نيم‌نگاهی به سينمای ايران در سال۱۳۸۳
سام‌اسماعيليان


به جرات می‌توان گفت بهترين اتفاق سال گذشته‌ی سينمای ايران اكران دوئل بود٬دوئل فيلم بی نقصی نيست و اين نقص در فيلم‌نامه‌اش بيتشر به چشم می‌خورد اما فيلم خوش‌ساختی بود كه سعی شده طبق استانداردهای جهانی ساخته شود٬
سينمای ايران در سال گذشته شاهد اتفاقات جالبی بود كه خيلی از ان‌ها سعی داشتند نقش سياست را در سينما به ما ياداوری كنند! طبعا تمامی اتفاقات مهم سال گذشته را بررسی نكرديم٬ ولی اتفاق‌هايی كه بررسی شده مهم بودند!!


مارمولك دير امد
روزهای اخر زمستان ۸۲ روی بيلبوردهای تهران و شهرستان‌ها تبليغی جای گرفت مبنی بر اين‌كه نوروز جايی نرويد٬ مارمولك می‌ايد!
مارمولك بلاخره امد٬ولی اتفاقاتی كه برايش افتاد از بامزه‌ترين اتفاقاتی بود كه ممكن است در يك كشوری و برای فيلمی چون مارمولك پيش بيايد٬ در خيلی از شهرها نسخه‌های فيلم را از سينماها دزديدند و ائمه‌ی جمعه سخنانی غرا در مورد اين فيلم سر دادند و فرياد وا اسلاما ايران را فراگرفت! و مضحك‌ترين قسمت ماجرا اين بود كه فيلم به سفارش لفظی ستاد اقامه‌ی نماز ساخته شده‌است و كليت فيلم صريحن دفاع از روحانيت و حتی انتقاد از برخورد نادرست مردم با اين گروه به حساب می‌ايد.
مارمولك را نمی‌توان يك اتفاق خوب دانست٬از طرفی مشكلات اطراف فيلم واقعن تعجب برانگيز بود و و به خيلی‌ها ثابت شد كه ايران هنوز كشوری نيست كه كارگردانی فيلم خوش رنگ ولعاب سفارشی بسازد( و به قول فرنگی‌ها پروژه‌ای سفارشی را در دست بگيرد) چون اولين گروه انتقاده كننده همان گروه سفارش‌دهنده هستند! و از طرفی فروش بالای ان به نوعی كم سابقه بود و از اتفاقات خوشايند سينمای داخلی محسوب می‌شود.

جشنی كه به عزا تبديل شد!
از همان شروع جشن خانه‌ی‌سينمای ايران٬به عنوان مراسمی صنفی در كنار جشنواره فجر خيلی‌ها نتوانستند ان را تحمل كنند و انتقادات شروع شد٬اما رفته رفته جشن‌خانه‌ی سينما جای خود را پيدا كرد و لقب اسكار ايرانی را به خود اختصاص داد جشن خانه‌ی سينما در سالی كه گذشت و با اتفاقاتی كه روی داد با دوره های قبلی‌اش تفاوت داشت؛بازيگرانی چون گوهرخيرانديش و شريفی‌نيا كارهايی كردند كه نبايد‌می‌كردند
و شركت‌كنندگان هم حجاب كامل اسلامی را رعايت نكردند٬كار ان‌قدر بالاگرفت كه چند روز بعد هيات‌رييسه خانه سينما برای پاره‌ای از توضيحات به ان اداره‌ی معروف دعوت شدند و ابولحسنی ان طور كه پزشكانش می‌گفتند به علت فشارهای شديد عصبی سكته كرد و روانه‌ی سی‌سی‌يو شد.اما در مراسم‌هايی چون اختتاميه جشنواره ‌سينما و افتتاحيه جشنواره تئاتر و هزاران مراسم رسمی ديگر شركت‌كنندگان٬ اگر نگوييم با حجابی ناقص‌تر(!) حداقل٬ با حجابی مانند جشن‌خانه‌ی سينما در مراسم‌ها حاضر می‌شوند؛به همين دليل است سطحی‌ترين علتی كه می‌توان برای به اشوب كشيدن خانه‌ی سينما ناميد بدحجابی و شوخی‌های مجريان برنامه دانست مخصوصن اگر از عملكرد داوودی در مقابل دولت و درخواست وام‌های پروژه‌های سينمايی و در كل همكاری او با دولت با خبر بود!

