گزارش وبلاگ "کارگر" از وقايع کارگرى در بهمن ماه

در حالى بهمن ماه را پشت سر مى‌گذاريم که سرکوب طبقه‌ى کارگر همچون ماه‌ها و سال‌هاى گذشته به شديدترين شکل ممکن ادامه دارد کارگران از يک‌سو زير بار گرانى و پرداخت نشدن دستمزدهاى ناچيز خود کمر خم مى‌کنند و از سوى ديگر کوچک‌ترين اعتراض آن‌ها به شديدترين شکل ممکن سرکوب مى‌شود

در حالى بهمن ماه را پشت سر مى‌گذاريم که سرکوب طبقه ى کارگر همچون ماه ها و سال هاى گذشته به شديد ترين شکل ممکن ادامه دارد کارگران از يک سو زير بار گرانى و پرداخت نشدن دستمزد هاى نا چيز خود کمر خم مى کنند و از سوى ديگر کوچکترين اعتراض آن ها به شديد ترين شکل ممکن سرکوب مى شود. اما با تمام اين اوصاف کارگران همچنان به اعتراض هاى خود ادامه مى دهند و آهسته و پيوسته به سوى متشکل شدن پيش مى روند. در زير گزارشى از وقايع کارگرى بهمن ماه را مى خوانيم:

سنديکاى کارگران شرکت واحد:
منصور اسالو دبير هيئت مديره که در دى ماه از زندان آزاد شده بود در ۱۶ بهمن ماه در نامه اى به فدراسيون بين المللى حمل و نقل خواستار کمک هاى مالى آن سازمان به سنديکا شد.

در ۲۱ بهمن ماه اداره ى کار غرب و جنوب تهران حکم اخراج ۲۲ تن از ۵۰ کارگر تعليقى شرکت واحد را صادر و ابلاغ نمود. در ۲۷ بهمن ماه در حالى که پيش از آن در ۲۵ بهمن اداره ى کار شرق تهران حکم بازگشت به کار ۶ تن از کارگران تعليقى شرکت واحد را صادر کرده بود ابراهيم مددى اعلام کرد که شرکت واحد از بازگشت به کار ۱۰ کارگرى که حکم بازگشت به کار آن ها صادر شده امتناع مى کند. در همين راستا جمعى از کارگران ايران خودرو با صدور بيانيه اى به مناسبت ۱۵ فوريه (روز همبستگى جهانى با کارگران شرکت واحد) خواستار بازگشت به کار کارگران اخراجى و تعليقى شرکت واحد شدند.

کارگران استان کردستان:
در بهمن ماه شاهد اعتصابات زيادى از سوى کارگران نساجى کردستان نساجى شاهو و کارخانه آلومين در استان کردستان بوديم. کارگران اين سه کارخانه که در دى ماه نيز در برابر اداره ى کار و استاندارى کردستان دست به تجمع زده بودند به اعتراضات خود ادامه دادند.

کارگران شاهو که در ۱ بهمن ماه با مدير کارخانه مذاکره کرده و به نتيجه اى نرسيده بودند در ۷ بهمن در محل کارخانه دست به اعتصاب زدند و اعلام کردند که اگر تا پانزدهم ماه حقوق و مزاياى معوقه شان پرداخت نشود به تجمعات خود ادامه خواهند داد.

در ادامه ى اين اعتراضات در استان در ۲۵ بهمن ۴۰۰ تن از کارگران نساجى کردستان نيز با خواست ابقا در کار در برابر اداره ى روابط کار استان دست به تجمع زدند. در ادامه ى اين تجمع شيث امانى دبير هيئت موسس اتحاديه ى سراسرى کارگران اخراجى و بيکار به مدت ۱ ساعت بازداشت شد.

