پيش به سوی پانزدهمين كنگره‌ی جهانی سنديكايی كارگری
برگردان : مجتبی ميثمی



برگرفته از: فرهنگ توسعه


كنگره در شرايطی برگزار می‌شود كه كارگران و زحمتكشان سراسر جهان با پی‌آمدهای دهشتناكِ جهانی‌سازی امپرياليستی و نقض بنيادی‌ترين حقوق بشر روبرو هستند. اينك زمان آن رسيده است كه به اين سياست‌های خطرناك امپرياليستی خاتمه داده شود. از همين روی، ضروری است كه جنبش جهانی سنديكايی كارگری راه گفتگو، همكاری و رويكرد به اقدام واحد با هدف نقد جدی گذشته و اتخاذ مشی مشترك برای آينده در پيش گيرد.



هفدهمين نشست شورای رهبری كه در روزهای ٣١ اكتبر و اول نوامبر سال ٢٠٠٤ در آتن برگزار شد، فراخوانی را خطاب به سازمان‌های عضو و دوست برای همكاری در برگزاری پانزدهمين كنگره‌ی جهانی سنديكايی كارگری كه در روزهای ١ تا ٤ نوامبر سال ٢٠٠٥ در كوبا و در شهر هاوانا برگزار می‌شود، منتشر كرد. در بيانيه بر اهميت اين رويداد كه مصادف است با شصتمين سالگرد تأسيس فدراسيون جهانی سنديكايی كارگری تإكيد شده است.

كنگره در شرايطی برگزار مي‌شود كه كارگران و زحمتكشان سراسر جهان با پي‌آمدهای دهشتناكِ جهاني‌سازی امپرياليستی و نقض بنيادی‌ترين حقوق بشر روبرو هستند. اينك زمان آن رسيده است كه به اين سياست‌های خطرناك امپرياليستی خاتمه داده شود. از همين روی، ضروری است كه جنبش جهانی سنديكايی كارگری راه گفتگو، همكاری و رويكرد به اقدام واحد با هدف نقد جدی گذشته و اتخاذ مشی مشترك برای آينده در پيش گيرد.

كميته‌ی بين‌المللی برگزاركننده‌ی كنگره، در نشست پراگ از سازمان‌های سنديكايی كارگری سراسر جهان خواستار آن شد كه نظر خود را در باره‌ی مباحثِ زير و مطرح در پانزدهمين كنگره‌ی جهانی سنديكايی ارسال كنند:

١ - جهان در آستانه‌ی هزاره‌ی سوم با مشكلات و چالش‌های بی‌سابقه‌ای روبرو است.

١-١ تغييرات عميق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی كه از پايان هزاره‌ی دوم شاهد آن هستيم، عواقب وخيمی را برای جنبش بين‌‌‌ا‌لمللی سنديكايی كارگری به همراه داشته است.

توازن نيروها در مقياس جهانی به سود سرمايه‌های انحصاری كه از پشتيبانی حكومت‌های امپرياليستی برخوردارند، تغيير كرده‌است. سياست‌های جهانی سازی نوليبرالی در حمايت از شركت‌های چند مليتی و فرامليتی در مقياس بزرگ و بي‌سابقه‌ای دست‌آوردهای زحمتكشان و جنبش كارگری را به خطر افكنده است.

سرمايه‌‌داری بزرگ با كاهش فشارِ ناشی از نظام های سوسياليستی، تهاجم همه جانبه‌ای را عليه حقوق و منافع كارگران و نيز عليه آزادی‌های دموكراتيك بنيادين سازمان داده است.

در چنين شرايطی توجه به ابعاد تهاجم كلان سرمايه و توجه به مسايل اجتماعی با هدفِ اتخاذِ شيوه‌های مناسبِ مقاومت، مبارزه و جايگزينی اجتماعی، محوری‌ترين بحث جنبش سنديكايی كارگری است.

