|
|
ازادبیات انقلابی تا آثاری احتیاط آمیز
گرهارد هاوپتمن 1862 ـ 1946
بهار نیکفر
گرهارد هاوپتمن در آثار بیشمارش به معرفی و تفسیر تکاندهنده فقر اجتماعی در آلمان پرداخت. او نشان میدهد که چگونه در مقابل زحمتکشان، وحدتی از دولت، کلیسا و صنعت به صف ایستادهاند.
گرهارد هاوپتمن، نویسنده آلمانی و برنده جایزه نوبل ادبیات سال 1912، یکی ازرهبران مکتب ادبی ناتورالیسم (طبیعتگرایی) انقلابی بود. اومهمترین نمایشنامه نویس این مکتب ادبی درپایان قرن 19 میباشد. وی یکی از رهبران ادبیات مدرن آلمان است. او در 25 سالگی با جریانات انقلابی ناتورالیستی ومحافل سوسیال دمکرات آن زمان کشور خود آشنا شد. مکتب ناتورالیسم ازطریق او تأثیری اجتماعی وعام به خود گرفت. ناتورالیسم او از ناتورالیسم علمی وتجربی زولا فاصله گرفت، بااین حال او می گفت: "کسی که در باره ناتورالیسم حرف بزند، امیل زولا باعینک بزرگ آبی اش را در جلویم ظاهرمی کند". در ادبیات ناتورالیستی اواهمیت خاصی به شرح محیط اطراف، بدبینی، احساسات، رویا، و پایان ناتمام داستان داده می شود. او بعدها از ادبیات ناتورالیستی به سوی ادبیات فلسفی، دینی، اسطوره ای و ناسیونالیستی رفت و درمکاتب دیگر دست به قلم برد. وی تا پایان عمر میان ادبیات انقلابی جوانی و ادبیات محافظه کار پیری درنوسان بود، چون بارها از نظر سیاسی و قوانین سانسور تحت تعقیب حاکمان قرارگرفت. او در طی سن 83 ساله عمرخود شاهد 4-5 نظام سیاسی (ویلهلمی، پروسی، جمهوری وایمار، فاشیسم و آلمان بعداز جنگ) گردید.
در نمایشنامه "کارگران ریسندگی" او برای نخستین بار پرولتاریا به صورت مجموعه ای اعتراض آمیز ظاهرمی گردد. او در این نمایشنامه موفق به طرح مسایل اجتماعی پایان دوره سرمایه داری آلمان شد. پدربزرگ وی شخصا درشورش کارگران ریسندگی شرق آلمان درسال 1844 شرکت داشت. او در این اثر شکست کارگاهها وصنایع دستی، در رقابت با سرمایه داری صنعتی را نشان می دهد. وی درغالب نمایشنامه هایش سخنگوی انسانهای محروم بود، به این سبب شکایت اجتماعی او را همدردی با انسانهای بیچاره دانستند. او به انتقاد ازدولت اتوریته پروس نیز می پردازد. گروهی از همزمانانش او را آن زمان نماینده ادبیات انقلابی وسیاسی به شمار می آوردند. آن زمان دولت و کلیسا، اعتصابات کارگری را عملی کفرآمیز به حساب می آوردند. وی در آثار نخستین خود به تضاد میان سرمایه وکار اشاره می کند. او خالق نمایشنامه های اجتماعی، انقلابی و دمکرات منشانه بود. درنمایشنامه های رئالیستی ا واشاره به محیط اطراف و شخصیت انسانهای ساده ومحروم می شود، به این دلیل این گونه آثار حتی امروزه اعتبار ادبی جهانی دارند. اوموفق شد به طرح مسائل اجتماعی پایان دوره سرمایه داری بپردازد. وی آن زمان موفق ترین نویسنده تئاتر در آلمان بود، به این دلیل سه بار از اعطای جایزه دولتی شیلر به اوجلوگیری شد و در دوره حکومت پادشاهی، از او بارها شکایت گردید. در زمان فاشیسم هم از اجرای نمایشنامه هایش جلوگیری شد. با این وجود وی نمایشنامه "کارگران ریسندگی" خود را نمایشنامه ای سیاسی به حساب نمی آورد.
