گفتگو با يکى از فعالان سنديکايى و از اعضاى سنديکاى شرکت واحد اتوبوس‌رانى تهران و حومه

کسانى که رسماَ گفته و نوشته‌اند واژه سنديکا بايد از ادبيات کارگرى و فرهنگ ما حذف شود به عنوان نماينده کارگر در فدراسيون سنديکاهاى جهانى حضور پيدا مى‌کنند. دولتى که بدترين دشمنى‌ها را با سوسياليست‌ها، کمونيست‌ها و با سنديکاى کارگرى دارد ضد امپرياليسم خوانده مى‌شود و مورد استقبال قرار مى‌گيرد. با کمونيست‌ها با داغ و درفش برخورد مى‌کنند، اما مى‌روند به کوبا و ونزوئلا و با کمونيست‌ها ادعاى همبستگى مى‌کنند و با چاوز و کاسترو ادعاى دوستى می‌نمايند، اين‌ها همه فريب و تناقض است، از اين کشورها و رهبران آن‌ها سوء استفاده مى‌کنند. اين دولت اگر راست مى‌گويد حداقل به اندازه دولت لبنان به اتحاديه‌ها اجازه فعاليت بدهد

***************

با سلام خدمت شما و ساير اعضاء سنديکاى شرکت واحد، به‌خصوص افراد مبارز و حق‌طلبى که به‌خاطر عضويت در سنديکا، شرکت در اعتصاب و حق‌خواهى، زندانى، آزار و اذيت و از کار تعليق شده‌اند. مى‌خواستم بدانم که افراد بلاتکليف چند نفرند و اعتراضات شما براى بازگشت به کار چه نتايجى داشته است؟

پاسخ: با سپاس از شما و از اينکه تماس گرفتيد و سلام به همه ياران، دوستداران و حاميان سنديکاى شرکت واحد که با کمک‌هاى خود ما را در اين شرايط دشوار يارى مى‌کنند. تعداد افرادى که هنوز عليرغم اعتراضات و مراجعات متعدد ما به مسئولان و به ادارات کار در بلاتکليفى به‌سر مى‌برند پنجاه و سه نفر است. در مورد نتايج اعتراضات مى‌دانيد که تعداد افرادى که در بلاتکليفى نگه داشته شده بودند هشتصد و يازده نفر بود که همه اين‌ها بالاخره و تدريجاًَ در اثر اعتراضات ما و حمايت‌هايى که شد از بلاتکليفى خارج شدند و به کار برگشته‌اند، پنجاه و سه نفر باقى مانده‌اند که اکثراَ رهبران و فعالان سنديکا هستند. البته وزارت کار به ما نگفته است که ما را اخراج کرده‌اند، ما را سر مى‌دوانند، اما ما خسته نخواهيم شد. فردا هم قرار است دوباره تجمعى داشته باشيم.

سوال: آيا حقوق همه شماها قطع شده، و اگر چنين است، آيا نمى‌توانيد از بيمه بيکارى استفاده کنيد؟

پاسخ: بله من هشت ماه است که حقوق نگرفته‌ام دوستان ديگر هم وضعشان مثل من است. بيمه بيکارى هم به ما داده نمى‌شود. از ما به‌کلى سلب حقوق کرده‌اند.

سوال: اين پنجاه و سه نفر چگونه امرار معاش مى‌کنند؟

پاسخ: با سختى و دشواری‌هاى بسيار، قرض کردن و يا کمک دوستان و ياران عزيز، کسانى هستند که وضع اقتصادی‌شان خوب نيست. درآمدشان کفاف هزينه‌هاى زندگى خانواده‌هايشان را نمى‌دهد، اما به‌خاطر انسانيت، محبت، همبستگى و احساس مسئوليت در قبال جنبش سنديکايى به ما کمک مى‌کنند. اهميت معنوى اين کمک‌ها براى ما خيلى ارزشمندتر از مقدار آن‌هاست گاهى اتفاق مى‌افتد کسانى را که به ما کمک کرده‌اند به بازجويى فرا مى‌خوانند. اخيراَ به کارگران ايران خودرو ديزل گفته شده که چرا به سنديکاى شرکت واحد کمک مى‌کنيد. نبايد اين کار را بکنيد. مى‌بينيد که حتى دوستان ما هم تحت فشار هستند. همبستگى با ما جرم است. حمايت از ما پيامد دارد وضعيت خيلى دشوار است.