٢-١ نتيجه‌ی ناگزير فزونی و فزايندگی تهاجم نوليبراليسم، نابودی رفاه اجتماعی، تخريب بنيان‌های تمدن بشری و به قهقرا بردن توده‌های مردم است.

٣-١ زيرا سمت اصلی اين تهاجم، نقض و ناديده گرفتن حقوق و آزادی های كارگری و سنديكای، مدت زمان كار، حق پيمان های جمعی، خدمات عمومی، تضعيف نقش نظارت دولتی و به طور كلی زير پا نهادنِ حقوق دموكراتيك و شهروندی است.

٤-١ بيكاری، استخدام ناهنجار و غير مجاز، شغل‌های سست بنياد، بي‌ثبات و غيرمولد در سراسر جهان شيوع يافته است.

٥-١ درچنين شرايطی، بر عهده ی اتحاديه‌های كارگری، سازمان‌های اجتماعی و نيروهای دموكراتيك و پيش‌رو است كه در برابر اين سياست‌های تهاجمی بايستند و برای برقراری جامعه‌ای بر پايه‌ی دموكراسی و ترقی بكوشند.

٦-١ واقعيت آن است كه نوليبراليسم نه تنها نيازهای زحمتكشان را برآورده و منافع آنان را تأمين نمي‌كند، كه برعكس، بر مشكلات آنان به طور بی سابقه افزوده است .كارگران و سنديكاهای كارگری به خوبی واقف‌اند كه استثمار، سياست‌های ضداجتماعی، نقض حقوق بشر منافع آنان را پيوسته تهديد كرده و می كند.

٧-١ در عصر پيشرفت‌های غول‌آسای علمی و صنعتی يك ميليارد و يكصد ميليون مردم، روزانه با كم‌تر از يك دلار در روز زندگی مي‌كنند. دركشورهای درحال توسعه تعداد افراد زير خط فقر پيوسته رو به افزايش است. ميليون‌ها كارگر به خيل بيكاران مي‌پيوندند. تنها در كشورهای قدرتمند سرمايه‌داری بيش از پنجاه ميليون نفر بيكار و هر سال ٣٦ ميليون نفر از گرسنگی تلف مي‌شوند.

٨-١ ميليون‌ها انسان به سبب فقر، جنگ، درگيری هاي‌های مسلحانه يا آزار و شكنجه‌ی اقليت‌ها، كشور‌شان را در جستجوی زندگی بهتر ترك مي‌كنند. مهاجرت به ويژه به كشورهای قدرتمند سرمايه‌داری در سراسر گيتی رو به فزونی است. در كشورهای ميزبان دولت‌های دست راستی و كارفرمايان از يك سو با بهره‌جويی از نيروی كار ارزانِ مهاجر، مزد واقعی كارگران را كاهش مي‌دهند و آنان را از كار يا حقوق شهروندی محروم مي‌كنند و از ديگر سو، كارگران مهاجر را سپر بلای بحران‌ها، و بيكاری قرار مي‌‌دهند. عواقب ناگزير اين سياست ها گسترش نژاد‌پرستی و بيگانه ستيزی است.

٩-١ متوسط عمر در اكثر كشورها رو به كاهش است و بيماری ايدز شصت ميليون را مبتلا كرده است. ارتشا، رشوه‌خواری و جرم و جنايتِ سازمان يافته در ابعاد بی سابقه به ديگر عوامل فساد و تباهی افزوده مي‌شود. براساس اسناد سازمان بين‌المللی كار بيش از ده درصد كودكان دنيا در سنين ده تا ١٤ سالگی استثمار مي‌شوند‌، بيست و دو هزار كودك در اثر حوادث كار كشته مي‌شوند، ساليانه دو ميليون زن و مرد به همين سبب يا بر اثر ابتلا به بيماري‌های شغلی، مي‌ميرند.