دوئل برای همه ايرانيان!
به جرات می‌توان گفت بهترين اتفاق سال گذشته‌ی سينمای ايران اكران دوئل بود٬دوئل فيلم بی نقصی نيست و اين نقص در فيلم‌نامه‌اش بيتشر به چشم می‌خورد اما فيلم خوش‌ساختی بود كه سعی شده طبق استانداردهای جهانی ساخته شود٬ ولی نكته‌ی مهم‌تر در مورد دوئل نحوه‌ی تبليغات و اطلاع رسانی و اكران فيلم بود.دوئل اولين فيلم ايرانی است كه برای ان افتتاحيه‌ای برگزار شد و فيلم هم‌زمان با ايران در چند كشور ديگر هم اكران شد كه از همه مهم‌تر اكران ان در افغانستان(با حضور سازندگان فيلم) بود و به تهيه‌كنندگان ايرانی نشان داد می‌توان به بازار افغانستان به عنوان بازاری جدی نگاه كرد.در بين تمام شلوغی‌ها و بحث‌ها در مورد هزينه‌ها ی فيلم و اكران٬ مسئله‌ای فراموش شد و ان بازی سعيدكنگرانی٬بازيگری كه متعلق به سينمای قبل از انقلاب است٬بود و در ليست نانوشته‌ای قرار داشت كه بازی ان‌ها در فيلم‌های بعداز انقلاب را ممنوع اعلام كرده بودند؛

بازگشت
سال ۸۳ را می‌توان سال بازگشت قديمی‌ها ناميد؛اول از همه سعيد راد بازگشت خود را با دوئل اعلام كرد و حتا در برنامه‌ی شبكه ۵ در نوروز ۸۳ در تلويزيون هم ظاهر شد. بعدتر خبرها از بازی سعيدكنگرانی در فيلمی از فتحی گزارش دادند و البته او كه قبل از برگشتنش در شبكه‌های سياسی(خلاف حكومت حاضر ايران!) لس‌انجلسی برنامه داشت
با حمايت‌های علی‌معلم موفق به حضور مجدد در سينمای ايران شد و در فيلم ازدواج به سبك ايرانی نقش‌افرينی كرد؛به موازات حضور كنگرانی٬بهمن‌مفيد هم در فيلم سرود‌تولد
بازی كرد البته مفيد كار خود را چندين سال قبل به عنوان دوبلور عروسكی در تلويزيون از سر گرفته بود. فرد ديگر ايرج‌ قادری بود كه بعداز انقلاب فقط اجازه‌ حضور در پشت دوربين را داشت و سال۸۳ او هم در فيلم اكواريوم مقابل دوربين رفت تا ليست بازگشتی‌ها كامل شود؛ اما شايعاتی مبنی بر صادرن شدن اجازه‌ی اكران هر سه فيلم تا چند وقت پيش به گوش می‌رسيد كه معلم(تهيه كننده ازدواج به سبك ايرانی) و قادری با تكذيب خبرها ٬به اين شايعات پايان دادند. جالب‌ترين اتفاق در اين موضوع حضور بازيگران زنی چون پوری‌بنايی برای بازی در فيلم‌ها است كه در روزهای اخر سال به گوش می‌رسيد!

