سال نو را تبريک مى گويند. سال تازه را با اميد به بهبودى آغازمى کنند. براى همديگر سالى پر از سعادت را آرزو مى کنند. کدورتها را فراموش مى کنند و آغوش گرم را بر روى همديگر مى گشايند. نوروز آمده است و روز نو را بايد آغاز کرد. روزى پر از رنگارنگى بهارى. تخم مرغهاى رنگى در دست بچه ها مى چرخد. سبزه وماهى قرمزهم نشان رنگهايند.
اما نوروز در ايران زير سايه حکومتى سياه پوش برگزارمى گردد. حکومتى که رنگ دلخواهش سياه است. چادرهاى سياه تحميل شده برتن زنان سمبل واقعى اين رژيم است. دخترکان بايد در لباسهاى تحميلى تيره رنگ درمنظرها ظاهرشوند. حکومتيان جشنشان را در وحشت آفرينى و سياهى حاکم برايران برگزار مى کنند. رنگارنگى دشمن سياهى حکومتيان است. آنها رنگارنگى را بر مردم حرام کرده اند. سفرهاى رنگين مردم را خالى کرده تا رنگى درسفره ها نباشد. چهره هاى مردم را در وحشت و زردى نگه داشته اند تا قرمزى برگونه ها نباشد. زندان سياه را بر ايران تحميل کرده اند تا مردم را از آزادى استفاده از رنگهاى طبيعت محروم کنند.
امسال هم گرانى بسان سالهاى پيش جشن هاى نوروزى مردم را کم رونق کرده است. بيکارى و اجاره سنگين، سفرهء نوروزى بسيارى از مردم را از رنگينى تهى کرده است. وحشت بروز جنگ، چهره ها را در با اضطراب هم آميخته است. دورى بسيارى از عزيزان هم بردل خانواده هايشان سنگينى مى کند.
حکومت اسلامى حاکم بر ايران نوروز را نمى خواهد. حال هم به اجبار برگزاريش را تحمل مِِى کند، آن را بدورازهرگونه جشن وشادى مردم مى خواهد. نوروز جشن رنگهاست و با سياهى حکومت در تضاد است. نوروز و "فرهنگ" حاکمان اسلامى دو دنياى دور از هم هستند. براى همين هم آنها سفرهء مردم راخالى نگه داشته و برگ سياه را برتن بسيارى ازمردم ايران پوشانده اند. مبارزان را به بند کشيده اند تا در دامان طبيعت روينده و بالنده نباشند.
اما مردم ايران همراه طبيعت نوروزشان رنگين است. مردم ايران هفت سينشان را با سبزى و سرخى مى آرايند. لباسهاى رنگين برتن خود و فرزندانشان مى کنند و چهره ها را گلگون مى گردانند. سياهى ها را به دور مى ريزند و زمستان را پشت سرميگذارند. زمستان مردم مى گذرد و روسياهى براى حکومت سياه مى ماند.
دوشنبه ٢۹ اسفند ١٣٨۴ برابربا ٢٠ مارس ٢٠٠۶
|
|
|