به علت بى نتيجه ماندن اين تجمع سه روز بعد نيز ۲۰۰ تن از کارگران همين کارخانه در برابر اداره کل کار استان تجمع کردند. اين کارگران پيش از اين نيز در ۱ و ۱۵ بهمن در برابر اداره ى کار تجمع کرده بودند خواسته هاى کارگران کارخانه نساجى کردستان به شرح ذيل است:
۱- ابقا بکار همه کارگران اخراجى و تعليقى نساجى کردستان
۲- در صورت عدم ابقا در کار، برقرارى بيمه بيکارى براى همه کارگران بدون محدوديت زمانى تا اشتغال بکار آنان
۳- در صورت عدم پذيرش دو خواست فوق اجراى بازنشستگى پيش از موعد همه کارگران
۴- چنانچه هيچکدام از خواسته هاى فوق اجابت نشود پرداخت وام ده ميليون تومانى به همه کارگران با زمانبندى باز پرداخت ده ساله و پرداخت آن بدون قيد و بندهاى سفت و سخت ادارى موجود
ضمن اين که در ۱۹ بهمن ماه صديق کريمى از اعضاى اتحاديه ى سراسرى کارگران اخراجى و بيکار که به اداره اطلاعات سنندج احضار شده بود به مدت ۴:۳۰ ساعت مورد بازجويى قرار گرفت.

ديگر اعتراضات و تجمعات:
در ۳ و ۴ بهمن ۱۵۰ نفر از کارگران کارخانه يخچالسازى بو ژان در مقابل دفتر تهران اين کارخانه تجمع کردند وخواستار پرداخت بيش از ۲سال حقوق معوقه ى خود شدند.
۳۰۰ تن از کارگران چينى البرز در اعتراض به عدم پرداخت ۵ ماه حقوق خود طى ۲ نوبت در ۳ و ۱۵ بهمن جاده ى اصلى شهرک صنعتى قزوين را بستند. اين کارگران در ۱۱ بهمن نيز از محل کارخانه به سمت فرماندارى راه پيمايى کرده بودند.
در ۱۰ بهمن در پى اخراج ۳۸ کارگر شرکت ايران صدرا ۱۵۰ نفر از کارگران اين کارخانه در ورودى کارخانه را بستند. سه روز بعد از اين تجمع در پى شکايت کارفرما سه تن از نمايندگان اين کارگران به نام هاى رنجبريان عباسپور و بازيار به دادگاه فرا خوانده شدند.
در ۱۴ بهمن ۲۰۰ نفر از کارگران کنف کار گيلان در اعتراض به امتناع صاحب کارخانه از بازگشت آنان به کار بعد از ۱ سال مقابل استاندارى تجمع کردند. در همين روز در نتيجه ى نا توانى شرکت پترو ماد شيمى در انجام تعهداتش ۱۵۰ کارگر در ورودى شرکت را بستند.
در ۱۷ بهمن ماه ۱۰۰۰ نفر از کارگران پارسيلون خرم آباد در اعتراض به عدم توجه مسئولان کارخانه و مسئولان استان به خواست هاى قانونى شان دست به اعتصاب غذا زدند.
در ۲۷ بهمن ماه نيز ۱۲۰ کارگر شرکت پاميکو در اعتراض به برخوردهاى نا شايست پيمانکاران در برابر فرماندارى و دادگسترى طبس تجمع کردند.
مواردى که ذکر آن رفت تنها گوشه اى از اعتصابات کارگران و همين طور فشار هاى وارده بر آن ها در ماه گذشته بود. اين در حالى است که چشم انداز ماه هاى آتى نيز چندان روشن به نظر نمى رسد.
از تمام اين مسائل که بگذريم در ماه اخير صحبت ها در باره ى تعيين حداقل دستمزد در محافل کارگرى بالا گرفته و از بحث هاى صورت گرفته مى توان به اين نتيجه رسيد که دستمزد کارگران در سال آينده مبلغى در حدود ۲۰۰ هزار تومن باشد که اگر به آمار مراجعه کنيم ميبينيم بر اساس اعلام مراجع رسمى خط فقر در تهران در سال ۸۳ ۴۰۰ هزار تومن بوده که با احتساب تورم در سال ۸۶ به ۵۵۰ هزار تومن خواهد رسيد که با مقايسه آن با رقم احتمالى حداقل دستمزد به عمق فاجعه پى خواهيم برد. اين در حالى است که صاحبان سرمايه از پرداخت همين حداقل حقوق به کارگران در سال جارى شانه خالى کردند و به نظر مى رسد اين رفتار را در سال آتى نيز شاهد باشيم.