از بازسازی فرزند‌صبح تا خلاصه‌سازی بوف‌كور!
يكی از چهره‌های خبرساز سال۸۳ بی شك بهروز افخمی بود٬ او ابتدا قصد راه‌اندازی يك شبكه‌ی خصوصی سينمايی ايرانی كه دفترش در لندن و دوبی باشد را داشت و حتا تا گرفتن وام ان از رييس‌جمهور هم پيش رفت ولی به دليل برخورد‌های روزنامه‌‌های اصول‌گرا و يا دلايل شخصی ديگری او از اين كار منصرف شد و به فكر خلاصه‌كردن بوف‌كور٬ يكی از شاه‌كارهای ادبی ايران٬ افتاد كه بعد از چندی از ان كار هم انصراف داد و شروع به ساخت فيلم فرزند‌صبح كرد. ماجرا از ان‌جا جالب شد كه او ابتدا بازيگران فيلم زندگی امام‌خمينی را از بين بازيگران قبل از انقلاب(تمامی نام‌هايی كه در تيتر قبلی امد!) انتخاب كرد و بنياد حفظ و نشر اثار امام‌خمينی در متن شديد‌الحنی از افخمی انتقاد و او را تهديد به شكايت كرد و با اين‌كه افخمی هم پاسخ ان‌ها را داد ولی اين بازيگران از ليست پروژه‌ی فرزندصبح خظ خوردند.

كيارستمی و بهمن قبادی
لاك‌پشت‌ها هم پرواز می‌كنند در ۲۸ جشنواره بين‌المللی شركت كرد و حدود ۱۹ جايزه را به خود اختصاص داد٬و در عين‌حال در ايران هم اجازه‌ی اكران گرفت و تمامی اين‌ها نشان از موفقيت بهمن قبادی در سال گذشته داشت٬اما يكی از پيشكسوتان او افتخار بزرگتری كسب كرد؛عباس كيارستمی برای رياست مهم‌ترين جشنواره‌ی فيلم‌ دنيا(البته بعد از اسكار پرهياهو!)٬كن٬كانديد شد و در اخر هم رياست بخشی از جشنواره بر عهده‌ی او قرار گرفت.

اسمان باز
شروع به كار گروه سينمايی اسمان باز٬ با تمام حرف و حديث‌های اطرافش٬خبر خوبی بود كه سال پيش منتشر شد.گروه سينمايی اسمان باز تا به حال ۴ فيلم را اكران كرده(چندتارمو٬قدمگاه٬خاموشی دريا٬سيمای زنی در دوردست) كه از اين چهار فيلم يكی دوتا از ان‌ها هيچ اميدی به اكران عموميشان نبود؛اين تجربه‌ی كوتاه نشان داده شايد بتوان اميدوار بود روزی فيلم‌هايی چون ده و ابادان٬كه در ليست اكران اينده‌ی اين گروه قرار دارند٬هم به نمايش درايند.شايد همين افق‌های روشن اسمان باز بود كه از ابتدا خيلی‌ها برای ان خط و نشان كشيدند٬اما اين موضوع را هرگونه بررسی كنيم و از هر ديدی بنگريم يك اتفاق خجسته در سينمای داخل محسوب می‌شود.

جشنواره‌ی سرد ارغوانی!
جشنواره‌ ۸۳ يكی از بدترين و سردترين‌های جشنواره‌ی فجر بود. كارگردان های كهنه‌كار كنار كشيدند و باز سهميه‌دارا فيلم ارائه كردند و جايزه نيز گرفتند! مهم‌ترين اتفاق جشنواره خارج شدن به رنگ ارغوان به درخواست حاتمی‌كيا بود و در نامه‌ای عاشقانه(!) به وزير اطلاعات تاكيد كرد كه شاخه‌گلی را تقديم كرده بود و از وجود خار بر روی گل بی‌خبر بوده و از او عذرخواهی كرد و يونسی نيز او را بخشيد و زندگی به خوبی و خوشی ادامه‌يافت!