هاوپتمن با افکار آزادیخواهانه و دمکراتش درجمهوری وایمار یکی ازمهمترین نمایندگان فکری آلمان بود. چون او به توصیف شرایط زندگی انسانهای محروم پرداخت، توماس مان بعدها او را نویسنده "همدردی اجتماعی" نامید. در مراسم 60مین سالروز تولد او، توماس مان گفته بود: "با طرح واقعیات زمان، سوسیالیسم به شما نویسنده- همدردی با کارگران-احترام می گذارد" و چون گروهی او و آثارش را وکیل سیاسی مردم می دانستند، درسال 1920 حتا صحبت از کاندیدا شدن وی برای مقام صدراعظمی آلمان شد. وی گرچه در زمان جمهوری وایمار به حمایت ازآزادی پرداخت، و.لی با به قدرت رسیدن فاشیسم، به دلیل کهولت و پیری، از فضای پرسروصدای فرهنگی نازیها فاصله گرفت و خانه نشین شد، گرچه نازیها 80مین سالروز تولد اورا جشن گرفتند و به او لقب نویسنده کلاسیک دادند. درزمان جمهوری وایمار او درکنار توماس مان نماینده ادبیات آلمان به شمار می رفت.
گرهارد هاوپتمن باعمر طولانی خود شاهد تضادهای گوناگون تاریخ آلمان شد. او در آثارش بحران جامعه بورژوازی در آغاز و پایان جمهوری وایمار را طرح نمود. مطبوعات ارتجاعی و راستگرا گاهی برای تحقیر، عنوان "سوسیالیست" به او دادند. از وی بعدها انتقاد شد که چرا او در زمان فاشیسم به مبارزه نپرداخت و یا دست به مهاجرت نزد، گرچه نازیها به آثار او با دیده شک و بدگمانی می نگریستند. در باره وی منقدین ادبی نوشتند که او در جوانی سوسیالیست بود و در پیری افتخار ملی بودن داشت. اودرزمان دولت پروس به افشای فساد، بوروکراتیسم و تنگ نظری حاکمان پرداخت. او اصرار داشت تا دیگران او را شاعری ملی بدانند و نه نویسنده ای سیاسی، اجتماعی، و یا ایدئولوژیک. جوایز ادبی، دکتراهای افتخاری و جایزه نوبل باعث شدند که او غالبا در راه آشتی طبقات کوشش بنماید. سوسیالیستها به القابی مانند: وارث گوته، و آخرین کلاسیک، با دیده شک می نگریستند و در این گونه تعارفات، بوی ناسیونالیسم را می دیدند. چون نازیها نیز اورا بزرگ داشتند، در تاریخ ادبیات آلمان، بیوگرافی وی هنوز مورد بحث است . فرانس مهرینگ، یکی ازمنتقدین چپ، مدعی بود که او بعدها با طرح موضوعات عرفانی و اسطوره ای به خدمت طبقه استثمارگر درآمده و به وظایف- اجتماعی انتقادی تئاتر خیانت نموده است. با این وجود زمانی که ارتش سرخ آلمان راتسخیر کرد، شوروی ها او را زیر محافظت خود قرار دادند، چون افسران مسئول نمایشنامه "کارگران ریسندگی" او را قبلا دیده بودند و برای نویسنده اش احترام زیادی قائل بودند. هاوپتمن یکسال بعد از پایان جنگ جهانی دوم و شکست آلمان، در بخش غربی آلمان، درگذشت.