١٠-١ تخريب فزاينده ی محيط زيست نتيجه ی بلافصل سياست های شركت های فرامليتي‌ها مبنی بر كسب حداكثر سود و ترويج مصرف‌گرايی است.

١١- ١ جهاني‌سازی نوليبرالی و روابط اقتصادی بر پايه ی “ نظم نوين” امپرياليستی از شاخص های استراتژی كلان سرمايداری جهانی است. ادامه‌ی اين استراتژی مصيبت‌بارِ قدرت‌های عمده‌ی سياسی – اقتصادی به ويژه ايالات متحده، اتحاديه اروپا و ژاپن كه از مشخصه ی آن، تحميل سلطه و هژمونی خود برصندوق بين‌المللی پول، بانك جهانی، سازمان تجارت جهانی و نظاير ان و نيز مهار سازمان‌های عمده‌ی بين‌المللی مانند سازمان ملل متحد است، پيامدهای ناگوار بين المللی را به دنبال دارد.

١٢-١ اين تلاش سلطه‌جويانه زير رهبری ايالات متحده مبنی بر نظامي‌گری، جنگ نابرابر و مداخله جويی و اشغال سرزمين‌ها و از جمله در افغانستان،عراق،فلسطين، سوريه و لبنان در تقابل آشكار با منشور و قوانين بين‌المللی است.

١٣-١ سياست های مبتنی بر جنگ سرد هم چنان زير نقاب جهاني‌سازی كه از سوی بانك جهانی و صندوق بين‌المللی پول حمايت مي‌شود، عليه كشورهايی كه در جهت بنای اجتماعی ديگر گام بر می دارند، اعمال می شود. سمت اصلی اين استراتژی هم چنان متوجه كشورهای چين، كوبا، سوريه،جمهوری دمكراتيك خلق كره، ونزوئلا، بلاروس و ديگر كشورهايی است كه از تمكين به سياست‌های اقتصادی و اجتماعی تحميلی بانك جهانی، صندوق بين‌الملی پول و ديگر مراكز قدرتِ تحت حمايت آنان سرباز می زنند.

١٤-١ اكنون، هنگام آن رسيده است كه به اين وضع و به اين سياست‌های خطرناكِ امپرياليستی پايان داد و فرآيند تدوين و تلاش مشترك برای يك جايگزينی دمكراتيك را آغاز كرد.

٢- مبارزه و ايستادگی مردم و كارگران

١-٢ تهاجم جهانی و سراسری جهانی سازی نوليبرالی اگرچه، كارگران و سازمان‌های سنديكايی كارگری را در ايفای وظايف خود با مشكلات و دشواري‌های جدی روبرو كرده است، اما به همان نسبت بر ايساتدگی آنان افزوده است.

٢-٢ از اين رو، مبارزات جنبش سنديكايی كارگران و مزدبگيران به عنوان پابرجاترين و پيگيرترين نيروی اجتماعی و برخوردار از اهميت و نقشِ اساسی در جنبش اجتماعی توده ای، در عرصه های مختلف گسترش يافته و عمق روز افزونی يافته است.

٣-٢ مبارزه‌ی كارگران و توده های زحمت كش با توجه به گستردگی و تنوع آن در مقياس جهانی بزرگ ترين مانعِ اهداف و اقدامات ضداجتماعی لجام گسيخته‌ی امپرياليسم، استثمار، ظلم و تعدی ناشی از آن است. از همين رو، اتحاد گسترده و فراگير جهانی در مبارزه عليه نو ليبراليسم با هدفِ صلح و پيشرفت اجتماعی ضرورتی درنگ ناپذير است.