سوال: طبق خبرى که در روزنامه کاروکارگر در روز چهارشنبه ٢٢ شهريور ٨۵ منتشر شده است، گفته شده که تشکيلات خانه کارگر به نمايندگى جامعه کارگرى ايران براى شرکت در اجلاس ساليانه فدراسيون اتحاديه‌هاى جهانى کارگرى ( و اف تى يو) رسماَ دعوت شده‌اند با توجه به اينکه خانه کارگر يک تشکل ضد کارگرى و امنيتى است که در سرکوب اعتراضات و تشکل‌هاى کارگرى از جمله در سرکوب سنديکاى شما حتى تا بريدن زبان اصانلو پيش رفته است، آيا به نظر شما دعوت از اين تشکل به عنوان نماينده کارگران ايران از جانب اين فدراسيون غير منتظره نيست؟

پاسخ: ما حداقل از يک فدراسيون کارگرى چنين انتظارى نداشتيم، خانه کارگر سابقه و ماهيتش براى همه روشن است، راستش از اين اقدام (و اف تى يو) که ما را خشمگين کرده است سر در نمى‌آورم، اسم اين کار را نمى‌توان همبستگى گذاشت، انتظار ما اين بود که، اين فدراسيون به‌جاى اينکه دشمنان و سرکوب‌گران کارگران ايران را دعوت کند، از تلاش کارگران ايران براى تشکيل سنديکاهاى کارگرى واقعى و مستقل دفاع و سرکوب سازمان‌دهندگان اعتراضات کارگرى و اعضاء و فعالين سنديکايى توسط دولت و خانه کارگر را به مانند اکثريت سازمان‌هاى سنديکايى جهان محکوم و به يارى ما مى‌شتافت، من در مورد اينکه آيا نمايندگان اتحاديه‌هاى کارگرى سوريه و لبنان به‌راستى کارگران اين کشورها را نمايندگى مى‌کنند يا خير اطلاع دقيقى ندارم، اما در مورد خانه کارگر ترديد ندارم که نه خانه کارگر، کارگران ايران را نمايندگى مى‌کند، نه آقاى محمد حمزه‌اى که در جلسه فدراسيون (و اف تى يو) در آتن سخنرانى کرد، نماينده کارگران می‌باشد. او حتى عضو شوراى اسلامى در يک موسسه هم نيست. ايشان چند سال پيش در شرکت واحد در کنار آقاى مددى کار مى‌کردند، چهار سال پيش اين شخص از قانون بازنشستگى پيش از موعد استفاده کرد و با کمک خانه کارگر خود را بازنشسته کرد. بعد از باز نشستگى، ايشان را بردند در خانه کارگر بدون اينکه کس يا جايى را نمايندگى بکند. در آنجا برايشان کلاس زبان خارجى گذاشتند، از خانه کارگر که اساسش بر تقلب استوار است انتظار چنين کارهايى مى‌رود، اما رهبرى فدراسيون چرا از کسى دعوت مى‌کند که حتى شاغل نيست، چه برسد که نماينده کارگر باشد. اينها بيايند به ما نشان بدهند که اين آقا در کجا شاغل است و عضو کدام نهاد کارگرى است که تحت عنوان نماينده کارگر در يک مجموعه بين‌المللى مى‌رود صحبت مى‌کند.
ما از شما انتظار داريم که رهبرى اين فدراسيون را نسبت به ماهيت و اهداف خانه کارگر و دولت آگاه کنيد و به آنها بگوييد اينها نماينده کارگر نيستند. به آنها بگوييد که دولت ايران دولت ضد امپرياليستى نيست که شما تحت اين عناوين از آنها دفاع مى‌کنيد، به آنها بگوييد که دولت ضد امپرياليسم به جاى سرکوب سنديکاى کارگرى بايد فعاليت سنديکاهاى واقعى را تشويق و حمايت کند. بايد بهتر از همه به کارگر و حقوق کارگر احترام بگذارد، نه اينکه کارگر را به‌خاطر حق‌طلبى زندانى، بيکار و گرسنه نگه دارد، مگر ملا عمر، بن لادن و امثالهم شعار ضد آمريکايى مى‌دهند مترقى، ضد امپرياليسم و قابل حمايت‌اند؟ باعث تاسف است که برخى از کسانى که از آنها انتظار نمى‌رود ساده‌لوحانه به توهم ضد امپرياليسم بودن اين دولت در ميان سازمان‌ها و نهادهاى بين‌المللى دامن مى‌زند و اطلاعات نادرست به اين محافل مى‌دهند و از اين طريق هم آن‌ها را دچار گمراهى مى‌کنند و هم به کارگران ايران لطمه مى‌زنند. اين حکومت آنجا که به نفعش است از هر امکان و وسيله‌اى براى جلب حمايت و فريب افکار عمومى استفاده مى‌کند. هرکس که باشد فرقى نمى‌کند. هدف برايشان وسيله را توجيه مى‌کند.
کسانى که رسماَ گفته و نوشته‌اند واژه سنديکا بايد از ادبيات کارگرى و فرهنگ ما حذف شود به عنوان نماينده کارگر در فدراسيون سنديکاهاى جهانى حضور پيدا مى‌کنند. دولتى که بدترين دشمنى‌ها را با سوسياليست‌ها، کمونيست‌ها و با سنديکاى کارگرى دارد ضد امپرياليسم خوانده مى‌شود و مورد استقبال قرار مى‌گيرد. با کمونيست‌ها با داغ و درفش برخورد مى‌کنند، مى‌روند به کوبا و ونزوئلا و با کمونيست‌ها ادعاى همبستگى مى‌کنند. با چاوز و کاسترو ادعاى دوستى می‌نمايند، اين‌ها همه فريب و تناقض است، از اين کشورها و رهبران آن‌ها سوء استفاده مى‌کنند. اين دولت اگر راست مى‌گويد حداقل به اندازه دولت لبنان به اتحاديه‌ها اجازه فعاليت بدهد. خانه کارگر اگر راست مى‌گويد در اين گردهمايى‌ها چرا از کارگران ايران و حقوق پايمال شده آن‌ها توسط دولت و کارفرمايان دفاع نمى‌کند. چرا از مواضع دولت ايران حمايت مى‌کند. جرا از نواقص قانون کار ايران که حقوق سنديکايى کارگران را از بين برده است در اين گردهمايى‌ها صحبت نمى‌شود. آيا رهبران فدراسيون نبايد از اين‌ها بپرسند، چرا در ايران سنديکا نيست ولى شوراى اسلامى است؟ و چرا اين‌ها در سرکوب سنديکا شرکت مى‌کنند، متاسفم از اين همه فريب‌کارى از اين همه تناقض، از اين همه کوته‌انديشى و از اينکه مناسبات با کشورها جاى اتحاديه‌ها در فدراسيون را بگيرد. اين دوستان متحدين کشورها هستند يا متحدين کارگران آنها، آيا (س ژ ت) که از سنديکاى شرکت واحد حمايت مى‌کند طرفدار امپرياليسم است، آيا من کارگر که بيست سال است در شرکت واحد براى احياى سنديکا متحمل تهديد، زندان و بيکارى شده‌ام طرفدار امپرياليسم و آقاى محمد حمزه‌اى و محجوب و دولت ايران که اين همه مصيبت بر سر کارگر آورده‌اند ضد امپرياليست هستند؟

