والت ويتمن 1819 ـ 1892
شاعر ملی ديپلم نداشت، مثل بنده!
آتوسا سلطانزاده


وايتمن جهان را پروسه اي ترقيخواهانه از دگرديسي، استحاله و مسخ ميدانست. او در زمان حيات در آمريكا برخلاف اروپا بدليل ارزشهاي پوريتاني فرهنگ ويكتوريايي، طرد و ايزوله شد، ولي در اروپا محبوبيت خاصي يافت. وايتمن مي گفت كه شعر بايد راديكال، آزاد و در راه اتحاد دمكراتيك مردم باشد. او در جواني خواهان آزادي و دمكراسي نامحدود فرد و جامعه شده بود.


Asolt@web.de

آي آمريكا ! گرچه وايتمن، شاعر ملي ات ديپلم نگرفته بود، اجداد سوسياليستي ما در دانشنامه هاي به آرشيو سپرده شان، او را مهمترين شاعر مبلغ دمكراسي و هومانيسم ميشمارند كه تاكنون ايالات متحده به بشريت تقديم كرده است. وايتمن غير از شرح زندگي رنجبران و طبقه متوسط، با اعتقاد به سير ترقي و پيشرفت جامعه، به تمجيد ازنيروي رنجبران و رستاخيز توده ها پرداخت. او در نقدهاي ادبي اش خواهان وحدت : ادبيات، خلق و دمكراسي براي نجات انسان شد و مخالف : اختلاف طبقاتي، برده داري، زن ستيزي، نژادپرستي، اختلاف بين شهر و روستا، ودشمني صنعت با طبيعت شد. وايتمن، زيبايي طبيعت، زندگي، دمكراسي و كار انسان را به آواز در آورد. او با تكيه بر پيش بيني امرسن درمقاله “شاعر“، خود را سخنور رنجبران و شاعرپيامبر گونه بشمار مي آورد.
والت وايتمن درسال 1819 در آمريكا بدنيا آمد و در سال 1892 در آنجا درگذشت. او فرزند يك كشاورز بود كه در محيط و ميان صنف پيشه وران بزرگ شده بود، و در ادبيات بدون تحصيلات دانشگاهي، ولي خودآموز بود و در زندگي، او به شغلهاي گوناگون: نجاري، كارگر چاپخانه و معلمي پرداخت. او در تمام عمر در فقر زيست و در زمان حيات به مشهوريت ادبي لازم نرسيد، و به دليل مبارزه اش عليه برده داران ازهمكاري ژورناليستي با مطبوعات ممنوع گرديد. وايتمن در جنگ داخلي سالهاي 1861-1865 در شغل پرستاري و امداد رساني تا مرز نابودي جسمي و روحي خود به درمان مجروحين پرداخت. او سرانجام در سال 1873براثر سكته مغزي ازنظر جسمي فلج شد.
وايتمن، شعر ترقيخواهي جهاني رات حت تاثير خود قرارداد، و شعر مدرن آمريكا در قرن بيستم بدون آثار وي غير قابل تصور است. او در خارج از آمريكا مشهورترين نويسنده اي است كه به زبانهاي ديگرترجمه شده. او را ميتوان شخصيت كليدي مهمترين تحول در شعرآمريكا، يعني آغاز شعر نو دانست. وي پايه گذار نوعي “انترناسيوناليسم ادبي“ گرديد. در زمان حيات، اشعار وايتمن در اروپا از جانب پيشاهنگان كارگري و روشنفكران فضاي ادبي، ترجمه گرديدند و درميان مردم سينه به سينه گشتند. به اعتراف خود، اوغالب اشعارش را تحت تاثير اپرا نوشت. وايتمن اشعار خود را در مجموع : آزمايش، بازي و تجربه زباني- ادبي ناميد. ا وپويايي و زنده بودن زبان آمريكايي را عامل موفقيت شعر خود ميدانست. اشعار وايتمن بيش از ساير شاعران، ديالوگهايي هستند باخواننده. او شعرخود را بخشي از تراپي و خود درماني شاعر و خواننده ناميد. وايتمن در رابطه با ترور و مرگ آبراهام لينكلن و واقعيات تلخ آمريكايي و مصايب جنگ داخلي ، به سرودن اشعاري غم انگيز، جدي و بدون طنز پرداخت. در اشعارش ميتوان ايده هاي دمكراتهاي انقلابي زمان خود، انتقا داجتمايي، ميهن پرستي، اخلاق همدردي با بيچارگان، و تنوع واقعيات آمريكا را ملاحظه كرد. به دليل فعاليتهاي روزنامه نگاري، وي علاقه خاصي به مسايل روز، موج اخبار و اطلاعات، و روش گزارشگري داشت و آنها را وارد متن آثارش نمود. وايتمن بعد از تجربه درمان مجروحين در جنگ، از سرودن اشعار ناسيوناليستي و قهرماني دست كشيد، و به ايده آلهاي آمريكايي بدليل وجود مرگ و درد و رنج ، شك نمود و در پايان عمر به سبب تسلط هم وطنان بر مردم جنوب آمريكا بعد از استقلال، سرخورده از دمكراسي آمريكايي، نااميد شد.