٤-٢ ايستادگی و مبارزه ی كارگران و زحمتكشان جهان بر آماج زير مبتنی است:
پايان دادن به سياست‌های ضدكارگری انحصارهای فرامليتي‌ها، جهانی سازی نوليبرالی، استثمار، فقر، گرسنگی، سوداگری و بورس‌بازی سرمايه های قمار خانه ای برای هدايت منابع مالی و انسانی به سوی توسعه و سرمايه‌گذاری مولد با هدف تإمين بهداشت همگانی، آموزش و پرورش و نظام تأمين ‌اجتماعي؛

٥-٢ مبارزه برای تبلور كار به مثابه مهم ترين نماد منزلت و مقام آدمی و به عنوان مهم ترين ارزش اجتماعی و ازهمين روی، مبارزه عليه بيكاری، تإمين حق كار، مزد بيش تر، كاهش ساعت كار بدون كاهش مزد، شرايط كار بهتر و از جمله،بهداشت، سلامت، امنيت شغلی، بهبود مهارت‌ها با بهره‌جويی از برنامه‌های صحيح آموزش فنی حرفه‌ای، شرايط بازنشستگی انسانی ومهم تر از همه تأمين و تعميق حقوق و آزادی های سنديكايي؛

سنديكاهای كارگری سلاح نيرومندی در دستان طبقه كارگر برای تغيير ساختار اجتماعی اند و از نيازهای مبارزه برای پی ريزی جامعه ای عميقآ دموكراتيك در همه ی زمينه های سياسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دموكراتيك كه در آن برابری حقوق زنان و مردان و حق كودكان در برخورداری از زندگی بهتر تأمين شده باشد، ريشه می گيرند.

٦-٢ اين آماج آميخته ی مبارزه برای هدف های زير است:

- صلح جهانی از طريق مبارزه عليه نظامي‌گری و امپرياليسم؛

- احترام به قوانين بين‌المللی منشور جهانی سازمان ملل متحد؛

- تإمين حقوق، آزادی و استقلال فردی و جمعی و دفاع از قربانيان ستيزه‌جويي‌های خارجی و محاصره اقتصادی

- مبارزه عليه هرگونه رفتار و عمل فاشيستی، نژادپرستی، بيگانه ستيزی يا تاريك‌ انديشی از طريقث اتحاد سراسری و همه گير سنديكاهای كارگری و توده های زحمت كش.

٧-٢ مبارزه برای توسعه پايدار، برای حفظ منابع و دخاير طبيعی و حفظ توازن محيط زيست و جلوگيری از بيابان زايي.

٣- نقش كارگران، اتحاديه‌های كارگری و جنبش‌های اجتماعي

١-٣ كارگران و به طوركلی همه ی مزدبگيران شاغل در بخش‌های خدماتی، فنی، مديريت و اداری كه در جريان ايستادگی عليه سياست‌های نو ليبراليسم مقاومت و پايداری مي‌كنند و از نقش منحصر به فردی برخوردارند، نگران از آينده ی جهان در مركز ستيزه جويی امپرياليسم واقع اند.

٢-٣ هدف از اين ستيزه جويی فزاينده ی نوليبراليسم، استثمار و بی عدالتی هر چه بيش تر و بی پرده تر است. نو ليبراليسم با نام اصلاحات مدعی است بی آن كه اساس نظام كنونی را تغيير دهد، استثمار را به حداقل می رساند. و اين ادعا، متإسفانه از سوی برخی از نيروهای سياسی و سازمان های كارگری تكرار می شود. اين سياست رفرميستی يك مرزبندی آشكار در جنبش كارگری است.

٣-٣ فدراسيون جهانی سنديكايی كارگری (WFTU) و سازما‌ن‌های وابسته به آن اعم از سازمان های منطقه‌ای و ملی در برانگيختن، تهييج، تجهيز، سازمان دادهی، توسعه و تقويتِ جنبش كارگری و پی ريزی مبارزه ی مشترك در مقياس جهانی دارای مسوليت ويژه ای است. به همين سبب برنامه‌های عمل و آرمان های ما با برنامه ها و آرمان های ديگر سازمان‌های جنبش قدرتمند ضد نوليبرالی كارگری و مردمی در همسويی كامل است.