سوال: ظاهراَ عامل خانه کارگر در آتن هيچ صحبتى از رفتار دولت ايران با کارگران نکرده است و همه حرف و حديث آن‌ها همبستگى با فلسطين و لبنان بوده است، در اين مورد نظرتان چيست؟

پاسخ: عرض کردم اين‌ها با يک تناقض در آنجا مواجه بودند، چون اگر مى‌خواستند از سياست‌هاى ضد کارگرى دولت ايران انتقاد کنند همه يساط به‌هم ريخته مى‌شد، چون يکى از اهداف اين گردهمايى حمايت از دولت ايران بوده است بنابراين اگر خانه کارگر از سياست‌هاى دولت انتقاد مى‌کرد حضورشان در آنجا بى‌معنى بود. اگر نمايندگان واقعى کارگران ايران به آنجا دعوت مى‌شدند حتماَ صحبت و انتقاد از سياست‌هاى کارگرى دولت بود. گفته‌اند که از دبيرکل اين فدراسيون دعوت کرده‌اند که به ايران بيايد، اگر ايشان به ايران بيايد برايشان دشوار نخواهد بود که ببينند وضعيت واقعى ايران چگونه است؟ اميدواريم که اين فدراسيون بتواند با رفتار خود در آينده مجدداَ اعتماد کارگران ايران را جلب کند. خانه کارگر در داخل اگر از سياست‌هاى دولت در رابطه با قانون کار انتقاد مى‌کند و هيچ وقت و هيچ اقدامى برعليه دولت نکرده و نمى‌کند به خاطر منافع گروهى خودشان است نه براى کارگران، کارنامه اين‌ها در پيش روى کارگران ايران قرار دارد، البته اينها در موقعيتى نيستند که بتوانند نيرو بسيج کنند، براى همين از سنديکا و تشکيل سنديکا مى‌ترسند، اگر طرفدار کارگر بودند دليلى نداشت که به مقابله با سنديکاها برخيزند.