|
|
شورش های خود انگيخته کارگری موضوع امروز؟ يا فردا؟
صادق کارگر
تحولات تاکنونی پس از انتخابات و سياست ها و رفتار دولت جديد، ماهيت ، خواستگاه و
اهداف ارتجاعی دولت احمدی نژاد را در نزد آن دسته از محرومان که فريب شعارهای او را
خورده بودند، افشا نموده و باعث روی گردانی آنها از دولت گرديده است. اين روی
گردانی به دليل شرايط معيشتی و اجتماعی غيرقابل تحمل برای محرومان يک روی گردانی
فعال است که ضمن آن زحمتکشان نارضايتی خود را با شرکت در تظاهرات و اعتراضات گسترده
بازتاب می دهند.
با گذشت چهار ماه از روی کار آ مدن دولت احمدی نژاد که با وعده برقراری عدالت
اجتماعی و رنگين کردن سفره مردمان با پول نقد توانست آرا گروهی ازمردمان که از فرط
فقر و بيچارگی مستاصل شده بودند، بدست آورد، وضعيت معيشتی و اجتماعی کارگران و
مزدبگيران نه تنها بهبود پيدا نکرده بلکه به مراتب بدتر از چهارماه پيش گرديده است
و
با توجه به قرائن و شواهد بسيار به نظر می رسد که حداقل در آينده نزديک اين وضيعت
بازهم وخيم تر خواهد شد.
درجريان انتخابات رياست جمهوری بخش مدرن و پيشرفته طبقه کارگر و فعالان با تجربه
جنبش سنديکايی با توجه به شناختی که به ماهيت و عملکرد گذشته کسانی که پايگاه قدرت
احمدی نژاد را تشکيل می دادند، در اين که به او و وعده های فريب کارانه اش نبايد
اعتماد کرد، شک و ترديدی نداشتند. به همين دليل از رای دادن به او به درستی خودداری
کردند. اما به دلايل گوناگون از جمله نداشتن امکانات اطلاع رسانی و سرعت شتابان
تغيير و تحولات نتوانسنتد بخش قابل توجهی از محرومان را با خود همراه کرده و مانع
رای دادن آنها به دشمنان آزادی و عدالت گردند.
تحولات تاکنونی پس از انتخابات و سياست ها و رفتار دولت جديد، ماهيت ، خواستگاه و
اهداف ارتجاعی دولت احمدی نژاد را در نزد آن دسته از محرومان که فريب شعارهای او را
خورده بودند، افشا نموده و باعث روی گردانی آنها از دولت گرديده است. اين روی
گردانی به دليل شرايط معيشتی و اجتماعی غيرقابل تحمل برای محرومان يک روی گردانی
فعال است که ضمن آن زحمتکشان نارضايتی خود را با شرکت در تظاهرات و اعتراضات گسترده
بازتاب می دهند. اين اعتراضات که در ماه های اخير شاهد گسترش بی سابقه آن بوده ايم،
اگر کمی عميق تر به نحوه برخورد رژيم بنگريم و به گستردگی اعتراضات کارگری و
مطالبات و شعارهايی کارگران که در تظاهرات و اجتماعات مطرح می کنند توجه کنيم،
بيشتر قانع خواهيم شد و باور خواهيم کرد که شورش های خود انگيخته کارگري، ديگر نه
چشم اندازفردا، که واقيعت امروز است.
به نظر بعيد می رسد که دولت و حکومت نسبت به اين واقعيت وقوف نداشته باشند. آن ها
از هم اکنون خود را برای مقابله با اين شورش ها و سرکوب آن ها آماده می کنند. تا آن
زمانی که ابعاد اين اعتراضات هنوز گسترده و خطرآفرين نبود، سياست مقامات دولتی و
کارفرمايان بزرگ عمدتا بی توجهی و عدم پاسخ گويی به آن ها با هدف دلسردکردن
زحمتکشان از مبارزه و بی نتيجه دانستن اعتراضات و مبارزه بود. کوته بينی طبقاتی و
سياسی آنها از تشخيص اين که برای هميشه نمی توان بابی توجهی به وضيعت کارگران گرسنه
و خانواده شان زندگی برده واری بر آنان تحميل نمود و مانع طغيان خشم و شورش آن ها
شد، با گسترش و همه گير شدن اعتراضات کارگری در اقصاء نقاط کشور به تدريج عامل
سرکوب توسط رژيم جای بی توجهی گذشته و رها کردن کارگران گرسنه به حال خود را می
گيرد. که تازه ترين نمونه آن حمله ماموران انتظامی و امنيتی به تظاهرات مسالمت
آميزکارگران حق طلب فرش البرز بابلسر است.
اعتراضات و شورش های خودانگيخته کارگری با توجه به ماهيت ارتجاعی و اهداف دولت و
حکومت می تواند مستمسکی باشد برای نظامی کردن و امنيتی کردن هر چه بيشترجامعه و
سرکوب سازمان ها و جنبش ها و اعتراضات آزادی خواهانه مردم، همچنين اين اعتراضات و
شورش ها می توانند وسيله ای باشد در خدمت عقب راندن ارتجاعی ترين جناح سرمايه داری
ايران و سخنگويان و مجريان آنها، که قدرت دولتی را در دست دارند، به شرط آن که
فعالان جنبش سنديکايی با سازماندهی سنديکاها و کميته های اعتصاب مستقل و منتخب
کارگران و مزدبگيران و دسته بندی کردن خواسته های صنفی و سياسی کارگران و تشکيل
سازمان هماهنگ کننده تشکيلات مستقل کارگری، بتوانند اعتراضات کارگری را در جهت درست
هدايت کرده و به ارتجاع اجازه ندهند که از شورش های خود انگيخته کارگران و زحمتکشان
به سود اميال خود سوء استفاده کند.
خوشبختانه اعتراضات گسترده کارگری در دو دهه گذشته نسل جديدی از فعالان و رهبران
سنديکايی را پرورش داده است و هم اکنون جنبش مستقل سنديکايی در ايران عليرغم تمام
موانع و دشواری ها، دوران جديدی را آغاز کرده است. اين جنبش گرچه ممکن است کاستی
هايی هم داشته باشد اما جنبشی است اميدآفرين، نه تنها برای کارگران، بلکه برای همه
جامعه و همه آزادی خواهان و عدالت خواهان. به همين جهت شايسته است که مورد حمايت
همگانی قرار بگيرد. به خصوص اميد است که نيروهای چپ در اين شرايط دشوار و آينده ساز
و با کنار نهادن اختلافات فرعی به کاميابی اين روند و قدرتمند ساختن يک قطب چپ
نيرومند تاثيرگذارياری نمايند. در دو دهه اخير هيچوقت شرايط به اندازه امروز واقعا
توده ای کردن و کارآمد کردن جنبش چپ مهيا نبوده است. يا ما چپ ها از اين فرصت برای
نيل به منظور استفاده خواهيم کرد يا آينده را برای دوره نا معلوم ديگری در اختيار
نيروهای راست قرار خواهيم داد.
|
|
|