٤-٣ سياست های تجاوزگرانه ی سرمايه های انحصاری و ضرورت انزوای اجتماعی آن، مستلزم همكاری و اتحاد نيروهای ضد نوليبرالی و به ويژه مستلزم تعميق و گسترش همكاری و اتحاد سازمان های سنديكايی است. جنبش ضدجهاني‌سازی به رغم تناقضات و تنوع وسيعِ نيروهای سياسی و اجتماعی آن، واقعيتی است كه ميليون‌ها مردم را در برمی گيرد. مردمی كه به اين آگاهی رسيده اند كه بايد برای صلح، عليه جنگ به پا خيزند؛ مردمی كه مي‌خواهند در توسعه‌ی پايدار و پيشرفت اجتماعی سهيم باشند.

٥-٣ مشكلات جهان در واقع جهانی شده است. از اين رو ضرورت ايجاب مي‌كند كه سنديكاهای كارگری استراتژی جهانی داشته باشند. تنها با اتحاد و همبستگی است كه می توانيم به پيش رويم و به چالش‌های بسيار جدی روياروی خود پاسخ‌ كارآمد و جهانی دهيم. فدراسيون جهانی سنديكايی كارگری بار ديگر تعهد خلل ناپذير خود را نسبت به ارتقا و تعالی نقش سنديكاهای كارگری و يكپارچگی بين‌المللی آن، دگرباره تأكيد مي‌كند.

٤ فدراسيون جهانی سنديكايی كارگری ( ( W.F.T.U بديل سنديكاهای كارگري

١-٤ فدراسيون جهانی سنديكايی كارگری در زمره‌ی نخستين سازمان های مشاور بين المللی است كه در سازمان ملل متحد پذيرفته شد. به ابتكار فدراسيون، سازمان بين‌المللی كار مقاوله نامه های ٨٧ و ٩٨ مبنی بر آزادی های سنديكايی و حق پيمان های جمعی را تصويب كرد كه خود موجب رشد سريع جنبش سنديكايی كارگری در تمام قاره ها شد.

٢-٤ سهم مهم كارگران و سنديكاهای كارگری در مبارزه عليه فاشيسم و برای حقوق بشر و پيش رفت اجتماعی كه خصلت جهانی داشت، در اعلاميه ی فيلادلفيای سازمان بين‌المللی كار (١٩٤٤ / ١٣٢٣ ) به رسميت شناخته شد و در آن اعلام شد:
- كار كالا نيست.
- آزادی بيان و اجتماعات اساسِ پيشرفت پايدار است.
- فقر و محروميت در هر كجا خطری برای رفاه عمومی است.
٣-٤ فدراسيون به مثابه يك جبهه ی گسترده و جهانی در خط مقدمِ مبارزه جهان شمول عليه فاشيسم و جنگ و يرای دموكراسی، حقوق بشر و پيشرفت اجتماعی رزميد و اين حضور قاطع كارگران بود كه فاشيسم را به زانو درآورد.

٤-٤ پس از معاهده ی تحميلی « برتون – وودز» و نيز به دنبال سياست های نوليراليستی تحميلی صندوق بين المللی پول و بانك جهانی، همچنان فدراسيون به مثابه يك جبهه ی نيرومند جهانی بی تزلزل از توسعه ی اجتماعی و حق حاكميت ملت ها دفاع كرد.

٥- ٤ ديری نيست كه فدراسيون در مبارزه عليه سياست های نواستعماری، سياست های مداخله جويانه و اشغال گرانه ی ايالت متحده در صف نخست همبستگی بين المللی با رييس جمهور هوگو چاوز و مردم ونزويلا و نيز مردم عراق و ديگر ملت هايی كه در معرض تهديد و محاصره و تحريم اقتصادی هستند، ايستاد.