از جمله آثار وايتمن : ساقه پرچم هاي گياهي، چشم اندازهاي آزاديخواهانه، كارگران آمريكايي، بچه هاي حضرت آدم، ضدالكل، ضرب هاي طبلي، سرودي براي خودم، زمان شكوفه هاي ياس، “كاپيتان!، آي ناخداي من“، و غيره هستند. در كتاب مجموعه شعر او يعني “ساقه پرچم هاي گياهي“،396 شعر مدرن بدون قافيه گردآوري شده اند. اولين شعركتاب فوق با اعتماد به نفس خاصي “سرودي براي خودم“ نام دارد، و در روي جلد كتاب، تصويري ازشاعردر لباس كارگران فصلي نقاشي شده است. بهترين اشعار وي درباره مرگ آبراهام لينكلن و مصايب جنگ داخلي، دراين كتاب گردآوري شده اند. صاحبنظران،غالب اشعار او در اين كتاب را سندي از ايدئولوژي درحال رشد آنزمان آمريكا ميدانند، ايدئولوژي كه برپايه روسوگرايي و آزادي طبيعي و اجتمايي با اشاره به آزادي طبيعت بود. وايتمن كتاب فوق را درآغاز، در سال 1855به مناسبت روز استقلال آمريكا، با نام مستعار و شامل 13 شعر منتشرنمود، ولي آن در سال 1882 بدليل غيراخلاقي بودن ، و مبارزه با “كاست برهمني گونه “ فرهنگ پوريتاني- ويكتوريايي با اصلاحگرايان آمريكا، ممنوع شد. در اين كتاب كه شاهكار وايتمن نام گرفت، واژه هاي خياباني، زبان عاميانه و گاه مبتذل پيرامون لذتهاي جسمي انسان و در مخالفت با جو سنتي حاكم ، جا داده شده اند. وايتمن كوشيد دركتاب “چشم اندازهاي آزاديخواهانه “با كمك مقالات ژورناليستي خود، به فرم دولت دمكراتيك و امكانات عملي آن بپردازد. او در اين كتاب، نااميدي خود را در باره احتمال شكست دمكراسي در آمريكا بزبان آورد. وايتمن در مقالات رئاليستي - ادبي نيز پيرامون تئوري دورانديشانه ادبيات واقعگرايانه سخن گفت. در كتاب نامبرده، در سال 1871 با سودجويي و ماترياليسم تجاري درحال رشد آمريكا، تصفيه حساب شد. در كتاب “ بچه هاي حضرت آدم“، او به تعريف و تحسين از عشق و رابطه آزاد بين انسانها، و جسم و پيكرهاي زيباي آنها پرداخت. كتاب “كارگران آمريكايي“ او را گزارش و تحقيقي ضد نظام برده داري مي شمارند. گرچه وايتمن در كتاب “ضرب هاي طبلي”، به تحسين جنگ ميهني و عدالتخواهانه و قهرمان سربازان ميپردازد، ولي در پايان عمر متوجه شد كه چگونه جنگ موجب نابودي روح و جسم زيباي فرزندان حضرت! آدم ميشود. او تحت تاثير انديشه هاي امرسن و فلسفه ترانسندنت، خود را شاعري روشنگر و مسيحاي پيش بيني شده امرسن، دانست. وايتمن بدليل اين گونه اشعار انساني و روشنگرانه اش آنزمان در اروپا، مخصوصا در فرانسه و انگليس، محبوبيت يافت.