گرهارد هاوپتمن درآثار بیشمارش به معرفی و تفسیر تکاندهنده فقراجتماعی درآلمان پرداخت. او نشان می دهد که چگونه در مقابل زحمتکشان، وحدتی از دولت، کلیسا و صنعت به صف ایستاده اند. به او لقب کلاسیک زنده و نو داده شده است. گرچه نمایشنامه های او زمین لرزه ای علیه حاکمان بودند، او خود را نه متفکر و نه روشنفکر بلکه نویسنده خلق و شاعر ملی به حساب می آورد. هاوپتمن با انتقاد ازکلیسا وجامعه، خالق درام اجتماعی شد. نمایشنامه هایش گاهی با اوتوپی های رابینسونی در خدمت هومانیسم قرارگرفتند. وی گاهی خودرا نابغه می دانست، چون درنظراو نابغه کسی است که در صف اول، برای افشای حقیقت به مبارزه بپردازد. او با نوگرایی در تئاتر آلمان آن را وارد دوره مدرنیته نمود وغیر از دفاع از صلح و دمکراسی در پایان عمر به معرفی ارزشهای ملی جامعه اش پرداخت، گرچه وی درپایان عمر آثاری رمانتیک و غیررئالیستی آفرید. او می گفت که نه شورشی و نه مبلغ یک ایدئولوژی، بلکه خالق هومانیسم درنمایشنامه نویسی است، با این حال او در پایان عمر به جای موضوعات کارگری و مبارزه طبقاتی سراغ مسائل دینی و اسطوره ای، و به جای آثارخلقی، سراغ ادبیات رمانتیک و سمبلیک رفت. وی با تکیه بر گوته، آشیلوس و اویریپوس لباس کلاسیک و سنتی پوشید، و در سالهای آخر می گفت که نجات بشر درهمکاری است و نه در مخالفت. به این دلیل خوانندگان آلمانی او هنوز درانتظار یک قضاوت ادبی و تاریخی درباره رد و یا تایید نظرات وی می باشند.
70مین سالروز تولد هاوپتمن مصادف شد با 100مین سالگرد مرگ گوته. او حتی چهره و قیافه ای چون گوته داشت. وی از خانواده ای ساده و کارگری برخواسته بود و تحصیلات دانشگاهی نداشت؛ گرچه در کلاسهای درس هنر و تاریخ شرکت نمود. پدر وی دارای یک مسافرخانه بود و او خود مدتی کارگر کشاورزی بود. ازدواج وی با یک دختر ثروتمند باعث شد که او بتواند به فعالیتهای ادبی اش بپردازد. بعدها ولی به سبب موفقیت ادبی داری کلفت، آشپز و درشکه چی گردید. وی در سالهای نوجوانی با محافل اوتوپیستی و آرمانخواه تماس گرفته بود.
هاوپتمن غیر از نمایشنامه، خالق رمان، نوول، مقاله، شعر و داستان نیز بود. او همچون لردبایرون از انقلاب ادبی می گفت و خود را شاگرد شکسپیر، هلدرلین، ایبسن، گوته و تولستوی می دانست. کارل سوکرمایر، نویسنده آلمانی، می نویسد که او بزرگترین چهره ادبی قرن 19 آلمان بود. وی پایه گذار نمایشنامه های مدرن و اجتماعی آلمان است و می گفت حتی هنر و ادبیات کلاسیک نباید فقط خاص ثروتمندان باشند.
از جمله آثار بیشمار هاوپتمن 50 نمایشنامه، 20 رمان، دهها کتاب شعر و داستان هستند. آثار او بخشی از هنر مدرن در ادبیات می باشند. مجموعه آثار 11 جلدی وی بین سالهای 1962- 1973 منتشرشد. ازجمله مشهورترین کتاب های او: پیش از طلوع آفتاب، کارگران ریسندگی، ماجرای زندگی ام، موشهای صحرایی، مامور راه آهن، ناخدای کشتی، ناقوس غرق شده، خروس سرخ، بهار یونانی، مرگ آگاممنون، کمان اودیسه، کتاب اشتیاق ها، جزیره مادران کبیر، پوست بیدستر سگ آبی، و اعترافات یک هومانیست جوان می باشند.
|
|
|