٦-٤ فدراسيون و سازمان‌های وابسته به آن آمادگی خود را در به كارگيری همه نوع اشكال اصولی و ضرور برای جايگزينی پيشرفت اقتصادی و اجتماعی درخوردِ جامعه ی بشری، در مبارزه عليه نوليبرالسيم و “نظم نوين جهاني” كه هدفش جنگ و غارتگری است، اعلام می كنند. از اين رو ما براين باوريم كه:
- سنديكاهای طبقاتی كارگری بايد با اقدامات عملی از مبارزه عليه سلطه گری حمايت و پشتيبانی كنند.
- چرا كه جهانی بهتر نه تنها امكان‌پذير كه ضرورتی درنگ ناپذير است.
٧-٤ كارگران سراسر جهان قاطعانه تصميم خود را به مبارزه و تلاش برای تغيير بنيادين و واقعی به نمايش مي‌گذارند. فدراسيون بر آن است كه از سنديكاهای كارگری به مثابه پايه های گريز ناپذير نيل به اين تغيير حمايت و پشتيبانی كند.
فدراسيون، در گير در مبارزه ی كارگران در تمام قاره ها، خود را متعهد به كمك در تحقق و پيشبرد خواست ها و آرمان های كارگران در مقياس ملی، منطقه ای و بين المللی می داند.
٨-٤ فدراسيون آمادگی خود را در مبارزه عليه نوليبراليسم برای گسترش و تحكيم همكاری و اتحاد با تمام نيروهای خواهان يك جهان دموكراتيك و مبتنی بر عدالت و پيشرفت اجتماعی اعلام می كند.

٩-٤ از طرفی، تحقق وحدت جنبش بين‌‌المللی سنديكايی كارگری در گروی مبارزه برای تإمين خواست های عينی و ملموس كارگران است.

١٠- ٤ جنبش بين‌المللی سنديكايی كارگران نيازمند بهبود و تحكيم اتحاد و تشريك مساعی است. اما سوء استفاده از نام اتحاد برای برتری طلبی و اعمال تعصبات گروهی نه تنها به انگيزه ی كارگران كمك نخواهد كرد كه، به جدايی و تفرقه خواهد انجاميد.

١١- ٤ درشرايط عينی جهان امروز هم گرايی و اتحاد نظری سنديكاهای كارگری نيازی است مبرم. اما قدرت سنديكاها به ميزان رابطه ی آن با توده های كارگر بستگی دارد. تنها برپايه ی چنين سمت گيری توأمان است كه می توان به مبارزه برای غلبه بر نوليبراليسم و پی ريزی جهانی با اهداف عميقأ اجتماعی نايل آمد.

١٢-٤ گردهمايی اخير بين‌المللی سنديكايی كه به تفاهم نامه ی پكن منتهی شد، تلاش واقعی در جهت برقراری همكاری خلاقانه برای تقويت جنبش بين‌المللی سنديكايی كارگری بود.

١٣-٤ فدراسيون، از هر تلاش‌سازمان‌های بين‌‌المللی، منطقه‌ای و ملی سنديكايی كارگری به ويژه در سازمان بين‌المللی كار برای ارتقا و تحكيم همكاری و اتحاد عمل در ميان خود و در مقياس عمومی با ديگر نيروهای اجتماعی كه در سال‌های اخير فزونی يافته است، استقبال مي‌كند.

١٤- ٤ بايد به جدايی و تفرقه ی موجود كه به طور مصنوعی و از خارج به جنبش سنديكايی بين‌المللی تحميل شده است، خاتمه داد. دست هايی در كارند كه از هيإت نمايندگی كارگران در نشست های سازمان ملل و نيز در سازمان بين المللی كار سواستفاده كنند. گروه كارگران در سازمان بين المللی كار بايد معرف تمام ديدگاه ها و تمايلات كارگری در جنبش سنديكايی بين المللی باشد. بايد با در پيش گرفتن راه های تعميق گفتگو و همكاری بر اعمال تبعيض بين كشورها و سازمان های سنديكايی غلبه كرد.