اشعار تصويري او را زير تاثير اشعار: شكسپير، دانته، هومر و سبك انجيل و فلسفه رمانتيك اروپايي، مخصوصا ايده آليسم هگل ميدانند. در آثار او ميتوان شباهتهايي با سبك نوشتن والتر اسكات، چالز ديكنز، و امرسن نيز مشاهده نمود. در بعضي از اشعارش، وايتمن به تقليد از نيچه و واگنر، به وصف قهرماني انسان در مبارزه با بيعدالتيها و پليديها ميپردازد. او روي شاعران مدرني مانند: جويس، اليوت، پاوند، ويليامز، گينزبرگ، كرواك، لانگستون هيوز، و ه.كرانه، اثر گذاشت. لوركا، نرودا، بورخس، آندره ژيد، به ترجمه اشعارش دركشورهاي خود پرداختند. وايتمن در شوروي سابق، يكي از مشهورترين شاعران مردمي و انقلابي آمريكا بشمار مي آمد. در فرانسه، سنبوليستها و اكسپرسيونيست ها به پخش بعضي از اشعارش پرداختند. پاوند ميگفت كه او تنها شاعر آمريكايي است كه لخت و مادرزاد به شنا رفت و مثل ساير شاعران ، لباس دوخته شده اروپايي، به تن نداشت. گرچه اليوت از اينهمه تحسين وايتمن ،خودداري نمود. شاعري بنام يت نوشت كه دمكراسي و آزادي تفكر باهم سازگار نيستند و منتقدي در مجله “ ساتردي رويوو“، ادعا كرد كه وايتمن همانقدر از شعر مي فهمد كه خوك از رياضيات!.
تاكيد وايتمن روي زيبايي جسم و طبيعت و روابط عشقي بين انسانها آنزمان باعث بدنامي و سوء تفاهم هاي زيادي شد. در پايان او را عارفي ناميدند كه كوشيد تا واسطه اي ميان رمانتيك و مدرنيته گردد. نوسان نظري وايتمن ميان اوتوپي و فاجعه روز قيامت و صحراي محشر! را، عكس العملي در برابر پايان عصر رمانتيك و تحولات تاريخي دورانساز آنزمان ميشمارند. د رنظر منتقدين فرهنگي، صداي شاعر مدرن جديد آمريكا از طبيعت سرچشمه گرفته بود. به اين دليل شعر او خلاف اشعار امرسن احساسي تر شد. او ميگفت كه جسم بايد از زير تربيت خشن اخلاق و عقل بيرون آيد و استقلال يابد تا بتواند منبع الهام شعر و مبلغ آن گردد. وايتمن خلاف مسيحيت پوريتاني و فلسفه ترانسندنت حاكم آنزمان، جسم و رمانتيك اروتيك را وارد شعر نمود. او غيراز اشعار پان اروتيك و تبليغ وحدت با طبيعت، تاحد پرستش به تحسين زندگي، آزادي جسمي و دمكراسي پرداخت. وايتمن جهان را پروسه اي ترقيخواهانه از دگرديسي، استحاله و مسخ ميدانست. او در زمان حيات در آمريكا برخلاف اروپا بدليل ارزشهاي پوريتاني فرهنگ ويكتوريايي، طرد و ايزوله شد، ولي در اروپا محبوبيت خاصي يافت. وايتمن مي گفت كه شعر بايد راديكال، آزاد و در راه اتحاد دمكراتيك مردم باشد. او در جواني خواهان آزادي و دمكراسي نامحدود فرد و جامعه شده بود.