اعتصابات و اعتراضات معلمان:
جامعه معلمان نيز در ماه گذشته روز هاى پر خبرى را پشت سر گذاشت.
در روز يكشنبه ۱۵ بهمن ماه نزديك به ۱۰۰۰ نفر از معلمان و بازنشستگان در اعتراض به باز پس گيرى لايحه مديريت خدمات كشورى مقابل مجلس دست به تجمع زدند.

اين معلمان با صدور قطعنامه اى اعلام كردند در صورتى كه تا ٢۵ بهمن دولت و مجلس نسبت به تصويب لايحه ى مورد نظر اقدام نكنند در روز هاى ۳۰ بهمن و ۱ اسفند سر كلاس هاى درس حاضر نخواهند شد.
در نتيجه ى رد لايحه ى مديريت خدمات كشورى توسط شوراى نگهبان معلمان در دو روز ياد شده در اقدامى هماهنگ بر سر كلاس هاى درس حاضر نشدند. ضمن اين که مقرر شد در پى نتيجه نيافتن اعتراضات معلمين در روز ۱۲ اسفند ماه معلمان بار ديگر در برابر مجلس تجمع کنند.
از بررسى حركت هاى كارگرى در ماه گذشته به چند نكته ى مهم مى رسيم
اولين نكته و شايد مهمترين نكته ٬ در تفاوت بين اعتراضات به اصطلاح خود جوش با اعتراضاتى است كه توسط اتحاديه ها ى كارگرى صورت مى گيرد. براى مثال اگر اعتراضات كارگران نساجى سنندج كه حول اتحاديه كارگران اخراجى و بيكار متشكل شده اند را با ديگر اعتراضات صورت گرفته در اين ماه مقايسه كنيم ٬ مى بينيم كه اعتراضات كارگران نساجى سنندج تاثير گذار تر ٬مستمرتر و هدفمندانه تر بوده است.

به طورى كه اين كارگران در ماه گذشته طى چهار نوبت دست به تجمع زدند ٬ ضمن اين كه خواسته هاى اين كارگران كاملا تدوين شده بود و مصرانه بر مسئولين اداره ى كار كردستان و صندوق مهر رضا براى نيل به خواسته هايشان فشار وارد مى كردند.
اما نكته ى قابل توجه ديگر تدافعى بودن حركت هاى كارگرى بود. البته اين مورد مى تواند معلول علت هاى مختلفى باشد. نبود اتحاديه هاى قدرتمند كارگرى و وجود خيل عظيم كارگر بيكار در كشور از مهمترين اين علت ها هستند. كارگران با اين استدلال كه در صورت تعرض به صاحب سرمايه بهانه اى به دست او خواهند داد كه آن ها را اخراج كرده و كارگران قراردادى راجايگزين آن ها كند تا زمانى كه كارفرما به حقوق آن ها تعرض نكند آن ها نيز حركتى انجام نمى دهند.
همبستگى كارگران ايران خودرو با سنديكاى كارگران شركت واحد يكى ازاتفاقات اميدوار كننده در جريان حركت رو به رشد مبارزات كارگران بود اين اتفاق نشان داد كه كارگران در روند مبارزات خود به اين نتيجه ى مهم و حياتى مى رسند كه منافعشان با منافع ديگر كارگران در ارتباط تنگاتنگ است و تعرض به حقوق ديگر كارگران تعرض به حقوق خود آن ها نيز هست وبايد از حقوق كارگران ديگر حمايت كنند.