٥ كنگره جهانی سنديكايی كارگري

١-٥ فدراسيون بر آن است كه همراه با تمام نيروهای كارگری و پيشرو در جنبش بين‌المللی سنديكايی كارگری، پانزدهمين كنگره‌ی خود را با هدف قدرت بخشيدن به سازمان‌ها، بسط دامنه ی كار و فعاليت خويش از طريق اقدامات كيفی در زمينه ی اصلاح ساختار، شيوه‌ها و تدقيق هدف‌ها برگزار كند.

٢-٥ از موانع و محدويت های موجود برای رسيدن به اين هدف آگاهيم. اما تن به تقدير نمی سپاريم. زيرا، گزينه ی ما گفتگوی هدفمند برای دست يابی به اتحاد و تلاش مشترك است.

٣-٥ با عنايت به اصول سازمان طبقاتی، دموكراتيك، يكپارچه و مستقل و بر پايه ی اصل همسويی و همگامی با توده‌ها و در مبارزه ی آنان، هدف، پی ريزی فدراسيونی با ساختاری نوين است.

٤-٥ برآنيم كه با بهبود شيوه های كار، مشاركت هر چه بيشتر اعضا و جذب اعضای جديد، انعطاف پذيری و پويايی هر چه بيش تری را در تمام هستی فدراسيون و در تمام گستره ی كار و مبارزه ی ان برقرار كنيم.

٥- ٥ هدف قدرت بخشيدن به سنديكاهای كارگری در سراسر جهان است. برای گسترش مبارزه و نيرومندی هر چه بيش تر جنبش سنديكايی كارگری، طبقه كارگر را در سازماندهی و پيكار آموزش دهيم.

٦- ٥ فدراسيون و اعضای آن با توجه به بينش و بصيرت روشن ونيز با توجه به تجربه ی ناشی از شركت بی وقفه در مبارزه ی كارگران آمادگی خود را برای همكاری با تمام نيروها در مقياس كارگاه، محلی، ملی، منطقه ای و بين المللی در دست يابی به هدف های واحد اعلام می كنند.

٧-٥ فدراسيون با صدای بلند تشكيل پانزدهمين كنگره‌ی جهانی سنديكايی كارگری را اعلام مي‌كند و از هم اكنون خود را برای چنين روی داد بزرگی آماده مي‌سازد. می دانيم كه ميليون‌ها كارگر ، هزاران سازمان دوست و وابسته و چه بسيار رفقا و هم زنجيران در سراسر جهان با شور و هيجان در انتظار اين كنگره هستند. آنان هم اينك نيز حمايت خود را از برگزاری كنگره به صورت‌های مختلف ابراز مي‌كنند.

٨-٥ ما از تمام سنديكاهای كارگری كه مايل به شركت در گفتگوهای آزاد به حول مبارزه برای آزادی، پيش رفت اجتماعی و صلح هستند و خواهان استحكام و دوام همبستگی بين المللی سنديكايی كارگری، بدون توجه به وابستگی آنان به سازمان های سنديكايی كارگری جهان ، دعوت می كنيم تا در هاوانا به ما پيوندند.

٩-٥ باشد كه بذر ارزش ها و خواست های كارگران را بيفشانيم، بذرهايی كه اميد به دنيايی بهتر و مبتنی بر عدالت اجتماعی و صلح می پروراند.

كارگران جهان، متحد شويد و مبارزه كنيد:

- عليه جهانی سازی امپرياليسم، جنگ و استثمار

برای عدالت اجتماعی، محو بيكاری، همبستگی و صلح!

پراك

٢٥ فوريه‌ی ٢٠٠٥

--------------------------------------------------------------------------------

لازم به ذكر است كنگره فوق يك ماه به تعويق افتاده است